Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
   خورشيدي

 
6 دسامبر
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 












   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 6 دسامبر
ايران
افتادن بغداد به دست عثماني - نگاهي تاريخي به اهميت عراق به عنوان کليد خاور ميانه، تصرف عراق به دست آمريکا و ...
سلطان سليمان

سلطان سليمان امپراتور عثماني در اين روز در دسامبر 1534 تصرف بغداد را تکميل کرد. نيروهاي عثمامي دو روز پيش از اين وارد حصار بغداد شده بودند که برخي از مورّخان آن روز را زمان تصرف بغداد ذکر کرده اند. چندى پس از آن، دولت صفويهِ ايران بغداد را از عثماني ها پس گرفت و در آنجا يك پايگاه نظامي ثابت به وجود آورد و نیروى نظآمى مستقر ساخت.
     جنگ متناوب ايران و عثماني بر سر بغداد دو قرن طول كشيد و در زمان نادرشاه مصالحه صورت گرفت؛ ايران از دعاوي خود بر بغداد دست كشيد و عثماني حاكميّت ايران بر ايروان (ارمنستان) و همه قفقاز جنوبي را برسميت شناخت. در زمان شاه عباس هم عثماني ها همين نظر را داشتند و شاه عباس موقتا و تا رسيدن به هدف هاي مقدّم خود آن را رد نكرده بود.
     سرزميني كه امروز جمهوري عراق خوانده مي شود از عهد باستان كليد خاور ميانه بوده و هر دولت كه اين كليد را به دست داشته قدرت برتر در منطقه بوده است. دولت هاي بابل و آشور همين نقش را داشتند. كوروش بزرگ پس از تصرف بابِل (واقع در جنوب عراق امروز) بود كه حقوق انسان و فرضیه ايجاد كنفدراسيون جهاني خودرا اعلام داشت. داريوش سوم پس از شكست «اِربيل» واقع در شمال عراق امروز به هزيمت رفت. اسكندر مقدوني پس از يکرشته جهان گشايي، در بابل استقرار يافته بود كه در همانجا درگذشت. جانشنيان اسكندر شهر «سلوكيه» را در كنار دجله ساختند تا از آنجا بر آسياي غربي حكومت و نظارت كنند. پس از آنان اشكانيانِ ايران، تيسفون (مداين و امروزه سلمان پآک وآقع در 36 کيلومتري جنوب بغداد) را در سوي ديگر دجله ساختند و دو دولت اشكاني و ساساني ايران نزدیک به هشت قرن از اين شهر بر امپراتوري پهناور خود حكومت كردند. تلاش هر دو دودمان به رغم احساس برخی خطرات ازجمله نزدیکتر بودن تیسفون به قلمرو رومیان، پايتخت را از این شهر به يك شهري مركزي انتقال ندادند. يزدگرد سوم پس از شکست نظامي از مسلمانانِ عرب در قادسيه، پيشنهاد انتقال موقّت پايتخت از تيسفون به شيراز را نپذيرفت، و با افتادن پايتخت به دست عرب، امپراتوري ايران از دست رفت. عباسيان به جاي زادگاه اسلام (حجاز)، بغداد را (که در آن زمان درخستاني در شمال تيسفون بود) به صورت شهر درآوردند و مركز خلافت اسلامي قرار دادند. ايرانيان استقلال طلب دوباره اين مركز حساس (بغداد) را به چنگ آوردند. همه هدف سلجوقيان، مغول ها و تيموريان تصرف بغداد بود. شاه اسماعيل صفوي اندكي پس از اعلام سلطنت، بغداد را متصرف شد. همه سعي عثماني اين بود كه بغداد را در دست داشته باشد تا همه مناطق عرب نشين شرق مديترانه و درياي سرخ را کنترل کند و سرانجام با مصالحه با ايران به اين هدف خود رسيد. ولی جنوب بین النهرین به مرکزیت بصره تا اواخر زندیه در کنترل ایران بود.
     در جريان جنگ جهاني اول، هدف روسيه و انگلستان رسيدن به بغداد بود و بر پايه اين رقابت، روس ها از طريق ايران تا كرمانشاه پيش آمدند و انگليسي ها که نيروي نظامي وارد بين النهرين کرده بودند بر سر تصرف بغداد با عثماني وارد جنگ شدند. سرانجام در اواخر جنگ جهانی اول، بغداد به زير کنترل انگلستان درآمد، عثماني از ميان رفت و روسيه گرفتار انقلاب بلشویکی و سپس جنگ داخلي شد، و دولت لندن عملا از بغداد بر مناطق عربي متصرفه بناي حكومت كردن و سلطان و امير سازي و کشورسازی را گذارد. دولت لندن سپس و در ظاهر، مناطق دست ساخت خودرا به اين سلاطين و شيوخ واگذار كرد. سوریه و لبنان سهم دولت فرانسه ـ یکی دیگر از فاتحان جنگ جهانی اول شده بود.
     در دوران اتحاديه سازي، غرب يک اتحاديه نظامي براي محاصره شوروي را در بغداد تاسيس کرد که به نام پيمان بغداد خوانده شد (که بعدا به سِنتو تغییر نام داد.). متعاقب آن، روس ها به مليّون و چپ هاي عراقي كمك كردند تا در بغداد كودتا به راه اندازند و حكومت سلطنتي ساخت انگلستان را حذف كنند و از آن پس عراق دوست و هم پيمان مسكو و مدعي كويت و هر سرزمين ديگر شد كه مطمح نظر غرب قرار مي گرفت. پس از خروج نظامی انگلستان از شرق سوئز، توجه اصلي دولت آمريكا که نظر به جانشین شدن دولت لندن داشت، معطوف به عراق شد و مدت ها با كمك شاه ایران، كُردهاي عراقي را بر ضد دولت بعثي بغداد (دوست مسكو) بر مي انگيخت. آمريکا که پي به اهميت مناطق کُردنشين برده بود از 1917 و از همان زمان که وارد جنگ جهاني اول شده بود خواهان دوستي با کُردها، خودمختاری و استقلال آنان بود.
     صدام حسين با اين كه مي دانست زير ذرّه بين آمريكا و اسراييل است كه هر دو اهميت استراتژيک عراق را به خوبي مي شناسند مرتكب دو اشتباه سياسي شد؛ يكي اين كه در روزهاي افول قدرت مسكو ـ سال 1990 ـ فريب خورد (و طبق برخی نوشته ها، فریب دولت آمریکا که از طریق سفیر وقت این کشور صورت گرفت) و كويت را اشغال نظامي كرد و با اين عمل استقرار آمريكا را در کشور سعودي، كويت، قطر و ... تثبيت كرد و با اشتباه ديگر كه بازنگذاردن درهاي عراق به روي بازرسان سازمان ملل در همان آغاز کار بود که متهم به تلاش برای داشتن سلاح اتمی شده بود و با این بی اعتنایی (بی سیاستی) بهانه اشغال نظامي عراق را به دست داد زيرا كه او، ديگر اسلحه كشتار جمعي نداشت كه درهايش را ببندد و وانمود كند كه دارد. (دولت بغداد چند روز مانده به حمله نظامی آمریکا، به سازمان ملل اطلاع داده بود که با بازرسی از خاک خود موافق است که ظاهرا دیر شده بود بویژه که موضوع در رسانه ها انعکاس نیافته بود ـ شاید که تعمّدی در کار بود).
     حمله 192 هزار نظامی آمریکا که 45 هزار انگلیسی به آنان پیوسته بودند بیستم مارس 2003 آغاز شد و در مدتی کوتاه دولت بعثی عراق از میان رفت. اشغال نظامی عراق 8 سال و 8 ماه و چند روز طول کشید و در آخرین روز نوامبر 2011 خروج یکانهای زرمی آمریکا (نَه، مستشاران نظامی و ...) آغاز شد، ولی چند سال بعد مسئله داعش باعث بازگشت محدود نظامیان آمریکا به عراق شده است. دولت آمریکا با عراق پیمان امنیت و دفاع مشترک امضاء کرده است. با اینکه دولت آمریکا با اجرای نتیجه رفراندم استقلال کردستان عراق را موافقت نکرده است ولی درحال ساختن یک کنسولگری بزرگ در اِربیل و توسعه فرودگاه این شهر مرکز حکومت داخلی اقلیم کردستان عراق است. آمریکا در عملیات نظامی 8 ساله و 8 ماهه عراق، چهار هزار و 485 کشته و 31 هزار و 921 مجروح تحمل کرده است به علاوه، کشته شدن دو هزار و 97 غیرنظامی و کنتراتور آمریکایی و هزینه مالی نزدیک به یک تریلیون دلار.
     تاريخدانان و ديگر اصحاب نظر در نوامبر 2004 و 18 ماه پس از ازميان رفتن حکومت حزب بعث در عراق، با نشان دادن مرزهاي عراق روي نقشه و موقع جغرافيايي آن و با توجه به تحولات چند هزار ساله تاريخي منطقه و با اين استدلال كه عراق كليد خاور ميانه است بعيد دانسته بودند كه دولت آمريكا، مخصوصا در اين زمان كه معارضه غرب و مسكو بارديگر آشگار و چند قدرت ديگر دارند وارد وارد ميدان مي شوند عراق را دست کم بدون امضاي يک قرارداد امنيت مشترک و احیانا برجاي گذاردن مستشار نظامي و از اين قبيل افراد، ترک گويد (که چنین شده و نظر ابراز شده تاریخدانان در آن زمان، 7 سال بعد تحقق یافته است). قرارداد امنيت مشترک به آمريکا امکان خواهد داد که هر زمان که لازم بداند و اراده کند نيروي نظامي به عراق بفرستد.
     اين اصحاب نظر گفته بودند که امضاي پيمان استراتژيک آمريکا با دولت بغداد، نظر اسرائيل و کُردهاي عراق را هم تأمين مي کند و افزوده بودند آمريکا مي داند که عراق با همسايگانش مسئله دارد و کشوري تازه ساخت، مرکب از افراد با مذاهب و نژادهاي مختلف و مدعي يکديگر است و لذا دليل و بهانه براي انتقال نيروي نظامي فراوان است، مخصوصا که هرگروه عراقي مدعي سهمي از درآمد نفت عراق، کارمندي و مقام دولتي و شرکت در مقاطعه هاست.
    چندی پس از اشغال نظامی عراق، نظرگویان و نظرنگاران مشرق زمین گفته بودند که همراهی نظامی ـ سیاسی دولت لندن با آمریکا نشان می دهد که دولت لندن همچنان از سیاست قدیمی خود ـ تفرقه افکن و آقایی کن ـ بویژه در خاورمیانه دست برنداشته است و این سیاست را به دولت واشنگتن تلقین کرده است. بنابراین، یک خاورمیانه ناآرام و هر دسته و دولت بر ضد دسته و دولت دیگر به سود غرب است. وجود یک و یا چند دولت نیرومند در این منطقهِ نفتدار و استراتژیک و نیز آرامش به زیان منافع غرب و به سود قدرت های در حال طلوع است و باید دانست که خاورمیانه در طول تاریخ، همواره میدان درگیری قدرت های وقت بوده است؛ 10 ـ 12 قرن میان ایران و غرب (یونان و روم)، بیش از سه قرن میان ایران و عثمانی و سپس مداخلات غرب و بویژه دولت لندن.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
... و فروغي نخجوان که ارتش را مرخص کرده بود وزير جنگ كرد! ـ لزوم تحقيق از ديد تاريخنگاري در اين زمينه
فروغي
محمدعلي فروغي كه در شهريور ماه 1320 (اواخر آگوست 1941) پس از ورود نيروهاي متفقين به ايران، پس از شش سال خانه نشستن و مورد بي مِهري رضاشاه بودن دوباره! نخست وزير شده بود دومين كابينه خودرا سوم دسامبر 1941 ـ دوازدهم آذرماه 1320 به مجلس معرفي كرد. در اين كابينه سرلشكر احمد نخجوان به عنوان وزير جنگ معرفي شده بود كه تعجب همگان را برانگيخت؛ زيرا نخجوان بود كه در سمت كفيل وزارت جنگ، پس از دريافت دستور آماده ساختن ارتش براي دفاع از وطن خود که با تعرض خارجي رو به رو شده بود، با كمك يكي ـ دو تن ديگر از افسران ارشد نيروها را از پادگانها مرخص كرده بود و کشوررا بدون دفاع گذارده بود كه رضاشاه پس از اطلاع از اين اقدام او، وي را در كاخ مرمر دربرابر چشم وزيران و عده اي ديگر كتك زده بود و پس از كندن پاگونهايش به زندان فرستاده بود تا به جرم خيانت به وطن در دادگاه حَرب (دادگاه نظامي زمان جنگ) محاكمه شود.
    در ميان اعضاي كابينه فروغي افراد ديگري هم بودند كه رضاشاه قبلا آنان را به زندان انداخته و يا بيكار كرده بود.
     به باور برخي از مورخان، رضاشاه که از دهه 1310 هجري از نفوذ دولت لندن فاصله مي گرفت فروغي و چند مقام ديگر را به دليل حرف شنوي از لندن و انتقال و اجراي سياست هاي اين دولت بيکار کرده بود و کناره گيري غیر منتظره علي منصور از نخست وزيري يک روز پس از آغاز تعرّض نظامي و برجاي او نشستن فروغي به اشاره لندن صورت گرفته بود. همزمان، دولت مسکو با «ساعد مراغه» تماس گرفته و به این بهانه که ممکن است محمدرضا پهلوی هم بمانند پدرش یک ناسیونالیست و هوادار هیتلر باشد، از او خواسته بود که نایب السلطنه شود تا بعدا، رفراندم تکلیف نظام حکومتی ایران را تعیین کند. ظاهرا ساعد که بعدا نخست وزیر شد پیشنهاد مسکورا نپذیرفته بود.
     بررسي هاي تاريخي براي كشف حقايق مربوط به همين رويدادهاي نيمه سال 1320 هجري خورشيدي، نمونه هاي بارزي از خيانت به ملت ايران و مداخله بيگانه را نشان خواهد داد كه تا چند دهه، نه دولت هاي وقت مايل به اين كار (تحقيق) بودند و نه بيگانه. استادان فلسفه تاریح، عباس قره باغی آخرین رئیس ستاد ارتش ایران در نظام سلطنتی را در ردیف احمد نخجوان قرار داده اند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
شوراي امنيت از جمهوري اسلامي خواست که پرسنل ديپلماتيک آمريکا را آزاد کند که پذيرفته نشد ـ استقرار نظامي آمريکا در منطقه خليج فارس
15 آذر 1358 (6 دسامبر 1979) و يك ماه و دو روز پس از تصرف ساختمان سفارت آمريكا در تهران و به گروگان گرفته شدن كاركنان آن، شوراي امنيت سازمان ملل به اتفاق آراء از جمهوري اسلامي خواست كه بي درنگ گروگانهاي آمريكايي را كه پرسنل ديپلماتيك بودند آزاد سازد و به ايشان اجازه خروج از ايران بدهد و دو كشور اختلافهاي خودرا در چارچوب منشور ملل از راههاي مسالمت آميز حل كنند.
     اين مصوبه عملا پذيرفته نشد و گروگانها تا سيزده ماه و چند روز بعد آزاد نشدند.
    به نظر مورخان، اين گروگانگيري بهانه قرارگرفت که آمريکا به تدريج در منطقه خليج فارس مستقر شود، بويژه که همزمان با گروگانگيري، پيمان دفاع و امنيت مشترک ايران و آمريکا (منعقد در سال 1959) از سوي جمهوري اسلامي لغو شد و ....
     به دستور جيمي كارتر رئيس جمهور وقت آمريكا تا نيمه آذر 1358 شمار كشتي هاي نظامي آمريكا در خليج فارس به 21 فروند رسيده بود كه مسکو ـ قدرت رقيب، هم به همين تعداد ناو جنگي در برابر آنها مستقر ساخته بود و اين موازنه قوا باعث مي شد كه دولتهاي كوچكتر ترسي از نتايج اقدامات خود نداشته باشند، زيرا كه دو ابرقدرت وقت ـ يكديگر را خنثي مي كردند و ديگران تا حدي زياد آسوده خاطر مي زيستند. شوروي بعدا از درون فروپاشيد، آمريکا خليج فارس را به مرکزيت بحرين يک منطقه نظامي خود کرد و سپس با استفاده از هر فرصتي به استقرار و گسترش نفوذ در منطقه ادامه داد و راه ورود قدرت هاي درحال طلوع ديگر عملا بسته شد. يک مثال: براي نخستين بار در پاييز 2011 رژيم پکن چند کشتي جنگي به خليج فارس فرستاد که از قطر هم ديدن کردند. چون اين عمل با مقالات انتقادي رسانه هاي آمريکا رو به رو شد منابع چيني وانمود کردند که آن کشتي ها در سر راه خود به شاخ آفريقا و مبارزه با دزدان دريايي سومالي از خليج فارس ديدن کردند و منظور ديگري نبوده است!.
    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ترور خواهرزاده شاه به دست فدائيان اسلام در پاريس
شهريار شفيق
15 آذرماه 1358 (1979 و در آن سال مصادف با 6 دسامبر) شهريار شفيق خواهرزاده 34 ساله پهلوی دوم (محمدرضاشاه)، پسر اشرف [از شوهر مصری اش] و افسر پیشین نيروي دريايي ايران هنگامي كه در يك خيابان پاريس، پياده به سوي خانه مادرش در حركت بود به دست مردي جوان كه كلاه موتوسيكلت سواري بر سر داشت و به او نزديك شده بود با شليك گلوله كشته شد و تيرانداز با موتوسيكلتي كه در انتظار وي بود از صحنه گریخت. سپهبد اويسي [فرماندار نظامي تهران در سال انقلاب و قبلا فرمانده ژاندارمری ایران] نیز به همین صورت در يک خيابان پاريس هنگامی که با برادرش، پیاده در حرکت بود کشته شد.
    پس از ترور شهريار شفيق، روزنامه اطلاعات (شماره 16020 ـ 17 آذر، صفحه آخر) به نقل از شيخ صادق خلخالي نوشت كه شهريار شفيق به دست اعضاي جمعيت فدائيان اسلام ترور شد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو انديشه
روزي كه ماندلاي بزرگ و دوست مردم بازداشت شد
نلسون رالي هلا هلا ماندلا كه از او به عنوان يك «داور جهاني» نام برده مي شود، بزرگ مردي كه توانست بدون خونريزي به تبعيض نژادي و حكومت اقليت سفيد پوست مهاجر هلندي بر وطن خود پايان دهد و كسي هم آسيب نديد و حتي مجازات نشد ششم دسامبر سال 1956 با 156 تن ديگر از رهبران جنبش حقوق مدني سياهپوستان بازداشت شد. ششم دسامبر همچنين يادآور تغيير زندان او در سال 1988 است كه در اين روز به يك زندان «كيپ تاون» منتقل شد.
    ماندلا كه تنها به دليل مبارزه براي رفع تبعيض و احقاق حقوق انساني هموطنانش 27 سال از عمر خودرا در زندان با اعمال شاقه از دست داد در دادگاهي كه او را محاكمه مي كرد گفت:
     من بر ضد تبعيض گام برداشته ام، خواه اين تبعيض از سوي سياه و خواه از طرف سفيد اعمال شود. من براي ايجاد جامعه اي تلاش كرده ام كه در آن آزادي و دمكراسي وجود داشته و هر فرد در آن از حقوق يكسان و فرصت هاي برابر برخوردار باشد و مردم در كنار هم با هماهنگي و مسالمت زندگاني كنند.
    هنگامي كه به او گفتند كه اگر قول دهد از مبارزه دست بردارد مجازات حبس ابد اورا به زندان كوتاه مدت تبديل خواهند كرد نپذيرفت و در زير پرونده مربوط نوشت كه سازش بر سر حقوق مردم را نخواهد پذيرفت . او در زندان جزيره «روبن» از بام تا شام چكش بر سنگ زد كه به بيماري سل و آسيب ديدگي چشم دچار شد و سرانجام فشار همان مردمي كه وي به آنان خيانت نكرد باعث رهايي او از زندان شد كه پس از آن از طريق مسالمت آميز به رژيم معروف به «آپارتيد» پايان داد، حاكميت را به اكثريت سپرد و آنان هم اورا به رياست كشور برگزيدند و بيش از يك دوره هم اين مقام را نپذيرفت.
     وي با اينكه افكار سوسياليستي دارد اجازه مصادره اموال كسي را نداد و با اجراي طرح «اعتراف كن، پوزش بخواه و عفو شو» اجازه نداد كه كسي هم مجازات شود و با اعمال يك سياست مدبرانه اينك سياه و سفيد در فدراسيون آفريقاي جنوبي در كنار هم در آرامش زندگي مي كنند. ماندلا با اين کارها به پدر افريقاييان و برادر همه مردم شهرت يافته است.
     ماندلا كه در 18 جولاي 1918 در يك شهرك كوچك فدراسيون آفريقاي جنوبي به دنيا آمده است اينك در همين شهرك دوران بازنشستگي خود را مي گذراند و مي گويد كه از تماشاي غروب آفتاب همراه با آهنگ چايكوفسكي لذت مي برد.
     وي مي گويد سوسياليسم را كه تنها راه سعادت بشر مي داند هنوز در مرحله آرزو است. بازنشسته بودن ماندلا دليل آن نشده بود كه به ستمگري پرخاش نكند و در سالهاي نخست بازنشستگي از شركت در نشستهاي به خاطر صلح اجتناب جويد و نامه هاي پر از شكوه و شكايت مردم از سراسر جهان را نخواند. وي در سالهاي 2001 و 2002 بارها نگراني خود را از برهم خوردن نظم جهاني اعلام داشت. وي از هواداران موازنه قدرت در جهان است.
    ماندلا پنجم دسامبر 2013 و در 95 سالگي و ماهها در بستر بيماري بودن درگذشت و جهانيان را ماتم زده کرد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو دموکراسي
روند انقلاب مخملي اوکراين در پنجم دسامبر 2004
پنجم دسامبر 2004 در پي مسكوت گذارده شدن پيشنهاد تجديد نظر در قانون انتخابات اوكراين از سوي نمايندگان پارلمان اين كشور و تعطيل كردن جلسات به مدت ده روز، اثر کوچکي از شکست يوشچنكو نامزد هوادار غرب و در نتيجه طرح انقلاب مخملي به چشم خورد که رسانه هاي بلوك غرب بر ميزان مقالات و تفسيرهاي خود درباره بحران انتخاباتي اوكراين افزودند. نيويورك تايمز در شماره 5 دسامبر خود درباره يوشچنكو و كارهاي وي ــ از تبديل اقتصاد اوكراين از سوسياليستي به اقتصاد بازار آزاد تا ايجاد پول اختصاصي اوكراين «هريونيا» نوشته بود. يوشچنكو پس از فروپاشي شوروي، مدتي رئيس بانك مركزي اوكراين بود و در اين سمت توجه غرب را به خود جلب كرده بود. يوشچنکو همچنان كه در دوران حكومت شوروي خودرا از وفاداران به سوسياليسم و نظام شوروي قالب كرده بود! و مقام بانكي مهمي را در آن نظام به دست آورده بود، پس از فروپاشي شوروي لباس عوض کرده و خودرا عاشق و شيفته اقتصاد بازار آزاد (کاپيتاليسم) وانمود مي کرد.
    هواداران يوشچنكو در پارلمان كه اكثريت را در دست نداشتند پيشنهاد كرده بودند كه قانون انتخابات مورد تجديد نظر قرار گيرد و تركيب كميسيون انتخابات كه به زعم آنان عامل تقلب بود تغيير كند تا راي ديوان عالي مبني بر برگزاري يك انتخابات ديگر تحقق يابد كه نمايندگان كمونيست، سوسياليست و هواداران كوچما در آخرين جلسه پيش از تعطيل، آن را مسكوت گذاشتند.
     در اين ميان، كوچما رئيس جمهور وقت دست به يك ضد حمله زده، پيشدستي كرده و از غرب خواسته بود كه ناظران خود را، البته آنان كه شهرت بي طرفي و انصاف داشتند، به اوكراين بفرستد تا بر انتخابات 26 دسامبر 2004 (تكرار انتخابات دور دوم) نظارت كنند و هرچه ناظر بيشتر، بهتر!.
    روز پيش از اين وضعيت (چهارم دسامبر)، و اين بار اين هواداران يانوكوويچ بودند كه جاي تظاهر كنندگان هوادار يوشچنكو را در ميدانهاي شهرهاي اوکراين گرفته بودند. آنان شعار مي دادند: با تظاهرات خياباني و محاصره عمارات دولتي و فشار نبايد نمايندگان پارلمان را مجبور به اقدام و وضع قانون كرد كه اين عمل خلاف اصول دمكراسي و همانا بكاربردن زور و استبداد براي رسيدن به هدف است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
براي نجات خود، معاونش را به ميان مردم خشمگين افكند تا اورا بكشند!
كومودوس
ششم دسامبر سال 189 ميلادي كومودوس امپراتور وقت روم كه با اعتراض شديد مردم شهر «رم» و شورش ايشان به خاطر كمبود گندم و گران شدن نان رو به رو شده بود براي جلب نظر اتباع کشور نسبت به خود و به علاوه راحت شدن از دست معاونش كه از سوي سناي روم به او تحميل شده بود هنگامي كه شنيد رمي هاي خشمگين پشت ديوار كاخ او اجتماع كرده و تظاهرات مي كنند به اتفاق معاونش «كلياندر» به بالكن كاخ رفت و خطاب به مردم حق را به جانب آنان داد و گفت كه عامل كمبود گندم را تا چند لحظه ديگر به شما مي سپارم و سپس به محافظانش دستور دادكه «كلياندر» را از بالكن به ميان مردم افكنند و مردم هم اورا قطعه ــ قطعه كردند!.
    كومودوس معاون قبلي خودرا هم به جرم خيانت اعدام كرده بود و اجازه نداد كه سنا براي او معاوني ديگر انتخاب كند. علت تعيين معاون براي امپراتور اين بود كه كومودوس بيشتر وقت خود را صرف خوشگذراني و تماشاي كارهاي گلادياتورها مي كرد و به امور كشور نمي رسيد و فساد اداري كه نمونه اش گراني نان بود نتيجه همين بي اعتنايي او به خدمات عمومي بود. كومودوس در به جان هم انداختن گلادياتورها كه اسيران جنگ ها بودند و كشته شدن آنان به دست يكديگر به قدري افراط مي كرد كه گاهي هم خود او با ارابه به ميان گلادياتورها مي رفت و آنان را مي كشت!.
     وي بعدا نام خود را هم بر شهر قديمي رم نهاد و اين شهر را «كوموديانا» ناميد. همين كارها سبب شد كه در31 دسامبر سال 192 ميلادي يك افسر گارد وارد گرمابه كومودوس شود و اورا كه سرگرم استحمام بود بكشد. شانس رومي ها در زمان كومودوس اين بود كه شاه وقت ايران بلاش سوم مردي صلح طلب بود و خودرا سرگرم جمع آوري قطعات «اوستا» در يك كتاب كرده بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
وقتي كه اصول كاپيتاليسم ناديده گرفته مي شود! ـ پرداخت کمک مالي به خودروسازانِ در شرف ورشکستگي
لگوهاي سه کارخانه بزرگتر اتومبيلسازي آمريکا

در نوامبر و دسامبر 2009 سه كارخانه اتومبيلسازي بزرگتر آمريكا (جنرال موتورز، فورد و كرايسلر ـ جيپ) که از چهار دهه پيش با رقيبان خارجي درگير بودند در آستانه ورشكستگي قرارگرفته و دست ياري به سوي دولت دراز كرده بودند. فروش محصولات اين سه كارخانه كه تا سال 1966 در جهان كولاك مي كرد و از نظر اتومبيلرانان، خودرو ساخت آمريكا حرف نداشت، در طول سال 2008 تا 37 درصد كاهش يافته بود زيرا كه محصول اين سه کارخانه قادر به رقابت با اتومبيلهاي ساخت اروپا و ژاپن نبود.
    علت موفق نبودن اقتصاد کشورهاي کمونيستي سابق اين بود كه از ادامه كار كارخانه هاي ورشكست حمايت مي كردند، همان كاري را كه انگلستان تا اواخر قرن 19 (پيش از انقلاب صنعتي) انجام مي داد. آمريكا منتقد روش پيشين دولتهاي کمونيستي و انگلستان قرن نوزدهم بود و استدلال مي كرد كه يك كارخانه ورشكست بايد تعطيل و يا ادامه فعاليت آن با مديريت تازه زير نظر دادگاه ويژه امور ورشكستگي قرار گيرد، ولي در دسامبر 2009 [با ناديده گرفتن اصول اقتصاد بازار و کاپيتاليسم] تصميم به ياري دادن به کارخانه هاي خودروسازي در شرف ورشكستگي خود گرفت و شروع به دادن كمك مالي به آنها کرد.
    مديران اين سه كارخانه كه هركدام دستمزد و پاداش سالانه ميليوني داشتند نوامبر 2008 با جِت هاي اختصاصي کمپاني خود به واشنگتن رفته بودند و هرکدام از كنگره (قوه مقننه آمريکا) درخواست 25 ميليارد دلار پول براي نجات شرکت خود و اصطلاحا «بِيل اوت» كرده بودند كه روزنامه ها موضوع جِت هاي اختصاصي آنان را پيش كشيدند و كنگره جرأت پرداخت نكرد و خواست كه بروند و جزئيات را بياورند. آنان بار دوم با خودرو ـ خودرو برق و بنزيني ـ به واشنگتن و كنگره مراجعه و اين بار 34 ميليارد دلار مطالبه كردند! (تقريبا معادل درآمد يك سال يك كشور صادركننده نفت). تا زمان بازگشت آنان به واشنگتن، لابي گرها كه عمدتا مقامات متنفذ سابق هستند دست بكار شده بودند و با اعضاي مخالف دادن کمک در كنگره ملاقات كرده بودند و بالاخره كنگره اين بار راضي به دادن کمک مالي مشروط شد. موافقت با دادن اين کمک در حالي بود که درصد بيکاري و داوطلب استخدام شدن در ايالات متحده رو به افزايش گذارده بود.
گروهي از افراد جوياي کار در آمريکا که در صف نوبت براي تسليم رزُمه ايستاده بودند (چهارم دسامبر 2008 ايالت نيوجرزي)


    
مديران سه کمپاني خودروسازي آمريکا در يک جلسه کنگره در پاييز 2009

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 6 دسامبر
  • 1240:   23 سال پس از مرگ چنگيز خان، باتو خان Batu Khan مغول (نوه چنگیزخان و پسر جوجی = جوشی) شهر «كي اف» در اوكراين را تصرف و ويران ساخت. منطقه شرق فرارود ازجمله نواحی روس نشین و قفقاز شمالی سهم جوجی و پس از او اعقابش شده بود که 250 سال بر این منطقه حکومت کردند. اینان زماني تا اروپای مرکزی هم پیش رفته بودند.
  • 1768:   «دائرة المعارف بریتانیا = بریتانیکا» برای نخستین بار در اسکاتلند چاپ شد که تکامل و چاپ آن از آن پس ادامه یافته است. این، نخستین دائرة المعارف به زبان انگلیسی است. بریتانیکا که در اینترنت قرارگرفته و به صورت CD نیز توزیع می شود. از آنجا که دائرة المعارف نیاز به اصلاح و تکامل دائمی دارد، این کار در موسسه مربوط توسط یکصد نویسنده و محقق تمام وقت انجام می شود. بیش از 400 محقق دیگر نیز داوطلبانه به تکمیل این دائرةالمعارف کمک می کنند.
  • 1862:   به دستور آبراهام لينكلن (لينکن) رئيس جمهوري وقت آمريكا 39 سرخپوست (بوميان آمريکايي) از قبيله «سو» به دار آويخته شدند.
  • 1865:   اصلاحیه سیزدهم قانون اساسی آمریکا بردگی را در این کشور ممنوع و غیر قانونی کرد. این اصلاحیه پس از پایان جنگ داخلی آمریکا تنظیم و تصویب شد.
  • 1877:   1877 : «واشنگتن پست» نخستين شماره خودرا منتشر كرد . این روزنامه پایتخت ایالات متحده توسط Stilson Hutchison تاسیس شده بود که بعدا فروخته شد و در سال 1933 Eugene Meyer از یهودیان آمریکایی آن را خرید که مالکیت آن از آن زمان در خانواده او باقی مانده است. گزارش شده است که 740 روزنامه نگار برای واشنگتن پست خبر و مقاله می نویسند. طبق همین گزارش، تیراژ این روزنامه بیش از 740 هزار نسخه است.
  • 1907:   در انفجار یک معدن زغال سنگ در ایالت کوهستانی ویرجینیای غربی آمریکا 362 تن کشته شدند. این نخستین و آخرین حادثه از این دست در این ایالت نبوده است. اخیرا هم چنین حادثه پُر تلفاتی در یک معدن زغال سنگ این ایالت روی داد.
  • 1917:   فنلاند از روسيه جدا و اعلام استقلال كرد كه اين روز درعين حال روزملي فنلانديي ها است .
  • 1921:   قرارداد دولت لندن با ایرلندی های استقلال طلب امضا شد و ایرلند آزاد (که ایرلند شمالی الحاق به آن را نپذیرفت و یک مسئله بوجود آمده است) تاسیس شد و ایرلند آزاد سال بعد در همین روز با تصویب قانون اساسی تازه یک جمهوری و کاملا از انگلستان جدا شد.
  • 1923:   «کلوين كوليج» رئيس جمهوري وقت آمريكا نخستين رئيس يك كشور بود كه ار راديو نطق كرد.
  • 1937:   بر اثر انفجار مهمات در شهر هالیفاکس ایالت نوا سکوشی Nova Scotia کانادا یکهزار و نهصد تن کشته شدند.
  • 1954:   شاه ايران براي ديدار از آمريكا وارد واشنگتن شد. پنج روز پيش از اين سفر، جورج آلن معاون وزير امور خارجه آمريكا به تهران آمده بود و با شاه مداكره كرده بود. مذاکرات درباره تشديد سياست ضد شوروي ايران و سختگيري هرچه بيشتر نسبت به چپگرايان ايراني و سرکوب کردن آنان بود.
  • 2004:   ولاديمير پوتين در ادامه يک رشته فعاليت ديپلماتيک، 5 دسامبر اين سال وارد تركيه شد تا بکوشد ميان دو دولت دوستي و حسن تفاهم برقرار شود. وي نخستين رهبر مسكو بود كه از تركيه ديدن کرد. پوتين در ديدار دو روزه خود از ترکيه كه متعاقب سفر هند صورت گرفت تلاش كرد كه کدورت ديرپاي دو کشور رفع شود و راه براي گسترش مناسبات و داد و ستد فراهم آيد. پوتين که قبلا از آسياي ميانه، پکن و كشورهاي آمريكاي لاتين ديدن كرده بود بعدا هم به چند كشور ديگر رفت. پوتين در پکن تلاش کرده بود که به اختلافات مرزي ديرپاي روسيه با چين پايان داده شود و همكاري هاي تكنولوژيك روسيه و هند گسترش يابد.
        
  • 2005:   (15 آذر 1384) یک هواپیمای حمل و نقل نظامی نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران از نوع «سی ـ 130» که از تهران عازم بندر عباس بود اندکی پس از برخاستن از مهرآباد دچار نقص فنی موتور شد و در راه بازگشت اضطراری به فرودگاه به ساختمان ده طبقه مجاور فرودگاه ویژه سکونت خانواده افراد نیروی هوایی برخورد کرد و همه 94 سرنشین آن کشته شدند.
         68 تن از سرنشینان این هواپیما از کارکنان رسانه های تهران اعم از رادیو ـ تلویزیون، خبرگزاری ها و روزنامه ها بودند که برای تهیه خبر و عکس از جریان یک مانور نیروی دریایی در خلیج فارس عازم بندر عباس بودند. در این رویداد بیش یکصد تَن نیز در ساختمان و یا روی زمین کشته و 90 تن دیکر مجروح شدند.



  •  

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com