Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
   خورشيدي

 
17 دسامبر
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 












   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 17 دسامبر
ايران
روزی که مولانا جلال الدين محمد، صوفي بزرگ و صاحب مثنوي درگذشت
تصویری از مولانا
مولانا جلال الدين محمد صوفي بزرگ و صاحب مثنوي 17 دسامبر 1273 (26 آذرماه) در قونيه (تركيه امروز) درگذشت و هر سال به اين مناسبت مراسمي در كنار مزار او بر پا مي شود كه يك هفته به طول مي انجامد.
    مولانا جلال الدين محمد متخلّص به مولوي که بيش از 26 هزار شعر عرفاني سروده است بسال 586 هجري خورشيدي (سی ام سپتامبر 1207 ميلادي = هشتم مهرماه) در بلخ خراسان يكي از مراكز بزرگ فرهنگ و ادبيات فارسي و تمدن ايراني به دنيا آمده بود. مثنوي وسعت انديشه و صفاي مولانا را منعكس مي سازد. براي مولوي در سرودن شعر، اداي مقصود بر زينت هاي لفظي ترجيح داشته است. همه جا بر ضد خودپسندي، غرور، جاه، ظاهردوستي و ريا بوده و تاكيد بر راهنمايي و نجات بشر داشته است.
    مولانا از این جهت به رومی معروف است که مدتی و اواخر عمر در قونیه و در آن زمان در قلمرو روم شرقی (دولت قسطنطنیه) زندگی کرد.
     از سال 1336 به این سوی مراسم بزرگداشت مولوي منظما در تهران برگزار شده است. مراسم سال 1336 که هشتم آبان این سال (30اکتبر 1957) برگزارشده بود «بسیار باشکوه» توصیف شده بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
دو ضابطه در دوران صفويه و قاجاريه: اولوّيتِ ايالت ها و مالیات گوسفند و بز
طبق ضابطه اي كه تاريخ تنظيم آن پس از تطبيق تقويمها 17 دسامبر سال 1654 ميلادي (بعضي سالها مصادف با 16 دسامبر)، زمان حكومت صفويه، است و در يك دفتر ديواني (دولتي) آن زمان ثبت شده است؛ در مكاتبات اداري تقدم استانهاي ايران را برحسب جمعيت و توليدات و اهميت تاريخي شان در نظر نمي گرفتند بلكه اولويت بر پايه نسبت و روابط والي آن با شاه و شخصيت سياسي وي بود!. بنابراين، باجا به جايي واليف اهميت ايالت هم تغيير مي يافت!. شاهان صفويه واليان خراسان، فارس، گرجستان، «كرمان ــ مكران» و «لرستان ــ بختياري» را از نزديكان خود انتخاب مي كردند.
     --------
    
  • در يك بخشنامه (متحد المآل) چاپ سنگي كه تاريخ صدور آن (پس از تبديل تقويم قمري به ميلادي ) 17 دسامبر سال 1887 است تصريح شده است كه ماليات هر يكصد گوسفند و بز 25 قران و معادل 2 و نيم درصد بهاي كل آن خواهد بود كه بايد از مالدارها (عمدتا عشاير ) وصول شود. به مالدارها تفهیم شود دولت که نگهبان کشور است و از جان و مال ایشان حراست و حفاظت می کند مخارج متعدد دارد و مخارج آن طبق ضوابط ازجمله این ضابطه از ملت وصول خواهد شد. از مفاد اين بخشنامه چنين بر مي آيد كه ماليات گوسفندهايي كه در روستا و شهر نگهداری می شدند قاعده ديگري داشت.
  •  نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    اندرز مهم دكتر مصدق به راي دهندگان در يک انتخابات: تحت نفوذ و تلقين هيچكس نباشيد، جز اراده خودتان و با چشم باز ـ Meritocracy از ديدگاه مصدق
    26 آذرماه 1330 (17 دسامبر 1951) دكتر محمد مصدق نخست وزير وقت در آستانه انتخابات دوره هفدهم قانونگذاري يک نطق مهم سياسي ــ آموزشي خطاب به ايرانيان ايراد و ضمن آن تاكيد كرد كه اين انتخابات، نخستين انتخابات پس از مشروطيت خواهد بود كه در آن نفوذ خارجي و دخالت ارباب قدرت و سياست وجود نخواهد داشت. اين انتخابات، كاملا آزاد خواهد بود و راي دهندگان بايد با درنظرگرفتن وجدان و منافع ملي (وطن) هركس را كه مايلند و به شایستگی، دلسوزي و درستی او اطمینان دارند انتخاب كنند و تحت نفوذ و تلقين هيچكس نبايد باشند جز اراده، خواست و تشخیص خودشان و با چشم باز و پس از بررسی قبلی بسیار. فلسفه «مخفی بودن ورقه راي» هم همين است یعنی که نوشتن ورقه رای ـ انتخاب وکیل ـ باید به تصمیم و اراده شخص رای دهنده باشد نه دیکته دیگران. تمرین دمکراسی یعنی چگونگی شرکت در انتخابات و امیدوارم که نتیجه این تمرین شما خوب باشد و نمره قبولی بگیرید. مطالب امروز من تنها برای روشن ساختن شما و اشاره مختصر به اهمیت تکلیف افراد در انتخابات و مشارکت در دمکراسی است.
         مصدق در این نطق معروف خود خطاب به ملت افزود: شما با ورقه اي كه به صندوق مي اندازيد براي دو سال سرنوشت خود و كشور[همه ملت] را در اختيار وكيل منتخب مي گذاريد، لذا بايد قبلا اين فرد يا افرادرا به خوبي بشناسيد که امانتدار باشند ـ وطن امانتي است كه شما به دست ايشان مي سپاريد، وطن یعنی «خانه، کاشانه و همه چیز» اتباع. Meritocracy [شایسته سالاری] یعنی انتخاب شایسته ترین و بهترین نامزد و یا نامزدها. این اصطلاحی است که در کتابها و دروس دمکراسی و علم حکومت بکار می رود. دمکراسی یعنی حکومت همه شما و شما انجام این مهم را وکالتا به منتخب خود واگذار می کنید که رفاه، سربلندی و آتیه و به عبارت ساده تر؛ مسیر زندگانی شما ـ وطن ـ را تعیین کند، بنابراین «انتخاب کردن» کار ساده ای نیست، سرنوشت ساز است. غفلت و سهل انگاری در انتخاب کردن و انتخابات و تمرین دمکراسی یعنی شکست ملی و وارد مسئله و مشکل شدن کشور و پشیمانی فردا سودی نخواهد داشت. وظيفه دولت درجريان انتخابات، تنها اين است كه از صندوقها محافظت شود و آراء شما محفوظ بماند و خوانده شود و روز راي گيري آرامش و امنيت برقرار باشد. از سر و صداها در جريان مبارزات انتخاباتي واهمه نكنيد كه تمرين دمكراسي همين است، همان طور كه نبايد از قهر و آشتي هاي نمايندگان و اظهارات تند و تيزشان در مجالس نگران شويد كه اينها هم از ضمائم دمكراسي هستند و از آن جدا نيستند. بايد توجه داشته باشيد با كارهايي كه شده است، وطن ما ايران اينك زير ذره بين جهانيان قرار دارد، بايد رشد سياسي و فرهنگي خودرا در اين انتخابات آزاد به ثبوت برسانيد که سلطه گران در اراده و رُشد شما منفذي نيابند تا دوباره از آنجا وارد شوند و رخنه خودرا شروع كنند كه اخراج مجدد شان اگر محال نباشد نياز به زحمت و مرارت فراوان و صرف وقت دارد و .... [در آن زمان هر دوره تقنينيه در ایران دو سال بود.].
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    روزی که شاه (پهلوی دوم) مبارزه با فساد اداری را اعلام کرد و گفت که بدون کمک روزنامه نگار نمی شود به این هدف رسید
    24 آذر ماه 1342 و در آن سال مصادف با عید مبعث، شاه (پهلوی دوم) در مراسم این عید در کاخ گلستان که 5 ساعت طول کشیده بود از مطبوعات خواست که در مورد فساد اداری به مردم هشدار دهند. باید از هرگونه انحرافی در این زمینه که آگاه شوند قضیه را تعقیب کنند و بنویسند تا مردم هم در کشف فساد کمک کنند و فاسد شناخته و دستگیر شود و دیگران هم وارد کار فساد نشوند. بدون کمک روزنامه نگار نمی شود عمیقا و به صورت ریشه کنی با فساد اداری [فساد دولتی] مبارزه کرد. آن دوره که آفتابه دزد را می گرفتند و متنفذین از تعقیب مصون می ماندند گذشته است. از کوچکترین انحراف احدّی در هر مقام و موقعیت حتی اگر سابقه جانفشانی داشته باشد اغماض و چشم پوشی نخواهد شد. در زمینه های سیاسی که ناشی از اختلاف سلیقه است، از خطا می توان گذشت ولی خطای مالی و اداری را، نه. در خریدهای خارجی باید منافع کشور را فدا نکرد که حمایت نکردن از منافع ملی یک خیانت است. انحراف اداری یعنی خیانت به ملت. محاکمه و مجازات باید بگونه ای باشد تا همگان بدانند که حساب و کتاب در کار است و جرأت انحراف به خود راه ندهند. درستکاری از اصول فرهنگ ایرانی است، قدمت 2 هزار و پانصد ساله دارد و باید در وجود هر ایرانی باشد. اسلام یک دین مترقی است، دینِ برابری و برادری و نهی کننده هرگونه فساد، اجحاف و تبعیض است. لذا پیروان آن نباید به خود اجازه انحراف بدهند مخصوصا که شغل و مقام اداری یک امانت است. روحانیون و مبلّغان مذهبی باید رفتار مردم را اصلاح و هرگونه انحراف را نهی کنند تا تصور آن هم به ذهن کسی خطور نکند. اقدامات انقلابی ما و اصول ششگانه آن [معروف به انقلاب سفید] که منطبق با روح اسلام است و هرگونه اصلاحات نمی تواند بدون برخورداری از عدالت قضایی و وجود یک سیستم قضایی اطمینان بخش و درست به اجرا درآید، رشد و موفقیت داشته باشد. دستگاههای اجرایی و قضایی باید موازین عدل و انصاف را دقیقا رعایت کنند. دستگاه قضاء که به «عدالت» تعبیر می شود باید منزّه، مقتدر، بی طرف و در حقیقت فرشته باشد.
        
    روزنامه اطلاعات بمانند روزنامه های دیگر وقت، تیتر بزرگ و بالای صفحه اول روز 24 آذرماه 1342 خودرا به رئوس مطالبی که شاه در آن روز بیان کرده بود اختصاص داده بود

     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    پيش بيني شاه درباره نفت ـ انتقاد مسکو از دولت سعودي که با افزايش بهاي نفت خام مخالفت کرده بود
    شاه وقت، محمدرضا پهلوي، 24 آذرماه 1355 هجري خورشيدي (15 دسامبر 1976 ميلادي) و در آستانه نشست اوپك در شهر دوحه پايتخت قطر، پيش بيني كرده بود كه اگر توليد نفت ايران بر اين پايه (ميزان توليد آن روز) ادامه يابد تا سال 2001 ميلادي و حداكثر تا سال 2002 به زيان دهي خواهد رسيد يعني هزينه استخراج و حمل از بهاي فروش [بهاي آن زمان] كمتر نخواهد بود. شايد هدف شاه از اين پيش بيني در آن روز (که به حقيقت نپيوسته است) دفاع از طرح اوپك در بالا بردن بهاي نفت خام بود و شايد هم به تامل وادار كردن ايرانيان كه پاره اي از آنان با دلارهاي هفت توماني حاصله از فروش نفت دست به ولخرجي و سير و سفرهاي خارجي بي حساب و خريد مستغلات و سهام در خارج زده بودند. او گفته بود: خريداران نفت خام بدون توجه به قدرت خريد بازارهاي ما، هروقت که بخواهند قيمت اجناسشان را بالا مي برند حتي قوطي هاي آلومينيومي را. چرا بهاي نفت ما که کالايي تمام شدني است بايد ارزان باشد، ذخائر نفت که هميشگي نيست.
        نشست اوپك دو روز بعد (17 دسامبر) بهاي نفت خام را اندكي بيش از ده درصد بالا بُرد كه دولت هاي سعودي و امارات (طبق گزارش هاي وقت، به اشاره غرب) تنها با پنج درصد آن موافقت كردند كه اين اقدام سعودي و امارات با انتقاد رسانه هاي اعضاي ديگر اوپک و نيز رسانه ها و مقامات دولت مسکو رو به رو شده بود. روزنامه هاي دولتي شوروي نوشته بودند که سران دولت سعودي ثروت ملي اين کشور را به قدرت هاي غرب مي دهند تا مقام آنان را حفظ و بر سر قدرت باقي گذارند. طبق طرح اوپک، قرار بود بهاي نفت خام 15 درصد افزايش يابد.
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    گزارش دسامبر 2012 درباره خروج طلا و دلار از افغانستان؛ طلا به دوبی و دلار به ایران
    Matthew Rosenberg در شماره 15 دسامبر 2012 نیویورک تایمز از خروج ارز و طلا از افغانستان گزارش داده بود. وی نوشته بود که مسافران افغانی طلا را در جیب، کیف دستی و جامه دان کوچک (کری آن) قرار می دهند و به دوبی پرواز می کنند. گاهی انتقال طلا به اين صورت با هر مسافر تا 30 کیلوگرم در هر پرواز بوده است. این راهی است که ثروتمندان افغانی که از درآمد قاچاق تریاک و فساد اداری (عمدتا از کمک های آمریکا و متحدین به افغانستان) ثروتمند شده اند برای انتقال ثروت به «نقطه امن» یافته اند زیراکه مطمئن نیستند پس از خروج ناتو از افغانستان امنیت کنونی پابرجا بماند و ثروت آنان در امان باشد. این، همچنین راهی است برای محافظت خود از مجازات «مانی لاندری = انتقال غیر قانونی پول، اصطلاحی که ال کاپون گانگستر شیکاگو اختراع کرده بود تا پول حاصل از درآمدهای نامشروع خودرا به بانک بدهد و منتقل کند».
        این روزنامه نگار در گزارش بسیار مفصل خود همچنین نوشته بود که مقداری از طلای منتقله افغانها، از دست دوم به ایران فرستاده می شود.
        «روزنبرگ» از قول یک معامله گر کابل به نام «یحیی» نوشته بود که مدت هاست که ارزهای وارده به افغانستان بویژه دلار آمریکا، از طرق مختلف بويژه مرزهاي غربي به ایران که در مضیقه ارز است منتقل می شود و این انتقال به صورت اسکناس نقدی [اسکناس صد دلاری و 50 دلاری] است. کمک های آمریکا و متحدین و پول مصرف شده توسط نظامیان ناتو به این صورت از افغانستان خارج می شود.
        یک مقام بانک مرکزی افغانستان گفته است که تنها در سال 2011 چهار میلیارد و پانصد میلیون دلار اسکناس از افغانستان خارج شده است که به اظهار معامله گران کابل، بیشتر این پول به ایران منتقل شده است.
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    اظهارات آيت الله هاشمي رفسنجاني درباره «خودسري هاي سازمان يافته» در جمهوری اسلامی ایران
    به گزارش بیست و ششم آذرماه 1391 ایلنا، آیت الله هاشمی رفسنجانی رئیس [وقت] مجمع تشخیص مصلحت نظام [و متوفی در دیماه 1395] در آن روز در جمع جوانان، فارغ‌التحصیلان و نخبگان علمی دانشگاهی به پرسش های آنان پاسخ گفت.
        وی در پاسخ به پرسشی پیرامون شكل‌گیری و قدرت یافتن گروههایِ خودسر، گفت: "از ابتدای انقلاب همواره گروههای خودسر كه بعضاً خلاف قانون و نظر مسئولان، برخی اقدامات را انجام می‌دادند وجود داشت، منتها تا مقطعی این خودسری‌ها كه برخی حسن‌نیّت و پاره ای سوء نیّت داشتند، بدون سازماندهی شكل می‌گرفت، اما در مقاطعی خودسری‌های سازمان یافته به درون جامعه تزریق می‌شد و این شکل دوم است كه همواره مشكل‌ساز و خطرناك بوده که باید رسما محكوم شود و مورد حمایت قرار نگیرد. برنتافتن قانون نمونه بارز خودسری است. در حال حاضر خودسرها، بیشتر و هماهنگ‌تر شده‌اند. اگر از همان آغاز کار جلوی این گروهها گرفته می‌شد، دیگر شاهد نبودیم كه به صورت نیروهای سازمان‌یافته درآیند. باوجود این، گروههای خودسر معمولاً بی‌ریشه و رو به افول هستند، ولی به خاطر آینده كشور باید مراقب آنها بود. دوران قانون‌ستیزی و اقدامات خودسرانه به سر آمده است و آگاهی ملت‌ها، انفجار اطلاعات و سوزِ دل دلسوختگان، سرانجام راه سعادت ملت‌ها را خواهد گشود.".
         [کُد این خبر ایلنا: 28603]
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    انبوه قاچاق سیگار خارجی به جمهوری اسلامی ایران در سال 1390، طبق آمار انتشاريافته
    تهران ـ 26 آذرماه 1391 ـ ایسنا: طبق آخرین آمار منتشر شده، در سال 1390 هجری خورشیدی حدود 21 میلیارد و 900 میلیون نخ [دانه] سیگار به صورت قاچاق به جمهوری اسلامی ایران وارد شده بود. به این ترتیب؛ حجم قاچاق سیگار بیش از سه برابر واردات قانونی این کالا به کشور بود!. میزان مصرف سیگار در جمهوری اسلامی در سال 1390 بالغ بر 63 میلیارد و 800 میلیون نخ برآورد شده بود. میزان سیگار قاچاق سال 1389 نیز معادل 28 میلیارد نخ اعلام شده بود. ترکیه و امارات عربی متحده از مبادی اصلی ورود سیگار به جمهوری اسلامی اند. سویس بزرگترین صادرکننده سیگار به ایران است. واردات قانونی سیگار به کشور درسال 1390 با رشد 111 درصدی، به 6.6 میلیارد نخ رسید. این، در حالی بوده است که همزمان با افزایش نرخ ارز در ایران پیش‌بینی می شد که واردات قانونی و همچنین قاچاق سیگار به کشور با کاهش مواجه شود.
        چندی پیش 55 درصد از سهام شرکت دخانیات ایران بابت ردّ دیون دولت، از «وزارت صنعت، معدن و تجارت» به وزارت «تعاون، کار و رفاه اجتماعی» منتقل شد. رییس کمیسیون ویژه حمایت از تولید ملّی با انتقاد از نحوه واگذاری سهام برخی شرکتهای دولتی همانند شرکت دخانیات گفته است مجلس قصد دارد اصلاحاتی را در قانون بودجه صورت دهد تا جلوی زیاد‌ شدن چنین واگذاری‌ ها را به روش [به نام] ردّ دیون بگیرد.
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    3 میلیارد دلار واردات سالانه دارو!
    تهران ـ از گزارش خبرگزاری مِهر در 16 دسامبر 2012 چنين برمي آيد که بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران گفته است که مشکلات جاری در بخش دارو ناشی از کمبود ارز نیست، بلکه به سایر حوزه‌ها، به ویژه امور کنترل و نظارت بر واردات و توزیع دارو در کشور مربوط مي شود. ارز پرداختی برای واردات دارو در ۹ ماه نخست سال 1391 هجری نسبت به مدت مشابه در سال 1390 بیست و هشت درصد هم افزایش داشته و معادل دو میلیارد و سیصد میلیون دلار بوده که تامين شده است. به این ترتیب، بانک مرکزی اظهارات اخیر مربوط به نبود ارز برای واردات دارو را تلویحا ردّ کرده است!.
        ـ ـ ـ
        ایران از دهها سال پیش از انقلاب دارای کارخانه های متعدد داروسازی در تهران و کرج و ... بود از جمله کارخانه تولید دارو و ظاهرا نباید به 3 میلیارد دلار واردات دارو در هر سال نیاز داشته باشد.
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    دولت یونان مرز خود با ترکیه را دیوارکشی کرد تا راه مهاجران قاچاقی و بعضا ایرانی بسته شود
    دولت یونان 17 دسامبر 2012 اعلام کرد که حصار مرزی میان یونان و ترکیه تکمیل شده است. کشیدن این دیواره که بيش از 12 کیلومتر طول دارد چهار میلیون و دویست هزار دلار هزینه داشت. هدف از کشیدن آن جلوگیری از قاچاق مهاجر از طریق ترکیه و از مسیر یونان به اروپا، کانادا و آمریکاست. طبق آمار منتشره اتحادیه اروپا، هشتاد درصد مهاجران قاچاقی به اروپا از مرز ترکیه و یونان می گذشتند و یا از آبهای ساحلی دو کشور. تنها سال گذشته بیش از یکصد هزار تن از آنان هنگام انتقال دستگیر شده اند. بسیاری از این مهاجران قاچاق، ایرانی بوده اند که بعضا پس از رسیدن به اروپا مدعی تغییر مذهب و ترس از بازگشت به وطن می شوند و تقاضای پناهندگی می کنند.
         اصحاب نظر گفته اند که با کشیدن این حصار، راه زمینی کنترل می شود نه راه دریایی که در سالهای اخیر صدها مهاجر قاچاقی بر اثر غرق شدن قایق های قاچاقجیان جان باخته اند. شمار ترک وطن کردگان ایرانی در 33 سال گذشته 5 تا 7 میلیون تن گزارش شده است.
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    سينما
    سالمرگ جين کرين بهترين بازيگر فيلمهاي سينمايي سال 1949


    شانزدهم دسامبر 2003 «جين کرينJeanne Crain » بازيگر آمريکايي فيلم سينمايي و برنده جايزه بهترين بازيگر زن در 1949 در 78 سالگي درگذشت. وي که به خاطر شرکت در فيلم «پينکي» برنده آن جايزه شده بود در طول فعاليت هنري خود در 64 فيلم سينمايي شرکت کرده بود. جين از بازيگران معروف دهه هاي 1940 و 1950 بود. در آن دوران، زيبايي بازيگران فيلمها در جلب بيننده و معروفيت فيلم نقش موثر داشت.
        داستان فيلم «پينکي» تبعيض نژادي در جامعه آمريکا در دهه هاي پيش از نيمه 1960 را منعکس مي کرد.
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    در دنياي داستان نويسي
    نویسنده برزیلی که روش داستان نگاری قرن 21 را به دست داد ـ داستان نگار بايد جامعه شناس، روانشناس، انسانشناس و عاشق مردم باشد
    Erico Lopes Verissimo
    17 دسامبر (26 آذرماه) زادروز اریکو وریسیمو Erico Lopes Verissimo نویسنده بنام برزیلی است که در 1905 به دنیا آمد و 70 سال عمر کرد. روش داستان نگاری او، از آغاز قرن 21 جهانی شده و عمومیت یافته است زیراکه نسل عصر اینترنت و تکنولوژی پیشرفته، داستان به سبک قرون 16 تا 19 و عهد رومانتیسیسم را بر نمی تابد.
        روش وریسیمو که به فرضیه ای به نام او شهرت یافته این است که نویسنده باید آنچه را که خود لمس می کند و یا دیگران لمس و تجربه می کنند و با او ـ بدون کم و کاست ـ در میان می گذارند برنگارد تا در مخاطبان موثر واقع شود و شمعی باشد که راه آنان را روشن سازد تا به بیراهه نیافتند و اتلاف عمر نداشته باشند که عمر انسان کوتاه و محدود است.
        وی معتقد به شکافتن مشکلات حتی مسائل سیاسی از طریق نوشتن داستان است و داستان باید آموزش عمومی دهد نه اینکه فقط سرگرم کننده باشد. او داستان نگار را انسانی بزرگ و با قدرت تخیّل وسیع و دارای مهارت بسیار در زبان مادری خود می داند و می گوید که یک داستان نگار باید مقدمات همه دانش ها را بداند و بحرالعلوم باشد تا بتواند خوب بنویسد و مقصود را بیان دارد که مطلب او بر دل نشیند و در ذهن نقش بندد. داستان نگار باید مسافرت کند و در میان مردم باشد. دنیای امروز داستانگار کافه نشین و خیالباف نمی خواهد. داستانگار باید در عین حال روزنامه نگار، تاریخنگار، و عاشق مردم بوده و آزمندی نداشته باشد.
         داستانهای معروف اریکو عبارتند از: گربه سیاه روی زمین پُر از برف، شبهای مکزیک، جناب سفیر، باد و گذر زمان.
        کتاب های غیر داستانی مهم اریکو، تاریخ ادبیات برزیل، فنون نگارش، ادبیات تطبیقی و ... هستند.
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    در دنياي تاريخ‌نگاري
    «سوئه تونيوس» بقراط تاريخنگاري كه تاريخنگاران و روزنامه نگاران جوان بايد به ادامه روش او تعهد بسپارند
    پشت جلد ترجمه انگليسي كتاب سوئه تونيوس
    17 دسامبر سال 121 ميلادي سوئه تونيوس Suetonius تاريخنگار مشهور روم باستان و مولف كتاب 12 جلدي «زندگاني سزارها» اين كتاب خود را به پايان رسانيد و تصميم گرفت كه پس از يك استراحت چند ماهه، به كارخود درباره ساير مقامهاي رومي با استفاده از آرشيو دولتي روم ادامه دهد كه هادريانوس (هادريان) امپراتور وقت چنين اجازه اي را به او نداد، زيرا سوئه تونيوس در كتاب خود مطالبي در باره رفتار خصوصي زن او نوشته بود. سوئه تونيوس قبلا دوست و مشاور هادريانوس بود و هنگامي كه مورد اعتراض وي قرار گرفت گفت كه دوستي جاي خود دارد و حاضر است در راه آن جانش را نثار كند، ولي نمي توانست به «تاريخ» كه انبار بايگاني (گنجينه) حقايق كارهاي انسانها از هر مرتبه و مقام است خيانت كند كه خيانت به بشريت است و مجازاتي تخفيف ناپذير دارد و اين، مجازاتي است كه وجدان به جسم وارد مي آورد.
         سوئه تونيوس معاصر پلوتارك (نويسنده يوناني و متوفا در سال 125 ميلادي) و تاسيتوس مورخ يک رومي بود.
         چون تاسيتوس تاريخ خود را اختصاص به رويدادهاي سياسي و كارهاي دولتي امپراتوران روم و مذاكرات سناي آن امپراتوري داده بود، سوئه تونيوس عمدتا درباره زندگاني خصوصي و عادات خوب و بد از جمله آزمندي ها، قساوت ها، هرزگيها و ... و وضعيت خانوادگي و رفتار و زندگي داخلي آنان نوشت و تا توانست حقايق و واقعيات را گفت و چيزي را صيقل نزد، رنگ آميزي نكرد و ناگفته نگذارد.
         وي از زير پا گذاردن و نقض حقوق مردم و لهو و لعب و خوشگذراني هاي امپراتوران نوشت به گونه اي كه در قرن 19 و تا مقطعي از قرن 20 و در موارد معدود تا زمان حاضر، پيش از دادن گواهينامه تحصيلات دانشگاهي در تاريخ و بعدا در روزنامه نگاري به افراد، آنان را متعهد به رعايت اصول و روش حرفه اي «سوئه تونيوس» مي كرده اند كه براي اين فارغ التحصيلان برابر و مثابه با سوگندنامه بقراط براي فارغ التحصيلان پزشكي بوده است و كساني كه اين تعهد را مي سپردند نبايد زير بار سانسور و از جمله خود ـ سانسوري مي رفتند و هنوز هم چند دانشكده روزنامه نگاري وجود دارد كه فارغ التحصيلان خود را سوگند مي دهند كه در نشريات تحت سانسور كار نكنند.
        در تاليف بزرگ سوئه تونيوس در جلد مربوط به زندگي كراسوس كه در جنگ سال 53 پيش از ميلاد با ايران در منطقه «حران» كشته شد آمده است كه كراسوس مردي آزمند و زر - دوست بود . هنگامي كه سر او را به تيسفون نزد «ارد Orode» شاه وقت ايران بردند، دستور داد مقدار زيادي سكه طلا بياوردند و مقابل سر كراسوس قرار دادند. سپس «اُرُد» خطاب به سر كراسوس گفت: حالا از اين سكه ها هرچه دلت مي خواهد بخور تا سير شوي. ژنرالهاي اسير رومي شاهد اين صحنه بودند.
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    در قلمرو رسانه‌ها
    سالمرگ «جک اندرسون» روزنامه نگار اینوستیگیتیو شماره یک جهان ـ اشاره ای به چند کار تاريخساز او
    Jack Anderson

    جک اندرسون Jack Anderson روزنامه نگار اینوستیگیو آمریکا = Investigative Journalist که در جهان به روزنامه نگار اینوستیگیتیو شماره یک در قرن 20 معروف شده است 17 دسامبر 2005 درگذشت. وی که بسال 1922 به دنیا آمده بود 83 سال عمر کرده بود.
         جک از نوجوانی به کار قلم و خبرنگاری پرداخته بود و در طول جنگ ژاپن با چینیان در چین بسر می بُرد. وی می گفت که نقل اخبارعادی و رسمی و بدون تحقیق بیشتر، مصاحبه ها و نطق ها کافی نیست باید مردم از آنچه که در پس پرده می گذرد، از خلاف کاری ها، از توطئه ها، از اشتباهات، آزمندی ها و ... با خبر شوند و در صدد اصلاح جامعه خود برآیند و این بازگرداندن آبِ رفته به جوی ـ از طریق صندوق آراء، از طریق دادن دادخواست به دادگاه و نوشتن نامه به روزنامه ها و پارلمان و ... عملی خواهد بود.
        جک اندرسون علاوه بر دادن مطلب به روزنامه ها، در مجله میلیون تیراژی پارید Parade کار می کرد، مفسر شبکه تلویزیون ای بی سیABC بود بود و مطالب او در برنامه «صبح بخیر آمریکا» این شبکه پخش می شد و با یک فرستنده رادیوئی نیز به صورت مصاحبه همکاری داشت که ابتکاری تازه بود و در این مصاحبه ها پیرامون مسائل روز نظر می داد.
         برخی از مطالب اینوستیگیتیو جنجال برانگیز او (روزنامه نگار در نقش کارآگاه) عبارتند از:
        کشف ماجرای ایران کونترا، نقشه «سیا» برای قتل کاسترو و یا دود کردن ریش او، اطلاع قبلی ادگار هوور Edgar Hoover رئیس وقت اف. بی. آی (پلیس امنیت داخلی آمریکا) از نقشه قتل جان اف. کندی در شهر دالاس تکزاس، ارتباط هوور با مافیا، دست داشتن هوور در مسئله واترگیت، همجنس باز بودن هوور، و همچنین کشف این قضیه که چرا ریچارد نیکسون اصرار داشت که جان لنون (خواننده انگلیسی) از آمریکا دیپورت شود (زیرا که لنون بر ضد جنگ بود و علیه نیکسون تبلیغ می کرد) و نیز کشف یک تصمیمگیری محرمانه آمریکا و پاکستان در جریان جنگ 1971 هند و پاکستان بر سر بنگلادش، کشف تقلّب کاری در بورسسهام (وال استریت)، کشف علل بحران بانکهای معروف به صندوق پس انداز و وام، کشف آزمندی برخی از کمپانی های بزرگ و اعمال نفوذ در تصمیمگیری های دولتی. به این ترتیب مقامات دولتی نظر خوبی با جک اندر سون نداشتند. جک اواخر عمر به بیماری پارکینسون (لقوه) مبتلاء و از عوارض این بیماری درگذشت. پس از مرگ او، تلاش بسیار بعمل آمد تا فایلهای او یافت شود و معلوم گردد که کدام منابع به وی اطلاعات می دادند.
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    شبکه تلويزيوني عرب زبان دولتي آمريکا ـ استفاده روزافزون دولت ها و اصحاب نفوذ از سرچ انجين ها و ...
    17 دسامبر 2002 اعلام شده بود که از ژانويه 2003 دولت آمريكا يك شبكه تلويزيوني ماهواره اي به زبان عربي براي منطقه خاورميانه راه اندازي خواهد کرد. اين شبكه که از اسپرينگفيلد (حومه جنوبي واشنگتن در ايالت ويرجينيا) برنامه هاي خود از جمله خبر و سرگرمي را پخش مي کند از زمان تعيين شده شروع بکار کرده است. دولت آمريكا قانونا نمي تواند راديو ـ تلويزيون داخلي داشته باشد و برنامه هاي صداي آمريكا كه بيش از 7 دهه از عُمر آنها مي گذرد و نيز راديو آزادي و ... براي پخش در كشورهاي ديگر است.
        بودجه نخستين سال شبكه تلويزيوني تازه كه «الحرا» نام دارد 62 ميليون دلار تعيين شده بود. جمع كاركنان اين تلويزيون دولتي كه عمدتا عرب هستند در نخستين سال تاسيس نزديک به 200 نفر بود.
        روزنامه هاي آمريكا در دسامبر 2002 نوشته بودند كه هدف از تاسيس اين شبكه برقراري موازنه رسانه اي در منطقه است زيرا كه مطالب شبكه عرب زبان «الجزاير» وابسته به دولت قَطَر يکطرفه تنظيم مي شود و گاهي هم بوي ضد آمريكايي مي دهد. گفته شده بود كه شبكه تازه ممکن است بعدا يك شعبه هم در عراق داير کند.
        اصحاب نظر راه اندازي اين شبكه تلويزيوني را يك تجربه تازه دولت آمريكا خوانده بودند که بعدا يک تلويزيون به زبان فارسي هم داير کرد.
         استادان عِلم حکومت «تلويزيون دولتی» و شبکه هاي تلويزيوني متعلق به اصحاب نفوذ و کمپاني هاي خارج از حرفه رسانه هاي عمومي (مَس ميديا) را يک ابزار رسانه اي ديگر براي پيشبرد سياست و منافع و هموار ساختن زمينه براي اجراي برنامه هاي يک دولت و يک کمپاني دانسته اند. با اين تعريف، اين رسانه ها (که حرفه اي هم به حساب نمي آيند) بازوي روابط عمومي صاحب آن (دولت، کمپاني و يا اصحاب منافع) هستند. استفاده دولتها و اصحاب نفوذ و منافع از سرچ انجين ها و سوشل نِت ورک ها از دهه يکم قرن 21 به اين سوي براي اجراي سياست هاي خود و نیز جمع آوری اطلاعات و همچنین منظورهای دیگر بويژه از سال 2016 به اين سوي روز افزون بوده است.
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    ساير ملل
    سیمون بولیوار ـ روزی که اعلام استقلال کرد و روزی که درگذشت
    17دسامبر سال 1830 سيمون بوليوار قهرمان ملّي و مظهر استقلال لاتين هاي قاره آمريكا در 47 سالگي از بیماری سل درگذشت. بوليوار که کمر به قطع استعمار اسپانيا در آمريکاي لاتين بسته بود در همین روز در سال 1819 استقلال «گران کلمبیا» را اعلام کرده بود. در آن زمان به مجموعه ونزوئلا، کلمبیا، اکوادور، پرو (و بخشي از پرو که امروزه کشور بولیوی است) «گران کلمبیا» می گفتند. شهری را که بولیوار در آن استقلال منطقه را اعلام داشت سیوداد بولیوار (شهر بولیوار) نام نهاده اند. وی كه موفق شد با مبارزات مسلحانه، بسياري از سرزمين هاي امريكاي مركزي و جنوبي را به استقلال برساند و نام او بر كشور بوليوي نهاده شده است خودرا متعلق به همه لاتينهاي قاره امريكا مي دانست. بوليوار که در شهر كاراكاس ونزوئلا به دنيا امده بود در كلمبيا درگذشت و بعدا بقایای جسد اورا به کارکاس منتقل و در اینجا دفن کردند. دولت ونزوئلا پول ملي اين كشوررا به نام او «بولیوار» گذارده است.
        بولیوار پس از تحصیل فلسفه و تاریخ در اروپا، با افکار روشنگران آن قاره آشنا شده و در محل، چگونگی روند انقلاب فرانسه را بررسی کرده و به وطن بازگشته بود.
        بولیوار رشد یک کشوررا بدون رشد مردم آن امکان ناپذیر می دانست. برپایه افکار بولیوار، در دهه یکم قرن 21 در آمریکای لاتین اتحادیه ای به نام بولیوارین آلترناتیو (اختصارا؛ آلبا ALBA) تاسیس شده است و سالروز تاسيس اين اتحاديه 14 دسامبر 2004 است. به پاس فداکاري هاي استقلال طلبانه بولیوار و خدمات او به بشریت، يک ميدان شهر تهران نيز به نام اوست. همين نامگذاري کمک بزرگي به گسترش دوستي و روابط ايران و لاتين هاي آمريکا کرده است و ايرانيان مي توانند بدون ويزا از چند کشور آمريکاي لاتين ازجمله ونزوئلا، اکوادور و بوليوي ديدار کنند.
    مدوديف رئيس جمهور وقت روسيه در سفر ماه نوامبر 2008 خود به ونزوئلا در کنار تصوير بوليوار

     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    نخستین پرواز با هواپیما
    17 دسامبر سال 1903 در صحراي «كيتي هاك» ايالت كاروليناي شمالي آمريكا برادران رايت (ارويل و ويلبر رايت) هواپيمايي را كه در كارگاه دوچرخه سازي شان بر پايه استفاده از مقاومت هوا ساخته بودند به پرواز در آوردند كه به عنوان نخستين پرواز بشر با هواپيما ثبت شده است. پرواز بشر با بالون هوای گرم در چهارم ژوئن 1783 صورت گرفته بود. این بالون توسط دو برادر فرانسوی ـ ژاک و ژوزف مون گلفیه ـ ساخته شده بود. بالون ساخت این دو برادر در نوامبر و دسامبر آن سال چند مسافررا هم حمل و در ارتفاع 500 متری با سرعت 22 کیلومتر در ساعت پرواز کرده بود.
         برادران رايت 18 دسامبر، و يك روز پس از نخستين پرواز كه پيروزمندانه بود، از دولت آمريكا خواستند كه اختراع آنان را خريداري كند. وزارت جنگ آمريكا مامور بررسي اين درخواست شد و پس از مذاكره و مشاهده اختراع، تصميم گرفت براداران رايت را به خدمت بگيرد و كمك مالي به تكميل اين صنعت بكند.
    نخستين پرواز بشر با هواپيما

     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    پايان استعمار پرتغال بر هند ـ نگاهي به چگونگي استقرار پرتغالي ها در هند و از آنجا دست اندازي به خليج فارس و ...
    ارتش هند بالاخره 17 دسامبر سال 1961 «گواGOA» و دو منطقه ديگر اين كشور (ديو Diu و دمان Daman) را از دست پرتغالي ها خارج ساخت و به استعمار اين كشور كوچك اروپايي بر شبه قاره هند پس از 450 ساله پايان داد!. از پايگاه خود در هند بود كه پرتغاليها به ساير نقاط آسيا از جمله خليج فارس، مالاکا، چين و ... دست اندازي كردند.
         فرانسسکو دو آلاميدا نخستين فرماندار نقاط متصرفي پرتغال در هند، "ديو" در ساحل غربي هندرا در سال 1509 براين متصرفات اضافه کرد.
        آلفونس دو آلبوکرکيAfonso de Albuquerque پرتغالي در سال 1508 و با هدف بستن خليج فارس بر روي رقيبان آينده، با هفت کشتي توپدار و 500 تفنگدار به جزيره هرمز که مرکز مبادلات کالا و ناظر بر تنگه هرمز بود حمله ور و آنجا و بعدا قشم و چند نقطه ديگر متصرف شد. پيروزي پرتغالي ها سلاحهاي آتشين آنان بود که ايرانيان در آن زمان فاقد آن بودند. دهها سال بعد شاه عباس براي اخراج پرتغاليها از قشم، هرمز و سواحل ايران بود كه با انگليسيها متحد شد و پاي اينان به خليج فارس باز گرديد كه مشكلات منطقه نتيجه سلطه انگليسي ها بر خليج فارس بوده است. آلبوکرکي که طرح بستن راههاي دريايي هند بر روي ساير کشورهاي اروپايي را تهيه کرده بود بعدا به عنوان دومين فرماندار مستعمرات پرتغال در هند تا توانست به اين طرحها جامه عمل پوشاند. وي که از سال 1510 فرماندار شده بود در دسامبر همين سال "کاليکت (امروزه Kozhikode)" را متصرف شد. پرتغالي ها که از لحاظ شمار، نيروي کافي نداشتند براي تصرف و حفظ متصرفات از خصومت هندو و مسلمان استفاده مي کردند. مناطقي را که پرتغالي ها در سواحل غربي هند تصرف کردند قبلا حکمران مسلمان داشتند ولي اکثريت مردم هندو بودند.آلبوكركي که از پادشاه پرتغال لقب "دوک گوآ" گرفته بود 15 دسامبر سال 1515 درگذشت. وسکو دا گاما (نخستين پرتغالي در هند) بیستم ما مه 1948 وارد "کالیکت Calicut" در ساحل غربی هندوستان شده بود. وي خود و همراهانش را مسافر (توريست) معرفي کرده بود و در طول سفر، توپ و تفنگ بکار نبرده بود. ديدارهاي او عمدتا اکتشافي بود. دا گاما در سال 1524 نيز ماموريت هند يافت و به اينجا آمد و در همين سال در هند درگذشت.
         ارتش هند 12 دسامبر 1961 عملیات اخراج پرتغالی ها از گوآ، دامان و دیو آغاز کرده بود. مقاومت پرتغالی چندان شديد نبود. گوآ که اینک ایالت بیست و پنجم هند است دو میلیون جمعیت دارد و حاکم نشین آن شهر پاتاجی است. گوآ به معنای گله گاو و «گاو = گو» واژه ای مشترک در زبان فارسی و سانسکریت است.
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    حکومت کوتاه حبیب الله خان تاجیک، قهرمان پارسیان بر افغانستان - دست انگليسي ها در تحولات افغانستان
    اميرنادرخان
    17دسامبر سال 1928 در پي يك طغيان ضد اصلاحات اروپايي (فرنگي) در كابل و جلال آباد و انتشار خبر لشکرکشي پشتونها از خوست و لغمان به سوی کابل، امير امان الله خان - پادشاه وقت افغانستان و بانویش ثريا از كابل خارج شدند و در دژ نطامي خارج از اين شهر پناه گرفتند. چون اوضاع آرام نشد 14 ژانويه (28 روز بعد) امير امان الله خان كناره گيري كرد و برادرش عنايت الله خان به سلطنت رسيد كه او نيز سه روز بعد بر اثر فشار مخالفان كناره گيري كرد و زمام امور به دست حبيب الله خان افسر سابق ارتش افتاد که يک تاجيک بود.
        همزمان با اصلاحات داخلی، امان الله خان نماينده به مسکو فرستاده بود و با حکومت بلشويکي روسيه دوست و از انواع کمکهای اين دولت برخوردار شده بود. وي همچنين گفته بود که قرارداد موافقت با خط مرزی دوراند (تقسيم طوايف پشتون و انتقال بسياري از نواحي پشتون نشین به هندوستان انگلستان – پیدایش منطقه وزيرستان امروز پاکستان) مصلحتی بوده و جنبه موقت دارد. امان الله خان با بيان اين مطلب که هشداري به دولت لندن بود دشمني اين دولت را نسبت به خود برانگيخت. گرايش امان الله خان به روسيه قبلا باعث کدورت و نگراني انگلستان شده بود که بر هندوستان حکومت مي کرد و سخن از موقتي بودن موافقتنامه خط مرزي "دوراند" زدن کاسه صبر دولت لندن را لبريز کرد و توطئه چيني برضد او آغاز شد. از طرفي هم اصلاحات داخلی امان الله خان باعث اعتراض پشتونهاي وفادار به رسوم و سنت هاي قبيله اي شده بود و آماده قبول تحريک از خارج و طغيان بودند. مورخان اروپایی تاييد کرده اند که تحریک پشتونها کار جاسوسها و عوامل محلی لندن بود.
        
    اميرامان الله خان و بانويش "ثريا"

    در اين گير و دار، حبيب الله خان تاجيک که زادگاه او (کلکان) از کابل فاصله چندانی ندارد برای جلوگیری از افتادن پايتخت به دست پشتونهای جنوب، با گروهي از نظاميان و تاجيکها پيشدستي کرده و کابل را متصرف شده بود، خودرا امیر (پادشاه) افغانستان خوانده و اعلام کرده بود که باید محصول فتنه های انگلستان در افغانستان (دودمان پادشاهی وقت) ریشه کن شوند و یگانگی فرهنگی همه پارسیان تامین یابد. وی نيز با بيان اين مطلب بر خشم انگليسي ها افزود و بعلاوه به دست انگليسي ها وسيله داد تا بر دامنه تحريک پشتونها بيافزايند.
         حکومت حبیب الله خان تا 13 اکتبر1929 و بیش از ده ماه طول نکشید و محمدنادرخان از اميرزادگان افغان (متولد هند) با کمک انگليسي ها و پشتون هاي "وزيرستان" به کابل لشکر کشيد و حبيب الله خان با هدف جلوگیری از برادرکشی به زادگاه خود و کوههاي شمال کابل عقب نشست. امير نادرخان قرآن مهر کرد و برايش فرستاد که اگر به کابل آيد و تسليم شود به او و يارانش امان و مقام خواهد داد. حبيب الله خان که پشتونها از باب دشمني اورا "بچه سقا" خطاب مي کنند فريب خورد، به کابل رفت و اعدام شد و سلطنت در همان دودمان تا کودتاي سردار داودخان که او نيز از همان خاندان بود باقي ماند. حبیب الله خلیلی و چند شاعر تاجیک "حبیب الله خان" را قهرمان پارسیان، قهرمان خراسان و ... توصیف کرده اند. پس از شکست کمونیست های افغانستان هم حکومت این کشور به دست تاجیکها افتاده بود که طالبان پشتون برسر کار آمدند و .... کرزاي که حکومت افغانستان را به دست دارد يک پشتون است.
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    واکنشها به کفش پراني به سوي جورج دبليو بوش در چهارمين روز ـ کفشی که نماد شجاعت شد
    کفش پراني 14 دسامبر 2008 «منتظر الزیدی» روزنامه نگار شیعه عراقی به سوي جورج دبلیو بوش رئیس جمهور وقت آمریکا در جلسه مصاحبه عمومي مطبوعاتي مشترک او و نوري المالکي نخست وزير عراق در منطقه محافظت شده شهر بغداد (گرین زون) هفدهم دسامبر 2008 نيز همچنان خبر مورد توجه جهانیان بود. در چند کشور عربي و اسلامي و ممالکي که از رفتار دولت بوش راضي نبودند، منتظر الزيدی خبرنگار تلويزيون البغداديه به صورت يک قهرمان در آمده و رشادت او تحسین شده بود.
         در آپارتمان دو اطاقه زیدی [در آن زمان] 29 ساله در بغداد، جز تعدادی کتاب سیاسی و دینی و یک عکس «چه گوارا» ـ انقلابی بنام آمریکای لاتین مدرک دیگری به دست نیامده بود.
         زیدی که در جريان مصاحبه مطبوعاتي، به سوي جورج بوش دو لنگه کفش پرتاب کرد و اورا «سگ» خواند و گفت که باعث کشتار عراقي ها و بيوه شدن زنان و يتيم شدن کودکان شده است در 17 دسامبر نيز تحت درمان بود زیرا که ماموران محافظ عراقی وی را با اینکه هنگام دستگیری مقاومتی نکرده بود بسختی کتک زده و یک بازو و دنده هایش را شکسته و صورتش را در اطراف چشم مجروح ساخته بودند. این ماموران پس از خارج ساختن زیدی از محل مصاحبه، اورا در اطاق مجاور کتک زده بودند. کتک زدن غیر ضروری زیدی باعث تعجب و انتقاد جهانیان شده بود که باور نمی کردند عراقی ها یک عراقی را که تسلیم آنان بوده و به خاطر نشان دادن «زنده نشان دادن وطنش و ایستادگی» دست به یک اقدام سمبولیک زده بود کتک بزنند ـ کاری که در زمان صدام حسین هم رسم بود!.
         عراقي ها با تظاهرات و راهپيمايي هاي متعدد خواستار آزادي فوري زیدی شده بودند. عراقي ها شعار مي دادند که الزيدي تنها احساس آنان نسبت به دولت جورج دبليو بوش را منعکس کرده بود، بیزاری از ادامه تحقیر و قتل و تخریب. در لیبی یک انجمن لیبیایی که دختر قذافی ریاست آن را برعهده داشت ضمن تقدیر از عمل زیدی براي او مدال شجاعت تصويب کرد.
         مدیر تلویزیون البغدادیه که در سال 2005 در مصر تاسیس شده و زیدی از همان آغاز کار با آن همکاری داشته ضمن تمجید از او خواستار آزادی فوریش از زندان شده بود و افزوده بود که زیدی که تحصیلات «مس کامیونیکیشن = رسانه های گروهی» دارد از جمله روزنامه نگارانی است که خبر از مردم، خواستها و دشواري هايشان می داد. گزارش مصوّر او از قتل یک دانش آموز دختر به نام «زهرا» در بغداد و مصاحبه با بستگان و دوستان و همسایگان او و انعکاس احساس آنان یک شاهکار خبری بود.
         بستگان و دوستان و همکاران زیدی گفته بودند که او می خواست کاری بکند تا جهانیان بدانند که عراقی ها نمرده اند و ترسو هم نیستند. کفش پرانی به سوی جورج دبلیو بوش انعکاس نظر عراقی ها بود جز شماری کم که از اشغال نظامی وطن بهره مند شده، به مقام دست یافته و سود برده اند.
         یک ثروتمند کشور سعودی پیشنهاد کرده بود که حاضر است یک لنگه از کفش زیدی را که به سوی جورج بوش پرتاب شد به ده میلیون دلار خریداری کند و در موزه بگذارد زيراکه تاریخساز شده است و باید در موزه بماند تا نماد شجاعت باشد.
        یک همکار عراقی زیدی گفته بود که زیدی قبلا دو بار و هربار برای یک روز به خاطر دادن خبرهايي که نوشته بود دربازداشت بود. هدف از این دو بار دستگیری ترسانیدن زیدی بود که تغییری در روش خبریابی او نداد. زیدی یک بار هم ربوده شده بود و یک هفته در اسارت بود. کفش پراني زيدي در جلسه مصاحبه مشترک بوش ـ مالکی صورت گرفت که اندکی پس از مبادله قرارداد امنیتی عراق و آمریکا برگزار شده بود.
        خلیل الدولیمی وکیل مدافع صدام حسین برای دفاع از زیدی در دادگاه یک تیم حقوقی تشکیل داده بود.
        هوگو چاوز رهبر ونزوئلا به بستگان زیدی اطلاع داده بود که اگر احساس می کنند که پس از این رویداد، ماندن در عراق برایشان خالی از گرفتاری نیست به ونزوئلا بروند و در آنجا زندگی کنند.
        رسانه ها تا هفته ها همچنان به دنبال کردن کفش پرانی به سوی جورج بوش ادامه داده و در این زمینه وب لاگها به آنها پیوسته بودند.
        اين وضعيت در زير، به صورت مصوّر و در مجموعه اي از عکسها آمده است:


     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    انقلاب تونس، انقلابی که خودسوزی یک مرد جرقهِ آن بود، انقلاب های قرن 21؛ بپاخیزی ضد فساد الیت ها
    17 دسامبر 2010 ـ روزی چون امروز ـ خودسوزی یک مرد 26 ساله تونسی به نام محمد بوعزیزی ـ یک میوه فروش دوره گرد (طوّاف) در شهرک سیدی بوزید ـ آتش انقلابی را روشن ساخت که نه تنها دگرگونی عمیق در آن کشور ـ زمانی کارتاژ و مطمح نظر قدرتها در طول تاریخ ایجاد کرد بلکه افراد و توده ها را در جهان روشن ساخت که چگونه حق خود بستانند. انقلاب تونس نه تنها مدیون «بوعزیزی» بلکه تکنولوژی نوین ـ دوربین های سلفونها، ارسال تکست و پیام کتبی با سلفون و آشناشدن مردم (پابلیک) با راههای تماس با رسانه های عمومی و نیز انبوه وبلاگها و آنلاین ها است.
        محمد بوعزیزی که پس از ترک مدرسه موفق به یافتن کار مورد نظر و متناسب با تحصیلات خود نشده بود برای پُرکردن شکم راهی جز روی آوردن به فروش میوه و سبزی به صورت دوره گرد که سرمایه زیاد و ابزار جز یک ترازو و چهارچرخه نیاز نداشت روی آورد. او باید درآمد می داشت تا نان مادر، شوهر مادر که زمینگیر شده بود و خواهرانش را تامین کند. او از اینکه در تونس تامین رفاه اجتماعی وجود نداشت رنج می بُرد و خشمگین بود تا مانع گرسنه ماندن شوهر مادرش شود که علیل و زمینگیر شده بود.
        بوعزیزی پس از آغاز کار طوّافی، با ضعف ها و دشواری های دیگری رو به رو شد و آن مشاهده رواج رشوه و وجود فساد اداری بود. او موفق نشد از سدهای اداری و بوروکراسی فساد انگیز عبور کند و بدون دادن رشوه ـ پولی را که نداشت ـ پروانه کسب بگیرد و لذا بدون آن «ورقه کاغد» به کار پرداخت زیراکه شکم های گرسنه خواهران، مادر و ناپدری وعده سر خرمن نمی پذیرفت.
        روزی نبود که پلیس و ماموران شهرداری شهر سراغ او نروند و تهدید نکنند که راه حل، دادن رشوه بود. روز 16 دسامبر 2010، بوعزیزی که از این رشوه دادن و مزاحمت خسته شده بود به مامور پلیس که طبق معمول سراغ او رفته بود اعتناء نکرد و این مامور جریان را به مقام مربوط در شهرداری خبر داد و بانو فائزه حمدی مامور شهرداری با دو کارمند زیردست خود سراغ بوعزیزی که در گوشه میدان میوه می فروخت رفت و با تهدید و اهانت ترازوی اورا مصادره و چهارچرخه اش را واژگون ساخت که میوه ها و سبزی ها که تنها سرمایه و وسیله امرار معاش او بودند بر سطح میدان پراکنده شدند. [طبق اظهار یک شاهد به بوعزیزی سیلی هم زد]. بوعزیزی به شهرداری و هرجا که به فکرش رسید رفت تا به عمل بانو حمدی اعتراض کند و دست کم ترازوی خودرا پس بگیرد که موفق نشد و روز بعد و گرسنه به ساختمان فرمانداری شهرستان مراجعه کرد تا درد خودرا بگوید و از شهرداری و رشوه گیری ها شکایت کند که فرماندار نه تنها اورا نپذیرفت بلکه بازرس و حتی یک کارمند فرمانداری را هم مامور نکرد تا درد دل بوعزیزی را بشنود. بوعزیزی که چنین دید با فریاد تهدید کرد که می رود و در میدان شهر ـ همان جایی که روز پیش از آن میوه هایش را بر زمین ریخته و مختصر سرمایه اش را به باد داده بودند خودرا آتش می زند که این تهدید هم موثر واقع نشد، کسی اعتناء نکرد و خم به ابرو نیاورد. بوعزیزی از ساختمان فرمانداری خارج و مقداری بنزین خریداری کرد و همانجاکه روز پیش از آن میوه هایش را پراکنده ساخته بودند خودرا آتش زد. مردمی که از آنجا می گذشتند و سلفون داشتند از این منظره عکس گرفتند (عکس هایی که در زیر آمده است) و برخی از آنان هم بوعزیزی نیمسوخته را به بیمارستان رسانیدند.
        عکس ها سریعا به رسانه داده شد، انتشار یافت، روزنامه نگاران به بیمارستان و خانه بوعزیزی رفتند، بررسی و مصاحبه کردند و جزئیات انتشار یافت و تونسی ها که از حکومت 23 ساله زین العابدین بن علی به علل متعدد ازجمله نپوتیسم (قوم و خویش بازی)، فساد الیت ها، سوء استفاده های اقتصادی، بی توجهی به حقوق و رفاه مردم، نبود دمکراسی و رعایت نشدن آزادی ها خسته و خشمگین بودند به خیابانها ریختند و تظاهرات عمومی و اعتصابات آغاز شد. اخبار این اعتراضها همراه با عکس بوعزیزی شعله ور و شرح حال او در رسانه های سراسر جهان انتشار یافت، انجمن ها صدا به پشتیبانی بلند کردند و دولتها هرکدام از ظن خود وارد ماجرا شدندو ....
        تظاهرات و اعتراض های خیابانی تونسی ها روز 14 ژانویه 2011 با انتشار خبر درگذشت بوعزیزی در بیمارستان به اوج رسید، به غرّش مردم و انقلاب تبدیل شد بگونه ای که همان شب «بن علی» از کشور گریخت و به دولت سعودی پناهنده شد و کابینه تغییر کرد و ....
        با تغییر حکومت در تونس که با اتحادیه اروپا همکار (نه، عضو) است بسیاری از تبعیدی ها و خود ـ تبعیدها به وطن بازگشتند و دکتر منصف المرزوق (پزشک) یکی از این بازگشتگان 12 دسامبر 2011 با رای مجلس موسسان (مجلس قانون اساسی) به ریاست جمهور انتخاب شده است. وی ـ تحصیلکرده فرانسه ـ که از هواداران جنبش نهضت (خواهان اجرای اصول و اخلاقیات اسلامی) تونس است قبلا چندبار به اتهام اعتراض به نقض حقوق بشر در تونس بازداشت شده بود. او رئیس کمیته ملی تامین آزادی ها و نیز رئیس کمیته عربی تامین حقوق بشر بوده است.
        تونس که در هزاره یکم پیش از میلاد توسط مهاجران فنیقی (لبنانی ـ سوری) ایجاد شده که بعدا مهاجران یونانی بر آنان افزوده شدند قرنها در دست رومیان بود، بعد مرکز حکومت اسلامی شمال آفریقا (افریقیه) شد، سپس به دست عثمانی ها افتاد و از سال 1881 تا 1956 در کنترل فرانسه بود. تونس کشوری توریستی و حاصلخیز است.
        انقلاب تونس ـ کشور 11 میلیونی و 163 هزار کیلومتری شمال آفریقا و به فاصله نه چندان دور از اروپا ـ به همینجا ختم نشد، به چند کشور عربی سرایت کرد، قدرت های جهانی هرکدام برای دوختن کلاهی برای خود از این بپاخیزی ها پا به معرکه گذاردند. این بپاخیزی ها در مصر به کناره گیری حسنی مبارک منجر شد و باز به پایان نرسید، در لیبی به مداخله «ناتو» انجامید و به جنگ داخلی منجر شد و .... روسیه یک بار دیگر فریب خورد و یا اشتباه محاسبه کرد و با «وتو» نکردن قطعنامه مداخله نظامی «ناتو» در لیبی، این کشور را به غرب باخت ـ شکستی که جبران آن برای روسیه آسان نخواهد بود. در سوریه، یمن و بحرین اعتراضات و زد و خورد ادامه دارد. مداخله قدرتها در درگیری های سوریه روشن و آشگار است، در یمن ماجرا ریشه در ساختار کشور دارد. مردم جنوب یمن که سُنّی مذهب اند قبلا جدا از شمال بودند، کنفدراسیون قبایل داشتند، دهها سال مستعمره دولت لندن بودند، بعد که استقلال یافتند متحد روسیه شدند و حکومت کمونیستی داشتند. شمالی ها شیعه اند و قرنها حکومت مذهبی و امام داشتند و وحدت یمن از نتایج فروپاشی بلوک شرق و پایان جنگ سرد است و بنابراین مصنوعی و ناپایدار. در بحرین، اکثریت شیعه نمی تواند ادامه تبعیض ها و ... را تحمل کند.
        بپاخیزی ها در چند کشور عربی و نیز اعتراض های همگانی در چند کشور دیگر ازجمله اشغال کنندگان وال استریت در آمریکا نشان داد که مردم قرن 21 فساد دولتي، غارتگری اموال و منابع عمومي و بی اعتنایی الیت ها، ظلم و استبداد و نقض حقوق انسانی خودرا تحمل نمی کنند. در عصر اینترنت چیزی برای مدتی طولانی پنهان نمی ماند، سوء استفاده ها رو می شود و فریاد توده ها که برقراری ارتباطشان با یکدیگر آسان و همگانی شده و از احوال هم باخبرند بلند می شود، قدرتها ـ هرکدام بر وفق سیاست خود از ماجرا استفاده می کنند و .... این است واقعیت های قرن 21 که بشر دومین دهه آن را آغاز کرده است.
    مجموعه عکسها: بوعزیزی، خودسوزی او، مادرغمزده اش در کنار عکس او و تظاهرات و بپاخیزی تونسی ها

     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    کوتاه ترین زن در جهان ـ زن 18 ساله هندی با 63 سانتیمتر قد


    موسسه گینس ورلد رکوردGuinness Word Record شانزدهم دسامبر 2011 جیوتی امجه Jyoti Amge را کوتاهترین زن جهان اعلام کرد. جیوتی که در نگپورNagpur هند زندگی می کند 18 ساله است و دارای 63 سانتیمتر قد (کوتاهتر از یک کودک 18 ماهه). وی 7 سانتیمتر کوتاهتر از کوتوله آمریکایی است. کوتاهتر از جیوتی یک زن هلندی 61 سانتیمتری به نام پالین موسترز Pauline Musters بود که در سال 1895 درگذشت. او 19 سال عمر کرد.
        موسسه گینس قبلا جیوتی را اندازه گیری کرده بود و چون قد او از هفده سالگی و در طول يک سال تنها چند میلیمتر بلند شده بود و احتمال بلند شدن بيشتر وجود ندارد موضوع را برای آگاهی همگان اعلام کرده است.
        در عکس، یک دکتر هندی (سمت چپ)) با حضور نماینده موسسه گینس (سمت راست) در حال اندازه گیری قد جیوتی است. این عکس 16 دسامبر 2011 برداشته شد.
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    برخي ديگر از رويدادهاي 17 دسامبر
  • 1718:   در پي تشكيل اتحاديه مربع در اروپا براي جلوگيري از جاه طلبي هاي اسپانيا ، انگلستان يكي از اعضاي اين اتحاديه به دولت اسپانيا اعلان جنگ داد.
  • 1862:   ژنرال گرانت از فرماندهان نيروهاي فدراسيون كه بعدا رئيس جمهوري آمريكا شد با صدور فرمان شماره 11 به يهوديان ساكن ايالت تنسي امريكا اخطار كرد كه از اين ايالت خارج شوند.
  • 1914:   انگلستان با استفاده از فرصت جنگ جهاني اول، مصر را به عنوان يك كشور تحت الحمايه خود اعلام كرد.
  • 1914:   عثمانيها كه بر فلسطين حكومت داشتند و به حمايت از آلمان وارد جنگ جهاني اول شده بودند يهوديان را از شهر تل اويو بيرون كردند.
  • 1920:   جامعه ملل همزمان مرتكب دو اشتباه شد و جزاير متصرفي آلمان در اقيانوس آرام را در قيمومت ژاپن و افريقاي جنوب غربي ( ناميبياي امروز ) مستعمره ديگر آلمان را تحت قيموميت دولت فدرال افريقاي جنوبي قرار داد كه اين دولت تا همين اواخر با وجود قيام مردم ناميبيا حاضر به تخليه آن نبود.
  • 1925:   شوروي همانند ايران و افغانستان با تر كيه نيز پيمان عدم تجاوز امضاء كرد.
  • 1978:   اوپك با استفاده از فرصتي كه قطع صدور نفت ايران به دست داده بود و كمبود نفت خام در بازارهاي بين المللي بهاي اين ماده را دفعتا 18 در صد بالابرد.
        
  • 2012:   مدیرعامل هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران با بیان اینکه این شرکت (هما) به ارزش یک‌ هزار و 440 میلیارد تومان قیمت‌ گذاری شده است به خبرگزاري مهر گفت که تا دو هفته دیگر 51 درصد سهام «هما» به سازمان تأمین اجتماعی واگذار می‌شود!.



  •  

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com