Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
   خورشيدي

 
24 دسامبر
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 












   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 24 دسامبر
ايران
كريمخان زند امپراتور هند را كه به انگلستان امتياز داده بود تقبيح كرد
براي كريمخان «خليج فارس» در اولويّت قرار داشت
24 دسامبر سال 1765 ميلادي كريم خان زند رئيس وقت كشور ايران در دفتر كار خود در شيراز (موزه پارس امروز) به منشي اش گفت كه نامه اي به «شاه عالم» امپراتور هند بنويسد و اين اقدام اورا كه به انگليسي ها امتياز و اختيار داده است تقبيح و محكوم كند.
    بنويسد كه اجازه داد و ستد در بندر؛ بله، ولي امتياز و اختيار؛ نه.
     كريمخان به منشي اش تاكيد كرده بود كه نامه همان روز بايد به مُهر و امضاي او برسد و ارسال شود. در آن روز كريم خان خشمگين به نظر مي آمد، كه در او اين حالت به ندرت ديده مي شد.
     «شاه عالم» امپراتور وقت هند به كمپاني هند شرقي انگلستان در منطقه بنگال اختيارات ديواني (اداري ــ حكومتي) و امتياز كشت خشخاش و توليد ترياك و حقوق ديگر داده بود. كريمخان كه نظر به گسترش بازرگاني خارجي داشت دو سال پيش از آن (سال 1763 ) به بازرگانان انگلبسي اجازه داده بود كه در بوشهر ـ به كار داد و ستد مال التجاره بپردازند.
     كريمخان كه از سال 1749 تا 1779 بدون اينكه اجازه دهد عنوان شاه بر او بگذارند بر ايران حكومت كرد براي خليج فارس و جزاير آن و امور مربوط، اولويت قائل بود. وي اخراج هلندي ها به سركردگي «كتيپ هاوزن» از خارك، به زنجير كشيدن شيخ سلمان بني كعب، تصرف بصره در سالهاي 1773 و 1775 و ... را در همين راستا انجام داد.
    كريمخان با اينكه قول امضاي يك پيمان امنيت مشترك با روسيه را به اين دولت داده بود، از تنظيم پيمان شانه خالي كرد، زيرا مي ترسيد كه پس از مرگ او، روس ها از مفاد پيمان سوء استفاده كنند.
    كريمخان كه يكي از ژنرال هاي نادرشاه و يك پارس اصيل از طايفه زند قبيله «لُر ــ بختياري» بود در پي قتل نادر در توطئه دهم ژوئن سال 1747 در فتح آباد قوچان، با يك رشته جنگ با ژنرالهايي كه قصد تجزيه کشور را داشتند و جانفشاني هاي ديگر مانع اين عمل شد و يكپارچگي ايران را حفظ كرد و سپس دست به آباداني فراوان زد. وي هيچيك از مغلوبان را مجازات نكرد و دشمناني را كه درجنگ مقتول مي شدند با تشريفات رسمي و عزاداري كامل به خاك مي سپرد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزي که رضاشاه پهلوي وزارت دربار را منحل كرد
رضاشاه پهلوي در پي بي اعتماد شدن نسبت به تيمور تاش وزير دربار، سوم دي ماه 1311 (24 دسامبر 1932) وي را بركنار و وزارت دربار را هم منحل كرد.
     رضاشاه در توجيه اقدام خود، وزارت دربار را دستگاهي زائد و پُرهزينه اعلام داشت و دستور داد كه از آن پس، نامه هاي ارسالي مردم، از طريق يك منشي نظامي به اطلاع وي برسد.
    از همين روز تيمورتاش درخانه اش عملا بازداشت بود (حصر خانگي).
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
آموزش و پروش اجباري، رايگان و يكنواختِ ایران که به رغم صراحت قانون اساسی و اعلامیه حقوق بشر، پس از نیم قرن تغییر لباس داد!
سوم دي ماه سال 1321 (24 دسامبر 1942 ميلادي) دولت وقت ایران (قوه مجریه) لايحه قانون تعليمات اجباري و رایگان را جهت بررسی و تصویب به مجلس شورای ملّی داد. این لایحه که قبلا به تصویب شورای وزیران رسیده بود به تصویب پارلمان نیز رسید، قانون شد و به اجرا گذارده شد.
     طبق این قانون؛ تعليمات عمومي (آموزش دبستانی و دبیرستانی) در ايران اجباري، رايگان و يكسان شد. قبلا و از دو دهه پیش از آن هم آموزش و پروش در ایران دولتی و رایگان بود ولی قانون مصوّب و ضابطه مدّون نداشت و کاری بود که دولت از زمان نخست وزیری امیر کبیر آغاز کرده بود و روال عادی شده بود.
     قانون تعلیمات اجباری، رایگان و یکنواخت مصوّب سال 1321 ایران، چند سال پيش از تدوين و تصويب اعلاميه جهاني حقوق بشر به اجرا درآمده بود. اصل 26 اعلامیه جهانی حقوق بشر که به تصویب پارلمانهای کشورهای عضو ازجمله ایران رسیده است، آموزش و پرورش رایگان را حق اتباع کشورها دانسته و بر اجباری بودن تعلیمات ابتدایی [دوره اول آن] تاکید کرده است. این اعلامیه در سال 1948 (1327 هجری) به تصویب نهایی مجمع عمومی سازمان ملل رسیده است. با تصویب و ابلاغ آن، آن شمار از کشورهایی که تعلیمات عمومی کاملا رایگان نداشتند آن را رایگان و یکنواخت کردند. هدف از یکنواخت بودن [معلم، برنامه، روش ها و ...]، نبود تبعیض میان نوجوانان است که تبعیض [مدرسه پولی برای فرزندان پولدارها و مدرسه رایگان برای فرزندان کم درآمدها و تفاوت تدریس در این دو نوع مدرسه] در آنان نه تنها ایجاد عقده می کند بلکه استعداد شان به یکسان شکوفا نمی شود و در دراز مدت آسیب بزرگی برای ملت مربوط است.
     بر همین پایه است که در ایالات 50 گانه آمریکا، دولتهای محلی مکلّف شده اند که نوجوانِ در سن تحصیلات عمومی را با اتوبوس دولتی از خانه اش به مدرسه برسانند و بازگردانند و در مدرسه تغذیه شود. [اجبار نیست که اتوبوس از دانش آموز پُر شود، یک اتوبوس حتی برای رساندن یک دانش آموز به مدرسه، به خانه او فرستاده می شود] و اگر خانه یک نوجوان تا شهر فاصله ای طولانی داشته باشد، به خانه اش ـ توتور (معلم سرخانه) می فرستند که به این عمل اصطلاحا «هوم سکولینگ» می گویند. والدین کودکِ لازم التعلیم اگر در آماده کردن او برای رفتن به مدرسه کوتاهی کنند مواخذه و بعضا دادگاهی می شوند و ممکن است نوجوان به فاستِرهاوس (خانواده داوطلب نگهداری از چنین نوجوانی) فرستاده شود و دولت هزینه نگهداری نوجوان را می دهد.
     در شهرهای در حال توسعه و تبدیل محله های مسکونی ـ عملا به تجاری و کسب وکار، انتقال کودک با اتوبوس دولتی به مدرسه این فایده را هم دارد که ساختمان های مدارسی که دهها سال پیش در مراکز شهرها ساخته شده اند خالی نمانند زیراکه اتوبوس از هر نقطه، نوجوان را به مدرسه واقع در هر محله شهر که برایش تعیین شده باشد می رساند. یک فایده دیگر این کار این است کودکان ثروتمندان که معمولا در محله های معیّن زندگی می کنند میان همه مدارس شهر ازجمله مدارس واقع در محله های کارگر نشین (وُرکینگ کلاس) تقسیم می شوند و در نوجوان ِ وُرکینگ کلاس ایجاد عقده نمی شود که عقده مضار اجتماعی بی شمار دارد ازجمله آمادگی برای عصیان.
     قانون آموزش و پرورش رايگان و يكنواخت در ايران در سی و دومین سال عمر خود ـ از شهريور سال 1353 (آگوست 1974) به تدريج به همه مقاطع تحصيلي تا دكترا تعميم داده شد، برای دانشجویان تعلیمات عالیه کمک هزینه نقدی در نظر گرفته شد، در مدارس دوره اول تعلیمات عمومی (کودکستان، دبستان و راهنمایی تحصیلی) تغذیه رایگان برقرار گردید و مدارس غير دولتي وقت به صورت دولتي درآمدند، ساختمانها و تجهيزات آنها خريداري شد و كاركنانشان با احتساب سوابق كار به استخدام دولت درآمدند.
     برای دائمی ماندن (به قولی ابدی شدن) این روش (رایگان و یکنواخت بودن آموزش و پرورش در ایران)، در سال 1358 قانون اساسي جمهوري اسلامي ایران بند 3 از اصل 3 و نیز اصل 30 خودرا به رايگان بودن آموزش و پرورش در قلمرو كشور اختصاص داد كه بايد حاكم بر اين امور باشد. ولی، نیم قرن پس از اجرای قانون تعلیمات اجباری، یکنواخت و رایگان، 17 سال پس از رایگان شدن تمامی دوره های آموزش و پرورش از کودکستان تا دوره دکترا و 12 سال پس از تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی، بارديگر اجازه داده شده است كه در ایران ـ ایران صاحب نفت و گاز طبیعی ـ حتي در دوره هاي تعليمات عمومي (کوکستان، دبستان و دبیرستان)، مدارس پولي داير شود با شهریه ها بعضا میلیونی!.
    به باور اصحاب نظر، مدارس پولی در ایران، در آموزش و پرورش کودکان هم اختلاف طبقاتی (کلاس) به وجود می آورد که مغایر درک ایرانیان از تعالیم اسلامی و هدف های انقلاب و دادن رای در رفراندم فروردین 1358 به تغییر نظام حکومتی از سلطنتی به اسلامی است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزی که در ایران به جای چاپ اسکناس، اوراق قرضه ملّی عرضه شد ـ رویدادهای منجر به این اقدام ـ سخنان بسیار مهم مصدق به این مناسبت
اوراق قرضه ملّی یکم دیماه 1330 انتشار یافت و از دو روز بعد، عرضه آن در شعب بانک ملّی ایران آغاز شد که مورد استقبال مردم قرار گرفت. هدف از انتشار اوراق قرضه ملّی، ترمیم احتمالی کَسری بودجه کشور بود که با توجه به ملّی شدن نفت، مخالفت و تهدیدهای دولت لندن و احتمال قطع و یا کاهش درآمدهای مربوط ازجمله درآمدهای حاصل از عوارض گمرکات جنوب می رفت. در آن زمان و تا 20 سال پس از آن، ریال ایران در استاندارد طلا بود و نمی شد که بیش از موجودی طلا (ذخائر دولتی آن)، اسکناس چاپ کرد و بنابراین، نمی شد که بیش از مَبَلغ مشخّص از بانک، قرض گرفت و در این شرایط بود که مصدق تصمیم گرفته بود که با قرض گرفتن از مردم، کسری احتمالی بودجه را جبران کند.
    لایحه انتشار اوراق قرضه ملّی در سیزدهم اَمُردادماه آن سال (سال 1330) به تصویب مجلس رسید و مجلس بهره (ربح) آن را 6 درصد تعیین کرد. لایحه مصوّب مجلس شورا سپس به سنای ایران فرستاده شد. ولی، در سنا گرفتار نطق و بحث های طولانی شد و سرانجام در 26 آذر 1330 به تصویب این مجلس هم رسید و قانون شد.
    نخستین خریداران اوراق قرضه ملّی؛ مصدق، اعضای کابینه، پارلمانی ها و معاریف و مشاهیر بودند و از روز بعد از آن مردم.
    بخشی از تحوّلاتی که به تسلیم لایحه انتشار «اوراق قرضه ملّی» منجر شده بود از این قرار بود:
    در پی اجرایی شدن قانون ملی شدن نفت ایران که نیم قرن در انحصار و کنترل انگلیسی ها بود، 22 خرداد 1330 اگهی فروش نفت از سوی شرکت ملّی جدیدالتاسیس نفت انتشار یافت. مصدق سی ام خرداد (8 روز بعد) پایان کار خلع یَد از انگلیسی ها در نفت ایران را به مجلس اطلاع داد و گفت که در زمینه قراردادهای پیشین نفتی با انگلیسی ها مذاکره نخواهد کرد و سپس از مجلس رای اعتماد خواست که جز یک نماینده، بقیه نمایندگان نسبت به مصدق ابراز اعتماد کردند. مصدق که بیم از خرابکاری انگلیسی ها و عوامل ایشان در تأسیسات نفتیِ ملی شده داشت، لایحه حفاظت از تأسسیات نفتی در برابرهرگونه خرابکاری ها را به مجلس داد که تصویب شد. در این قانون، برای خرابکاران احتمالی مجازات تعیین شده بود. انگلیسی ها که نگران دستگیری و مجازات اتباع خود شده بودند آنان را از خوزستان به بصره در عراق منتقل ساختند. دولت لندن و در آن زمان یک قدرت جهانی بزرگ، در پی خارج ساختن اتباع خود از مناطق نفتی، ایران را تهدید به فرستادن کشتی جنگی و محاصره اقتصادی کرد و چهارم اَمُرداد آن سال، 9 کشتی جنگی دیگر به دهانه شط العرب (اروند رود) فرستاد.
    15 شهریور1330 دولت لندن به دولت ها و کمپانی های سراسر جهان اخطار کرد که اگر از ایران نفت بخرند مجازات خواهند شد، کشتی های حامل نفت ایران در دریا توقیف و محموله نفت آنها مصادره خواهد شد.
    ایستادگی ایران و تهدیدهای دولت لندن، برای دولت آمریکا که از زمان ملاقات روزولت با پادشاه سعودی در 20 فوریه 1945 در آبهای مصر در صدد بسط نفوذ در منطقه خلیج فارس بود، فرصت شد. هری ترومن رئیس جمهوری وقت بر آن شد که ورود به مسئله را با سخن گفتن از دستیابی به مصالحه میان تهران و لندن آغاز کند و اورل هریمن را به ایران بفرستد که پس از ملاقات با مصدق، ظاهرا دست خالی از ایران رفت. در پی بازگشت اورل هریمن، دولت آمریکا سی ام شهریور1330 لوی هِندرسون را سفیر خود در ایران کرد که مأموریت او تا پس از رفتن ترومن و آمدن آیزنهاور ادامه یافت، در جریان براندازی 28 اَمُرداد 1332 نقش داشت و سپس معاون وزارت امورخارجه آمریکا شد و از ایران رفت.
    در این میان، دولت لندن پنجم مِهرماه (سال 1330) علیه ایران به شورای امنیت شکایت کرد، مصدق به نیویورک رفت، از حقانیّت ایران دفاع کرد و سی ام مِهرماه برای دیدار با سران وقت آمریکا وارد شهر واشنگتن شد.
    تحولات بعدی که وسیله انتقاد از مصدق به چند روزنامه کم تیراژ تهران و یک روزنامه حزبی داده بود واکنش مردم را به دنبال داشت که 14 آذرماه 1330 اجتماع کردند و به دفاتر این روزنامه ها و یک باشگاه حزبی حمله بردند و آنها را آتش زدند و تخریب ایجاد کردند.
    سوم دیماه 1330 یک اقلیت مجلس در چهار مورد دولت را استیضاح کرد که نتیجه نداشت. مصدق که مردم را با خود داشت اول بهمن ماه 1330 کنسولگری های دولت لندن را در سراسر ایران بست و انگلستان اعلام کرد که دیگر، سفیر به ایران نخواهد فرستاد و مسئله ایران و انگلستان وارد مرحله حاد خود شد که 28 اَمرداد 1332 ادامه داشت.
    
Mosaddegh

مصدق در یک سخنرانی به مناسبت اوراق قرضه ملی (Bond) گفته بود: دولت های اشغالگر ایران و در صدر آنها انگلیس، در طول 4 سال دوران اشغال نظامی، بدون در نظر گرفتن آینده و سرنوشت ما، قاعده استاندارد طلا را در مورد وطن ما زیر پا نهادند و تا توانستند اسکناس بدون پشتوانه 50 تومانی و 100تومانی چاپ کردند و به دست مردم دادند و اجناس ما را با این کاغذها خریدند و به نظامیان و مردمِ شان رساندند و ما با تحمّل مشقّت این کاغذها را جمع کردیم. من نمی خواهم که ملّت ما دوباره دچار آن کاغذها شود و راه حل مسئله کسری بودجه ـ امسال و سال های دیگر تا ...، انتشار اوراق قرضه ملی با سود عادلانه است که با اجرای آن، نه تنها دولت بی پول نمی شود بلکه پول اضافی مردم هم که گرانی زا است جمع آوری می شود که استرداد آن با بهره اش تضمین است.
    مصدق در همین سخنرانی گفته بود که دشمنی دولت لندن با ایران و حمایت قدرت های دیگر از آن، تنها به خاطر کوتاه شدن دست آنها از نفت و نفوذ نیست. آنها از قدرت شدن ایران می ترسند. آنها «تاریخ» خوانده اند و می دانند که ایرانی قرن ها قدرت سیاسی ـ نظامی بود و قرن ها هم قدرت علمی ـ ادبی. ایرانی از فکر قدرت شدن خارج نمی شود حتی اگر این قدرت در ورزش و مسابقه های دیگر باشد. دیدیم که با پیدایش نادرشاه در اوج ضعف ایران، وطن ما در مدتی کوتاه دوباره قدرت شد ـ قدرت اول مشرق زمین و این، مثال جامعی است و در ذهن قدرت های استثمارگر و برتری جو قرار دارد. ایرانی مشتاق یادگرفتن و پیشرفت کردن است. در طول قدرت بودن، فرهنگ و تمدن ایرانی منطقه را فرا گرفت و باقی مانده است. مردمی که فرهنگ مشترک دارند می خواهند متحد و در کنار هم باشند و این اتحاد، قدرت می شود. «کوروش بزرگ» ایران را بر فرهنگ و تمدن و اخلاق پایه ریزی کرد. عنوانِ شاهِ شاهان از داریوش است نه از کوروش. کوروش حقوق انسان را ضابطه کرد. اگر به جایی لشکر کشی کرد برای پایان دادن به ستمگری و فساد بود. فرضیه وجود یک جامعه مشترک المنافع جهانیِ او یک راه حل 2500 ساله است که اگر اجرا شود، دشمنی ها، سیاست بازی ها، جنگ ها و آزمندی ها پایان خواهند یافت. بنابراین، به کوروش باید به چشم یک مُصلح جهانی و یک انساندوست نگاه کرد و این فرد از میان ما ایرانیان و از این سرزمین برخاست و همینجا مدفون است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزي که دادستان تهران از تاسیس دادسرای ویژه جرائم بانکی خبر داد
به گزارش خبرگزاری فارس (تهران)، عباس جعفری دولت آبادی دادستان عمومی و انقلاب تهران چهارم دیماه 1391 (24 دسامبر 2012) گفت: از آنجا که دادسرای ویژه جرائم اقتصادی به همه مسائل اقتصادی تهران رسیدگی می‌کند، به لحاظ تنوّع جرائم مربوط، کار این دادسرا سنگین و بیش از حد به نظر رسیده بود. با موافقت رئیس قوه قضائیه تصمیم گرفته شد که دادسرای ویژه جرائم پولی و بانکی با تفکیک جرائمی که بستر آنها مسائل بانکی نظیر پولشویی، اختلاس، معوقات بانکی است راه‌اندازی شود.
    وی همچنین گفت: "از زمان رسیدگی به پرونده فساد 3 هزار میلیاردی تاکنون 17 کیفرخواست صادر شده که 80 نفر در این رابطه محکوم شده‌اند.".
    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو دموکراسي
بحث و جدل دو حزب اصلي آمريكا بر سر انتخاب فرماندار ايالت واشنگتن در دسامبر 2004 - عدم دقت راي گيري الکترونيک
کريستين

مرافعه دو حزب اصلي آمريكا بر سر انتخاب فرماندار ايالت واشنگتن، در سراسر دسامبر 2004 ادامه داشت و با اينكه دوباره شماري آراء با ماشين و با دست حكايت از پيروزي بانو «كريستين گرگوار» نامزد 57 ساله حزب دمكرات داشت، حزب جمهوريخواه تهديد كرده بود كه به استناد راي چهار سال پيش ديوان عالي [كه جورج بوش را برنده اعلام داشت] به دادگاه متوسل خواهد شد.
     در نخستين شمارش آراء ايالت، دانيو روسي نامزد حزب جمهوريخواه با 261 راي بيشتر، برنده اعلام شده بود كه حزب دمكرات اعتراض كرد و دو ميليون و نهصد هزار ورقه راي دوباره شماري ماشيني شد كه اين بار كريستين با 45 راي اضافي برنده اعلام شد كه حزب جمهوريخواه اعتراض كرد و براي بار دوم، آراء با دست شمرده و با چشم مشاهده و خوانده شد كه هفته ها طول كشيد و سرانجام اعلام شد كه آراء كريستين 130 راي بيشتر است كه باز حزب جمهوريخواه زير بار نرفت و ....
    
Danio Rossi

از سوي ديگر، به گزارش 24 دسامبر 2004 روزنامه هاي آمريكا، تا اين روز مسئله انتخابات دوم نوامبر در ايالت اهايو هم هنوز حل نشده بود زيرا كه در حوزه هاي راي گيري اين ايالت به نقص فني ماشين هاي راي گيري، آموزش ناقص كاركنان حوزه ها، چگونگي آراء كساني كه تغيير حوزه داده بودند و عدم توزيع حوزه ها بر حسب جمعيت اعتراض شده بود. يكي از معترضين «پروفسور شمبورا» استاد اقتصاد دانشگاه اهايو بود كه گفته بود در آستانه انتخابات خانه خود را عوض كرد و در نتيجه حوزه اش تغيير يافت و طبق مقررات سابق «راي موقت» داد كه پس از انجام انتخابات متوجه شد مقررات راي موقت همان روزها اصلاح شده بود و براي اطلاع مردم به صورت چشمگير آگهي نشده بود به گونه اي که حتي به چشم فردي چون او كه هر روز بيشتر روزنامه ها را مرور مي كند نخورده بود و حق او (راي دادن) تضييع شده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
انتقاد مخاطب از کمک مالي دولت به نشريات
اين نامه که درعين حال يک گزارش رسمي را نقل کرده است در دسامبر 2002 (دیماه 1381) واصل شد و 24 دسامبر همان سال در اين تاریخ انلاین درج گرديد؛ و از آنجا که از لحاظ ماندن در تاريخ، داراي ارزش است آن را به بخش «رسانه ها» نقل کرده ايم که براي بررسي پژوهشگران باقي بماند:
    
    امروز (24 دسامبر 2002 ـ 3 دیماه 1381) در روزنامه هاي تهران خواندم [فرستنده نامه] كه آقاي جعفري مدير كل مطبوعات داخلي وزارت ارشاد اسلامي (مديرکل وقت) كه از شهر كرمان ديدار مي كرد گفته بود كه كمك مالي دولت به نشريات از اين پس بر پايه تيراژ واقعي انها خواهد بود. و خواستم (ارسال کننده نامه) که آقاي جعفري به اين پاسخها كه از خواندن اين خبر در ذهن من (نویسنده نامه) به وجود آمده است پاسخ دهد:
    1 ـ بفرمايند كه جز ايران كدام كشور ديگر در دنيا به روزنامه ها «كمك مالي» از جيب مردم (بیت المال) می دهد؟.
    2 ـ آيا سوبسيد فرضا خُرما براي مردم واجب تر است، يا روزنامه؟.
    3 ـ مگر روزنامه كالايي غير از كالاهاي ديگر است، اگر خوب باشد و مردم احساس نياز كنند به هر قيمت كه باشد مي خرند و يا اين كه مي روند آن را در كتابخانه عمومي شهر مي خوانند؟.
    4 ـ حمايت از مخاطب و حفظ حقوق اساسي او، دادن پروانه انتشار روزنامه به اهل اين حرفه است تا با ايجاد رقابت واقعي، بهترين نشريات باقي بمانند و مردم روزنامه خوب داشته باشند. آيا پاسخي غير از اين داريد كه بدهيد؟ .
    5 ـ آيا مي دانيد كه روزنامه هاي موجود با محتوايي كه دارند در استاندارد بين المللي با تعاريف روزنامه مطابقت ندارند و يك تافته جدا بافته در جهان مطبوعات هستند؟.
    6 ـ فرموده بوديد [خطاب به آقاي جعفري] كه تيراژ واقعي!، مگر در نظام اسلامي كسي بايد دروغ بگويد كه ناشر روزنامه تيراژ خلاف واقع اعلام كند؟!. مردم انقلاب كردند كه كسي دروغ نگويد. روزنامه اي كه تيراژ خودش را به دروغ اعلام كند، آيا از دروغ نوشتن و ... واهمه دارد؟، و ....
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
سالمرگ آغازگر استعمار اروپاييان بر خاورزمين ازجمله مناطقی در خلیج فارس
Vasco da Gama
24 دسامبر سالروز درگذشت وسكو دا گاما Vasco da Gama دريانورد پرتغالي است در سال 1524 ميلادي در هند. وي 23 ماه مه سال 1498 با چهار كشتي مجهز به 20 توپ و 170 تفنگدار پس از دورزدن دماغه جنوب آفريقا و گذشتن از سواحل شرقي اين قاره وارد "كاليكت" در ساحل غربي شبه قاره هند شد و با اين كار، آغازگر استعمار اروپاييان بر خاور زمين گرديد. پرتغاليها در دهه یکم و دوم قرن شانزدهم (از 1508 تا 1515) چند منطقه را در ساحل غربی هند از جمله «گوا»، «دیو» و «دمان» را متصرف شدند و نام مستعمرات پرتغالی هند بر آنها گذاردن و آنهارا تا دسامبر 1961 در اختيار داشتند و از آنجا به ساير نقاط آسيا و خليج فارس دست اندازي كردند. هلندي ها ، انگليسي ها و فرانسويان به رقابت با آنان پاي به اين منطقه گذاردند. عامل پيروزي غربي ها بر خاورزميني ها برتري اسلحه آنان بوده است. به همين دليل است که غرب کوشش داشته که برتري تسليحاتي را ازدست ندهد.
    آلفونس دو آلبوکرکي پرتغالي در سال 1508 و با هدف بستن خليج فارس بر روي رقيبان آينده، با هفت کشتي توپدار و 500 تفنگدار به جزيره هرمز که مرکز مبادلات کالا و ناظر بر تنگه هرمز بود حمله ور و آنجا و بعدا قشم و چند ناحیه ساحلی ديگر از وطن مارا متصرف شد. پيروزي پرتغالي ها سلاحهاي آتشين آنان بود که ايرانيان در آن زمان فاقد آن بودند. دهها سال بعد شاه عباس براي اخراج پرتغاليها از قشم، هرمز و سواحل ايران بود كه با انگليسيها متحد شد و پاي اينان به خليج فارس باز گرديد كه مشكلات منطقه نتيجه سلطه انگليسي ها بر خليج فارس بوده است. آلبوکرکي که طرح بستن راههاي دريايي هند بر روي ساير کشورهاي اروپايي را تهيه کرده بود بعدا به عنوان دومين فرماندار مستعمرات پرتغال در هند (پس از فرانسسکو دو آلاميدا) تا توانست به اين طرحها جامه عمل پوشاند. وسکو دا گاما که دیدار او از هند در سال 1498 جنبه اکتشافی داشت جایی را تصرف نکرد و به نیروی نظامی متوسل نشد. وی بیستم ما مه 1948 وارد "کالیکت" در ساحل غربی هندوستان شده بود. «دا گاما» در سال 1524 نيز ماموريت هند يافت و به اينجا آمد و 24 دسامبر همين سال در هند درگذشت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
كشتار صدها هزار چيني در نانكينك به دست ژاپني ها
ژاپني ها چينيان را در نانژينگ اين چنين زنده به گور مي کردند
دسامبر سال 1937 ارتش امپراتوري ژاپن كه برغم مخالفت و اعتراض «جامعه ملل» كشور چين را مورد حمله قرار داده بود شهر باستاني دو هزار و چهارصد ساله نانكينگ (نانژينگ = نانچينگ) پايتخت وقت اين كشور را تصرف و دويست تا سيصد و پنجاه هزار تن از چينيان ساكن شهر كشتار كرد كه بانو «آيريس چانگ» شرح اين كشتار وحشيانه را در كتابي به زبان انگليسي تحت عنوان «تجاوز نانكينگ» آورده است كه به بسياري از زبانها از جمله زبان ژاپني ترجمه شده است. اين كشتار كه از 13 دسامبر آن آغاز شده بود چهل روز طول كشيد.
    
تعدادي از سرهاي قطع شده چينيان نانژينگ به دست ژاپني ها


     در اين مدت دهها هزار چيني زنده بگور شدند. ژاپني ها زنان را پس از تجاوز شكم دريدند و كودكان را قطعه قطعه كردند. طبق ارقامي كه 12 دسامبر 2007 از طبقه بندي دولت آمريكا خارج شده است، تلفات اين كشتار بي سابقه 500 هزار تن گزارش شده بود. نانژينگ (دركنار رود يانگتسه و به فاصله اي نه چندان دور از شانگهاي) 23 آوريل 1949 به دست كمونيستها افتاد و از آن پس هر سال تظاهرات ضد ژاپني در اين شهر و ساير شهرهاي چين برگزار مي شود. با وجود اين، «ياسوئو فوكودا» نخست وزير تازه ژاپن گفته است كه قبل از پايان دسامبر جاري (دسامبر 2007) از چين ديدن خواهد كرد و اين نخستين سفر خارجي وي به عنوان رئيس دولت ژاپن است.
    
با اينکه چينيان نانژينگ اين چنين خود را تسليم ژاپني ها مي کردند کشتار مي شدند

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
اعدام اسرار آميز «بريا» رئيس گُرجستاني پليس امنيت شوروي و شش مقام امنيتي ديگر
23 دسامبر 1953 و 9 ماه پس از درگذشت استالين، هفت تن از همشهريان گرجستاني او و از جمله «لاورنتي برياLavrentiy Pavlovich Beria» به اتهام قتل سياسي در سابق و نيز قصد براندازي دولت مالنكوف اعدام شدند. هر هفت نفر سالها از مقامات پليس امنيتي شوروي بودند و دو تَن از آنان تا سمت وزارت بالا رفته بودند.
    
Beria

«بريا» مدتي وزير كشور و معدوم ديگر وزارت كنترل سازمانها و موسسات (حراست) را برعهده داشت. بريا در ماه جولاي آن سال دستگير شده بود. دادستان محكمه حتي «بريا» را متهم كرده بود كه از سال 1919 با انگليسي ها تماس داشته و از اين رهگذر به وطن خيانت کرده است!.
    درباره بريا در خارج از روسيه كتاب هاي متعدد انتشار يافته و در برخي از آنها، مؤلفان مدعي شده اند كه «بريا» استالين را مسموم كرده بود كه به نظر نمي رسد دقيق باشد. ولي ترس مالنكوف جانشين استالين از بريا و احتمال توطئه بريا بر ضد او به ثبوت رسيده است زيرا كه بريا در چهار ماه پس از درگذشت استالين بر شمار ماموران مخفي و تجهيز پليس امنيتي به سلاحهاي سنگين افزوده بود. اين اعدام ها، نخستين براندازي متحدين استالين از صحنه حكومت شوروي بود و واضح بود كه در چنين محيط آكنده از خصومت، نفاق و نبرد برسر قدرت؛ پياده كردن سوسياليسم واقعي امكان پذير نبود و فروپاشي نظام شوروي از همان زمان قابل پيش بيني بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
درياسالار ضد انگليسي فرانسه ترور شد
دارلان
دريا سالار ژان فرانسوا دارلان فرمانده نيروهاي مسلح فرانسه و فرماندار كل مستعمرات اين كشور در شمال آفريقا 24 دسامبر 1942 در الجزاير ترور شد. وي در 17 اوت 1881 به دنيا آمده بود . هنگام حمله هيتلر به فرانسه ، وي رئيس ستاد نيروي دريايي فرانسه بود. پس از شكست فرانسه در جنگ ، به او پيشنهاد شد كه كشتي هايش را به يك بندر در انگلستان منتقل كند تا به دست آلمان نيافتند ؛ كه چون با انگليسي ها قلبا خوب نبود آن را اجرا نكرد . درياسالار دارلان از همان آغاز كار هم با نوعي سازش با هيتلر موافقت داشت. وي بعدا در دولت ويشي فرانسه معاون مارشال پتن شد كه پس از آشتي لاوال و پتن به افريقا اعزام شد و بسياري از كشتي ها را هم با خود به آنجا برد . در استانه حمله متفقين به شمال آفريقا به او پيشنهاد شد كه همانند دوگل به آنها بپيوندد كه به دليل ضديتي كه با انگليسي ها داشت به امروز و فردا كردن پرداخت و در همين جريان ترور شد . در باره انگيزه ترور او روايات متعدد و جود دارد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
اعدام «توجو» نخست وزير ژاپن و همکارانش سه سال پس از جنگ - نظرات توجو درباره آسيا و منطقه اقيانوس آرام
Tojo
24 دسامبر سال 1948 (به وقت ژاپن و 23 دسامبر به وقت غرب) هيدكي توجو نخست وزیر پیشین ژاپن و شش تَن از ژنرال ها و يک نخست وزير پيشين ديگر كه 12 نوامبر (ماه پيش از آن) در دادگاه متفقين (فاتحان جنگ جهاني دوم) در توکيو به مرگ محكوم شده بودند در زندان اين شهر اعدام شدند. اعدام «توجو» سه سال و چهار ماه پس از پايان جنگ و اشغال نظامی ژاپن توسط آمریکا صورت گرفت. وي قبلا در زندان يك بار در صدد خودكشي برآمده بود كه نجات داده شده بود. شانزده تن ديگر از مقامات نظامي و سياسي ژاپني زمان جنگ دوم جهاني در همان دادگاه به زندان محكوم شدند.
    اعدام شدگان ديگر؛ هيروتا نخست وزير پيشين، ژنرال ديوي هارا، ژنرال ايتاگاکي، ژنرال موتو، ژنرال کيمورا و ژنرال ماتسويي بودند. متهمين 28 تن بودند که يکي از آنان پيش از محاکمه در زندان درگذشته بود و يکي ديگر به علت دچار شدن به بيماري رواني محاکمه نشد و محاکمه 3 تن ديگر به بعد موکول شده بود. ژاپني ها به رغم بودن در اشغال نظامي آمريکا، اخطار کرده بودند که نبايد اجازه داده شود از مراسم اعدام دو نخست وزير و ژنرال ها عکس و فيلم گرفته شود که چنين شد.
     توجو Tojo که در دسامبر 1884 در توكيو به دنيا آمده بود يك ژنرال بود. او پيش از نخست وزير شدن مقامات نظامي مهمی ازجمله وزارت جنگ را برعهده داشت. در طول جنگ مدتي علاوه بر نخست وزيري، در کابینه خود وظایف وزيران جنگ، داخله و امور خارجه را هم برعهده داشت. او بود كه براي تقويت حس ميهندوستي ژاپني ها، تعداد ساعات درس تاريخ را در مدارس این کشور چهار برابر كرده بود.
     وي كه مدتي در آلمان آموزش نظامي ديده بود يك ناسيوناليست ژاپني بود و عقيده به دورساختن روسيه از خاور دور، طرد انگلستان و فرانسه و سایر استعمارگران اروپایی از آسیا، اخراج آمریکا از مناطق واقع در اقیانوس آرام و به دور از سواحل خاک اصلی این کشور و سلطه ژاپن بر چين و دست كم مناطق شمال شرقي آن را داشت. او عميقا مصرّ به ايجاد نظمي نوين در آسیا و منطقه اقیانوس آرام پس از طرد غرب از این مناطق بود. باوجود این، پس از تصرف «سيپان» توسط نيروهاي آمريكايي در سال 1944، توجو دريافته بود كه پيروزي نظامي ژاپن دشوار و احیانا بعید است ولي باور هم نداشت كه شكست نزديك باشد زيرا كه بمباران اتمي ژاپن را نمي توانست پيش بيني كند. توجو در سه سالي كه در زندان در انتظار محاكمه بود خاطرات خود را نوشت كه بعدا نوه اش بانو «يوكوايوانامي» آنهارا همراه عکس و فیلم منتشر ساخت و چهره خوبی از پدربزرگ ارائه داد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
استقرار چند موشک تازه ساخت «توپول» در آستانه انتخابات سال 2004 رياست جمهوري روسيه، و اظهار نظرهاي مربوط
ارتش روسيه 22 دسامبر 2003 چند موشك تازه «توپل ـ امTopol-M» را كه گفته شده است بُردشان ده هزار و چهارصد كيلومتر (شش هزار مايل) است و از سيلوهاي زميني پرتاب مي شوند در نقطه اي در خاك اين كشور مستقر ساخت. استقرار نخستين دسته ده تايي از اين نوع موشك 4 سال پيش صورت گرفته بود.
     وزير دفاع وقت روسيه به اين مناسبت گفت كه اين موشكها در جهان رقيب ندارند.
     در تفسير اين خبر، برخي از روزنامه هاي غرب نوشته بودند كه استقرار اين چند موشك و نيز اظهارات وزير دفاع روسيه با توجه به انتخابات در پيش روي رياست جمهوري، با هدف تبليغ انتخاباتي براي ولاديمير پوتين صورت گرفته است كه چند سال پيش، از سوي يلتسين (عامل شماره يك فروپاشي شوروي) در صدر قدرت گرفت و اخيرا اشاره به نامزد شدن مجدد خود كرده و به «راي» نياز دارد.
     اين روزنامه ها براي اثبات ادعاي خود و كاستن از تاثير اين اقدام نظامي در افكار عمومي روسها به انتشار اظهارات انتقاد آميز «يوري سولومونوفYuri Solomonov» طراح اصلي اين نوع موشك پرداخته بودند كه گفته بود: با كاهش پنجاه درصدي بودجه توليد «موشكهاي توپول ـ ام» برنامه توليد اين موشكها به مخاطره افتاده است. وي اضافه كرده بود كه اگر اين كاهش پنجاه درصدي كه فعلا براي سالهاي 2004 و 2005 است لغو نشود، داشتن انتظار از اين برنامه عملا بي حاصل خواهد بود و ....
     به گفته برخي اصحاب نظر در آن زمان، استقرار توپول ها در حالي است كه هزاران موشك و كلاهك اتمي شوروي سابق كه به بهاي محروميت مردم اين اتحاديه از رفاه ضروري ساخته شده بودند دارند در انبار ها به خاك تبديل مي شوند.
     در تفسير اظهارات « سولومونوف » برخي رسانه ها نوشته بودند: كاهش بودجه موشك سازي به بهانه نداشتن پول! در حالي عنوان شد كه دولت روسيه حدود چهار ميليارد دلار از طلب خود از عراق نفتخيز (بالقوه ثروتمند) را بخشيد!.
    طبق اين تفسيرهاف روسيه يک صادر كننده بزرگ نفت در جهان است و نيازي هم به واردات كالا ندارد ولي معلوم نيست كه اين پولها كجا مي رود.
    در آن روزها روزنامه هاي غرب پراز داستان آوارگي زن و مرد و كودكان سرزمين هاي شوروي سابق بود، به ويژه فروش برخي از اين زنان به مراكز عيش و نوش در ساير كشورها. براي مثال : رسانه هاي آمريكا 22 دسامير 2003 خبرداده بودند كه بانوي يك خانواده ساكن حومه شيكاگو كه يك پسر سر راهي روس را به فرزندي پذيرفته و به آمريكا آورده بود آنقدر او را كتك زده كه كودك فوت شده است.
     بپاخيزي روس ها به دليل روانشناسي خاص اين مردم كه هزار سال ديكتاتوري مغولها، تزارها و برخي سران دولت حزب كمونيست را تحمل كرده بودند قابل پيش بيني نيست. به گفته اصحاب نظر، گفته هاي «جورج كنان» ديپلمات ـ محقق آمريكايي كه طرح او مبني بر محاصره و دقيقا زير نظر قراردادن شوروي موفق شد؛ همچنان آويزه گوش آمريكاييان است كه گفته بود: غير نظاميان روسيه آخرين مردم دنيا خواهند بود كه عصيان، و نظاميانشان كودتا خواهند كرد؛ تنها بايد مواظب بود كه اين ملت يك پتر كبير ديگر و يا يك استالين (يك رهبر توانمند و روسيه دوست) پيدا نكند كه ....
    در وقوع انقلابات دو دهه اول قرن بيستم روسيه فشارهاي خارجي مخصوصا آلمان و ژاپن و ضعف هاي متعدد نيكلاي دوم، فساد اداري و نيز خشم يهوديان روسيه كه كشتار شده بودند نقش موثر داشت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
اعزام ده هزار پزشک و ده هزار معلم کوبايي به ونزوئلا - آموزش سواد و سوسياليسم در ونزوئلا
فيدل كاسترو 22 دسامبر 2003 براي ترتيب دادن اعزام ده هزار پزشك كوبايي به ونزوئلا براي درمان رايگان طبقه كم درآمد اين كشور و نيز فرستادن ده هزار آموزگار تازه به منظور سوادآموزي بازهم رايگان به بزرگسالان ونزوئلايي به اين كشور رفته بود.
     روزنامه هاي مخالف فيدل كاسترو و سياست هوگو چاوس رئيس جمهوري وقت ونزوئلا نوشته بودند كه آموزگاران كوبايي به بي سوادان ونزوئلا علاوه بر خواندن و نوشتن، آموزش سياسي و درس سوسياليسم خواهند داد.
     «چاوس» که يك چپگراي ناسيوناليست بود بعدا فرضيه سوسياليسم قرن 21 را اعلام داشت و سرگرم پياده کردن آن شد. به اظهار برخي از استادان تاريخ عقايد، فرضيه چاوس عملي ترين راه برقراري سوسياليسم است.
    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تاريخ از نگاهي به تصوير
مردي با پوست آبي رنگ!
Paul Karason
پال كاراسون از ساكنان ايالت آرگون آمريكا داراي پوستي سفيد بود. چندي پيش شنيد كه نوشيدن جوشانده نقره به نام Colloidal (كولويدال) امراض را از تن دور مي سازد. وي چنين كرد كه پوست او به تدريج آبي رنگ و موهايش زرد متمايل به سفيد شد و قيافه خاصي پيدا كرد و چون در ايالت خود انگشت نما شده بود به شهر «مادرا Madera» در ايالت كاليفرنيا نقل مكان كرده است. پزشكان از بازگرداندن رنگ عادي به او مايوس شده اند. «ژاكي» بانويي كه با او زندگي مي كند گفته است كه او را با همين رنگ پوست قبول دارد و از پال خواسته است كه بيش از اين زحمت پزشك رفتن را به خود ندهد.
    از كولويدال در قديم به عنوان نوعي آنتي بيوتيك استفاده مي شد و در خاورميانه به «نبات نقره جوش» معروف بود كه مصرف آن پس از پيدايش پني سيلين ممنوع شده است.
كاراسون پيش از مصرف جوشانده نقره، بعد از آبي شدن پوست بدن، و در كنار ژاكي

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 24 دسامبر
  • 1715:   سوئد با توسل به نيروي نظامي نروژ را تصرف كرد .
  • 1814:   پيمان گنت Ghent به جنگ آمريكا و انگلستان كه در سال 1812 آغاز شده بود و انگليسي ها ضمن آن شهر واشنگتن و كاخ سفيد را آتش زده بودند پايان داد.
  • 1865:   چند نظامي سابق كنفدراسيون آمريكا در شهر پولاسكي Pulaski ايالت تنسي جمعيت كو كلاكس كلان Ku Klux Klan را بر پايه برتري نژاد آرين تشكيل دادند. شمار کو کلاس کلان هاي آمريکا در سال هاي 1915 تا 1944 سه تا شش ميليون نفر برآورد شده بود که کاهش يافته است. در سال 1944 جمعيت آمريکا 138 ميليون تَن بود که در سال 2017 حدود 330 ميليون شده است.
  • 1893:   هنري فورد نخستين موتور بنزين سوز قابل استفاده را ساخت و از همان زمان نفت يك كالاي استراتژيك شد و كشورهاي صادر كننده آن گرفتار هزاران دشواري شده اند.
  • 1946:   800 هزار عضو عادي حزب نازي آلمان تحت عنوان Minor Nazi (نازي هاي كوچك) مورد عفو عمومي فاتحان جنگ قرار گرفتند.
  • 1954:   لائوس استقلال خود را از فرانسه به دست آورد.
  • 1969:   در آبهاي نروژ در درياي شمال، نفت کشف شد و طولي نکشيد که نروژ در رديف کشورهاي صادرکننده نفت قرار گرفت. طبق يک قانون مصوب، هر سال مبلغي از درآمد نفت نروژ براي نسل هاي بعدي اين کشور ذخيره و يا سرمايه گذاري مي شود.
  • 1973:   شهر واشنگتن (واشنگتن دي. سي.) طبق قانوني که در اين روز از تصويب کنگره آمريکا گذشت، داراي دولت محلي به انتخاب ساکنان شهر شد. پايتخت فدراسيون 330 ميليوني آمريکا حدود هفتصد هزار تن جمعيت دارد (17 درصد شهر تهران پايتخت کشور 80 ميليوني ايران).
  • نامه به مولف
    آيا حذف سه صفر از اسكناس ها مسئله تورم پول را حل مي كند؟
  •   اين پيام در 22 دسامبر 2007 از يك مخاطب دريافت شده بود:
        روزنامه «اعتماد» چاپ تهران نوشته بود كه مي خواهند سه صفر از آخر مبلغ اسكناسهاي ايران حذف كنند؛ همان كاري را كه دولت لهستان براي فرار از تورم پول (نه، حل ريشه اي مسئله) در دو دهه پيش كرده بود.
        سئوال من اين است كه آيا قبلا همه حسابها را كرده اند؟. من كارمند اداري دولت بودم، فوق ليسانس داشتم و در اول تيرماه 1359(دو سال پس از انقلاب) به قرار ماهي شش هزار و سيصد تومان بازنشسته شدم. در آن روز دلار دولتي هفت تومان و نرخ آزاد آن ده تومان و پنج قران بود. سكه طلا هم هزار تومان، گوشت هر كيلوگرم هشت تومان (هشتاد ريال) و برنج اعلاء چهار تومان (چهل ريال) معامله مي شد. به عبارت ديگر؛ من در آن روز با حقوق بازنشستگي ماهانه ام مي توانستم ششصد دلار آمريكا از چهار راه خيابان استانبول و يا خيابان فردوسي خريداري كنم. حالا اگر از 270 هزار تومان حقوق بازنشستگي من سه صفر و از دلار 970 توماني هم سه صفر كم كنند (بر هزار تقسيم كنند)، من با 270 تومان حقوق ماهانه فعلي فقط مي توانم 278 دلار خريداري كنم كه كمتر از نيمي از مبلغ 27 سال و شش ماه پيش است. حقوق و مزاياي من در سال انقلاب كه شاغل بودم از 14 هزار تومان در ماه (دو هزار دلار و بيشتر از دريافتي يك كارمند وقت دولت آمريكا) تجاوز مي كرد. درآمد جمهوري اسلامي ايران از صدور نفت در سال جاري (2007) نزديك به يكصد ميليارد دلار و پنج برابر سال 1356 (سال پيش از انقلاب) است. مردم امروز (قرن 21) جزئيات را مي دانند.




  •  

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com