Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
   خورشيدي

 
27 نوامبر
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 










   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 27 نوامبر
ايران
پاسخ كريم خان زند، چهره برجسته تاريخ ايرانيان، به خواست روسيه
کريم خان


     بيست و هفتم نوامبر سال 1770 ميلادي كريم خان زند، وكيل ايرانيان، در عمارتي در شيراز كه امروز «موزه پارس» ناميده مي شود، فرستاده روسيه را پذيرفت كه رنج سفر دو هزار و پانصد كيلومتري از سن پترزبورگ تا شيراز را بر خود هموار كرده بود تا پيام تزار روسيه را به فرمانرواي ايران برساند. سفير تزار خبر پيروزي روسيه بر عثماني را در جنگ دريايي به اطلاع خان رسانيد و تمايل تزار را به داشتن روابط دوستانه و اتحاد با وي اعلام داشت. فرستاده تزار انتظار داشت كه كريم خان كه دوبار باعثماني بر سر بصره جنگيده بود از شنيدن خبر شكست دريايي عثماني خرسند شود كه كريم خان ابرو در هم كشيد و خطاب به سفير تزار گفت كه شكست ملت ديگر ما را شاد نمي كند و سفير تزار (طبق نوشته هاي به جاي مانده از او، به قلم خودش) شوكه شد و بعدا به تزار گزارش داد كه اتحاد با كريم خان را برضد عثماني فراموش كند و اضافه كرده بود كه كريم خان با همه رهبراني كه ديده، درباره آنان شنيده و در كتب تاريخ خوانده است فرق دارد، زيرا كه خودش را يك تبعه عادي مانند ساير مردم مي داند، مردي است به غايت فروتن و بدون هرگونه افاده؛ رفتارش هم ديپلماتيك نيست و ديدار با او تشريفات ندارد.
     بايد دانست كه كريم خان در هر دو جنگ خود با عثماني بر سر بصره پيروز شده بود. وي علاوه بر دور ساختن عثماني از منطقه بصره، هلندي ها را هم از خارك و جزاير اطراف آن اخراج كرده بود.
     كريم خان كه از پذيرفتن عنوان شاهي و تاسيس سلسله اجتناب مي كرد نسبت به امنيت خليج فارس و خوزستان حساس بود.
     مورخان اروپايي كريم خان را مردي عادل و منصف و يك ايراني فوق العاده و شخصيتي منحصر به فرد در تاريخ توصيف كرده و درباره اش به نقل از ديپلماتهاي اروپايي و ميسيون هاي مسيحي نوشته اند: كريم خان كه از يك نژاد خالص ايراني (لر) بود از ديدن شادي مردم شاد مي شد و براي شاد كردن شيرازي ها از جيب خودش (نه از خزانه عمومي) به نوازندگان پول مي داد كه در ميدان هاي شهر ساز بزنند و اگر فرصتي به دست مي آورد درطباخي هاي عمومي در كنار مردم عادي غذا صرف مي كرد و با شنيدن گفتگوي آنان با يكديگر از دشواري ها آگاه مي شد و اين مسائل را حل مي كرد. به نوشته منشي كريم خان، به باور نماينده ايرانيان (كريم خان) مسائل كوچكند كه گاهي دفعتا چنان بزرگ مي شوند كه دودماني را منقرض مي كنند.
     كريم خان كه رييس طايفه زند از مردم «لُر ـ بختياري» و يكي از ژنرالهاي ارتش نادرشاه بود؛ پس از قتل نادر (دهم ژوئن 1747 در يك كودتاي نظامي در قوچان)، در سخت ترين شرايط تصميم گرفت مانع از هم گسيختگي ايران شود؛ زيرا كه پس از كودتا، هر ژنرال در يك منطقه از كشور پرچم خودمختاري برافراشته بود. از جمله ژنرال احمدخاني دراني در قندهار. در اين هرج و مرج، كريم خان با ده سال تلاش يكايك اين مدعيان را سركوب و يا غير فعال كرد، ولي پس از هر پيروزي، مغلوبين را مورد بخشودگي قرار داد و دشمنان مقتولش را با احترام و تشريفات مرسوم دفن كرد و با اين كه بناي كاخ گلستان را در تهران آغاز كرده بود، شهر شيراز را پايتخت كشور قرار داد تا بازگشتي به عهد باستان و در مجاورت تخت جمشيد باشد.
     وي با ايجاد يك نظام اداري ـ قضايي كارآمد آرامشي را به ايران بازگردانيد كه قرنها روي آن را به خود نديده بود.
     كريم خان در طول 30 سال زمامداري اش به عمران و آباداني فراوان دست زد. تجارت را تشويق و ماليات كارگران و كشاورزان را لغو كرد. درشيراز بناهاي متعدد از جمله مسجد و بازار وكيل را ساخت. حافظيه و آرامگاه سعدي از كارهاي اوست. وي در كرمان نيز دست به عمران زد و بازسازي مسجد جامع مظفريه از يادگارهاي اوست و به همين سبب كرماني ها لطفعلي خان نوه وي را در روزهاي سخت در پناه خود قرار دادند كه گرفتار شقاوت و بيرحمي دشمن او آغامحمدخان قاجار شدند و ....
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ادامه نگراني هايي كه به جنگ سال 1857 انگلستان و ايران انجاميد تا به امروز ـ افغانستان!
164 سال پيش در اين روز (27 نوامبر) نيروهاي انگليسي مستقر در هند با چندين ناو توپدار و نفربر از تنگه هرمز گذشتند و وارد خليج فارس شدند تا با ايران وارد جنگ شوند. 27 روز پيش از آن (يكم نوامبر 1856) دولت انگلستان به ايران ـ ايراني كه در شمال و جنوب به دريا متصل است ولي فاقد نيروي دريايي موثر بود اعلان جنگ داده بود. دولت لندن كه بر شبه قاره هند مسلط شده و خودرا مالك آن مي پنداشت مايل بود كه ميان هندوستانِ دولت لندن و متصرفات روسيه و قلمرو دولت تهران كه روابط بهتري با روسيه داشت، منطقه حايل ايجاد كند و ايران خاوري را كه «افغانستان» ناميده بود به سران طوايف آن بسپارد و جدا كند. دولت لندن در سپتامبر و اكتبر آن سال از تهران خواسته بود كه نظاميان و مأموران خودرا از هرات و مناطق تاجيك نشين كه ساختار قبيله اي نداشتند خارج سازد و چون تهران به جاي پاسخ موافق، برشمار نيروها و ماموران خود در آن مناطق افزود پس از يك اخطار، اعلان جنگ داده بود و شش روز در انتظار واكنش تهران به اين اعلان جنگ نشسته بود. لندن در اين فاصله چون پاسخي دريافت نداشت ششم نوامبر به حكمران خود در هندوستان دستور اعزام نيرو و ناو توپدار براي تصرف بوشهر، خارک و خرمشهر داد. لندن از وضعيت تهران به خوبي آگاه بود و مي دانست كه نَه نيروي كافي براي اعزام به جنوب را دارد و نَه حال بسيج نيروهاي محلي جنوب و داوطلبان غیر نظامی محل را. لُرد «پالمرستون» نخست وزير وقت انگلستان فرماندهي جنگ با ايران را برعهده «سِر جيمز آوت رام» گذارده بود.
     نيروهاي انگليسي تا يکم ژانويه سال 1857 (درست دو ماه پس از روز صدور اعلان جنگ) خارک و خرمشهر و بندر بوشهررا (نه همه این منطقه را که داوطلبان محلی مقاومت جانانه کردند و به انگلیسی ها تلفات وارد ساختند) تصرف كردند و دولت وقت ايران را (که احتمالا از ادامه مقاومت مردم فارس بی اطلاع بود) مجبور به صرف نظر كردن از هرات ساختند كه قرنها حاكم نشين خراسان، زادگاه شاه عباس و يكي از مراكز فرهنگ و ادب ايران بوده است.
     مورّخان مؤلف «تاريخ انگلستان در دوران برتري و سلطه» درباره لشكركشي این دولت به ايران بر سر هرات با مضموني مشابه چنين نوشته اند:
     انگليسي ها در سال 1855 و در پي يك درگيري پرتلفات با پشتون ها، در پيشاور با دوست محمد خان (پشتون) قرارداد صلح امضاء كرده بودند و سياستشان بر اين بود كه يك افغانستان ملوك الطوايفيِ هوادار انگلستان كه حايل ميان روسيه و هندوستان باشد به وجود آيد. انگليسي ها كه متوجه نفوذ فرهنگي صدها ساله ايران در ميان هندي ها شده و از تصرف دهلي توسط نادرشاه و بعدا يك خان افغان اطلاع داشتند از آن نگران بودند كه يك نادرشاه، يعقوب ليث، مرداويز و اردشير پاپكان ديگري در ايران برسر كار آيد، به انديشه احياء امپراتوري سابق افتد و جهانگيري از سربگيرد و اين بار روس ها هم به او كمك كنند. لذا با ادامه يکپارچه بودن ايران در بخش شرقي، كه دربار آن متمايل به روسيه بود مخالف بودند و به همين سبب هرات و نواحي ديگر افغانستان و همچنين بخش شرقي بلوچستان (مکران) را از ايران جدا كردند. «افغانستان» نامي است كه انگليسي ها بر ايران خاوري گذارده اند. جنگ سال 1857 انگليسي ها با ايران سبب شد كه روس ها در تصرف مابقي آسياي ميانه شتاب كنند و متصرفات خودرا تا آمودريا (جيحون) گسترش دهند و تثبيت كنند. در اينجا بود كه دولت لندن به سازش با روس ها روي آورد و طبق اين سازش شفاهي قرارشد كه مرز متصرفات دو دولت، «آمودريا» باشد. [تیموریان که قرنها و تا نیمه قرن نوزدهم بر هندوستان حکومت داشتند از آسیای میانه برخاسته بودند]. اين توافق دهها سال رعايت مي شد تا اينكه مسكو و اين بار دولت كمونيستي آن بناي دوستي با دولت بي طرف كابل را گذارد و انواع كمك ها ازجمله كمك تسليحاتي بلاعوض كرد و سپس در دهه 1970 با سرباز به كمك دولت كمونيستي كابل شتافت كه با اين عمل، همان نگراني و همان سياست هاي نيمه قرن نوزدهم زنده شده است و ادامه دارد. چین همسایه شمال شرقی افغانستان نیز دارد کاشغر را به صورت یک مرکز صنعتی ـ تجاری بزرگ در می آورد ـ مشابه آنچه را که در منطقه جنوب شرقی چین کرده است و بازار می خواهد و مواد خام، و به دست آوردن اینها جز با داشتن نفوذ و اقتدار میسر نیست.
     تفسيرنگاران غرب درسال2007 رفت و آمدهاي دهه يكم قرن 21 مقامات تاجيكستان و سران تاجيك افغانستان به تهران و استقبال بي سابقه از آنان بويژه از اسماعيل خان (خان هرات) و احمد ضياء مسعود (برادر احمدشاه مسعود و معاون وقت رياست جمهوري افغانستان) را مورد تحليل قرارداده و ابراز نظر كرده بودند كه لندن نگران اين دوستي تنگاتنگ شده و اين نگراني را به ساير دولت هاي عضو «ناتو» منتقل كرده است و اين نگراني از همان دست نگراني هايي است كه دولت لندن در نيمه قرن نوزدهم داشت، با این تفاوت که اين بار، نه اين ايران ـ ايران مفلوك قرن نوزدهم است و نه آن چين تحت سلطه قدرت ها، هند ديگر «هندوستانِ انگلستان» نيست، به آینده پاکستان نمی توان اطمینان داشت و دولت كنوني مسكو يار مي خواهد نه مستعمره، زيرا كه بيش از نياز خود زمين حاصلخيز و منابع معدني و نيز كارشناس صنعتی و تکنولوژیک دارد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزي که رضاشاه پرونده نفت را در بخاري انداخت!
رضاشاه در 1918

ششم آذر ماه 1311 (27 نوامبر سال 1932) در پي به نتيجه نرسيدن مذاکرات ايران و انگلستان بر سر نفت، رضاشاه پهلوي پرونده نفت را در بخاري افکند و سوزاند. اين پرونده مربوط به امتيازي بود که دولت قاجارها به «دارسي» داده بود.
    مردمي که از بازي هاي پشت پرده بي خبر بودند در پي انتشار خبر سوزانده شدن پرونده استعماري نفت به خيابانها ريختند و شادي کردند که به نوشته پاره اي از مورخان، اين شادماني جزيي از برنامه اي بود که از پيش تنظيم شده بود تا انگليسي ها قرارداد «دارسي» را که تنها نيمي از زمان اعتبار آن باقي مانده بود براي مدتي طولاني تر تجديد کنند و منطقه قرارداد را وسعت دهند.
    چهار روز بعد وزير دارايي گزارش شکست مذاکرات را به مجلس داد و مجلس همان روز لغو قرارداد «دارسي» را تصويب کرد که دو روز بعد دولت انگلستان ضمن اعتراض به لغو قرارداد، درخواست تجديد نظر در اين اقدام را کرد که به نوشته بعضي از مورخان، اجراي پرده دوم اين نمايشنامه بود كه به تمديد قرارداد انجاميد ـ همان قراردادي كه با بپاخيزي هاي ملي به رهبري دكتر مصدق در اواخر سال 1929 لغو و نفت ايران، ملي شد.
    در ميهندوستي رضاشاه كه از ميان مردم معمولي برخاسته بود و علاقه مندي اش به پيشرفت كشور، ترديدي نيست ولي او به دليل تحصيلات كم، ندانستن زبان مطرح خارجي و نداشتن وقت مطالعه تاريخ و تحولات روز، با همان رجال عهد قاجارها و همان مهره هايي كه در دستش قرار داده شده بود و يا در دسترسش بودند بازي مي كرد كه وابستگي داشتند، تلقين مي کردند و صداقتشان مورد ترديد است. اين وضعيت پس از جنگ جهاني دوم هم در ايران ادامه داشت!.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
سنای آمریکا کارتر را متهم کرد که تعمدا از تظاهرات ضد شاه مقابل کاخ سفيد جلوگيري نکرده بود ـ تظاهراتی که 15 ماه بعد به سلطنت در ایران پایان داد
27 نوامبر سال 1977 (آذرماه 1356) سناي آمريکا نسبت به تظاهرات برضد شاه (پهلوي دوم) در شهر واشنگتن و در کنار نرده هاي کاخ سفيد به دولت جيمي کارتر اعتراض کرد. اين تظاهرات در نيمه آن ماه (نوامبر 1977= 24 و 25 آبان 1356) و در جريان سفر شاه به واشنگتن صورت گرفته بود.
     سناي آمريکا مقامات دولت کارتر را متهم کرده بود که اقدامات لازم را براي جلوگيري از اين تظاهرات به عمل نياورده بودند. از لحن اعتراض سناتورها و اظهارنظرهایِ انتشاریافته چنين برمي آمد که مقاماتِ دولت کارتر تعمدا از تظاهرات جلوگيري نکرده بودند تا شاه تضعيف و ايرانيانِ ناراضي برانگيخته شوند، تظاهرات و اعتراض گسترش یابد و سرانجام، شاه به سلطنت کردن اکتفا کند و حکومت کردن را به دولت ـ دولتِ منتخب مردم بسپارد و ایرانِ متحدِ قدیمی آمریکا و همسایهِ شورویِ کمونیست، یک دمکراسی شود.
    در جریان آن سفر، شاه از آمریکا به فرانسه رفت و در آنجا هم با تظاهرات برخی از ایرانیانِ ساکن فرانسه رو به رو شد. همزمان در چند کشور اروپایی دیگرازجمله آلمان و هلند، دانشجویان ایرانی تظاهرات مشابهی برپا کرده بودند. تا آن زمان، 4 سال بود که عزیمت ایرانیان برای تحصیل در دانشگاههای اروپا و آمریکا، در پی افزایش چند برابری صدور نفت ایران و بهای نفت خام و ثابت ماندن بهای ارزها در تهران به صورت هجوم درآمده بود. کارتر در مذاکرات واشنگتن از شاه قول گرفت که با افزایش بهای نفت خام که اوپک در صدد آن برآمده بود مخالفت کند.
    انتشار اخبار تظاهرات دانشجویان و ناراضیان در اروپا و آمریکا برضد شاه بویژه از رادیوهای خارجی که به زبان فارسی هم برنامه داشتند، سبب شد که در تهران نیز دانشجویان دست به تظاهرات زدند و در کوی دانشگاه تهران در امیرآباد شیشه های خوابگاهها را شکستند.
     طبق خاطرات رجال آمريكايي آن عصر، دولت كارتر نظر به روي كارآمدن جبهه ملي در ايران (بدون تغيير شاه) داشت تا سابقهِ بدِ كودتاي 28 اَمُرداد از ذهن جهانيان زدوده شود و متحد رديف يکم آمريکا در منطقه خاور ميانه، کشوری دمکراتيک شود. آمريکا در مارس 1959 با ايران پيمان دفاع و امنيت مشترک امضاء کرده بود و جيمي کارتر نمي خواست که اين متحدِ بسيار نزديک آمريکا برچسب غير دمکراتيک داشته باشد.
    احتمالا انتشار اظهارنظرها و تفسیرهای وقت که نشان از تمایل کارتر به جبهه ملّی می داد، سبب شد که شماری از معاریف این جبهه (اصطلاحا؛ مصدقی ها) ازجمله شاپور بختیار در باغی در نزدیکی کرج اجتماع و سخنرانی کنند که پلیس و ساواک به باغ وارد شدند و ضمن پراکنده ساختن جمعیت دهها تَن ازجمله بختیار را [که در زمستان سال بعد نخست وزیر شد ـ آخرین نخست وزیر نظام سلطنتی] دستگیر کردند.
    کارتر45 روز پس از تظاهرات واشنگتن و در جریان دیدار از چند کشور، دهم دیماه 1356 وارد تهران شد و 17 ساعت در پایتخت ایران بود و در ضیافت شاه شرکت کرد.
    شش روز پس از دیدار کارتر از تهران، نامه ساختگی به نام جعلی «احمد رشیدی مطلق» حاوی بدگویی غیرمستقیم نسبت به رهبرمذهبی شیعیان، به اصرار و فشار مقامات دولتی مربوط در روزنامه اطلاعات چاپ شد و انتشار این نامه، جرقه انقلاب را زد و تظاهرات و اعتراض از نوزدهم دی ماه 1356 (دیماه 2536 وقت) و ازشهر قم آغاز و سراسری شد و تبدیل به انقلاب و 13 ماه و دو روز بعد به پیروزی و تغییر نظام حکومتی ایران انجامید.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
آزمايش دومين موشك فضايي ايران در 25 نوامبر 2008
کاوشگر - 2
25 نوامبر 2008 ايران دومين موشك فضايي خود از نوع «كاوش = كاوشگر» را آزمايش كرد كه از هوي سايد (جوّ زمين) خارج و پس از انجام وظايفي كه برعهده اش بود به زمين بازگرانيده شد و در نقطه تعيين شده با چتر فرود آمد. اين موشك در راستاي برنامه 20 ساله فضايي ايران به فضا فرستاده شده بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در دنياي داستان نويسي
درگذشت «آرتور هيلي» داستان نگار
هيلي

آرتور هيليArthur Hailey داستان نگار انگليسي 25 نوامبر 2004 در 84 سالگي درگذشت.
     اهميت هيلي در داستان نويسي همين قدر بس كه 11 داستان او در 170 ميليون نسخه به فروش رفته و به 40 زبان ديگر ترجمه شده اند.
     برپايه سه داستان هيلي زير عناوين «فرودگاه»، «هتل» و «چرخها» فيلم هاي سينمايي پر بيننده ساخته شده است. وي در باهاما زندگي مي كرد و در همانجا فوت شد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو دموکراسي
اعتراض به نقص فني ماشين هاي راي گيري در انتخابات نوامبر سال 2004 آمریکا و ...
اسوشيتدپرس 26 نوامبر 2004 از مقرّ كنگره آمريكا خبر داد كه آژانس بازرسي قوه مقننه اين کشور در پاسخ به شكايات برخي از راي دهندگان در انتخابات دوم نوامبر 2004 مبني بر وجود نقص فني ماشين هاي راي گيري و ناآشنايي به طرز کار با آنها بررسي هاي خودرا آغاز کرده است تا دست كم براي انتخابات بعدي (نوامبر 2006) مشكلي نباشد. اين شكايات شامل وضعيت آراء غيابي هم بود.
    مرور زمان نشان داد که کمپاني هاي سازنده ماشين هاي راي گيري کامپيوتري، از اين اعترض ها استفاده کرده و دستگاههاي راي گيري تازه اي به حوزه هاي انتخاباتي فروختند که هزينه اش بيش از دو ميليارد دلار بوده است، ولي مشاهده شد که در جريان انتخابات هفتم نوامبر سال 2006 آمريکا نيز اعتراض به اين ماشين ها کم و بيش ادامه داشت و اکثريت خواهان راي گيري با ورقه بودند که اسناد آن باقي بماند و اشتباه محاسبه، نقص فني دستگاههاي الکترونيک و يا احتمال دستکاري در آن وجود نداشته باشد. در انتخابات نوامبر 2008 از ميزان اعتراض به ماشين ها و روش راي گيري کاسته شده بود و در انتخابات نوامبر 2012، اعتراض چنداني مشاهده نشد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو ادبيات
نخستين جلسات شعر خواني در جهان که به تدريج «شب شعر» شد و رنگ سياسي به خود گرفت ـ پيشنهاد دادن عنوان «پدر ملت»
تصويري از Horace

بيست و هفتم نوامبر سال هشتم پيش از ميلاد Horace هوارس (Quintus Horatius Flaccus) شاعر، طنزپرداز و مورّخ رومي درگذشت که شانزده قرن بعد، در دوران رنسانس (تجديد حيات علم، ادب و هنر)، لقب شاعر ملّي و پدر شعر ايتاليا (روم) به او داده شد.
    چند ماه پس از مرگ هوراس، شاعر ديگر روم، «مانه چناس» نيز فوت شد. چناس، نخستين کانون شعر و شعرا را در خانه خود در شهر رم ايجاد کرده بود که هوراس و چند شاعر ديگر در آنجا جمع مي شدند و اشعار خودرا براي يکديگر مي خواندند. ورود به اين جلسات براي همگان آزاد بود و حاضران مي توانستند در بحث و مذاکرات هم شرکت کنند. همين وضعيت به تدريج جلسات شعرخواني را به «شب شعر» تبديل و سياسي کرد و محفل ناراضيان از دولتها شد که ادامه دارد.
     هوراس كه از بانيان «جلسات شب شعر» در جهان شناخته شده است هشتم دسامبر سال 65 پيش از ميلاد به دنيا آمده و 57 سال عمر كرده بود.
    از کارهاي جالب هوراس، پيشنهاد او به سناي روم است که عنوان امپراتور (قبلا؛ کنسول اول) را به پدر ملت، تبديل کند که براي آحاد مردم دلپذير است. اين پيشنهاد نتوانست در سناي روم آراي کافي براي تصويب به دست آورد ولي در «تاريخ» ثبت شد و به برخي از سران بازنشسته کشورها، عنوان پدر ملت داده مي شود. چنين عنواني به محمدظاهر شاه ـ آخرين پادشاه افغانستان نيز داده شده بود.
مجسمه Horace

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در دنياي تاريخ‌نگاري
«چارلز بِرد» مورّخ بزرگ سده بيستم به مناسبت زادروز او - مردي که وضعيت جهان در پايان قرن 20 را به درستي پيش بيني کرده بود
Charles Austin Beard


    امروز زادروز «چارلز آستين بردCharles Austin Beard » از بزرگترين مورخان قرن بيستم جهان است که 27 نوامبر 1874 در ايالت ايندياناي آمريکا به دنيا آمد و در 74 سالگي در يکم سپتامبر 1948 پس از تاليف هفتاد كتاب درگذشت. بزرگترين كار او، تاليف کتاب چهار جلدي «پيدايش تمدن آمريکائي» است. همسر او «ماري» نيز يک تاريخدان بود که در کار تحقيقات و تاليفات، به شوهرش کمک مي کرد.
     جنجالي ترين کتاب «برد» که در سال 1913 انتشار يافت تفسير اقتصادي قانون اساسي آمريکا است. برد در اين کتاب استدلال کرده است که تهيه کنندگان اين قانون در هر کلمه و جمله اي که مي نوشتند منافع اقتصادي خودرا در نظر مي گرفتند و به تنها کساني که فکر نمي کردند مردم بودند!.
     وي در تاليف ديگرش از آمريکائيان خواسته است که درستي تاريخ کشورشان را امتحان کنند، زيرا که ممکن است همه حقايق به آنان گفته نشده باشد. چارلز برد استاد دانشگاه کلمبيا، ريشه هر شكل گيري تاريخ را علاوه بر منافع اقتصادي معدودي از افراد و يا دولتها، به حساب عقايد و ايده ها گذارد و نوشت که عقايد تازه در هر برهه و زمان باعث تحولات اقتصادي و اجتماعي شده و صفحه تازه اي بر تاريخ اضافه کرده و شکل و جهت آن را تغيير داده اند.
     «برد» که مخالف ورود آمريکا به جنگ جهاني اول بود، پس از آنکه دولت، به سركوبي مخالفان جنگ در دانشگاه کلمبيا پرداخت، از استادي آن دانشگاه کناره گيري کرد. وي طرفدار ادامه انزواي آمريکا و عدم مداخله آن در اوضاع سياسي جهان به صورت يك قدرت بود كه نتيجه آن را يك «آلودگي» مي دانست. وي به همين جهت با ورود آمريکا به جنگ جهاني دوم هم مخالفت کرد و بعدا در کتابي ثابت کرد که سياست خارجي آمريکا باعث حمله ژاپن به «پرل هاربور» شد.
     «برد» روش تازه اي براي مطالعه و بررسي تاريخ به دست داده است كه در «تاريخ نگاري» تدريس مي شود.
     «برد» در يک کتاب خود مسائل جاري آمريکا، و تقسيم جهان به دو طبقه دارا و ندار را در پايان قرن بيستم پيش بيني کرده بود كه به تحقق پيوسته و بر اهميت او افزوده و درجه فضل وي را منعكس كرده است. «برد» در همين كتاب به همه كساني كه مقام و منزلت دارند توصيه کرده است که تاريخ را مرور کنند تا اشتباهات تکرار نشوند. «برد» كه مانند دكتر باستاني پاريزي ما به ندرت كراوات مي بست و زندگاني ساده اي داشت و فردي ترقيخواه بود علل جنگها را (چه داخلي و چه خارجي) بر سر منافع اقتصادي و آزمندي ها مي دانست. وي نوشته است كه جنگ داخلي آمريكا هم به همين علت بود زيرا كه كه ايالت هاي جنوبي از كار رايگان بردگان سود سرشار مي بردند و نمي خواستند اين منفعت را از دست بدهند.
    كتاب هاي او در زمينه دفاع از رفاه طبقه تنگدست و پيشنهاد راههاي نجات افراد اين طبقه از نگراني، به ويژه در سالهاي سالخوردگي و ايام بيكاري مورد توجه روزولت قرار گرفت و به تهيه قوانين معروف به «نيو ديل» كمك كرد. همچنين پيش بيني او در زمينه مداخله صاحبان صنايع نظامي آمريكا در امور و سياست هاي حكومت سبب شد كه آيزنهاور در اواخر دوران رياست جمهوري اش توصيه به محدود كردن نفوذ و قدرت سياسي اين افراد كند كه عملي نشده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
آغاز چاپ روزنامه ها با ماشين خودكار قوه بخار و ...
چاپ روزنامه «تايمز» لندن از بيست و هفتم نوامبر سال 1814 با ماشين خودكار قوه بخار ساخت دو آلماني به نام كونيگ و بائور آغاز شد كه رويدادي بزرگ در تاريخ روزنامه نگاري بشمار مي رود زيرا كه از آن پس ظرفيت و سرعت چاپ افزايش، هزينه توليد روزنامه كاهش و مطبوعات با بهاي ارزانتر عرضه شدند و عامه مردم استطاعت خريد آنها را به دست آوردند. در وطن ما، اين تحول يك قرن و اندي پس از انگلستان صورت گرفت!.
    «تايمز» از سال 1788 انتشار مي يافت كه تا 1785 نام آن «يونيورسال رجيستر» بود و به انتشار اخبار و تفسيرهاي بين المللي بهاي بيشتر مي داد. اين روزنامه كه توسط «جان والتر» تاسيس شده بود تا سال 1922 در خانواده والتر باقي ماند و در اين سال به خانواده «استور» و از 1966 به تامسون (كانادايي) فروخته شد كه روپرت مورداك (استراليايي) در سال 1981 آن را خريداري كرد، مشي آن را تغيير داد و محافظه كارانه ساخت و در سال 2006 داراي 700 هزار نسخه تيراژ بود. موسسه تامسون در پي يك سال اعتصاب كاركنان فني تايمز و توقف انتشار آن از دسامبر 1978 تا نوامبر 1979 مجبور يه فروش آن شد. كاركنان فني اين روزنامه مايل به الكترونيك شدن حروفچيني، صفحه بندي، پليت سازي و چاپ آن نبودند! كه مورخان آن را عجيب ترين اعتصاب نوشته اند.
    در سال 2007 و در سالروز خودكار شدن چاپ تايمز دو گزارش رسمي نوميد كننده انتشار يافته بود. يكي كاهش هفت درصدي آگهي هاي طبقه بندي شده روزنامه ها (نيازمندي ها) و ديگري پايين آمدن تيراژها به ميزان 3 و نيم درصد است. كاهش آگهي هاي كوتاه (نيازمندي ها) به علت توجه به انتشار اين آگهي ها در اينترنت و گسترش وبسايت هاي معامله گري است. تيراژها نيز در پي كاهش اين قبيل آگهي ها كم شده است. به علاوه، روش انگليسي (تابلويد) يعني انتشار عكس بزرگ و كاستن از عرض ستون ها و ايجاد فاصله بيشتر ميان ستونهاي صفحات و ... كارساز واقع نشده و مخاطبان اخبار مطلق (نه تفسير، مقاله، فيچر و حاشيه) ترجيح مي دهند آنها را در سرچ انجين هاي اينترنت بيابند و بخوانند. مخاطبان شبكه هاي تلويزيوني نيز رو به كاهشند زيرا كه اخبار ويديويي هم در اينترنت قرار مي گيرند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
«اِن بي سي» متهم به خودسانسوري شد
26 نوامبر 2005 شبكه تلويزيوني «اِن.بي.سي.» آمريكا (که مؤسس آن كمپاني های جنرال الكتريك، وستینگهاوس و ... بوده اند) متهم به خودسانسوري شد، زيرا كه اين شبكه (دو روز پيش از اين) ضمن پخش خبر مراسم شكرگزاريِ سال 2005 در خيابانها نيويورك، اشاره به انفجار يك بالن بزرگ در جريان مراسم نكرده بود. قرار بود اين بالن از خط پاياني مراسم بگذرد كه چون منفجر شده بود، شبكه ان بي سي، به جاي اشاره به انفجار، فيلم خبري سال 2004 بالن را به جاي آن پخش كرده بود كه يك عكس خلاف واقع ( و به زعم برخي؛خودسانسوري) تلقي شده بود.
    بالن ظاهرا بر اثر برخورد با سيم برق خيابان منفجر شده بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
... و در گورگاه توتانخامون فرعون مصر
26 نوامبر 1922 هوارد کارتر Howard Carter باستانشناس و مصرشناس انگلیسی با روزنه ای که در درگاه (ورودی) گورگاه توتانخامون Tutankhamun فرعون مصر از دودمان هجدهم بازکرده بود و تابانیدن نور به داخل آن محتوان گورگاه را به لرد کارنارون Lord Carnarvon
    و دختر او نشان داد و ثابت شد که گورگاه در طول 32 قرن که از ساخت و قراردادن جسد مومیایی شده توتانخامون در آن گذشته بود «دست نخورده» باقی مانده بود. سر و گردن و سینه این جسد در زیر یک ماسک (سرپوش) فلزی زرین قرار داشت. در گورگاه توتانخامون که در دره پادشاهان ساخته شده است اشیاء دیگری هم به دست آمد. لُرد کارنارون بیشتر هزینه اکتشافات باستانشناسی هوارد کارتر در مصررا تامین کرده و مشوق او به ادامه کار بود.
    گورگاه «توتانخامون » فرعون مصر از سلسله هجدهم در محل معروف به دره پادشاهان چهارم نوامبر 1922 کشف شده بود و کارتر منتظر آمدن لُرد کارنارون از لندن شده بود تا آن را اعلام دارد. این لرد انگلیسی کارتر را از سال 1907 مامور این کار کرده و در سال 1914 خواسته بود برغم آغاز جنگ جهانی اول، تلاش خودرا متوقف نکند. کارتر پس از کشف گورگاه در چهارم نوامبر قضیه را تلگرافی به لرد کارنارون اطلاع داد و خواست که به مصر سفر کند تا به اتفاق وارد گورگاه شوند و لرد 22 نوامبر وارد مصر شده بود. به گفته یکی از همکاران کارتر، لرد پس از ورود به قاهره (22 نوامبر) و از آنجا به دره پادشاهان محل گورگاه را بازدید کرد و با کارتر و دستيارانشان بيست و ششم نوامبر 1922 وارد گورگاه شدند و تابوت توتانخامون كه 1334 سال پيش از ميلاد پادشاهي خود را بر مصر آغاز كرده بود مشاهده کردند.
    دره پادشاهان (گورستان فراعنه مصر باستان) در سال 1891 در اين كشوره كشف شده بود و در اين مدت در آن وادي خاكبرداري ادامه داشت. كينگ توت king tut از فراعنه معتقد به خورشيد بود و معناي نام او «نماد زنده خورشيد (بر روي زمين)» است. آمون = آمِن يعني قرص خورشيد. در اطاق مجاور جايگاه تابوت، اشياء مورد علاقه كينگ توت‏ قرارداده شده بود ازجمله صندوق او و چرخهاي درشكه اش و .... ظاهرا این گورگاه دوبار و به فاصله ای کم از ساخت آن مورد دستبرد قرارگرفته بود و هدف از سرقت، ربودن عطر اختصاصی پادشاهان بوده است. این گورگاه بعدا در زیر ریگ (سنگریزه) پنهان شده بود و به این دلیل دست نخورده باقی مانده است. دیدار از گورگاه از 16 فوریه 1923 برای روزنامه نگاران و سپس عموم آزاد شد.
    توتانخامون (توتنخ ـ آمون) طبق برآورد مانتو Manetho مورخ قرن سوم پیش از میلاد، از 1341 تا 1323 پیش از میلاد (حدود هشت سال) سلطنت کرده بود و در جوانی درگذشت. معاینه سی. تی. اسکن سال 2005 نشان داد که قبل از مرگ یک پایش شکسته بود و نتیجه آزمایش DNA که در سال 2010 بعمل آمد حکایت از ابتلای او به بیماری مالاریا داشته است. از آنجاکه پدر و مادر او همخون بودند، وی احتمالا مبتلا به بیماری های ناشی از ازدواج فامیلی بود.
     تعدادی از اشیاء به دست آمده از گور فراعنه مصر به موزه لندن انتقال داده شده و قسمتی نیز در موزه مصر در ناحیه میدان تحریر قاهره نگهداری می شود که در جریان تظاهرات بهار سال 2011 مصر که منجر به کناره گیری حسنی مبارک شد، عده ای از فرصت ناامنی استفاده و به این موزه دستبرد زده و در جریان سرقت به بعضی از اشیاء که خارج ساختن آنها عملی نبود آسیب وارد ساختند ـ اشیائی که هویت ملت مصر [هویت خودشان] و عمق تمدن آن را نشان می دهد!!.
    اشیاء یافت شده در گورگاه توتانخامون در بسیاری از کشورها ازجمله آمریکا، آلمان، انگلستان و ... به معرض تماشای موقت گذارده شد و در هر کشور دهها میلیون تماشاگر داشت.
    هووارد كارتر (1874 ـ 1939) كه گور توتانخامون را كشف كرد از دهه آخر قرن نوزدهم در مصر و بویژه در منطقه لوکسور (تبس Tebes
     یکی از دو پایتخت مصر باستان) تحقیق می کرد که در سال 1904 از جانب لرد کارنارون مامور شد مستقلا کاوش کند.
عكس هاي بالا؛ لرد كارنارون (راست) و دكتر كارتر ـ جمجمه موميايي شده توتانخامون و تانوت او را كه دكتر كارتر و دستيارش در حال وارسي آن هستند نشان مي دهند

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
مسئله انتخابات سال 2004 اوکراين و آغاز دوران اجبار قدرت ها به سازش باهم بر سر مسائل
معارضه رسانه ای و لفظی روسیه و غرب بر سر انتخابات سال 2004 اوكراين كه جهانيان با چشم بازتر آن را زير نظر داشتند 25 و 26 نوامبر اين سال هم ادامه داشت. اصحاب نظر در آن دو روز گفته بودند: نتيجه اين معارضه، هرچه كه باشد، جوّ سياسي جهان به وضعيت پيش از اين انتخابات باز نخواهد گشت و بايد منتظر آغاز دوران ساخت و پاخت هاي قدرت ها شد که در سال 2011 سازش قدرت هاي جهاني بر سر لیبی، آغاز اين دوران ساخت و پاخت هارا نشان داد. بنابراين، اگر ميان قدرت ها بر سر موضوعي سازش صورت نگيرد، مسئله به وجود خواهد آمد و به درازا کشانده خواهد شد بمانند مسئله سوريه.
    به نوشته اصحاب تحلیل؛ اروپاي منهاي روسيه، بلاروس و احتمالا اوکراين يک قدرت واحد شده از قماش اروپاي قرن 19 و دهه اول قرن بيستم.
    
پاول

تحولات بارز 25 و 26 نوامبر 2004 مسئله اوكراين؛ اظهارات «كولن پاول» وزير امور خارجه وقت آمريکا در سناي اين كشور و نيز ورود دو رئيس جمهوري عضو ناتو و اتحاديه اروپا و نیز رئيس ديپلماسي اين اتحاديه اروپايي به «كي اف» ــ ظاهرا تحت عنوان ميانجي گري بود. پاول در سناي آمريکا گفته بود كه دولت آمريكا نتايج انتخابات رياست جمهوري اوكراين را به رسميت نمي شناسد و اگر مسئله حل نشود، دولت آمريكا دولت «يانوكوويچ» را نماينده مشروع اوكرايني ها نخواهد دانست. جورج دبليو بوش و سران اروپاي غربي هم با لحني مشابه، همين حرف را زده بودند كه تازگي داشت.
     انتخاب يانوكوويچ با 49 درصد و 46 صدم درصد آراء دور دوم به تاييد كميسيون انتخابات اوكراين و رئيس جمهوري وقت اين كشور رسيده بود که ديوان عالي اوكراين 29 نوامبر به شكايت بازنده انتخابات كه مدعي تقلّب شده و درخواست تجديد انتخابات را كرده بود رسيدگي کرد، و به همان گونه كه ديوان عالي آمريكا در سال 2000 عمل كرد راي به تجديد انتخابات (براي سومين بار) داد که نتيجه فشار غرب تلقي شده بود.
     در همان زمان، سرگئي لاوروف وزير امور خارجه روسيه در مسكو در آخرين واكنش خود به مداخله غرب در مسئله انتخابات اوكراين كه روسيه در درستي آن ترديد نكرده و پيروزي يانوكوويچ را هم تبريك گفته بود با اشاره به اعزام سه ميانجي از سوي اتحاديه اروپا به اوكراين گفت: ما (مسكو) نگران مداخله غرب به نام ميانجي هستيم و اضافه كرده بود كه در برخي پايتخت هاي اروپايي نيروهايي هستند كه اصرار به كشيدن مرز در اروپا دارند و ....
     در آن زمان در اوكراين به سبك گرجستان سال پيش از آن (سال 2003)، كه قبلا در كشوری ديگر مشاهده نشده بود، گروهي كه خودرا هوادار نامزد بازنده معرفي مي کردند در دو روز مورد بحث ( 25 و 26 نوامبر 2004 ) ادارات دولتي را محاصره كرده و مانع ورود كارمندان به ادارات و نيز پارلمان شده بودند و پليس دست كم در «كي اف»، در برابر اين كار آنان دست به اقدام نزده بود! ولي روس زبانهاي اوكراين كه در نواحي شرقي و منطقه ثروتمند «دونتسك» زندگي مي كنند تهديد كرده بودند که در واکنش به اين وضعيت (مداخله غرب) ممكن است با انجام رفراندم اين قسمت را ضميمه روسيه سازند. [اين تهديد عملي نشد، ولي احتمال آن هميشه وجود دارد].
     برخي از تحليلگران مسائل شرق اروپا (اروپاي شرقي) و كارشناسان جنگ سرد نيمه دوم قرن بيستم، كشمكش بر سر اوكراين را ادامه همان جنگ سرد مي ديدند كه در نوامبر 1991 ختم آن اعلام شده بود! و گفته بودند طرفي كه در كشمكش جاري عقب نشيني كند، بازنده معارضه خواهد بود و اين عقب نشيني به همين جا ختم نخواهد شد و برنده نبرد آن را تا نقطه اي كه بخواهد تعقيب خواهد كرد و رقيب را عقب خواهد زد و به احتمال زياد پايان كار بازنده و حذف آن از بازي خواهد بود.
    مسئله اوکراین نهایتا و چند سال بعد به سود تقریبی روسیه پایان یافت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
اعتراض در برابر خانه جورج بوش ـ اعتراض به ادامه انجام وظايف پليس شهري در عراق توسط نظاميان آمريکا



    24 تا 27 نوامبر 2005 معترضان آمريکايي به عمليات نظامي در عراق که ادامه داشت بازهم جورج بوش را كه براي گذرانيدن تعطيلات شكرگزاري به مزرعه (رانچ) خود در كرافورد تكزاس رفته بود آرام نگذاشته و در برابر رانچ او خيمه و چادر زده بودند (عكس بالا). اين بار معترضان يك ستون 560 كيلوگرمي سنگتراش را در آنجا قرار داده بودند ـ محلي كه در ماه آگوست سال 2005 سيندي شيهن اعتراض خود به ادامه جنگ عراق را از آنجا آغاز كرده بود. در يك طرف اين ستون مجسمه شکل نوشته شده بود: Sheehan’s Stand (ايستادگي شيهن). در طرف ديگر سنگ، واژه «چرا؟!». به علاوه، در آن نام عده اي از نظاميان مقتول آمريكايي در عراق از جمله «كيسي» پسر 24 ساله بانو سيندي حك شده بود. بانو شيهن كه در تابستان 2005 بيست و شش روز در اين محل بسربرده و مردم را به دور خود جمع كرده بود در مراسم پرده برداري از اين ستون 70 سانتيمتري در نزديكي رانچ جورج بوش حضور داشت.
     در اين مراسم، ناطقين گفتند كه دليلي براي توجيه ادامه انجام وظايف پليس شهري در عراق توسط نظاميان آمريکا وجود ندارد و ....
     عكس، كلانتر پليس محل را در حال گفت و گو با يكي از معترضين چادرنشين نشان مي دهد. بكار بردن چادر به خاطر سردي هوا در آن ماه بود. اين مخالفت ها ادامه داشت و منجر به شكست حزب جمهوريخواه (حزب جورج دبليو بوش) در انتخابات پارلماني هفتم نوامبر 2006 و انتخابات رياست جمهوري چهارم نوامبر 2008 شد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تحوّلات دهه یکم قرن 21 در آمريكاي لاتين ـ گروه ALBA و گروه BRIC
27 نوامبر 2008 دميتري مدوديف رئيس جمهوري وقت روسيه در حال ديدار از آمريكاي لاتين بود. وي در اين سفر از چند کشور منطقه از جمله پرو، برزيل، ونزوئلا و كوبا ديدارکرد. ديدار مدوديف از آمريكاي لاتين با ديدار مقام اول رژيم پکن از اين منطقه كه دولت واشنگتن از نيمه اول قرن نوزدهم (زمان حكومت مونرو و صدوراعلاميه معروف او: قاره آمريکا از آن مردم اين قاره است) نسبت به اين منطقه حساسيت خاص نشان داده است همزمان بود. اين دو ديدار و نيز روي کار آمدن چپگرايان وقت ـ يکي پس از ديگري ـ در بيشتر کشورهاي آمريکاي لاتين نشان داد که ممکن است نظم نويني در اين منطقه مستقر شود.
    ديدار مدوديف از ونزوئلا همزمان با ورود رزمناو اتمي پتر بزرگ و کشتي هاي نظامي همراهش از جمله ناو سنگين درياسالار چاباننكو به آبهاي اين كشور بود. همچنين، ورود مدوديف به ونزوئلا همزمان با نشست سران گروه «آلبا ALBA» در کاراکاس با شرکت رهبران بوليوي، اكوادور، نيكاراگوئه، هندوراس و ... بود.
    مدوديف در ونزوئلا ضمن مشاهده مانور دريايي مشترك روسيه و ونزوئلا، قراردادهاي متعدد همكاري هاي نفتي، هسته اي، نظامي و تكنولوژيك با دولت اين كشور امضاء كرد. دولت ونزوئلا قبلا معادل چهار ميليارد و چهارصد ميليون دلار، اسلحه از جمله يكصد هزار كالاشنيكوف، 24 بمب افكن سوخوي ـ 30 و پنجاه هلي كوپتر ار روسيه خريداري كرده بود. اين كالاشنيكوف ها عمدتا در اختيار ميليشياي ونزوئلا قرار گرفته اند كه غرب مخالف وجود چنين نيرويي است که مانع کودتاي نظاميان مي شوند.
    مدوديف در برزيل كه به يك قدرت صنعتي ـ اقتصادي تبديل شده است با وزيران دارايي كشورهاي «بريك BRIC» مركب از برزيل، روسيه، چين و هند ديدار و نيز قراردادهاي متعدد با «لولا دا سيلوا» رئيس جمهوري وقت برزيل امضاء كرد ازجمله قراردادهاي همكاري هاي تكنولوژيك، نفتي و تجاري. در آن زمان هنوز فدراسيون آفريقاي جنوبي به گروه «بريک» نپيوسته بود.
    وزيران دارايي گروه بريك در نشست خود در سائو پائولو (برزيل) اعلام كردند كه اعضاي اين گروه هيچگونه اتهامي را در قبال بحران مالي جهاني نمي پذيرند زيرا كه آنها اين بحران را به وجود نياورده اند. در اين اعلاميه تصريح شده بود: "ما، چهار قدرت اقتصادي جهان (گروه بريک) باخود متعهد شده ايم كه ساختار مالي جهاني تازه اي بسازيم كه اطمينان بخش باشد. كشورهاي درحال توسعه نبايد يك بارديگر از بحراني كه آنرا آزمندي و بي ضابطگي ديگران به وجود خواهد آورد آسيب ببينند. بايد ضوابط بورس و معاملات سهام و ارز و اسناد بهادار از صورت فعلي خارج و مطابق منطق اقتصادي شود، نه منطق قمارخانه ها. وامها و اعتبارات بايد برپايه محاسبات و عقل سليم استوار باشد و ....".
    مرور زمان نشان داد که اين اعلاميه هم بادي گذرا بود و عملا کاري صورت نداد.
    
مدوديف و رزمناو سنگين «پتر بزرگ» در آمريكاي لاتين، ديدارهاي مدوديف با «دا سيلوا» و چاوز ـ مدوديف در كنار تصوير سيمون بوليوار قهرمان ملي لاتين هاي قاره آمريكا و با پونچوس (لباس ملي منطقه آندز)


    
نشست گروه آلبا در ونزوئلا ـ تني چند از سران وقت گروه آلبا دركنار هم با ژستي خودماني

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تاريخ از نگاهي به تصوير
ديداري از ته قلب، صميمانه که تنها در ميان تبار ايرانيان ديده مي شود - تأکيد رحمان بر احياء جشن مهرگان مطابق عهد باستان در تاجيکستان


امامعلي رحمان رئيس کشور پارسي زبان و ايراني تبار تاجيکستان 27 نوامبر 2008 براي يک ديدار دو روزه از تهران و امضاي چند قرارداد دوجانبه وارد ايران شد و به گونه اي که در تصاوير ديده مي شود مورد استقبال صميمانه محمود احمدي نژاد رئيس جمهور وقت ايران قرارگرفت. سران دولت های ایران و تاجیکستان از هر فرصتي براي ديدار از يکديگر استفاده مي کنند.
    در ديدار نوامبر 2008 چند موافقتنامه درباره گسترش مناسبات دوجانبه در زمينه هاي متعدد از حمل و نقل، کشيدن راه آهن ميان دو کشور و اولويّت دادن به حمل کالاهاي تاجيکستان از طريق ايران تا انتقال تجربه ها و ايجاد يک سازمان راديو ـ تلويزيون مشترک امضا شد. در آن نوامبر (آذرماه) دو رئيس جمهور مناسبات دو کشور برادر را استراتژيک، تنگاتنگ و فراگير اعلام و برلزوم ايجاد يک نظام اقتصادي مستقل در منطقه تاکيد کردند.
    رحمان در طول زمامداري خود تلاش بيمانندي را براي تکامل و پالايش زبان فارسي و رواج و تحکيم فرهنگ و تمدن ايراني به عمل آورده که اصحاب نظر اين تلاش را ادامه راه سامانيان اعلام کرده اند. وي در اکتبر (مهرماه) 2011 با تاکيد خواست که جشن هاي باستاني مهرگان بايد مطابق عهد باستان احياء و در تاجيکستان برگزار شود. مهرگان مهمترين عيد و مراسم پس از نوروز است. نظام کمونيستي شوروي که برپايه انترناسيوناليستي قرارداشت جشن هاي ملي ايراني تبارهای این جماهیریه را کمرنگ کرد. در تاجيکستان، تقريبا همه ميدانها و خيابانها به نام نياکان بزرگ و بزرگان ايرانزمين (که تاجيکستان، سر و گردن آن بشمار آورده شده) تجديد اسم گذاري شده اند.
     ايران، تاجيکستان و افغانستان سه بخش اصلي امپراتوري وسيع و توانمند پارسيان را تشکيل مي دادند. در دهه هاي اخير بمانند قرون پس از سلطه عرب، تحرّکّات ناسيوناليستي در ميان تاجيکيان مشاهده شده است ازجمله تلاشِ کوروش وارِ احمدشاه مسعود، برهان الدين ربّاني و اسماعيل خان (معروف به امير هرات) و ....
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
نسلي كه به چنین انفجارهایی خوي بگيرد!


با مشاهده اين عكس كه بامداد 26 نوامبر 2005 در بغداد گرفته شده و جمعي نوجوان عراقي را در حال تماشاي حريق ناشي از يك انفجار انتحاري نشان مي دهد اين واقعيت در ذهن نقش مي بندد؛ نسلي كه به انفجارهاي روزانه، خونريزي و ناامني و مصائب خوي بگيرد، در آينده چه خواهد شد؟. چنين وضعيتي در پاکستان، افغانستان، ليبي، نيجريه، کنگو و يمن نيز ديده مي شود که به نظر مي رسد بخشي از زندگاني روزمره در اين کشورها شده است.
     راننده اتومبيلي كه منفجر شده است خودرا به دو اتومبيل ضد گلوله رسانده و آنها را منفجر كرده بود كه سرنشينان آن دو اتومبيل چند خارجي مقيم عراق بودند. در اين انفجار چهار تن كشته شده بودند.
    مي دانيم كه نوجوانان فلسطيني هم چنين آغازي را داشتند و با مشاهده اين قبيل انفجارها در منطقه خود، آينده را تاريك ديدند و نسبت به مرگ بي اعتنا و همرنگ جماعت شدند. نوجواناني كه در اين برهه در عراق رشد و نمو کرده اند و انفجار و مرگ چشم و گوششان را پُر كرده است، نسلي خشن و خشمگين خواهند شد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 27 نوامبر
  • 1815:   منطقه «کراکو» خود را جمهوري آزاد لهستان اعلام کرد تا در جريان تقسيم تصرفات ناپلئون، به روسيه داده نشود.
        
        
  • 1868:   سه سال پس از پايان جنگ داخلي، ارتش دولت واشیگتن حملات خود به سرخپوستان قبيله «شيان» را كه قبلا پذيرفته بودند به اراضي محدود (رزرويشن ها) قانع شوند آغاز كرد!.
        
        
  • 1896:   ریچارد ستراوس R. strauss موسیقی دان، آهنگساز، نوازنده و هنرمند آلمانی مطالب کتابِ «چنین گفت زرتشت» نوشته فردریک نیچه را در فرانکفورت به روی صحنه آورد که آموزش «راستی، درستی، انساندوستی و شاد و به دور از گناه زیستن» بود.
    ستراوس در 1896

  • 1912:   کشور مراکش (مغرب) تحت الحمايه اسپانيا قرار گرفت.
        
        
  • 1916:   در جريان جنگ اول جهاني، براي نخستين بار شهر لندن مورد حمله هوايي آلمان قرار گرفت.
        
        
  • 1967:   شارل دوگل رئیس جمهوری وقت فرانسه و یک ناسیونالیست فرانسوی در این روز باردیگر به پیشنهاد عضویت انگلستان در بازار مشترک اروپا (که بعدا اتحادیه اروپا شده است) نَه گفت. پس از وفات دوگل، انگلستان عضو اتحادیه اروپا شد که در سال 2018 و در اجرای نتیجه رفراندم این کشور تلاش برای خروج از این اتحادیه را آغاز کرده است.
        
        
  • 1978:   حزب کارگران کُردستان (پارتیا کارگران کُردستانه ـ PKK) با هدف کسب استقلال کُردستان ترکیه و بر پایه ایدئولوژی ناسیونالیسم کُرد و سوسیالیسم انقلابی در لیجه واقع در دیاربکر تأسیس شد و شش سال بعد درگیری مسلحانه با دولت ترکیه را آغاز کرد. این حزب بعدا هدف کسب استقلال را به کسب خودمختاری منطقه کُردنشین ترکیه (مناطق واقع در جنوب شرقی ترکیه) و کنفدراسیون شدن ترکیه تبدیل کرد. عبدالله اوجالان از مؤسسان این حزب است که در زندان ترکیه بسر می برَد. شماری از افراد مسلح حزب کارگران کُردستان از بانوان هستند. اینک ترکیه و عراق و تا حدی سوریه منطقه فعالیت این افراد است. شمار کُردهای ترکیه حدود 15 میلیون و 20 درصد جمعیت این کشور است. شمار کُردهای عراق حدود 6 میلیون و در سوریه حدود 2 میلیون که پ ک ک در این مناطق فعال است. طبق گزارش های رسانه ای، بسیاری از 750 هزار کُرد مقیم آلمان هوادار پ ک ک هستند.
        
        
  • 1983:   يك جمبو جت (بوئينگ 747) شرکت هواپیمایی آویانکا (متعلق به کشور کلمبیا) در پرواز از فرانکفورت از طریق پاریس و مادرید به بوگوتا، در نزديكي فرودگاه مادريد سرنگون شد و 183 سرنشين آن كشته شدند.
        
        



  •  

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com