Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
      خورشيدي

 
12 نوامبر
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 



 


   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 12 نوامبر
ايران
توصيه اسكندر مقدوني: داماد ايرانيان شويد
رکسانا همسر ايراني اسکندر
12 نوامبر سال 324 پيش از ميلاد اسكندر مقدوني تصميم گرفت كه برجهانگشايي خود نقطه پايان بگذارد و به همراهانش توصيه كرد كه با دختران بزرگان ايران ازدواج كنند تا ايرانيان آنان را بيگانه ندانند و پس از او از منطقه بيرون نياندازند.
    اندكي پس از اين اندرز، نود تن از افسران و مقامات ارشد اسکندر با دختران بزرگان ايران ازدواج كردند. اسكندر مقدوني، خود با رکسانا دختر ساتراپ (استاندار) بلخ = باختر ازدواج کرد.
    اسکندر که سال بعد (323 پيش از ميلاد) در 32 سالگي در شهر بابل (واقع در جنوب غربي بغداد امروز) درگذشت حملات خود را در سال 333 پيش از ميلاد به قلمرو ايران آغاز كرده بود. وي در سال 330 پيش از ميلاد تخت جمشيد - شاهكار معماري قرون قديم را ويران ساخت. 
    
تصوير ديگري از رکسانا (روشنک = ستاره)

اصفهان بارديگر پايتخت ايران شد
12نوامبر سال 1598 ميلادي (21 آبان) شهر اصفهان يك بار ديگر پايتخت ايران شد. شاه عباس اول تصميم به انتقال پايتخت از قزوين گرفته بود و كار اين انتقال هفت سال طول كشيده بود.
    پيش از دوران سلطنت شاه عباس، اصفهان در سال 931 ميلادي به تصميم «مرداويز» قهرمان ملي ما كه سوداي احياء امپراتوري ايران باهمه مراسم و آيين هاي باستاني اش را در سر داشت، پايتخت اعلام شده بود. وي نخستين مراسم «سده» پس از ساسانيان را در همين شهر برگزار كرده بود و سخن گفتن و نوشتن، جز به فارسي را ممنوع ساخته بود. طغرل سلجوقي نيز مدتي اصفهان را پايتخت خود کرده بود. در سال 1915 هجری (1294 میلادی ـ زمان سلطنت احمد شاه ) هم تصميم گرفته شد كه اصفهان پايتخت شود كه به علت ورود نیروهای خارجی متخاصم یکدیگر به ایران و تبدیل ایران به گوشه ای از میدان جنگ جهانی اول عملي نشد.
     به نوشته برخي از مورخان، شاه عباس پس از انجام كودتا بر ضد پدرش و بركنار ساختن او، به اين سبب كه در قزوين، مادرش به دست قزلباشها كشته شده بود، مايل نبود كه درآن شهر بماند و در نخستين فرصت اصفهان را پايتخت قرار داد و با اين كار، در عين حال خود را از دست قزلباشها كه يك سپاه متعلق به چند ايل بودند خلاص كرد و بعدا يك ارتش سراسري (عمومي) براي ايران به وجود آورد. مورخان ديگر، اهميت موقع جغرافيايي اصفهان را كه در مركز كشور و بر سر راههاي تجاري قرار دارد دليل انتخاب آن به پايتختي دانسته اند.
     درنخستين مراسم رسمي نوروز كه در اصفهان برگزار شد، شاه عباس تاكيد كرده بود كه اصفهان تا ابد پايتخت ايران خواهد بود و دستور داده بود كه در اصفهان به كشورهايي كه در ايران نمايندگي سياسي و بازرگاني داشتند، زمين رايگان داده شود تا براي خود سفارتخانه بسازند و از دولتهاي ديگر خواسته بود كه در اصفهان سفارتخانه و مركز تجاري داير كنند. شاه عباس سپس به آباداني اصفهان پرداخت تا زيباترين شهر جهان شود. وي در اصفهان يك محله تازه براي كساني كه با او از قزوين نقل مكان كرده بودند بساخت كه به "عباس آباد" معروف شده است. شاه عباس كه در هرات متولد شده بود پيش از كودتا بر ضد پدرش، حكمران خراسان بود و در هرات مي نشست. وي از 1588 تا 1629 بر ايران حكومت كرد و کوشش بسيار بعمل آورد تا مرزهاي ايران را به حدود دوران ساسانيان برساند. از کارهاي نظامي مهم دوران او اخراج پرتغاليها از بحرين و سراسر خليج فارس بود.
يکي از آثار تاريخي دوران صفوي در اصفهان

انصراف دكتر مصدق از نخست وزير شدن، چرا؟
مجلس شوراي ملي در جلسه 21 آبان سال 1323خود به نخست وزير شدن دكتر مصدق ابراز تمايل كرد. وي دو روز بعد با شاه ملاقات و شرايط خود را با او در ميان گذارد كه شاه (که از سوي متفقين غربي اطمينان يافته بود که در صدر کشور باقي خواهد ماند) اين شرايط را نپذيرفت و دكتر مصدق هم از نخست وزير شدن انصراف داد.
    شاه هفت سال بعد زير فشار ملت مجبور شد كه با نخست وزيري دكتر مصدق موافقت كند.
تاسيس جبهه ملي ايران - هدف هاي آن
21 آبان سال 1328 (12 نوامبر 1959) جبهه ملي ايران مركب از احزاب و رجالي كه متعهد به تحقق ايراني كاملا آزاد، دمکراتيک، مستقل، به دور از تحميلات ديگران، طرد نفوذ بيگانگان در امور وطن، لغو هرگونه امتياز و انحصاراعطايي به خارجيان و تامين منافع ملي شده بودند به رهبري دكتر مصدق پا به عرصه وجود گذارد.
     باكمك همين جبهه، دكتر مصدق نفت ايران را ملي كرد و بناي دمكراسي را در كشور گذارده بود كه براندازي 28 امرداد آن را معكوس ساخت.
     بسياري از سران اين جبهه در سال 1332 پس از كودتا بازداشت شدند و سالها ممنوع المقام و زير مراقبت بودند. اين جبهه در آبان ماه 1332، پس ازاعلام آغاز محاكمه دكتر مصدق تظاهرات وسيعي را در تهران و شهرهاي ديگر به راه انداخت كه اين تظاهرات به خاك و خون كشيده شد . متعاقب آن نهضت مقاومت ملي تشكيل شد كه دولت وقت عده اي از سران آن را به خارك تبعيد كرد.
     جبهه ملي در سالهاي 1339 و 1340 بار ديگر قدرت و محبوبيت خود را با تشكيل اجتماع عظيم ميدان جلاليه (پارك لاله امروز) به نمايش گذارد و خواندن روزنامه اطلاعات را که مبلّغ کارهاي دولت و برخي رجال حامي دولت بود تحريم کرد و به مردم گوشزد ساخت: خواندن روزنامه کاري تحميل کردني نيست؛ با نخريدن و نخواندن نشرياتي که در جهت مردم و منافع عمومي آنان نيستند رشد فکري و تمدن خود را نشان دهند.
    جبهه ملي در سالهاي 1339 و 1340 بار ديگر قدرت و محبوبيت خود را آشگار ساخت و با تشكيل اجتماع عظيم ميدان جلاليه (پارك لاله امروز) آن را به نمايش گذارد و خواندن روزنامه اطلاعات را که مبلّغ کارهاي دولت و برخي رجال حامي دولت بود تحريم کرد و به مردم گوشزد ساخت: خواندن روزنامه کاري تحميل کردني نيست؛ با نخريدن و نخواندن نشرياتي که در جهت مردم و منافع عمومي آنان نيستند رشد فکري و تمدن خود را نشان دهند.
    
دکتر کريم سنجابي

جبهه ملي از سال 1356 خورشيدي (1977 ـ 1978 میلادی) در داخل و خارج كشور به تشديد فعاليت پرداخت و در انقلاب سال 1357 فعالانه شركت داشت. هدف جبهه ملی از این کار برقراري دمكراسي و رعايت كامل و دقيق قانون اساسي سال 1906 بود نه تغيير نظام حكومتي و به همين سبب دولت وقت آمريكا (حكومت كارتر) به جانبداري از مساعي اين جبهه پرداخت. پس از انقلاب، اعضاي اين جبهه و رئيس وقت آن دكتر کريم سنجابي در دولت موقت انقلاب (کابينه مهندس بازرگان ) شرکت كردند و .... در نبرد برسر قدرت که اندکی پس از پیروزی انقلاب آغاز شد و ظاهرا هنوز ادامه دارد؛ ملّیون و ملی ـ مذهبی ها نخستین جناح هایی بودند که برکنار شدند. دکتر سنجابي (به اظهار خودش) چون احساس مي کرد که در وطن تحت فشار است در سال 1982 از ايران خارج و در ژوئيه 1995 در 95 سالگي در آمريکا درگذشت.
لايحه ملي شدن آبهاي كشور
چهار روز پس از غير قانوني شدن خريد سهام كارخانه ها توسط مقامات دولتي و بستگان درجه اول آنان و منع مداخله حقوق بگيران از صندوقهاي عمومي در معاملات دولتي، 21 آبان ماه سال 1345 خورشيدي لايحه ملي شدن آبهاي كشور به مجلس داده شد.
    در همان زمان، حقوقدانان در تاييد اين اقدام تاكيد كرده بودند كه مالكيت در اسلام محدود و مشروط است به ويژه در منابع طبيعي و زير زميني.
سالروز درگذشت روح الله خالقي كه آهنگ سرود «اي ايران» را نوشت
روح الله خالقي
12 نوامبر سالروز فوت موسيقدان و ميهندوست نامدار و سازنده آهنگ سرود ملي "اي ايران"، روح الله خالقي است كه در 59 سالگي در سال 1965 (21 آبان 1344) در سالزبوگ اتريش درگذشت، جنازه اش به تهران منتقل و با تشريفات ويژه مدفون شد.
     خالقي در سال 1906 (1385 هجري) در كرمان به دنيا آمده بود. وي موسيقي را عمدتا نزد علينقي وزيري تحصيل كرده بود. خالقي همچنين فارغ التحصيل رشته ادبيات فارسي از دانشگاه تهران بود. وي در سال 1323 انجمن موسيقي ملي ايران را پايه گذاري كرد. به همت خالقي كه شهرت به ملي گرايي متمايل به چپ، و دوستي ايرانيان با ملل اتحاد شوروي داشت تاريخ دو جلدي «موسيقي ايران زمين» تاليف شد. خالقي در عين حال يك نويسنده بود و براي مجلات و به ويژه مجله «پيام نوين» مطلب مي نوشت.
    
گور خالقي

خالقي (به گفته خودش) چون در نصرت الله معينيان احساسات وطندوستانه و در كارهايش پاكدامني و صداقت ويژه مشاهده كرد حاضر شد كه مشاور موسيقي راديو ايران شود و به ايجاد برنامه «گلها» كمك كند كه برخي او را مبتكر اين برنامه مي دانند.
    خالقي كه بر انواع فرضيه هاي موسيقي و علوم صدا تسلط كامل داشت در زنده كردن موسيقي اصيل ايراني خدمات ارزنده بعمل آورد از جمله توجه به چنگ رودكي. وي بود كه توصيه مي كرد ريشه موسيقي ايراني و واژه هاي گمشده پارسي را بايد در ميان تاجيكها و مردم جنوب روسيه و قفقاز شمالي جستجو كنند.
     صدها آهنگ جاويدان از خالقي باقي مانده است كه معروفترين آنها آهنگ سرود «اي ايران» است كه شعر آن را «حسين گلگلاب» استاد وقت دانشگاه تهران (و عضو فرهنگستان ايران) سروده است. اين سرود در سال 1323 (1944 و در جريان اشغال نظامي ايران از سوي متفقين) تكميل شد. انگيزه سرودن اين شعر، مشاهده بي حرمتي هاي نظاميان اشغالگر بود كه از تاريخ و تمدن ايرانيان بي خبر بودند و قضاوتشان بر پايه مشاهده وضعيت روز بود.
     سرود «اي ايران» در دهه 1960 در كنفرانس بين المللي بررسي سرودهاي ملي، موثرترين - برانگيزاننده ترين و ميهنگرا ترين سرود ملي كشورها شناخته شده است كه هر ايراني با شنيدن آن برانگيخته و آماده فداكاري براي ميهن مي شود.
    طبق يك آمار، در ربع قرن منتهي به 1385 (2006 ميلادي) نوار و سي دي سرود «اي ايران، اي مرز پرگهر ـ اي خاكت سرچشمه هنر» ... «مهر تو شد چون پيشه ام ـ دور از تو نيست انديشه ام» ... «در راه تو كي ارزشي دارد اين جان ما ـ پاينده باد خاك ايران ما» بيش از هر آهنگ و سرود فارسي ديگر توليد و تقريبا در خانه هر ايراني در درون مرز و برون مرز وجود دارد.
چرا در سال 1358 يک ميليون و پانصد هزار تن بر جمعيت تهران اضافه شد؟!
مهندس توسلي شهردار وقت تهران در يك مصاحبه مطبوعاتي كه در شماره 21 آبان 1358 روزنامه هاي پايتخت به چاپ رسيده بود گفته بود كه تبليغات غير منطقي كه در تهران خانه، آپارتمان و زمين توزيع مي كنند يك و نيم ميليون روستانشين و ساكنان شهرهاي ديگر را به تهران كشانده و ايجاد مشكلات رفاهي و خدمات شهري كرده است و اضافه كرده بود كه كمك ها بايد به روستاها و شهرهاي كوچكتر شود تا مردم علاقه به مهاجرت پيدا نكنند.
    در عرف بين المللي شهرهايي را كه بيش از حد متعارف بزرگ شوند شهر ناسالم عنوان داده اند و دولتها در صدد انتقال سازمانهاي خود از آنجا برآمده اند. براي مثال؛ دولت برزيل شهري كوچك و محدود را بنا كرده و پايتخت را به آنجا انتقال داده است.
واکنش کارتر نسبت به گروگانگيري کارمندان سفارت آمريکا در تهران: منع خرید نفت و توقیف دارایی های ایران
جيمي كارتر رئيس جمهوري وقت آمريكا در واكنش به گروگانگيري كارمندان سفارت آن كشور در تهران، 11 نوامبر سال 1979 ( سال1358 خورشيدي) تصميم گرفت که خريد نفت از ايران را متوقف و دارايي هاي ايران در آمريكا را توقيف کند. وي بعدا دستور داد که به ايرانيان ويزاي ورود به آمريکا را ندهند و ويزاي دانشجويان ايراني را - بدون رسيدگي دقيق به ويژه در رفتارشان - تجديد نکنند.
    در نوامبر 1979 چاپ عکس گروگانها در رسانه هاي آمريکا مردم اين کشور را بر ضد ايران برانگيخته بود. يک نمونه از اين عکسها در زير آمده است:
    
كاركنان سفارت امريكا در تهران كه در جريان تصرف اين سفارت به گروگان گرفته شده بودند با چشمان بسته

آزمايش موشک "سجيل"
12 نوامبر 2008 (22 آبان 1387) وزارت دفاع ايران اعلام کرد که يک موشک دو مرحله اي دو موتوره سوخت جامد را با موفقيت آزمايش کرده است. طبق اين اعلاميه، وزير دفاع هنگام آزمايش اين موشک، در محل حضور داشت. سجيل که توسط سازمان هوا - فضاي وزارت دفاع ايران ساخته شده است از نسل تازه موشکهاي بازدارنده ايران است.
در قلمرو انديشه
فرهنگ مدني: رفتار سیاسی بشر و تکامل دمکراسی
پشت جلد كتاب فرهنگ مدني
 12 نوامبر سال 1963 كتاب «سيويك كالچر The Civic Culture ــ فرهنگ مدني» تاليف پروفسور گابريل آلموند Gabriel A. Almond و سيدني وربا Sidney Verba كه محتواي آن در جهان به صورت يك فرضيه سياسي شناخته شده و اصول و تعاريف آن رسميت يافته است انتشار يافت كه درباره تكامل دمكراسي و رفتار سياسي بشر است. در اين تاليف مهم، نفوذ افكار ارسطو به خوبي ديده مي شود.
     طبق اين فرضيه، دمكراسي واقعي بدون درك كامل آن از سوي مردم و مشاركت وسيع و دلسوزانه در آن به وجود نخواهد آمد. بنابراين، مردمي كه از فرهنگ مدني بر خوردار نباشند «دمكراسي واقعي» نخواهند داشت. بايد مردم به دمكراسي وفادار و اصحاب دمكراسي اعتماد مردم را به كارايي چنين نظامي جلب كنند، و تا اين دو اصل تحقق نيابد؛ مردم داوطلبانه آماده دفاع از دمكراسي خود نخواهند بود.
    
Gabriel A. Almond

طبق اين فرضيه؛ فرصت طلبان سوءاستفاده گر، چاپلوسان و آزمندان سه دشمن اصلي رسيدن مردم به يك «فرهنگ مدني» هستند.
     اين دو استاد مردم را سه دسته كرده اند : يك دسته كساني هستند كه از دمكراسي و امور حكومت بي اطلاعند و در نتيجه مشاركت واقعي و صادقانه در آن ندارند؛ دسته ديگر اطلاع دارند ولي به دليل بدبيني و يا بي اعتمادي، در امور سياسي جامعه خود غير فعال هستند و دسته سوم كه هم آگاهند و هم فعال.
     وقتي كه دسته اول به حد اقل خود برسد و دسته دوم نيز فعال شود، جامعه داراي«فرهنگ مدني» خواهد شد كه البته رسيدن به اين هدف آسان نيست و بدون داشتن آموزش وپرورش خوب (مدرسه و رسانه) نيل به آن امكان پذير نخواهد بود.
    
Sidney Verba

طبق اين فرضيه، مراجعه به صندوقهاي راي گيري در روز انتخابات ـ بعضا به اصرار و اجبار و ... ـ براي رسيدن به فرهنگ مدني كافي نيست و جامعه اي از فرهنگ مدني برخوردار خواهد بود كه در آن، آستين بالا زدن و ازمنافع عمومي دفاع كردن عادت و يك امر طبيعي مردم شود مثلا نخريدن از فروشگاهي كه گرانفروشي مي كند و معرفي آن، شكايت از كارمند خاطي دولت ، مخالفت با انتخاب مجدد نماينده اي كه در دوره قبلي وکالت خوب كار نكرده و ....
در قلمرو دموکراسي
سه خاطره نگارنده اين سايت از سه انتخابات؛ چرا بانو دلكش در يك محله تهران راي بيشتري آورده بود؟!
چند خواننده اين سايت از نگارنده آن خواسته اند كه گهگاه به خاطرات نيم قرن روزنامه نگاري اشاره كنيم .
     پيشنهاد جالبي است اما اگر چنين كنيم، ديگر مطلبي براي كتاب «خاطرات عمر» باقي نمي ماند. با وجود اين، نگاهي كوتاه به خاطرات به مناسبت رويدادهاي روز، خالي از فايده نيست ، ولي جاي آنها در سايت روزنامك ( به نشاني www.rooznamak.com ) است كه به سبب ويروس بازي هاي رايانه اي و نيز انتشار يك روزنامك ديگر در اينترنت ( البته با آدرسي كه كمي متفاوت است ) چند هفته اي غير فعال شده و بزودي تجديد فعاليت خواهد كرد.
    تا تجديد فعاليت « روزنامك » كه سالها ستونهايي تحت اين عنوان براي دو روزنامه تهران نوشته ايم، بعضي اوقات با توجه به« موضوع روز » اگر خاطره اي باشد و ارزش قرار گرفتن در «تاريخ» را داشته باشد در اينجا هم آن را مي آوريم.
    از آنجا كه در نوامبر 2004 ، انتخابات آمريكا « موضوع روز » بود خلاصه اي كوتاه از سه خاطره نگارنده در اينجا خواهد آمد:
    اين نگارنده شركت در انتخابات را با دادن راي در رفراندم تابستان 1332 خورشيدي كه هنوز دانش آموز دبيرستان بودم آغاز كردم و راي خود را به صندوقي در كاروانسراي وكيل در بازار كرمان انداختم و از اين عمل بسي مشعوف شدم زيرا احساس كردم كه با اين راي، تكليف ملي يك تبعه را انجام داده و نظر خود را بيان كرده ام و صدايم شنيده خواهد شد.
     اوايل دهه 1340 خورشيدي سردبير وقت روزنامه اطلاعات براي جبران آسيب وارده از تحريم جبهه ملي به روزنامه تصميم گرفته بود كه
بانو دلکش

انتخابات آن سال را كه نخست وزير وقت سوگند خورده بود در آن مداخله و اعمال نفوذ نكند پوشش كامل دهد و در اين راستا، حوزه هاي انتخابيه تهران را ميان خبرنگاران قسمت كرده بود و سهم اين نگارنده « كوي امامزاده حسن » شده بود كه در آن زمان محله اي فقير نشين در منتهي اليه جنوب غربي تهران و واقع در شمال كوي خزانه قلعه مرغي بود. اين نكته هم لازم است گفته شود كه خبر سوگند نخست وزير وقت را برخي از روزنامه ها كه متكي به خبرهاي خبر گزاري پارس بودند به اين صورت چاپ كرده بودند كه « سوگند نمي خورم مداخله نكنم ...» و اين يك اشتباه مصحح بولتن خبرگزاري بود كه براي روزنامه ها ارسال مي شد . هنگام قرائت آراء صندوق مستقر در يك دبستان دولتي كوي امامزاده حسن، بيشتر آراء به نام « بانو دلكش » خواننده شهير كه در سال 1383 خورشيدي فوت شد داده شده بود كه چون وي نامزد نبود و بانوان هنوز حق شركت در انتخابات را نداشتند، اين آراء ابطال شد. نگارنده قضيه را تلفني به ميز سردبيري گزارش كرد كه گفتند برود و در قهوه خانه هاي محله با چند تن از كساني كه به بانو دلكش راي داده بودند مصاحبه كند. نيمي از مصاحبه شوندگان گفتند كه چون سواد ندارند، اين اسم را يك مرد جوان كه آنجا بود برايشان نوشته بود و نيم ديگر گفتند كه چون نخست وزير گفته بود به هركس كه دوست داريد راي بدهيد، ما هم نام دلكش را نوشتيم زيرا كه دوستش داريم و از آوازش لذت مي بريم و حتي به خاطر آواز او راديو خريداري كرده ايم و ....
     پوشش اين انتخابات نظر نگارنده را نسبت به دمكراسي كه از مشتاقان به خواندن فرضيه هايش بود دگرگون ساخت و متوجه نقائص فرضيه ها و خطر آراء عوام الناس در يك جامعه شد؛ به ويژه در جامعه اي كه بيشتر مردم نسبت به ماهيت دمكراسي و تمرين آن ناآگاه و يا به آن بي اعتنا باشند.
    
نيکسون

خاطره ديگر مربوط به انتخابات نوامبر سال 1968 آمريكاست كه در آن ريچارد نيكسون پيروز شده بود و از ژانويه سال بعد كار خود را آغاز كرده بود. چون موضع تغيير رئيس جمهوري آمريكا ، « خبر روز » بود صفحه گزارش روز ( صفحه 5 ) روزنامه اطلاعات را به آن اختصاص داديم كه مسئوليت آن صفحه در آن زمان بر عهده اين نگارنده بود. مطلب درباره چگونگي انتخابات آمريكا، الكترال كالج و اختيارات رئيس جمهور بود و جنبه آموزش عمومي داشت. معمولا « صفحه آرا » تيتر و عكس را انتخاب مي كرد كه صفحه زيبا به نظر برسد. صفحه آرا مطلب را مرور مي كرد و از روي اسامي افراد و صحنه هايي كه در مطلب آمده بود، عكس و يا عكسها را انتخاب و از آرشيو روزنامه مي گرفت . صفحه آرا براي مطلب آن روز، عكس نيكسون را انتخاب و در صفحه قرار داده بود. ده سال و اندي بعد، و چند ماه پس از انقلاب، اين نگارنده مورد اعتراض و سئوال قرار گرفت كه چرا و به دستور چه كسي عكس نيكسون را چاپ كرده بود و از اين رهگذر به تحكيم نفوذ « امپرياليسم! » در ايران خدمت شده بود كه نگارنده مجبور شد جزئيات كار روزنامه نگاري و اجبار چاپ عكس، مخصوصا اگر صفحه اختصاص به يك مطلب داده شده باشد را تشريح كند و با وساطت ديگران از ادامه تعقيب رهايي يابد و ....
در قلمرو دانش
داروها و نژادها !
آژانس دولتي دارو و غذا در آمريكا ( اف. دي . ا. ) در نوامبر 2004 دارويي را مورد تاييد قرار داد كه تنها براي سياهپوستان نافع است و اعلام داشت كه داروي تازه ساز « بي بيد » ويژه جلوگيري از ابتلاء سياهپوستان به بيماري هاي قلبي است و در افراد ساير نژاد ها از سفيد و زرد و ... تا ثير ندارد و نبايد برايشان تجويز شود. قبلا مشاهده شده بود كه داروهاي « ا. سي. اي ــ اين هيبيتور » كه نقش بزرگي در كنترل بيماري هاي قلبي در مردم داشته اند روي سياهپوستان بي تاثير بودند و با كشف اين حقيقت، پژوهشگران دست بكار شده و از تركيب دو داروي « هايدرالازين » و « ايزو سوربيد دي تيترات » داروي « بي بيد » را ساخته اند كه تنها در كنترل بيماري هاي قلبي سياهپوستان موثر است. اين نخستين بار نيست كه اعلام مي شود داروها بر پايه نژاد ، اقليم و سن؛ متفاوت بايد باشند ، دير زماني است كه رشته هاي تخصصي تازه در مدارس پزشكي به وجود آمده است، مثلا تخصص در درمان بيماري هاي سالمندان، مناطق حاره اي، مناطق خشك، و ....
    
در قلمرو رسانه‌ها
مريم خورسند: يک روزنامه نگار جوان با آینده ای درخشان
مريم خورسند در 36 سالگی
مريم خورسند جلالي از روزنامه نگاران جوان و روشنفکر ایران، 21 آبان ماه 1352 در تهران به دنيا آمده است. وی که در دانشگاه روزنامه نگاری خوانده کار خود را از سال 1374 (1995 ميلادي) در هفته نامه پیک آزادی زیر نظر محمد بلوری – روزنامه نگار معاصر ایران – آغاز کرده است. مریم با آغاز فعاليت روزنامه ايران وارد اين روزنامه شد. ضمن ادامه کار در روزنامه، مريم درسال 1376 هجري حورشيدي با چهار تن از همکاران يک خبرگزاری مستقل زير نام "نمارسانه" را راه اندازی کرد. اما نتوانست به حدکافی مشترک به دست آورد تا هزينه هایش تامين شود. در آن زمان سوبسيد مالي دولت درکار نبود.
    مریم به موازات اين فعاليت ها، در سال 1377 در نشريه تخصصی آتيه به کار تهيه خبر از کارگران و فعاليت های کارگری ايران پرداخت و در سال 1379 وارد روزنامه همشهری شد. از سال 1382 همکاری خود را با روزنامه شرق آغاز کرد. اين روزنامه بعدا توقيف شد. همکاری مریم خورسند با روزنامه هم ميهن هم طولانی نبود زيرا که اين روزنامه نيز به محاق توقيف افتاد. مریم از آنجا به "اعتماد" رفت و در تحريريه اين روزنامه، دبير ميز اجتماعي شده است.
    روزنامه نگاران بزرگ کشور از جمله محمد بلوری و بهروزبهزادی، آينده مریم خورسند در دنیای روزنامه نگاری را بسیار درخشان پیش بینی کرده اند. "صفحه رسانه" در روزنامه اعتماد يکی از کارهای اوست. مریم خورسند در عین حال از روشنفکران بنام کشور به شمار می رود.
ساير ملل
روزی که انگلیسی ها برای تایید مرز خونین «دوراند» از افغانها امضاء گرفتند
Mortimer Durand
12 نوامبر 1893 مورتیمر دوراند Mortimer Durand و عبدالقیوم نمایندگان انگلستان مسیر خط 2 هزار و ششصد کیلومتری (Durand - Line) را به نام مرز افغانستان با هندوستان انگلستان (پاکستان امروز) به امضای شیریندل خان و عبداللطیف خان نمایندگان امیر عبدالرحمن خان رئیس وقت حکومت افغانستان رسانیدند. قرارداد مربوط به این خط مرزی تعمدا تنها به زبان انگلیسی تنظیم شده بود تا امیر عبدالرحمن که انگلیسی نمی دانست به ماهیت آن پی نبرد و نداند که این خط که توسط مورتیمور دوراند ترسیم شده بود طوایف پشتون را میان افغانستان و هندوستان (امروزه؛ پاکستان) تقسیم و ازهم جدا می کند. اين مرزبندي استعماري که باعث تقسيم پشتونها ميان افغانستان و پاکستان امروز شده است شهرت «خط خونین» یافته است. برای دلخوشی افغانها قرار شد که پشتون های ساکن شرق خط دوراند که بزرگترین شهرشان پیشاور است در ایالت های وزیرستان و سرحد، نيمه خودمختار باشند. این خط چند دهه است که کانون یک بحران جهانی بزرگ شده و جنگ و خونریزی از زمان پیدایش طالبان و القاعده در سرحد و وزیرستان لحظه ای قطع نمی شود و بقاء پاکستان را تهدید می کند. دشمنی پشتونهای افغانستان و پاکستان با انگلستان داستانی طولانی است و کشتار ماه نوامبر 2009 پنج نظامی انگلیسی در منطقه پشتون نشين افغانستان به دست یک پلیس افغان یک نمونه از واکنش و بروز این دشمنی است. پشتون ها در پاکستان «پاتان» نامیده می شوند. افغانستان نامی است که انگلیسی ها در قرن نوزدهم بر ایران خاوری گذاردند و قبلا چنین واژه ای وجود نداشت. در نیمه دوم قرن هجدهم در زمانی که احمدخان درّانی (ابدالی) افسر سابق ارتش ایران در قندهار ادعای استقلال کرد و به هندوستان لشکر کشید واژه ای به نام افغانستان وجود نداشت. احمدخان درپی قتل نادر در کودتای قوچان و در زمانی که کریمخان زند سرگرم سر و سامان دادن به اوضاع بود به قندهار رفته بود.
روزي که حزب نازي پيروز شد و آراء مردم را در انتخابات آلمان درو کرد، چرا؟
 در اين روز درسال 1933 اعلام شد كه درانتخابات همان هفته آلمان، حزب سوسياليست ملي كارگران (نازي) 92 در صد آراء را به دست آورده است و زمام امور اين كشور را به دست خواهد گرفت. هيتلر رهبر اين حزب بود.
    تاريخنگاران اين پيروزي شگفت انگيز را كه نقطه عطفي در تاريخ اروپا در قرن 20 به شمار مي ايد نتيجه شعارهايي دانسته اند كه كه آلمانيها از دير باز تشنه شنيدن آن بودند. هيتلر در نطقهاي خود با سر دادن اين شعارها آنان را اميدوار، و به اصطلاح ذوق زده كرده بود. هيتلر مي دانست كه شعارها بايد مرهمي بر زخمهاي مردم باشند، بردلهايشان بنشيند و نظرشان را به گوينده شعار به عنوان نجات دهنده جلب كند.
     آلمانيها در در قراردادهاي پايان جنگ جهاني اول(نشست هاي فاتحين جنگ در ورساي) تحقير شده بودند و غرامات و تعهدات سنگيني بر انها تحميل شده بود. اقتصاد آلمان فلج شده بود و «مارك» پول ملي آلمان تقريبا بي ارزش شده بود، نظم سابق كه آلماني ها به آن عادت كرده بودند وجود نداشت و احزاب و گروههاي سياسي بر سر و كول هم مي زدند و اميدي به بهبود اوضاع نمي رفت. در اين شرايط تنها با شعارهاي ناسيوناليسي و تحريك احساسات ملي و معرفي فردي به عنوان «منجي» مي توان همگان را جلب و پشت سر او متحد كرد كه هيتلر و حزب نازي موفق به اين كار شده بودند. 
توطئه غرب عليه روسها؛ پيش بيني هاي نوامبر 2002 برخي از مفسران درباره روسيه که دارد تحقق مي يابد
پوتين
هفتم نوامبر 2002 به مناسبت سالروز انقلاب بلشويكي روسيه (انقلاب اکتبر) دهها هزار تن در خيابانهاي مسكو بر ضد کاپيتاليسم و فساد هاي ناشي از آن بويژه "فساد اقتصادي - اداري" شعار دادند و ماسك زده بودند تا به قول خودشان بوي گند كاپيتاليسم را که پس از فروپاشي شوروي، با نقشه و توطئه غرب در روسيه پديدار گرديده استشمام نكنند.
    تحليلگران چيگرا همان زمان (از هفتم تا 12 نوامبر 2002) در تفسير اين رويداد نوشته بودند: وعده داده شده بود كه با برچيده شدن كمونيسم در روسيه، توليدات آن همانند صادرات چين بازارهاي جهان را پرکند كه اثري از آن نيست؛ نه اتومبيل و تراكتور، نه ساعت و حتي زير پيراهني. محصولات بنگلادش و سريلانكا در بازار ساير کشورها ديده مي شود ولي از صادرات روسيه اثري نيست مخصوصا در ايالات متحده آمريکا. در عوض، خبر از خرابي بيمارستانها، حرّاج اموال دولت و کارخانه هاي ملي تا گسترش مافيا، اعتياد به مواد مخدر، و حتي ولگردي زنان و ... رسانه هاي غرب را پرکرده است. پس چه شد آن كشوري كه در جنگ دوم ويران شد و افزون بر 26 ميليون كشته داد و خم به ابرو نياورد، اولين انسان را در مدار زمين قرار داد و بمب هيدرژني پنجاه و هشت مگاتني آزمايش كرد، براي مصر سد اسوان و براي ايران كارخانه فولادسازي ساخت و ....
     برخي از اين تحليگران نوشته بودند که دقيق شدن در رويدادهاي 11 سال اخير (از 1991تا 2002)، هر پژوهشگر را متوجه اين نکته مي سازد که در دهه 1980 بر ضد شوروي که توانست بيش از 45 سال در جنگ سرد دوام آورد و پيشرو فضانوردي و ساخت موشک باشد توطئه شده بود. تعجب در اينجاست كساني كه مي توانند دهها هزار نفر را به خيابانها بريزند و شعار مرگ بر اين و آن بدهند چرا نمي روند اين توطئه را كه در وجود آن ترديد نيست افشاء كنند و روسها و ديگران را روشن سازند تا چشم و گوششان را باز كنند. چرا تا به امروز حتي يک کتاب جامع و روشن در اين زمينه منتشر نشده است و ....
    اين تحليگران ضمن مرور بر گذشته ولاديمير پوتين، خصلت و افکار او درعين حال نوشته بودند که بنظر مي رسد که وي در دور دوم رياست جمهوري خود و مقامهاي بعدي اش کار مبارزه با فساد اداري - اقتصادي را که دنباله توطئه غرب براي جلوگيري از احياء قدرت روسيه است سرلوحه برنامه هاي خود قراردهد. به باور اين تحليلگران (در نوامبر 2002)، پوتين که قبلا افسر اطلاعاتي بوده و بر روانشناسي روسها مسلط است بعدا تلاش خواهد کرد که ضمن قطع فساد، کاپيتاليسم نوظهور روسيه را هم محدود و روسيه را بارديگر در رديف قدرتهاي بزرگ قرار دهد. اين تحليگران در عين حال هشدار داده بودند که مسکو بايد مراقب نفوذ و رخنه غرب در جمهوري هاي شوروي سابق باشد زيرا غرب از آن بيم دارد که بارديگر به صورتي باهم يکي شوند و اين بار به نام امپراتوري روسيه و يا هر نام ديگر. برنامه کشانيدن آنها به "ناتو" و اتحاديه هاي غرب و يا استقرار پايگاه نظامي و دادن کمک اقتصادي و نظامي از جمله اين برنامه هاخواهد بود.
    مرور زمان نشان داد که اين پيش بيني ها درست بود؛ از استقرار نظامي (به صورت محدود) در قرقيزستان تا ماجراهاي اوکراين و گرجستان که مسکو بموقع واکنش نشان داد. همچنين پيش بيني مبارزه پوتين با مافياي قدرت و فساد اقتصادي و به زندان افکندن برخي از ميلياردرهاي اصطلاحا "يکشبه" و فراري دادن پاره اي ديگر از آنان و تلاش در تحکيم وحدت ملي و پيشرفت و قدرت نيز تا حدي چشمگير تحقق يافته است و ادامه دارد.
چه كساني 38 ميليارد دلار غرامت رويداد هاي يازده سپتامبر سال 2001 آمريكا را دريافت كردند
صحنه هاي اصابت هواپيما به برج دو قلوهاي نيويورک در 11 سپتامبر2001 و تخريب آنها

نهم نوامبر 2004 گزارش جزئيات پرداخت غرامت آسيب ديدگان از رويدادهاي 11 سپتامبر 2001 آمريكا به اين شرح در رسانه هاي آمريكا انتشار يافته بود:
    مبلغ كل غرامت؛ 38 ميليارد و يكصد ميليون دلار.
    منابع پرداخت:
     شركتهاي بيمه 19 ميليارد و ششصد ميليون دلار ( 51 در صد )، دولت آمريكا 15 ميليارد و هشتصد ميليون دلار ( 42 درصد ) و اعانات مردم و موسسات 2 ميليارد و هفتصد ميليون دلار( هفت درصد).
    دريافت كنندگان:
    بازماندگان مقتولان و نيز مجروحان غيرنظامي جمعا 8 ميليارد و هفتصد ميليون دلار ( هر نفر سه ميليون و يكصد هزار دلار )، ماموران نجات ( آتش نشاني ، پليس و ...) كه مقتول و يا مجروح شده اند جمعا يك ميليارد و نهصد ميليون دلار ( هر نفر 4 ميليون و دويست هزار دلار )، صاحبان كسب و كار ، دفاتر و مغازه هاي ويران شده و آسيب ديده جمعا 23 ميليارد و سيصد ميليون دلار، كساني كه از رهگذر رويدادهاي هاي 11 سپتامبر مشاعل و محل سكونت خود را از دست دادند جمعا سه ميليارد و پانصد ميليون دلار. كساني كه دچار خسارت عاطفي و افسردگي ناشي از اين رويدادها شده بودند جمعا هفتصد ميليون دلار.
    به اين ترتيب سهم دريافتي اصحاب كسب و كار و عمدتا كمپاني هاي بزرگ كه در برجهاي دوقلو نيويورك داراي دفتر بودند بيش از ديگران بوده است.
    غرامت نظاميان مقتول و مجروح در ساختمان وزارت دفاع ، مطابق مقررات نظامي خواهد بود و ارتباط به اين ارقام نخواهد داشت.
    جمع مقتولان رويدادهاي يازدهم سپتامبر 2001 به استثناي هواپيماربايان، دو هزار و نهصد و نود و هشت تن بوده است.
برخي ديگر از رويدادهاي 12 نوامبر
  • 1847:   براي نخستين بار در جهان، دکتر جيمز يانگ سيمسونJames Young Simpson (انگليسي) براي بيهوش کردن بيمار جهت انجام عمل جراحي، از کلروفورم استفاده کرد.
  • 1866:   سون يات سن كه با انفلات خود نظام جمهوري در چين بر قرار ساخت به دنيا آمد.
  • 1918:   اتريش جمهوري شد.
        
  • 1920:   پيمان راپيلو Rapillo با هدف رفع مسائل مرزي ايتاليا و يوگوسلاوي (صربستان، کرواسي و اسلونيا) در درياي آدرياتيک ميان اين ملل امضاشد.
  • 1927:   تبعيد تروتسکي از روسيه عملي شد و استالين در حکومت بدون رقيب شد.
  • 1926:   شوراي وزيران ايران در جلسه 21 آبان سال 1305 خود كه شهردار تهران هم به آن جلسه دعوت شده بود پيشنهاد دانماركي ها رابراي تاسيس چند خط اتوبوسراني درتهران بررسي كرد.
  • 1946:   نخستين بانك سواره (اتوبانك) در شهر شيكاگو آغاز بكار كرد.
  • 1948:   هيدكي توجو نخست وزير ژاپن در زمان جنگ جهاني دوم و شماري از همكارانش به اعدام محكوم شدند.
  • 1982:   يوري آندروپوف به جاي برژنف كه فوت شده بود رهبر شوروي شد. برژنف دهم نوامبر 1982 درگذشته بود.
  • 1996:   يک جت بوئينگ 747 خطوط هوايي سعودي در آسمان هند و نه چندان دور از فرودگاه دهلي نو با يک هواپيماي باري قزاقستان برخورد کرد و هردو سرنگون شدند. در اين سانحه 349 تن کشته شدند.
  • 2008:   طبق يک اطلاعيه رسمي، از مارس 2003 تا نهم نوامبر 2008 چهار هزار و 192 امريکايي در جريان اشغال نظامي عراق کشته شده بودند.



  •  

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.

     تماس با مولف: nhistorian@cox.net