Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
   خورشيدي

 
8 اكتبر
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 












   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 8 اكتبر
افزایش سریع نرخ ارزها و فروش یک دلار آمریکا به 3995 تومان ـ کاهش 571 برابری ارزش ریال ایران نسبت به سال انقلاب
به گزارش پانزدهم مِهرماه 1396 خبرگزاری فارس، در این روز نرخ برابری یک دلار آمریکا به 3 هزار و نهصد و 58 تومان رسید. [این رقم نشان می دهد که تا این روز ارزش ریال ایران در برابر دلار آمریکا نسبت به سال انقلاب، 565 برابر کاهش یافته بود.]
    از گزارش فارس چنین بر می آید که در این روز، ارزش برابری سایر ارزها نیز افزایش یافته بود.
    مقایسه نرخ ارزها در چند روز منتهی به 15 مِهرماه 1396 نشان می دهد که این نرخ ها نسبت به ریال در حال افزایش بود. دلار آمریکا تنها در پانزدهم مهرماه، ده تومان افزایش یافته بود.
    گزارش فارس همچنین از بالارفتن بهای سکه طلا حکایت می کند. طبق این گزارش، پانزدهم مِهرماه، سکه طرح جدید با یک افزایش 8 هزار تومانی به یک میلیون و 263 هزار تومان رسیده بود و سکه طرح قدیم 9 هزار تومان افزایش بها داشت.
    یک دیدار خیابانی از میدان فردوسی تهران در 16 مهرماه 1396 (یک روز بعد) و نگاهی به تابلوی صرافی ها نشان داد که دلار آمریکا نسبت به روز پیش 37 تومان گرانتر شده و به 3995 تومان رسیده بود. به این ترتیب ارزش ریال - پول ملی ایران- در برابر دلار تا این روز (16 مهر ماه 1396) نسبت به سال انقلاب 571 برابر کاهش یافته است.

    [با توجه به این تداوم بالارفتن نرخ ارزها، بعید نیست که فروشندگان، در انتظار بازهم افزایش نرخ ها و بردن سود بیشتر، از فروش به خریداران اکراه کنند و مسافران خارج که بلیت مسافرت تهیه کرده اند دچار مشکل شوند.].
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ايران
روز مهرگان، دومين روز مهم سال پس از «نوروز»
شانزدهمین روز از ماه مِهر (امسال مصادف با هشتم اکتبر)، «روز مهرگان» است كه ايرانيان از هزاره دوم پيش از ميلاد آن را گرامي داشته اند و دومين روز مهم سال پس از «نوروز» به شمار آورده و مفصل ترين مراسم از جشن هاي شش روزه مهرگان را در اين روز برگزار كرده اند. از سده بیستم میلادی به دليل نامعلوم، در ایران روز مهرگان از شانزدهم مِهر به چهاردهم اين ماه منتقل شده است!. مِهر (ميترا) در پارسي مفهوم «فروغ، روشنايي، دوستي، پيوستگي، پيوند و محبت» داشته و ضد دروغ، دروغ گويي، پيمان شكني، خشونت و نامهرباني كردن بوده است. در زبان پارسي، واژه «دروغ» ازسه هزار سال پيش تغيير نيافته كه تلفظ اوليه آن «دروگ» بود.
    پيش از هخامنشيان، جشن مِهرگان را بغ يادي ـ بگ يادي، ياد خدا ـ سپاسگزاري از خدا مي گفتند. [بغداد به معناي خدا آن را داده = هديه خدا) نام درختستاني در نزديكي تيسفون پايتخت اشكانيان و ساسانيان بود كه در آغاز خلافت عباسيان و عمدتا با استفاده مصالح ساختماني آورده شده از تيسفون به صورت شهر درآمد و پايتخت آنان شد.].
     «مورّخان» تداوم توجه به جشن هاي مِهرگان، بكار بردن واژه مهربان و خصلت مهربان بودن و مهرباني كردن در ميان ايرانيان را كه طبيعت ثانوي آنان شده است خواست و علاقه آنان به مِهرباني، گذشت و ميهمان نوازي توصيف کرده اند.
     عُمر خيّام نيشابوري كه تقويم خورشيدي را تنظيم كرده درباره مهرماه و جشن مهرگان گفته است: "اين ماه را از آن، مهرماه گويند كه مهرباني بوَد مردمان را بر يكديگر، از هر چه رسيده باشد، از غله و ميوه نصيب باشد، بدهند و بخورند با هم.".
    به نوشته مورّخانِ تاریخ اعیاد ملی، فلسفه آيين هاي مِهرگان، سپاسگزاري به درگاه خداوند به خاطر بركاتي كه عنايت كرده و نیز تحكيم دوستي و محبت ميان انسانها است.
     ايرانيان از ديرزمان كوشيده اند كه كارهاي مهم را از مِهرماه آغاز كنند، از جمله ازدواج و تشكيل زندگاني خانوادگي. به نوشته مورخان يوناني، به دستور داريوش بزرگ بود كه دبستان هاي ايران از مهرماه آغاز به كار كرده اند و انتشار همين نوشته ها در نيمه هزاره دوم ميلادي در اروپا سبب شد كه در سراسر جهان آغاز سال تحصيلي از سپتامبر (10 شهريور تا 10 مهر ) قرار داده شود.
    اين مورخان نوشته اند كه در ايران باستان در دبستانها كه ويژه پسران بود به كودكان مي آموختند كه اقتدار و عظمت وطن و حفظ تمدن آنان بستگي به آن دارد كه متحد، نسبت به يکديگر مهربان و مظهر انسانِ مهربان باشند و ارتشي شكست ناپذير داشته و همواره آماده دفاع از سرزمين و فرهنگ خود باشند.
    داريوش بزرگ حكومت خودرا از مهرماه آغازكرده بود. مِهستان (سناي ايران) كه از سال 137 پيش از ميلاد آغاز به كار كرد فعاليت سالانه اش را روز پس از جشن مهرگان ( 17 مهرماه ) از سر مي گرفت. درعصر دودمان پهلوي نيز گشايش سال پارلماني ايران از مِهرماه مقرر شد.
    ـ ـ ـ ـ ـ
    
    در چند سال گذشته چندین مخاطب این تاریخ آنلاین و هر یک تا چند نفر در یک سال پیام فرستاده اند که در تقویم جیبی چاپ تهران که خریداری کرده بودند اشاره ای به «روز مهرگان» ندیده اند!.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
حل اختلاف ایران و عثمانی برسر بین النهرین (عراق امروز) ـ نگاهی کوتاه به چند رویداد در رابطه با عراق
نادرشاه
هشتم اكتبر سال 1746 (16 مِهرماه) دولت عثماني كه ارتش آن كشور در سال 1745 در منطقه «قارص» از ارتش ايران شكست خورده بود به نادرشاه پيشنهاد کرد که يك پيمان صلح دائم و حل همه اختلافات دو دولت تنظیم و امضاء شود. نادرشاه در آگوست 1743 بغداد و بصره را از دست عثمانی خارج و پادگان نظامیان این دولت در کرکوک را گلوله باران کرده و آنان را فراری داده بود. عثمانی ها قبلا و در چند مورد شرایط صلحی را که میان آن دولت و دولت صفویه امضاء شده بود نقض کرده بودند.
    در پی عملیات نظامی نادرشاه در بین النهرین، دولت عثمانی که یارای مقابله با او را نداشت پیشنهاد صلح داد و قرارداد مربوط در سال 1747 ميان دو دولت به امضاء رسيد، نادر از بغداد صرف نظر کرد و عثمانی حاکمیت ایران بر سلیمانیه و ایروان را به رسمیت شناخت و متعهد شد که نسبت به قفقازِ ایران نظر نداشته باشد.
    شاه عباس یکم قبلا در یک مصالحه، قسمتي از سرزمینی را که اینک کشور عراق است به عثماني ها داده بود تا نسبت به ارمنستان و سراسر قفقاز ادعا نداشته باشند. در این دو مصالحه به منطقه بصره اشاره نشده و به همین دلیل کریمخان زند برایش حکمران تعیین کرد و فرستاد و صدای اعتراض عثمانی را با گلوله خاموش کرد. انگلیسی ها در 1917 و در جریان جنگ جهانی اول وارد بین النهرین شدند و پس از شکست عثمانی در جنگ، سه ایالت عثمانی را از آن جدا کردند و از ترکیب این سه، کشور عراق را ساختند و تحت نظر خود یک امیرزاده حجاز را پادشاهش کردند و در سال 1932 تحت فشار روحانیون شیعه، با حفظ نیروهای نظامی خود در عراق و پس از ترسیم مرزهای آن، به این کشور تازه ساخت استقلال دادند.
     در آگوست 1941 (سوم شهریور 1320) نیروهای انگلیسی از خاک عراق به ایران تعرّص و آن را پس از خیانت چند افسر ارشد و سیاستمدار، اشغال نظامی کردند.
    سلطنت عراق در جولای 1958 توسط ژنرال دو رگه، عبدالکریم قاسم ـ کُرد و عرب منحل شد. قاسم در طول حکومت خود که با یک کودتا پایان یافت به استناد تقسیمات جغرافیایی امپراتوری ایران، مدعی مالکیّت کویت شد. پس از قاسم، گاهی ناسیونالیست های عرب و زمانی بعثی ها بر عراق حکومت کردند.
    دولت بعثی عراق در سپتامبر 1980 به ایران تعرض کرد که به یک جنگ 8 ساله انجامید. این دولت پس از قبول ترک مخاصمه با ایران، دست به تصرف کویت زد که پس از ماهها اشغال نظامی این کشور، به دست یک ائتلاف به سرکردگی آمریکا بیرون رانده شد.
     عراق در بهار 2003 به تصرف آمریکا درآمد و نظام حکومتی آن تغییر یافت. آمریکا در پی امضای یک قراداد امنیت مشترک با عراق، واحدهای رزمی خود را از عراق خارج ساخت ولی به صورت های دیگر، حضور آن در عراق ادامه دارد.
     رفراندم استقلال کُردستان عراق که در 25 سپتامبر 2017 انجام شد عراق را با یک مسئله تازه رو به رو ساخته است.
    تیسفون که هشت قرن پایتخت ایران بود در 36 کیلومتری جنوب بغداد قرار دارد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
هيتلر در کنار ايران و نتيجه کار ـ دولت شوروی نگران و مخالف قدرت گرفتن ایران
رضاشاه در چند سال آخر سلطنت با آلمان هيتلر مناسبات حسنه داشت و معاملات خارجي ايران عمدتا با آلمان صورت مي گرفت
طبق اسناد به دست آمده، استالين رهبر وقت شوروي كه در آستانه جنگ جهاني دوم با هيتلر قرارداد عدم تعرّض امضا كرده بود، در پاسخ به درخواست هيتلر كه تعهد كند سوخت (فراورده های نفتی) مورد نياز آلمان را تأمين سازد، (درعوض) از او خواسته بود نظر به تاريخ و فرهنگ مشترك مردم جمهوري هاي جنوبي شوروي با ايرانيان، با بسط نفوذ شوروي در ايران كه از مشروعيت جهاني هم برخوردار خواهد بود رضايت دهد. استالين تمايل مشابهي را هم نسبت به بلغارستان نشان داده بود كه هيتلر به دليل علاقه شخصي به تاريخ، فرهنگ و مردم ايران و ملاحظات نژادي و نيز رابطه ويژه با رضاشاه و طرح هاي دور و درازي که با هم داشتند در پاسخ مورّخ هشتم اكتبر (16 مهر ماه) سال 1940 خود به استالين، با بسط نفوذ شوروي در ايران اكيدا مخالفت كرد، ولي با تمايل رهبر شوروي نسبت به بلغارستان روي موافق نشان داد.
    
هيتلر

مورّخاني كه درباره علل و نتايج و جريان جنگ جهاني دوم بررسي و مطالعه كرده اند نوشته اند كه يكي از دلايل (دلیل فرعي) ترديد هيتلر به صداقت استالين و حمله نظامي به شوروي همين خواست استالين (درباره ايران) از وي بود و با اين كه بسياري از ژنرالهاي آلمان بازكردن جبهه روسيه را كه كشوري وسيع و زمستاني سخت دارد به مصلحت نمي ديدند هيتلر در ژوئن 1941 (تقریبا سه ماه پیش از آغاز فصل سرما که زمانی غیر معقول بود) حمله نظامي به شوروي را آغاز كرد. همين مورخان نوشته اند كه دليل عدم تخليه ايران از واحدهاي ارتش سرخ، پس از پايان جنگ دوم نيز به همان علت و تمايل قديمي استالين بود. طبق همين اسناد، قرار بود كه ايران در سال 1941 به عضويت پيمان محور (آلمان، ايتاليا، ژاپن) درآيد كه انگليسي ها از طريق جاسوس هاي خود متوجه قضيه شدند و از فرصت حمله آلمان به شوروي استفاده كردند و با خريدن چند ژنرال و سياستمدار در تهران، ايران را كه داراي ارتشي مجهز و نيرومند بود با چند هزار سرباز فرسوده و دست دوم اشغال نظامي كردند و رئيس كشور را بركنار و به تبعيد فرستادند. فرماندهان خریداری شده ایران، بدون اطلاع فرمانده کل قوا (رضاشاه) سربازان وظیفه پادگانها را مرخص کردند و کشور را بی دفاع ساختند. تنها لشکر 7 پیاده کرمان و لشکر غرب کشور دستور ژنرال نخجوان را نپذیرفتند زیراکه امضای فرمانده کل قوا را نداشت. نیروی هوایی نیز دست به مقاومت زد. انگلیسی ها با توسل به نیرنگ فرماندهان ناوگان ایران را به یک مهمانی ساختگی دعوت و مقتول و یا دستگیر کرده بودند. ناوگان ایران که انگلیسی ها را از بخش ایرانی خلیج فارس بیرون انداخت با کمک موسولینی رهبر وقت ایتالیا به وجود آمده بود.
     همچنین سالها پس از جنگ جهانی دوم، در دهه 1960 كه سخن از ايجاد کنفدراسيون ايران و افغانستان ـ دو ملت همزبان، همفرهنگ و همنژاد به ميان آمده بود كه مردمشان نياكان مشترك دارند، كرملين سخت ترين مخالفت ها را با آن از خود نشان داد، زيرا از آن مي ترسيد كه تاجيكستان و سایر تاجیکانِ (پارسیان) منطقه فرارود و بویژه ساکنان بخارا و سمرقند تمايل به پيوستن به اين کنفدراسيون نشان دهند و امپراتوري پارسیان در مرزهاي جنوبي شوروي زنده شود و به همين سبب هم هنگامي كه ايران (به خواست آمريكا) به كمك کُردهای عراق شتافت که با دولت بغداد در زد و خورد بودند، كرملين با عراق قرارداد دوستي امضا كرد و سيل اسلحه را به آن كشور سرازير ساخت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
قوام السطنه در زندان سردار سپه
رضاخان پهلوي سردارِ سپه و وزير جنگ وقت هفتم اکتبر 1923 (مهرماه 1302) قوام السلطنه (احمد قوام) رئيس الوزراء پیشین را متهم به طرح توطئه قتل خود كرد و بدون مراجعه به دستگاه قضايي، همان روز ـ 16 مهر ماه 1302 ـ وي را احضار و در پادگان عشرت آباد (تهران) بازداشت كرد و دو هفته دربند نگهداشت و سپس با ميانجيگري احمدشاه آزاد ساخت که به اروپا رفت و در اينجا در کنار برادرش به ادامه زندگي پرداخت تا در فرصت مناسب به تهران بازگردد و قدرت را به دست گيرد ـ مورخان و نيز دکتر مصدق قوام السلطنه را از عوامل لندن بشمار آورده اند.
    اين مورخان از آنجاکه قوام در سال 1302 تا مرز کشور تحت الحفظ بُرده شده بود، رفتن اورا در آن زمان به اروپا «تبعيد» نوشته اند. قوام از طريق عراق که تحت الحمايه دولت لندن بود به اروپا رفت.
    به نوشته مورخان، سردارِ سپه با آن عمل خود (زنداني کردن و تبعيد قوام) به همه رجال وقت زهر چشم نشان داد (آنان را ترسانيد) ولي بعدا و تحت فشار دولت لندن از همان رجال عصر قاجاريه براي اداره امور دولت خود استفاده کرد!.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تجلیل مجلس شوراي ملّي از خدمات میهندوستانه «فردوسي»
فردوسي

در اين روز در سال 1313 (8 اکتبر 1934) و در جريان جشن هاي هزاره فردوسي، مجلس شوراي ملّي تمامي جلسه خودرا به فردوسي و تجليل از خدمات ايراندوستانه و بدون چشمداشت او و عظمت كاري را كه در خدمت به ايران و ايراني انجام داده بود اختصاص داد و بر قطعنامه مستشرقین که فردوسی را میهندوسترین ایرانیان اعلام کرده بودند صحّه گذارد. براي شرکت در مراسم هزاره فردوسي که 15 روز طول کشيد بيش از چهل مستشرق از ساير كشورها در تهران گرد آمده و هرکدام رساله داده و نطق کرده بودند. این مستشرقین متفق القول گفته بودند که هیچ ملتی «فردوسی» نداشته است ـ مردی که بدون چشمداشت، عُمر و دانش و مهارت خودرا صرف شناساندن ملت و کشور خود و به نظم (شعر) درآوردن تاریخ آن کرد و زبان پارسی را پالایش داد.
    در همين روز شهرداري تهران خيابان علاء الدوله را به «فردوسي» تغيير نام داد.
    دو شب پيش از آن، نخست وزير وقت در كاخ گلستان ضيافت باشكوهي به افتخار مستشرقين خارجي كه از چهار گوشه جهان به ايران آمده بودند برپا كرده بود و نطق هاي متعدد در بزرگداشت فردوسي ايراد شده بود.
    در جلسه 16 مهرماه مستشرقين كه در دارالفنون (خيابان ناصر خسرو) بر گزار شده بود، به مناسبت «روز مهرگان» سخنراني ها عمدتا درباره آيين هاي باستاني مهرگان بود و اين كه ايرانيان از ديرزمان در ميهمان نوازي و مهرباني كردن و مهربان بودن در جهان نمونه بوده اند ايراد شد. مهربانی در عین حال مترادف است با درستی و پاکدستی.
    در پايان اين جلسه، عكس زير از شركت كنندگان گرفته شد تا به يادگار بماند. ضمنا در اين روز به مستشرقين خارجي و اديبان و مورخان ايراني گفته شد كه خود را براي سفر به خراسان و گشايش آرامگاه فردوسي در توس و در آنجا آشنايي با رضاشاه كه براي شركت در اين مراسم حضور خواهد داشت آماده كنند.
مستشرقين و شرکت کنندگان در جلسات کنگره هزاره فردوسي در دارالفنون

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
هاشمی رفسنجانی: دولت احمدی نژاد 600 میلیارد دلار درآمد ارزی داشته که این پول درست مدیریت نشده است تا تورّم و مسئله ارز نداشته باشيم!
آیت الله هاشمی رفسنجانی در مصاحبه با روزنامه آرمان که 17 مهرماه 1391 (هشتم اکتبر 2012) انتشار یافت ضمن اشاره به مسائل وقت ایران پیرامون پول و ارز گفت:
    "حدود ۶۰۰ میلیارد دلار در این چند سال درآمد ارزی داشتیم. این رقم اگر واقعاً درست مدیریت می‌شد، ۲۰۰ میلیارد آن را در این هفت ـ هشت سال خرج و بقیه را ذخیره و یا سرمایه‌ گذاری اساسی می‌کردیم و با این کار تورّم مهار می شد."، "درآمد صدها میلیارد دلاری ارزی در هفت سال دولت محمود احمدی‌نژاد و تورّم فزاینده؟!.".
    هاشمی در این مصاحبه گفته بود: "کاهش تولید ملّی، به تورّم و بحران ارز در کشور دامن زده است.". "تولید، سرمایه می‌خواهد و اکنون تولیدگران سرمایه‌ی در گردش ندارند.". "اگر سطح تولید بالا برود، مهار تورّم پول کار سختی نیست.".
    رئیس‌ وقت مجمع تشخیص مصلحت نظام در پاسخ به این پرسش که آیا مجمع می تواند برای حل مسئله کاری انجام دهد گفته بود: "این، کار مجمع نیست. مجمع سیاست می‌نویسد آن هم جهت مشورت (نظر مشورتی) برای رهبری. اگر رهبری نظرات و سیاست‌های پیشنهادی مجمع را تایید و امضا کند برای اجرا به دولت ابلاغ می‌شوند. گویا اين دولت [دولت احمدي نژاد] اصلاً نظرات مجمع را قبول ندارد!." و "مجمع تشخیص مصلحت ابزار قانونی برای نظارت بر نحوه‌ی اجرای نظرات مصوّبه را ندارد. ".
    يک روزنامه اقتصادي چاپ تهران بعدا رقم درآمد ارزي ايران در هفت سال از دوران دولت احمدي نژاد را 720 ميليارد دلار گزارش کرد.
    هاشمی رفسنجانی که دو دوره رئیس جمهور و سالها نماینده و رئیس مجلس بود هشتم ژانویه 2017 (دیماه 1395) در 82 سالگی درگذشت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو انديشه
روزي که «چه گوارا» را کشتند - نگاهي کوتاه به انديشه ها و کارهاي انقلابي او
دکتر چه گوارا

ارنستو «چه» گوارا، پزشك و انقلابي سوسياليست آرژانتيني كه در انقلاب كوبا مرد شماره 2 به شمار آورده شده است و پس از پيروزي اين انقلاب، وزير صنايع كوبا شده بود هشتم اكتبر سال 1967 در زد و خورد با ژاندارمهاي كشور بوليوي دستگير و همان روز و يا روز بعد، در اسارت كشته شد و دهم اكتبر عكس جسد اورا به روزنامه ها دادند تا مرگ وي را ثابت كنند. قتل فوري او براي اين بود كه اگر زنده بودنش ثابت مي شد، به علت كثرت هوادارانش در سراسر جهان، و مداخله دولتهاي كمونيست از جمله دولت مسکو، ديگر كشتن او امكانپذير نبود. بعدا برخي از افسران ارشد بوليوي اعتراف كردند كه به خواست «سيا» چه گوارا به قتل رسيد. وي به همراه شش تن از يارانش كشته شد. اين گروه به بوليوي رفته بودند تا راه و رسم انقلاب کردن را به كشاورزان و بوميان (سرخپوستان) اين كشور که از امکانات محروم بودند بياموزند. چهار دهه پس از قتل چه گوارا، قدرت حکومتي بولیوی به دست پیروان عقايد او افتاد و حکومت آنان ادامه دارد. «چه» هنگام قتل 39 ساله بود.
     «چه» دو سال پيش از آن، كوبا را ترك كرده بود تا مردم ساير كشورها را با انقلاب مسلحانه آشنا سازد، زيرا عقيده داشت كه در جهان نيروهايي هستند كه با همه امكانات خود مانع انجام هرگونه تحول از راههاي مسالمت آميز مي شوند و بشر امروز بيش از اين نمي تواند نابرابري و زورگويي و فساد دولتي را تحمل کند. او کساني را که تنها به منافع خود و بستگانشان توجه دارند دشمنان تامين رسيدن بشر به حقوق خود و در صدر آن تامين برابري مي دانست و مي گفت که دولتها در جهان در دست شماري نه بيشتر از چند هزار خودخواه هستند که شيفته و شيداي قدرت اند و اطرافيانشان نيز مشتي چاپلوس و ريزه خوار.
     بقاياي جسد «چه» كه به نوشته برخي از مورخان «قتل فوري» او با اشاره سازمان اطلاعات مرکزي امريكا صورت گرفته است، در دهه آخر سده بيستم ميلادي به كوبا حمل و مدفون شد.
     در سي امين سالروز قتل «چه» پنجمين كنگره حزب كمونيست كوبا به نام او گشايش يافت و فيدل كاسترو ضمن نطق بسيار طولاني خود دكتر «چه» را يكي از بزرگترين فداييان برابري مردم خواند كه جانش را در راه ظلم زدايي از جامعه بشري و تامين رفاه برابر مردم از دست داد. كاسترو «چه» را از بزرگترين دشمنان سلطه گري و نظام سرمايه داري خواند و گفت اطمينان دارد كه راه «چه» از سوي ساير انساندوستان و جوانان تحول طلب جهان ادامه خواهد يافت.
     به مناسبت انتقال بقاياي جسد به كوبا، در اكتبر 1997 در اين كشور هفته «چه» گووارا برگزار شده بود و مردم در دسته هاي بي پايان از برابر باقيمانده جسد او كه سي سال در يك گور نامشخص در حاشيه يك جاده خاكي در يك نقطه دور افتاده در كشور بوليوي قرار داشت گذشتند و نسبت به وي اداي احترام كردند. تابوت «چه» پس از انتقال به «سانتاكلارا» و قرارداده شدن در نقطه يي كه در آنجا در سال 1958در جريان جنگ انقلاب كوبا بر نيرهاي دولتي پيروز شده بود مدفون شده است. درباره «چه»، كارها و افكارش بيش از هزار مولف كتاب نوشته اند که انتشار يافته است.
     آن گونه كه در شرح حال «چه» آمده است، اين پزشك جوان آرژانيتيني با افكار انقلابي و آرزوي انهدام نظام كهن استثمار از فرد، پس از مطالعه جزييات براندازي 28 امُرداد تهران (آگوست 1953) دشمني دولتهاي استعماري و امپرياليستي را به دل گرفته بود و با اين احساس، با يك گروه پزشكي جوان جهت مطالعه بيماري هاي منطقه حاره در سال 1954 به گواتمالا رفت و در آنجا شاهد كودتاي «سيا» بر ضد دولت قانوني گواتمالا شد ـ مشابه آنچه كه در تهران اتفاق افتاده بود و احساسات انقلابي وي به غليان درآمد؛ به گونه اي كه از ادامه كار پزشكي دست كشيد و فعاليتهاي ضد سلطه گري و ضد كاپيتاليستي را بر پزشكي كردن ترجيح داد و در سال 1955 به مكزيك رفت و به جمع ياران فيدل كاسترو پيوست و در اندك مدتي با نشان دادن فداكاري و شجاعت بي نظير و عشق به مردم به صورت قهرمان انقلابيون جهان درآمد. شجاعت او در انتقال انقلابيون مسلح از مكزيك به كوبا و طرح حملات برق آسا با دسته هاي كوچك در شب و روشن ساختن مردم در ساعات روز باعث پيروزي انقلاب كوبا شد كه تاكتيكي تازه بود. «چه» با اين كه طراح نزديك شدن كوبا به شوروي بود، از منتقدين رديف اول بوروكراسي «خوددوستي = خودخواهي» و هرگونه بوروكراسي ديگر از آن دست بود.
    «چه» عقيده داشت كه بوروكراسي بد منجر به فساد دولتي، اختلاس و دزدي مي شود و يك دزد اداري و فاسد، جامعه يي را فاسد مي كند و به شكست منتهي مي سازد. او در اصلاح شدن كامل يك فاسد ترديد داشت.
    «چه» مخالف شديد ورود يك انقلابي به كارهاي اداري بود و بر اين عقيده خود اصرار داشت كه كار اداري و پشت ميز نشين شدن يك انقلابي اورا فاسد، تن پرور و بي خيال مي كند و باعث تضعيف انقلاب مي شود كه پس از يك نسل به فراموشي سپرده خواهد شد و وضعيت سابق به شكلي و ظاهري ديگر و احيانا بدتر بازگشت مي كند.
     او عقيده داشت كه يك انقلابي پس از پيروزي مقدماتي انقلاب و انهدام نظام سابق بايد پاسدار نتايج آن شود و با جامعه در تماس تنگاتنگ باشد تا از ضعف ها و نارسايي ها آگاه شود و با افشاء و رفع آنها از شكست انقلاب و تغيير ماهيت آن جلوگيري كند و در ساعات فراغت داوطلبانه به كمك كشاورزان، بيماران و صنعتگران و ... بشتابد تا اين كه آرزوي داشتن مقام اداري اورا وسوسه نكند . "چه" خودش اين كار را مي كرد و در ساعات فراغت به كشاورزان نيشكر كمك مي كرد. از اندرزهاي ديگر او اين بوده است كه يك انقلابي پس از پيروزي انقلاب بايد مراقبت كند كه كسي يا كساني از انقلاب سوء استفاده نكنند و فرصت طلبان را شناسايي و افشاء سازد تا جامعه، خود مراقب آنان باشد.
     «چه» به اهميت زيربنايي رسانه ها اعتقاد داشت و به همين دليل خبرگزاري «پرنسالاتينا» را براي كوبا تاسيس كرد كه هنوز به فعاليت خود ادامه مي دهد.
     «چه» پس از پذيرفتن سمت وزير صنايع كوبا و ملي كردن كارخانه هاي متعلق به اتباع آمريكا در آن كشور، متوجه شد كه انقلابي بودن يك كوشش تمام وقت است و نبايد نيروي خود را صرف كارهاي اداري كند و ماشين امضاء شود و كناره گيري كرد.
    قتل پاتريس لومومبا و به شكست كشانيدن انقلاب كنگو كه اقدامي مشابه براندازي هاي ايران و گواتمالا بود «چه» را سخت خشمناك كرد و در سال 1964 به آفريقا رفت و در آنجا به آموزش انقلابيون آن قاره و انقلاب مسلحانه پرداخت و «كابيلا» يكي از دست پروردگان او بود كه اواخر دهه 1990 رئيس جمهوري كنگو شد.
    جوانان دهه 1960 «چه» را شايان تقليد و مرشد خود مي پنداشتند و او را "ال چه El Che" خطاب مي كردند.
    كاسترو درباره او گفته است: در اين دنيا همه چيز فناپذير است، ولي «چه» گووارا در ذهن مردم براي هميشه زنده خواهد بود، زيرا او تنها در انديشه مردم و سعادت آنان بود و جانش را در اين راه نثار كرد.اليدا دختر و كاميليو پسر «چه» همانند پدرشان تفکر انقلابي دارند.
    
جسد دكتر چه گوارا پس از قتل در بهداري نظامي بوليوي


    
عکس رنگي جسد «چه»

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در دنياي اقتصاد
مبارزه قدرت در جهان با جنگ افزاری به نام «پول»
Dominique Strauss Kahn

هشتم اکتبر 2010 دومینیک استراوس کان Dominique Strauss Kahn، رئیس پيشين و فرانسوی صندوق بین المللی پول (آی. ام. اف.) International Monetary Fund (IMF) که این سمت را از سال 2007 تا نيمه اول سال 2011 بر عهده داشت ضمن اشاره به یوان ـ پول رژيم پکن که دولت این کشور از بالابردن ارزش برابری آن خودداری کرده بود هشدار داد که برخی از دولتها می کوشند پول ملی خودرا به صورت یک جنگ افزار برضد دولت های دیگر بکاربرند. وی ـ وزیر اقتصاد پیشین فرانسه که یک اقتصاددان و سیاستمدار یهودی چپگرا است افزود که همکاری دولت ها بویژه چند دولت معیّن برای حل مسائل پولی جهان و رفع بحران ناشی از آن رو به کاهش است و در مواردی باید این همکاری را پایان یافته تلقی کرد.
    استراوس کان تاکید کرده بود که مقامات داخلی هرکشور می کوشند که برای رفع بحران مالی، راه حل داخلی (حفظ منافع ملّی خودرا) بیابند که به سود و در جهت رفع بحران در سطح جهان نیست. وی از رژيم پکن خواست که هرچه زودتر ارزش برابری «یوان» را افزایش دهد تا باردیگر درجهان موازنه اقتصادی برقرار شود.
     استراوس این مطلب را در پایان جلسه هشتم اکتبر 2010 نشست صندوق بین المللی پول که در واشنگتن برگزار شده بود بیان داشت. ساختمان مرکزی این صندوق و دفاتر آن در شهر واشنگتن استقرار دارد و به همین گونه مرکز بانک جهانی و به این ترتیب دولت واشنگتن عملا ناظر بر سازمانهای بین المللی پول است.
    دلار آمریکا پس از پیروزی این کشور در جنگ جهانی دوم، پول بین المللی شده است. بر شورای پول و وزارت خزانه داری آمریکا عمدتا یهودیان این کشور ریاست داشته اند و کلید دلار آمریکا در دست آنانست. قبلا یک یهودی دیگر (گرین سپن) ریاست شورای پول آمریکارا که این شورا بر بانکهای مرکزی 12گانه این کشور و سیاست بازار پول (میزان دلار در جریان، نرخ بهره و ...) نظارت دارد برعهده داشت.
     بلوک غرب بارها رژيم پکن را متهم کرده است که ارزش یوان در برابر دلار آمریکا و يورو را تعمدا پایین نگه داشته تا بازار کالای صادراتی را کنترل کند. 29 سپتامبر2010 مجلس نمایندگان آمریکا طرحی را برضد چنان سياستي تصويب کرد.
     یوان Yuan در سال 1889 پول ملی چین شد. ابتدا به صورت سکه مدوّر نقره ای بود و واژه «یوان» به معنای سکه مدوّر به همین سبب بکار می رود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو دموکراسي
راي دهندگان را چه مي شود؟ ـ دمكراسي زير ذره بين
آرنولد قهرمان تناسب اندام
هفتم اكتبر 2003 راي دهندگان كاليفرنياي (در آن زمان 35 ميليوني و اينک بیش از 39 ميليوني) در يک Recall Election راي به بركناري «گري ديويس Gray Davis» فرماندار اين ايالت دادند؛ كه وي را 11 ماه پيش با 67 درصد آراء به اين سمت انتخاب كرده بودند، زيرا كه به آنان در يك مورد گزارش خلاف واقع داده بود و آرنولد شورزنگر Arnold Schwardzeneger برنده مدال جهاني ورزش تناسب اندام (بادي بيلدينگ) و بازيگر فيلم هاي سينمايي «بزن ـ بزن»، اتريشي تبار و در آن زمان 56 ساله را كه مطلقا تجربه كار دولتي و تحصيلات سياسي نداشت و قبلا كار سياسي نكرده بود به جاي او بر گزيدند. [Recall Election نوعي رفراندم است و وقتي راي دهندگان از يک مقام انتخابي به دلايل ضعفي که نشان داده و نیز سوء مديريت رويگران مي شوند با جمع آوري تعداد معيني امضاء از قوه مقننه تقاضاي موافقت با برگزاري رفراندم مي کنند تا اگر در اين راي گيري تاييد نشود برکنارگردد و بقيه دوره اورا يک فرد ديگر که انتخاب خواهد شد به پايان برساند.].
    تا آن زمان برخورداري آرنولد شورزنگر از دنياي سياست، تنها اين بود كه شوهر «ماريا شرايورMaria Shriver» خواهرزاده كِنِدي ها بود و «ماريا ـ يک گزارشگر تلويزيوني» در طول مبارزات انتخاباتي در كنار شوهرش ايستاده بود و اتهامات 15 زن را كه گفته بودند «آرنولد» آنها را ناخواسته لمس كرده بود ناديده گرفته بود. آرنولد که يک محافظه کار (عضو حزب جمهوريخواه) بود در استیتی اکثريت آراء را به دست آورده بود که عموما دمکرات ها برنده انتخابات مي شوند.
     آرنولد كه در منطقه «گراس» اتريش به دنيا آمده و پدرش قبلا يك افسر پليس هودار نازيسم بود بارها علنا از هيتلر تمجيد كرده بود، حال آنکه کاليفرنيا داراي يک اقليت نيرومند و ثروتمند يهودي است. وي انگليسي را با اکسنت آلماني تكلم مي كند. با وجود اين، راي دهندگان كاليفرنيايي او را بر 135 نامزد ديگر ترجيح دادند.
    از آنجاکه آرنولدشورزنگر «بادي بيلدر» بود و عمدتا در فيلمهاي سينمايي معروف به «بزن - بزن» شرکت کرده بود مفسران رسانه ها كه جريان اين انتخابات تعقيب مي کردند در مقالات خود با تعجب سئوال كرده بودند كه «راي دهندگان قرن 21 را چه مي شود؟» و استادان علوم سياسي در اظهارنظرهاي خود گفته بودند كه با توجه به نتايج چند انتخابات اخير از اين دست در گوشه و كنار جهان، بايد در روش برگزاری انتخابات و چگونگی مشاركت در آن نگاه تازه افكند، زيرا راي دهندگانِ نسل نو نمي دانند كه فلسفه دمكراسي، انتخاب «بهترين» هاي يك جامعه براي اداره آن است؛ دودِ لجبازي كردن و اسير احساس و عاطفه شدن در انتخابات، بعدا نه تنها به چشم خودشان خواهد رفت بلکه بهايش را كل جامعه بايد بپردازد، زيرا كه در سياست، ضرب المثل «يك زمان غافل شدم صد سال راهم دور شد» بيش از هر جنبه ديگر زندگاني صدق مي كند. این استادان گفته بودند که دمکراسی از اصول آن دور شده و منتخبین «بهترها»ی جامعه نیستند و مدنیّت دارد افول می کند و اگر این وضعیت به همین ترتیب ادامه یابد باید منتظر بی نظمی ها و عقب رفتن ها بود. این استادان پیشنهاد کرده بودند که کمپین انتخاباتی در هر نقطه از جهان باید ضابطه مند، و تقلب در آن جرم شناخته شود با مجازات سنگین.
    آرنولد متولد 1947 نه تنها در آن سال بلکه براي يک دوره ديگر هم به فرمانداري کاليفرنياي 423 هزار کيلومتري انتخاب شد و تا سال 2011 فرماندار بود.
    در آخرين ماههاي فرمانداربودن او ماجراي ديگري آفتابي شد و آن اين بود که وي از کلفت گواتمالايي تبار خانه اش داراي يک پسر شده بود و اين پسر در سال 1986 به دنيا آمده بود و زنش ماريا که آن همه براي آرنولد تلاش و فداکاري کرده بود و چهار فرزند مشترک دارند تا سال 2010 از ماجرا خبر نداشت. قضيه وقتي تعجب انگيزتر شد که عکس کلفت خانواده و مادر پسر آرنولد در رسانه ها منتشر شد و مردم ديدند که آن زن از زيبايي هم برخوردار نيست و انگليسي را با لهجه اسپانیایی تکلم مي کند. با وجود اين، ماريا بدون مرافعه و سر و صدا راه انداختن از آرنولد جدا شد.
ماريا شرايور و آرنولد روزگاري که هنوز آرنولد وارد سياست نشده بود

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
دنياي ورزش
وقتي که ورزش، پيشه و حرفه يک فرد شود ...
ميشل

ششم اكتبر 2005 «ميشل ويMichelle Wie» پانزده ساله دختر چيني تبار آمريكايي در آستانه شانزده ساله شدن در مسابقه اي كه در هاوايي برگذار شد عنوان «گُلفِر حرفه اي» به دست آورد. وي نخستين دختر در اين سن بود كه در تاريخ ورزش گُلف، اين عنوان را به دست آورده بود. او در اين سن داراي دو متر، طول قد بود.
     كمپاني هاي نايكه و سوني به ميشل (عكس مقابل) ده ميليون دلار داده بودند تا برايشان تبليغ كند. وي با دريافت اين پول موظف شده بود كه «تي شرت» داراي علامت «نايكه» بپوشد و در ميداني بازي كند كه دست كم يك علامت سوني (كمپاني ژاپني سازنده وسائل الكترونيك) نصب شده باشد.
    در آمريكا وقتي رسانه ها به يك ورزشكار عنوان حرفه اي دهند، يعني كسي كه از طريق شركت در مسابقه هاي ورزشي امرار معاش كند و ورزش و مسابقه؛ پيشه و حرفه او باشد و با كسب اين لقب، يك ورزشكار از صورت آماتور خارج مي شود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
نخستين آگهي تبلغ براي فروش اتومبيل در روزنامه ها که «تاریخ» شده است


«رنسوم اولدز» سازنده اتومبيل سواري «اوزمبيل ـ اولدزمبیل» نخستين آگهي تجاري تبليغ براي فروش اتومبيل را به روزنامه هاي آمريكا داد و چهارم اكتبر 1901 نخستين روزنامه در نيويورك آن را چاپ كرد که «تاریخ» شده است.
    قرار بود كه چاپ اين آگهي تا هشتم اكتبر ادامه داشته باشد تا «اولدز» از تاثير و نتيجه آن آگاه شود و ببيند كه چه ميزان سفارش ساخت به دست مي آورد.
     وي قبلا اظهار اميدواري كرده بود که تا پايان سال ( نزديك به سه ماه بعد) 400 اتومبيل ديگر بفروشد تا كار ساختن مدل سال 1902 را آغاز كند.
     اولدز آگهي تجاري خودرا با عكس بالا به نشريات داده بود و در زير عكس به امضاي خود نوشته بود: تپه ها در برابر «اوزمبيل» هيچ هستند.
     رانندگي اتومبيلي را كه از تپه بالا مي رود «رنسوم» خود شخصا بر عهده داشت. در اين آگهي بهاي هر دستگاه اوزمبيل 650 دلار (یک سی ام بهاي سال 2007) اعلام شده بود. كارخانه هاي اوزمبيل و شورولت بعدا توسط کمپانی جنرال موتورز خريداري شدند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
سابقه فدراليزه شدن آمريكا
هشتم اكتبر سال 1633 شهر «دورچسترDorchester» ماساچوست به سبك كشور ـ شهرهاي يونان باستان براي خود «دولت شهر» تاسيس كرد، كه اين اقدام به تدريج در سراسر آمريكا اقتباس شد به گونه اي كه هم اكنون، همه شهرهاي ايالات متحده در امور داخلي خود استقلال دارند و شهرداران بر آنها حكومت مي كنند و شوراهاي شهر پارلمان محلي بشمار مي آيند و همه امور شهر از پليس تا مدرسه ، آب تا فاضلاب ـ جز پستخانه ـ توسط آنها اداره مي شوند.
    هزینه این سازمانها از عوارض دریافتی از مستغلات، اتومبیل، خرید، صدور پروانه و ... تأمین می شود و بنابراین، دولت ایالت و دولت فدرال بار سنگینی ندارند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ترس از«گاو» شهر شيكاگو را به آتش كشيد و صدها تن كشته شدند!



    نزديک به نيمه شب هشتم اكتبر سال 1871 زني به نام «اليري OLeary» از ساكنان حاشيه شمال غربي شهر شيكاگو که در گاوداري خود زندگي مي کرد با مشاهده يك گاو كه وارد اطاق او شده بود سراسيمه شد و فانوس روشن و پُر از نفت را به سوي اين حيوان پرتاب كرد كه فانوس ساختمان را آتش زد و آتش به سبب وزش باد به ساير خانه ها سرايت كرد، منطقه اي وسيع را فرا گرفت و باعث سوختن 17 هزار و 450 ساختمان و مرگ 1200 تا 2500 تَن شد و اگر درهاي زندان گشوده نشده بود و زندانيان فراري داده نشده بودند بيش از دو هزار تَن هم در زندان مي سوختند. دليل دقيق نبودن رقم تلفات، خاكستر شدن نيمي از اجساد بوده است. از لحاظ تلفات، اين، بزرگترين آتش سوزي در آمريكا در طول تاريخ 410 ساله اين كشور بشمار آورده شده است.
    رودخانه شيکاگو و پيشرفتگي درياچه ميشيگان در آن مانع رسيدن شعله هاي آتش به ساير محله ها و باراندازها شده بود.
     شيکاگو به شهري که وزش باد در آن قطع نمي شود شهرت دارد. حريق شيكاگو در رديف حريق لندن از بزرگترين آتش سوزي ها در طول تاريخ به شمار آمده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
قتل ملکه کشور واحد کُرِه به دست عوامل ژاپن!
هشتم اکتبر سال 1895 ملكه سرزمين كره در كاخ خود ترور شد.
    سفير ژاپن در كره كه موفق نمي شد از ملكه «مين» رئيس كشور واحد کره، در آن زمان وفادار به چين، براي وطن خود امتياز سياسي بگيرد، دو آدمكش را اجير كرد كه به صورتي به كاخ سلطنتي كره راه يابند و در آنجا جلب اعتماد كنند و در فرصت مناسب، ملكه انعطاف ناپذير را مقتول سازند كه چنين شد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
پاسخ منفی انگلستان و فرانسه به هيتلر که گفته بود اشتياق به جنگ با این دو کشور را ندارد
در پي نطق هيتلر در پارلمان سراسري آلمان (رايشتاگReichstag) كه آلمان به هدف هاي خود كه پس گرفتن اراضي از دست رفته سال 1918 بود رسيده و اشتياق به جنگ با انگلستان و فرانسه را ندارد و آماده مذاكره صلح براي برقراري نظمي نوين در اروپاست، انگلستان و فرانسه كه قبلا به آلمان اعلان جنگ داده بودند هشتم اكتبر 1939 پيشنهاد هيتلر را رد كردند و اعلام داشتند كه صلح واقعي تنها پس از شكست نظامي آلمان امكان پذير خواهد بود.
    پيشنهاد هيتلر به روزولت رئيس جمهوري وقت آمريكا براي ميانجيگري بين آلمان از يك سوي و فرانسه و انگلستان از سوي ديگر هم با بي اعتنايي روزولت رو به رو شد.
     چند روز بعد يك زير دريائي آلماني با غرق كردن ناوفرماندهي انگلیسی «رويال اوك» كه اعلام شده بود شكست ناپذير است و زره اش هر گونه اژدري را خنثي مي كند جنگ آلمان با اين دو كشور را كه قبلا از سوي انگلستان و فرانسه اعلان شده بود آغاز كرد و نيروهاي آلماني با شكستن خط ماژينو و تصرف برق آساي فرانسه و فراري دادن نيروهاي كمكي انگلستان از «دونكِرك» جهان را شگفت زده كردند. اما، اشتباه هيتلر كه از علوم نظامي اطلاع كامل نداشت و تاريخ جنگها را به دقت مطالعه نكرده بود با حمله به شوروي جبهه دوم را كه خارج از ظرفيت نظامي آلمان بود گشود كه سرانجام به شكست او انجاميد.
    اعزام بهترين واحدها و ژنرالهاي آلماني به افريقا و بالكان به كمك ايتاليا نيز مزيد بر علت شد. طبق قانون جنگ هاي تعرّضي؛ دشمنان يكي پس از ديگري بايد از ميان برداشته شوند. به عبارت ديگر؛ در يك زمان، تنها بايد به يك دشمن حمله بُرد.
    
در پي رد درخواست هيتلر از سوي انگلستان و فرانسه، هيتلر و ژنرالهايش به بررسي نقشه استحكامات فرانسه در مرزهاي آلمان پرداختند


    
غرق شدن نبردناو سنگين انگليسي «رويال اوك» در 15 اكتبر1339 توسط يك زير دريايي آلمان، آتش جنگ را كه قبلا روشن شده بود شعله ور ساخت


    
نيروهاي انگلستان كه بعدا با پریشاني تمام از «دونكِرك» به انگلستان بازگشتند، در اكتبر 1339 براي كمك به فرانسه وارد خاك اين كشور مي شوند


    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
رو به ضعف گذاردن «عبرت آموزي» از اشتباه دیگران در جوامع بشري
شب هفتم اكتبر 2003 «يوجينا بِل» مادر يك كودك و «كلارا بِل» خوهر او و مادر 5 كودك كه هر دو مطلّقه و در يك خانه در شهر «يازو» واقع در ايالت مي سي سي پي آمريكا زندگي مي کردند بچه ها را كه يك تا ده ساله بودند در خانه گذاردند و به يك «كلوب شبانه» رفتند تا دمي را خوش بگذرانند!.
    در غياب آنان خانه آتش گرفت و از شش كودك پنج تن آنان سوختند و مردند و ششمي كه مجروح شده بود توسط همسايگان به بيمارستان انتقال يافت. از آنجا كه در آمريكا تَرك افراد زير 18 سال تمام و يا عليل، بدون مراقبت جرم است، قاضي شهر هر دو خواهر را به اتهام قتل غير عمد به زندان فرستاد و کودک مجروح را پس از درمان به شهرداري سپرد تا نگهداري کند.
    اين حادثه زماني اتفاق افتاد كه بانوي ديگري در همان ايالت به همين اتهام محاكمه مي شد و اخبار مربوط به دادرسي در رسانه ها با هدف تنبُّه ديگران وسيعا انتشار مي يافت.
    حريق خانه دو خواهر «بِل» که خوشگذرانی را بر مسئولیت نگهداری از فرزند ترجیح داده بودند يك بار ديگر نشان داد كه «عبرت آموزي» از اشتباه ديگران در جوامع بشري رو به ضعف گذارده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
رئيس جمهوري فيليپين در كاخ سفيد واشنگتن جاسوس گمارده بود تا از توطئه احتمالي دولت آمريکا برضد او آگاه شود!
شبكه تلويزيوني آمریکایی اي بي سي در اخبار ششم اكتبر 2005 خود، گزارش از كشف جاسوسي در كاخ سفيد براي فيليپين و دستگيري و بازداشت جاسوس داد. جاسوس، يك نظامي سابق آمريكايي بود كه در كاخ سفيد كار مي كرد و به اسناد محرمانه به ويژه اسناد دفتر «چني» معاون رئيس جمهوري وقت آمريكا دسترسي داشت. طبق گزارش شبكه اي بي سي،Leandro Aragoncillo لئاندرو آراگونسيلو 46 ساله يك فيليپيني تبار است كه به آمريكا مهاجرت و به تابعيت اين كشور درآمده و در سپاه تفنگداران مشغول به بكار و از همين طريق مامور كار در كاخ سفيد شده بود.
    شبکه تلويزيوني اي بي سي در توضيح خبر خود افزوده بود: در زمان حكومت كلينتون، استرادا رئيس جمهور وقت فيليپين در جريان ديدار خود از كاخ سفيد با لئاندرو آشنا شد و بعدا با او تماس گرفت و خواست كه در قبال دريافت پول، دفتر او را از طرح هاي احتمالي كاخ سفيد برضد حكومت فيليپين آگاه سازد.
    پس از اتمام دوره استرادا هم، لئاندرو به اين كار ادامه داد و باز هدف از كسب اين اطلاعات اين بود كه رئيس جمهوری فيليپين بداند كه آيا در كاخ سفيد طرح براندازي در دست تهيه نباشد.
     لئاندرو جمعا يكصد سند محرمانه به دفتر روسای جمهوری فيليپين ارسال داشته بود و اين قضيه پس از انتقال وي از كاخ سفيد (احتمالا به دليل بازخريد سنوات خدمت) برملاء شده بود. فيليپين که در قرن 20، حدود نیم قرن وابسته به دولت آمریکا بود و پس از جنگ جهانی دوم استقلال یافت همچنان از دوستان نزديك آمريكا بشمار می رود. ایالات متحده دارای یک جامعه نسبتا بزرگ مهاجر فیلیپینی است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تلفات آمریکا در عمليات نظامي افغانستان تا اکتبر 2010


طبق یک اعلامیه رسمی دولت آمریکا که هشتم اکتبر 2010 انتشاریافت، تلفات این کشور در عملیات نظامی افغانستان تا آن زمان؛ 1219 کشته و 8529 مجروح بود.
     اين تلفات در پايان سپتامبر 2012 به بيش از دو هزار کشته رسيد. این عملیات از اواخر سال 2001 آغاز شده است. در این عملیات هزاران افغان نیز کشته شده اند. جنگ و تلفات ادامه دارد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 8 اكتبر
  • 1600:   كشور سان مارينو، كوچكترين و قديمي ترين جمهوري جهان داراي قانون اساسي شد. اين كشور 30 هزار نفري پيشرفته، در سال 301 ميلادي در دل ايتاليا به وجود آمد، در سال 1797 ناپلئون كه هنوز شعار هاي انقلاب فرانسه را به گوش داشت، استقلال آن را برسميت شناخت و در سال 1815 كنگره وين بر اين استقلال صحه گذارد و پس از تامين وحدت ايتاليا، گاريبالدي استقلال طلب و ميهندوست بزرگ توصيه كرد كه استقلال جمهوري سن مارينو محفوظ بماند.
  • 1912:   «مونته نگرو» به امپراتوري عثماني اعلان جنگ داد و متعاقب آن، جنگ اول بالكان آغاز شد كه به تغيير نقشه جغرافيايي اين منطقه منجر گرديد.
  • 1939:   دولت هيتلر اعلام كرد؛ غرب لهستان را كه به آلمان ضميمه ساخته، در سابق جزيي از خاك پروس (آلمان قديم) بوده، احقاق حق شده و خطايي صورت نگرفته است.
  • 1941:   نيروهاي هيتلر در پيشروي به سوي قفقاز جنوبي و مناطق نفتي خاور ميانه به شبه جزيره آزوف (شمال درياي سياه) رسيدند.
  • 1982:   دولت وقت لهستان جنبش «همبستگي» را كه در انتخابات اكتبر 2005 بيشترين آراء را به دست آورده غير قانوني اعلام داشت.
  • 1992:   «ويلي برانت» رئيس جنبش سوسيال دمكراسي و صدراعظم اسبق آلمان از بیماری سرطان روده بزرگ درگذشت. وی 78 سال عُمر کرد.
  • 2001:   تشكيل وزارت امنيت ملي آمريكا اعلام شد تا از وقوع حوادثي نظير رويدادهاي نهم سپتامبر آن سال جلوگيري كند.



  •  

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com