Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
      خورشيدي

 
12 اوت
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 



 


   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 12 اوت
ايران
سالروز آغاز دفاع مردانه ژنرال آريو برزن که نمونه اي است از جانبازي ايرانيان در راه ميهن
بر پايه يادداشتهاي روزانه "كاليستنسCallisthenes " مورخ رسمي اسكندر، 12 اوت سال 330 پيش از ميلاد، نيروهاي اين فاتح مقدوني در پيشروي به سوي "پرسپوليس" پايتخت آن زمان ايران، در يك منطقه كوهستاني صعب العبور (دربند پارس، تكاب در كهگيلويه) با يك هنگ ارتش ايران (1000 تا 1200 نفر) به فرماندهي ژنرال «آريو برزن Ario Barzan » رو به رو و متوقف شدند و اين هنگ چندين روز مانع ادامه پيشروي ارتش دهها هزار نفري اسكندر شده بود كه مصر، بابل و شوش را قبلا تصرف و در سه جنگ، داريوش سوم را شكست و فراري داده بود. سرانجام اين هنگ با محاصره كوهها و حمله به افراد آن از ارتفاعات بالاتر از پاي درآمد و فرمانده دلير آن نيز برخاك افتاد.
     مورخ اسكندر نوشته است كه اگر چنين مقاومتي در گاوگاملاGaugamela (كردستان كنوني عراق) در برابر ما صورت گرفته بود، شكست مان قطعي بود. در "گاوگاملا" با خروج غير منتظره داريوش سوم از صحنه، واحدهاي ارتش ايران نيز كه درحال پيروز شدن بر ما بودند ؛ در پي او دست به عقب نشيني زدند و ما پيروز شديم. داريوش سوم در جهت شمال شرقي ايران فرار كرده بود و « آريو برزن » در ارتفاعات جنوب ايران و در مسير پرسپوليس به ايستادگي ادامه مي داد.
    دلاوري هاي ژنرال آريو برزن، يكي از فصول تحسين برانگيز تاريخ وطن ما را تشكيل مي دهد و نمونه اي از جان گذشتگي ايراني در راه ميهن را منعكس مي كند.
    آريو برزن و مردانش 90 سال پس از ايستادگي لئونيداس در برابر ارتش خشايارشا در ترموپيل، كه آن هم در ماه اوت روي داد مقاومت خود را به همان گونه در برابر اسكندر آغاز كرده بودند. اما ميان مقاومت لئونيداس و آخرين ايستادگي «آريو برزن» در اين است؛ كه يونانيان در ترموپيل، در محل برزمين افتادن لئونيداس، يك پارك و بناي ياد بود ساخته و مجسمه او را برپا داشته و آخرين سخنانش را بر سنگ حك كرده اند تا از او سپاسگزاري شده باشد، ولي از «آريو برزن» ما جز چند سطر ترجمه از منابع ديگران اثري در دست نيست.چرا؟. اگر به فهرست درآمدهاي توريستي يونان بنگريم خواهيم ديد كه بازديد از بناي ياد بود و گرفتن عكس در كنار مجسمه لئونيداس براي يونان هرسال ميليونها دلار درآمد گردشگري داشته است. همه گردشگران ترموپيل اين آخرين پيام لئونيداس را با خود به كشورهايشان مي برند: اي رهگذر، به مردم لاكوني ( اسپارت ) بگو كه ما در اينجا به خون خفته ايم تا وفاداريمان را به قوانين ميهن ثابت كرده باشيم( قانون اسپارت عقب نشيني سرباز را اجازه نمي داد). لئونيداس پادشاه اسپارتي ها بود كه در اوت سال 480 پيش از ميلاد، دفاع از تنگه ترموپيل در برابر حمله ارتش ايران به خاك يونان را برعهده گرفته بود.
    
« آريو برزن » و مردانش جان دادند تا اسكندر مقدوني از اين پلكان قدرت و عظمت بالا نرود


    
آريو برزن و مردانش جان بر كف نهادند تا پايتخت ميهنشان به دست اسكندر به اين صورت در نيايد ، اما ويرانه هاي آن هم خبر از بزرگي و عظمت و اصالت تمدن ايرانيان باستان مي دهد ــ تمدن و فرهنگي كه رسالت پاسداري از آن تكليف بي چون و چراي هر ايراني و ايراني تبار است. تا اين ستون هاي سر به فلك كشيده كه ميراث مشترك همه ايرانيان است بر جاي باشند ، ايران هم باقي خواهد بود ــ به همان گونه كه در 13 قرن گذشته عربان ، اقوام مهاجر ماوراء آسياي مركزي ، مغولها و استعمار گران اروپايي نتوانستند آن را و فرهنگش را از ميان بردارند.

جامعه ملل را ساختند تا نقشه هاي جغرافيايي را كه ترسيم كرده بودند تثبيت كنند - چرا ايران از موسسان جامعه ملل بود؟
در پي تصويب «پيمان ورساي كه 26 اصل اول آن مربوط به ايجاد جامعه ملل بود» در پارلمان بلژيك در هشتم اوت 1919، مورخان معروف كه نظر آنان در روزنامه هاي اروپا منعكس شده بود گفته بودند كه هدف فاتحان جنگ جهاني اول از ايجاد جامعه ملل تثبيت و قانوني كردن نقشه هاي جغرافيافي است كه خود بر حسب سياستهايشان از مدتها پيش (عصر استعمار، يا اصطلاحا اكتشافات جفرافيايي!) ترسيم كرده اند و نتيجه جنگ جهاني 1914 ـ 1918 اين فرصت را برايشان فراهم ساخت تا با تاسيس سازماني به نام جامعه ملل آن نقشه هاي استعماري (مرزها) هم رسميت جهاني يابند. همان وقت مورخان در اثبات نظريه خود گفته بودند: در حالي كه دومينيون هاي انگليسي از قبيل كانادا، استراليا و نيوزيلاند كه هنوز استقلال كامل نيافته اند از موسسان و اعضاي تشكيل دهنده جامعه ملل اعلام شده اند؛ از روسيه، اتيوپي (يكي ازممالك باستاني جهان)، مكزيك (كه با دولت واشنگتن درگيري دارد) و ... براي عضويت در اين جامعه نامي برده نشده است!. كانادا به اين دليل از اعضاي موسس جامعه ملل نام برده شده است كه طبق نقشه هاي ترسيمي در لندن، آن را تا قطب شمال (اراضي غيرمسكون) امتداد داده اند و مي خواهند به مرزهاي «من درآوردي» آن وجاهت و رسميت بين المللي بدهند و همين طور، استراليا واقع در آبهاي شرق جنوبي را ماهيت اروپايي ببخشند. پرشيا (ايران) را هم به اين سبب از اعضاي موسس جامعه ملل قراداده اند كه به مرزهاي آن كه خودشان آنها را محدود كرده اند رسميت بدهند پيش از آن كه ناپلئون پارسي ديگري (نادر شاه تازه اي) پيدا شود و آنها را پس بگيرد. افغانستان و بلوچستان را، انگلستان از پرشيا جدا كرده و با صلاحديد (ساخت و پاخت) انگلستان بود، كه آسياي ميان و قفقاز از ايران جدا و به روسيه داده شده و مرزهاي پرشيا با عراق تازه تاسيس را نيز انگليسي ها ترسيم و تحميل كرده اند. اين مورخان از جمله «ماكس وبر» همچنين گفته بودند كه اصول بعدي پيمان ورساي (اصول مربوط به آلمان) جنگ بزرگتري را به دنبال خواهد داشت زيرا كه طبق اين اصول؛ بخشي از سرزمين هاي آلماني را از اين كشور جدا كرده اند، مسئوليت آغاز جنگ را به گردن آلمان انداخته اند، غرامت سنگين از مردم آلمان مطالبه كرده اند، اين كشور را از داشتن نيروي هوايي، بيش از شش كشتي نظامي و صد هزار سرباز محروم ساخته و نزديك شدن فرد مسلح آلماني را از 80 كيلومتري به مرز فرانسه ممنوع كرده اند!.
    پيمان ورساي 28 ژوئن 1919 و هفت ماه و 17 روز پس از اعلام آتش بس در جبهه ها به امضا رسيد. اساسنامه جامعه ملل (كه درچارچوب اصول پيمان ورساي تنظيم شده بود) نيز از دهم ژانويه 1920 قوت اجرايي يافت كه پس از تشكيل جلسات مقدماتي در پاريس و لندن، مقر آن از نوامبر 1920 به ژنو انتقال يافت و تا اواخر سال 1938 فعال بود كه اموال و پرونده هايش پس از تاسيس سازمان ملل، در سال 1946 به اين سازمان كه آن هم توسط فاتحان آلمان تاسيس شده بود انتقال يافت. هدف ظاهري از تاسيس هر دو سازمان حل اختلاف ملل از طرق مسالمت آميز و داوري و جلوگيري از هر گونه جنگ در سطح كره زمين، و نيز نظارت بر رعايت حقوق بشر و تامين وسايل پيشرفت بوده كه كارنامه هر دو سازمان در اين زمينه ها نمره قبولي نشان نمي دهد و در نتيجه جز عاملي در دست قدرت ها نبوده اند. اظهارات اخير روسيه درباره قطب شمال كه مغاير دعاوي مهاجر نشين كلا 400 ساله كاناداست بارديگر واقعيت اظهار نظر مورخان اروپايي (درباره مرزها) را كه در اوت 1919 انتشار يافت و به آن توجه نشد پس از88 سال ثابت مي كند.
هجوم سياسي به تاريخچه زبان پارسي! در سال 1927
در اوت 1927 (1306 خورشيدي) تاريخچه زبان ملي ما كه از گزند حوادث تاريخ در امان مانده و به همت ميهندوستان جان بركف نهاده اي چون يعقوب ليث سيستاني و مرداويز مازندراني، تلاش سامانيان درخراسان بزرگتر و زحمات و مرارتهاي شاعراني همچون فردوسي زنده مانده و به ما رسيده است از چند سوي هدف تهاجم سياسي قرار گرفت و صداي دانشورانمان را بلند كرد. دولت وقت تهران كه سرگرم ساختن ارتش و تحكيم اقتدار حكومت مركزي بود نتوانست در آن زمان اقدامي موثر بعمل آورد و جرايد ما هم كه در منتهاي ضعف و بي خبري از تكاليف خود و نا آگاهي از اصول روزنامه نگاري بودند دفاعي نكردند.
     اين تهاجم از مسكو آغاز شده بود كه زبان تاجيكها را كه «پارسي اصيل» است عنصري مجزا از پارسي ايران و زباني مستقل اعلام کرده بود! و چند سند مجعول (به قول خودشان" تاريخي") هم براي اثبات اين ادعا به دست داده و در قفقاز شمالي اقدامهاي ناموفقي براي قتل واژگان و بقاياي پارسي باستان آغاز كرده بود.
    همزمان، به تحريك و تطميع دولت لندن كه هيچگاه از افغانستان نظر برنمي دارد، يكي دو زبان شناس اروپايي هم گفته بودند كه پارسي متداول در ايران از غرب اين کشور آمده و پارسي تاجيکان (دري ـ زبان دربار ساسانيان كه پس از هجوم اعراب در دره آمودريا محفوظ مانده بود) زباني ديگر است!!. حال آن كه مي دانيم كه پارسي امروز در خراسان بزرگتر، نگهباني شده بود كه در آن زمان منطقه از شرق ري و شمال سيستان تا بدخشان و سيردريا "خراسان" خوانده مي شد.
     هدف از اين جعليات كه حتي لهجه هاي مغرب ايران را هم در امان نگذارده بود، ترس مسكو و لندن از ظهور ناسيوناليسم ايراني بود كه داشت آشگار مي شد و هر دو دولت از آن هراس داشتند كه مردم ايرانزمين (ايرانشهر) دوباره به گونه اي متحد شوند و در اين صورت نه اتحاد شوروي در آسيا قوام مي گرفت و نه انگليسي ها مي توانستند در منطقه جا خوش كنند. انگليسي ها به رضاشاه كه با كمك آنان روي كار آمده بود اعتماد نداشتند زيرا كه اولا يك نظامي و در نتيجه نترس بود و ثانيا در او به تدريج داشت احساسات ناسيوناليستي تقويت مي شد.
     پس از فروپاشي شوروي، اينک اين تاجيكها هستند که مي کوشند زبان پارسي با يافتن واژه هاي نقاط دورافتاده تقويت شود و کشورهاي پارسي زبان که داراي فرهنگ و تاريخ (نياکان) مشترک هستند برادرانه در کنار هم بسربرند و ازکمک هم برخوردار شوند.
در قلمرو انديشه
پيدايش عقيده سياسي كنتراتاريانيسم
J.J.Rousseau
حكومت 21 ساله هادريان بر امپراتوري گسترده روم باستان (هشتم اوت 117 تا 10 ژوئيه 138 ميلادي) كه وي بيش از نيمي از آن را در سفر به سرزمين هاي متعدد قلمرو روم گذرانيد و در پايتخت نبود فرصتي به وجود آورد تا عقيده سياسي كنتراتاريانيسم Contractarianism پا به عرصه وجود بگذارد. سالروز تولد اين عقيده را 12 اوت سال 131 ميلادي (شش سال پس از مرگ پلوتارك) ذكر كرده اند؛ زيرا كه در اين روز ميان منتقدين از قاضي "سالويوس ژوليانوس" كه از سوي "هادريان" مامور دوباره نويسي قوانين قضايي بر پايه ضوابط سابق و رسوم قديمي و جمع آوري آنها در يك مجموعه شده بود و شخص وي يك جلسه مناظره بر پا شده بود كه منتقدين در آن جلسه گفتند امپراتور نمي تواند جز در اموري كه براي اجراي آنها انتخاب شده است اقدام كند و اين استدلال باعث پيدايش عقيده سياسي "كنتراتاريانيسم" در جهان شده است؛ زيرا كه هادريان كه مردي تحصيلكرده بود با اين عقيده مخالفت علني نكرد و امكان داد كه رشد كند. هادريان يكي از معدود امپراتوران روم است كه قبلا نظامي و ژنرال نبود.
     از آن پس، اين عقيده سياسي مورد توجه و تفسير بسياري از فلاسفه از جمله لاك، هابز، اسپينوزا و روسو قرار گرفته و اين تعريف براي آن پذيرفته شده است: كنتراتاريانيسم (يا فرضيه قرارداد) عقيده اي است سياسي بر اين پايه كه دولت مكلف است بر اساس قراردادي كه براي اجراء و رعايت آن انتخاب شده است رفتار كند. بنابراين اعمال يك دولت انتخابي بايد بر پايه موافقت عمومي باشد و نقض قرارداد و انقضاي مدت آن باعث لغو قرارداد خواهد شد و اگر دولت (قوه مجريه) مقاومت كند و كاري از دست قوه قضائيه براي حل مسئله ساخته نباشد جامعه اين حق را خواهد داشت كه به راههاي ديگر متوسل شود. به عبارت ديگر در چنين شرايطي انقلاب و عصيان عملي مشروع خوانده شده است. پس، قرارداد ضمني يا رسمي ميان مردم و دولت – دولتي كه براي اجرا و رعايت آن، از سوي مردم انتخاب شده است، زمينه و تكليف حكومت را كه چه سياستهايي بايد داشته باشد توجيه مي كند. بنابراين؛ كنتراتاريانيسم چيزي جز فرضيه حكومت به رضاي جامعه نيست، با دمكراسي پيوند دارد و از چارچوب نظام دمكراتيك خارج نيست. البته اين عقيده سياسي مانند هر عقيده ديگر منتقداتي هم داشته است.
در قلمرو ادبيات
زادروز شش نويسنده
پروفسور بيتز
بانو كاترين لي بيتزKatharine Lee Bates شاعر و نويسنده آمريكايي و استاد ادبيات انگليسي 12 اوت سال 1859 در ماساچوست به دنيا آمد و پدرش كشيش بود. پروفسور بيتز در سال 1915 انجمن اديبان ايالات شمالشرقي آمريكا ( نيو اينگلند ) را تاسيس كرد كه از سوي اعضاء به عنوان نخستين رئيس آن انتخاب شد. « آمريكاي زيبا » بهترين اثر اوست. كاترين كه مشوق مولفان راهنماي طرز نگارش كتاب و مقاله بود 28 مارس 1929 درگذشت. آخرين تاليف پروفسور بيتز اثبات اين نظريه بود كه از طريق ادبيات است كه مي شود ارزشهاي انساني را متحول ساخت.
    
    
    
گلدمن

ـــ ويليام گلدمن فيلمنامه و داستان نگار آمريكايي و برنده چندين نشان و پاداش ادبي 12 اوت 1931 به دنيا آمد . شهرت او عمدتا به خاطر فيلمنامه نويسي است . همه آثار او داستاني و تخيلي است ، ولي داراي تاثير مهم اجتماعي اند.
    ــ همچنين رابرت ساوتي شاعر و نويسنده انگليسي در 12 اوت 1774 ، ژاسينتو مارتينز نويسنده اسپانيائي و برنده جايزه ادبي سال 1922 نوبل در 12 اوت 1866 ، اديت هاميلتون نويسنده آمريكايي در 12 اوت سال 1867 و فرانك سوينرتن نويسنده انگليسي در 12 اوت 1884 پا به دنيا گذاردند.
در قلمرو رسانه‌ها
اينترنت و ماهواره « سانسور » را ناموفق كرده است
اقدام دولت انتقالي عراق داير بر بستن دفاتر تلويزيون الجزيره در آن كشور به مدت يك ماه كه از دومين هفته اوت 2004 آغاز شد نشان داد كه در عصر اينترنت و ماهواره، « سانسور » به صورت سابق كارايي ندارد و تنها بر قطر پرونده دولتهايي كه متهم به « سانسور » كردن خبر و نظر و حقايق هستند خواهد افزود.
    « الجزيره » پس از بسته شدن دفاترش در عراق، بيش از گذشته درباره عراق مطلب و تصوير پخش كرد از جمله نخستين رسانه اي بود كه از ترور «علي خالصي» مسئول يك حزب شيعيان در ايالت دياليه خبر داد و اين موضوع را با تشديد حملات هوايي آمريكا به مواضع پيروان مقتدا صدر درشهر نجف و شهرك صدر در بغداد تلفيق كرد و مطلب را به صورتي منعكس ساخت كه از اجراي يك توطئه برضد شيعيان عراق حكايت مي كرد كه اگر ادامه يابد به جنگ داخلي منجر خواهد شد.
    رسانه ها و افرادي که در اين زمان با سانسور رو به رو شوند مطالب خود را از طريق اينترنت و ماهواره ارتباطي- ايجاد وب سايت، ارسال با اي - ميل و ... در مورد کتاب و فيلم با سي. دي - منتقل مي کنند. به اين ترتيب براي سانسور، ضد سانسورهاي متعدد در دست است و هر روز راههاي تازه به دست مي آيد.
    
يک سرباز آمريکايي در نجف و آماده شليک

شيعه مسلح در حال دويدن براي تغيير کمينگاه

ساير ملل
مردي كه كوشيد تا كانادا يك كنفدراسيون شود


امروز زادروز « اليور ماوت Oliver Mowat » است كه كوشيد تا كانادا به صورت يك كنفدراسيون درآيد. اليور 12 اوت سال 1820 به دنيا آمد و 19 آوريل 1903 در گذشت. او هنگامي كهنخست وزير( فرماندار) « اونتاريو » بود متوجه اهميت كنفدراسيون براي يك سرزمين مهاجرنشين مركب از مهاجران مختلف نژاد و فرهنگ شد . وي باتوجه به تعصب فرانسوي داشتن كوبكي ها ، لازمه حيات كانادا را در قرار گرفتن اين كشور در چارچوب يك كنفدراسيون مشاهده كرد كه ايالات داراي اختيارات زياد و اختيارات دولت مركزي محدود باشد. اليور سپس به نوشتن تعريف بر كنفدراسيون كانادا و تعيين اختيارات هر ايالت ، روابط ايالات باهم و با دولت مركزي پرداخت و آنگاه تلاش بسيار كرد تا اين نظر خود را بقبولاند و موفق شد و به همين لحاظ به باني كنفدراسيون كانادا مشهور شده است.
پاول پوپوويچ در مدار زمين و ...، پيچيدگي معما!، بيدار شدن روسها از خواب طولاني، ورود نظامي به گرجستان و سرآغازي تازه در جهان


دانشمندان شوروي 12 اوت سال 1962 «پاول پوپوويچ» فضانورد اين كشور را كه يك افسر هوايي بود با سفينه وستوك ـ 4 در مدار زمين قرار دادند.
    پرتاب اين سفينه مصادف با سالگرد آزمايش نخستين بمب هيدرژني شوروي صورت گرفته بود . اين آزمايش در 11 اوت سال 1953 صورت گرفته بود.
     پس از انحلال شوروي، تا اواسط حکومت پوتين از پيشرفت هاي فضايي و تسليحات اتمي ــ موشكي روسيه سخني به ميان نمي آمد، چرا؟. شوروي سالها در زمينه موشكي و فضايي جلوتر از ديگر کشورهاي جهان بود .
    توقف امور فضايي روسيه به مدت 12-13 سال حکايت از يک معامله پنهاني دارد _ معامله اي ظاهرا يکطرفه. برخلاف چين، در بازارهاي غرب بويژه آمريكا از كالاي ساخت روسيه اثري مشاهده نمي شود. غرب هنوز به روسيه اجازه ورود به سازمان بين المللي تجارت را نداده و ناتو که قرار بود پس از انحلال سازمان نظامي پيمان ورشو منحل و يا تبديل به يک انجمن سياسي شود در حال گسترش بوده و از سال 2003 در افغانستان استقرار يافته (درحقيقت برجاي دولت مسکو نشسته) است. آمريکا عراق - متحد قديمي مسکو را اشغال نظامي کرده و در گرجستان يک تحصيلکرده آمريکا رئيس جمهور شده است و ....
    ورود نظامي روسيه در اوت 2008 به گرجستان كه دو قرن (از زمان درگذشت آغا محمدخان قاجار در منطقه باكو، كه با ارتش ايران از تفليس و پس از مجازات ياغيان گرجي باز مي گشت) تا دهه 1990 وابسته به دولت مسكو بود حركتي كاملا نوين تلقي شده است كه مي رود تا در جهان موازنه و نظامي ديگر برقرار كند. اين جمله مستقيم و صريح وزير امور خارجه روسيه كه گفته است: رئيس جمهور «آمريكا دوست» گرجستان بايد برود؛ حرف كوچكي نيست و سرآغازي كاملا تازه بشمار آورده شده است.
     خبرگزاري ها، شبكه هاي تلويزيوني و سرچ انجين ها كه عموما غربي هستند در اين چند روز (بدون محاسبه دقيق) كوشيدند كه دولتهاي خودرا تحريك به واكنش عملي (نه، حرف) در برابر مسكو كنند كه بي حاصل بود زيرا كه غرب نه از توان مقابله نظامي با روسيه برخوردار است و نه معامله تجاري معمولي با روسيه دارد كه آن را تحريم كند و نه قادر به گذرانيدن قطعنامه در شوراي امنيت است زيرا كه روسيه در اين شورا داراي حق وتو است.
     در گير و دار جاري، بازهم ثابت شده است كه رسانه هاي غرب، تنها عامل برتري سياسي اين بلوك در جهانند و سرچ انجين ها كه اخبار و نظرات (عمدتا به زبان انگليسي) را دستچين و نقل مي كنند اينك كه اينترنت در دسترس همگان است نقش اول را ايفا مي كنند. با اين «نتيجه»، به سود جهانيان است كه چين و روسيه با ايجاد سرچ انجين هاي انگليسي زبان، اخبار و نظرات ديگران را به زبان انگليسي برگردانند و در دسترس بگذارند و اين «مهم» را از انحصار غرب خارج سازند. به علاوه ايجاد شبكه هاي تلويزيون ماهواره اي رايگان به زبان انگليسي براي پخش خبر و نظر. استفاده از چنين شبكه هايي در غرب رايگان نيست و هر مشترك ماهيانه اي كه به طور متوسط از 25 دلار كمتر نيست بايد بپردازد.
امضاي قرارداد پاريس و پايان جنگ ايالات متحده و اسپانيا
بعد از ظهر 12 اوت 1989 رئيس جمهوري وقت امريكا امضاي قرارداد پاريس و پايان جنگ اين كشور با اسپانيا را اعلام داشت و به نيروهاي مسلح اين كشور اطلاع داد كه پس از وصول اطلاعيه او ، از جنگ دست بردارند.
    طبق قرارداد پاريس كه دولت فرانسه شاهد امضاي آن بود ، دولت اسپانيا پذيرفت كه از حاكميت بر كوبا دست بردارد و پورتوريكو و چند جزيره ديگر و نيز مانيل و اطراف آن
     ( فيليپين ) را به آمريكا واگذار كند.
    طبق اين قرارداد ، همچنين مقرر شد كه از هر كشور پنج نماينده با حضور نماينده دولت فرانسه با هم براي آماده ساختن قرارداد نهائي صلح و جزئيات كار مذاكره كنند كه اين مذاكرات دو ماه طول كشيد.
    مناطقي كه اسپانيا از دست داد سه قرن در مالكيت دولت اسپانيا قرار داشتند و كوبا و پوتوريكو دو مهاجرنشين اسپانيايي بشمار مي آمدند كه همچنان فرهنگ اسپانيايي خود را حفظ كرده اند.
«ناتو» در خارج ازاروپا!، در افغانستان!
12 اوت 2003 اعلام شد كه سازمان دفاعي پيمان اتلانتيك (ناتو) كه عملا تنها اتحاديه نظامي باقيمانده از اتحاديه هاي مشابه و رقيب در قرن 20 است كار مبارزه با ترويسم در افغانستان را برعهده گرفته است!. اين نخستين بار از زمان تاسيس اين سازمان در سال 1949 است كه در خارج از اروپا، وظيفه نظامي بر عهده مي گيرد. اواخر دهه 1990 قرار بود كه پس از انحلال پيمان ورشو، ناتو نيز منحل و يا به يک انجمن سياسي تبديل شود، ولي پس از انحلال پيمان ورشو، ناتو نه تنها منحل نشد بلكه قدرت بيشتري يافت و قسمتي از منطقه پيمان ورشو را هم بر حوزه فعاليت خود اضافه كرد و ازجمله در بالتيک شوروي سابق استقرار يافت!.
     نيروهاي شوروي هم در اواخر دهه 1970 به منظور حفظ صلح ميان جناحهاي سياسي افغان وارد اين كشور شده بودند كه در پي اعتراض مداوم غرب و تعهد به رعايت بي طرفي تاريخي افغانستان، در 1988 اين كشور را ترك كردند، ولي ...!.
    در سال 2003 شمار نظاميان كشورهاي اروپايي عضو ناتو در افغانستان 5 هزار تن بود كه فرماندهي آنان را سرتيپ هلندي رابرت برتولي بر عهده داشت. اين شمار در سال 2008 افزون بر 40 هزار تن و زدوخوردها نيز دهها برابر شده است. انفجارهاي انتحاري که قبلا در عراق مشاهده مي شد به افغانستان انتقال يافته و بن لادن (بهانه) و اطرافيانش همچنان به فعاليت مشغولند!.
كرزايي رئيس جمهوري موقت افغانستان پس از انتقال وظايف به سرتيپ برتولي با او دست مي دهد

با ياغيگري آمد و با شورش رفت
چارلز تيلور كه 14 سال پيش با يك ياغيگري مسلحانه و خونين ، رئيس جمهوري لايبيريا را بركنار و خود برجاي او نشسته بود 12 اوت 2003 در پي يك شورش مسلحانه و فشار دولتهاي افريقاي غربي و ممالك ديگر كناره و به نيجريه نقل مكان كرد. در طول نا آرامي هاي مسلحانه 14 سال اخير بيش از 250 هزار لابيريايي جان خود را از دست دادند.
    تايلور كه با ادعاي تامين زندگي بهتر و پايان دادن به فساد مقامات لابيريا دست به شورش زده بود پس از به دست گرفتن قدرت به بالاكشيدن در آمد الماس و صنايع چوب لابيريا دست زد و همان آرامش و رفاهي را هم كه مردم اين سرزمين افريقايي داشتند از دستشان گرفت. ساكنان لابيريا عمدتا همان سياهپوستاني هستند كه در قرن 19 پس از آزاد شدن از بردگي در آمريكا به افريقا باز گشتند و در اين منطقه سكونت گزيدند.
    
تيلور در 4 زمان: 1988 زمان ياغيگري ــ 1998 رهبر كشور ــ 2002 رهبر متزلزل، و 12 اوت 2003 هنگام خروج از لابيريا به سوي تبعيدگاه


    
    
پازداشت رئيس جمهوري سابق نيكاراگوئه به اتهام اختلاس ، كلاهبرداري و خارج ساختن ارز



    آرنالدو آلمان رئيس جمهوري سابق نيكاراگوئه 12 اوت 2003 به اتهام اختلاس ، كلاهبرداري و خارج ساختن ارزاز كشور بازداشت شد. وي در طول حكومت ساندينيستهاي چپگرا از ايراد هرگونه اتهام نسبت به آنان خودداري نمي كرد و با همين اتهامات و زد و بندهاي بسيار به رياست جمهوري انتخاب شده بود ، ولي ....
    
روزي که روسها به نقطه جوش نزديک شدند
پوتين، چطور؟

روسها كه با گسترش ناتو تا ديوار خانه هايشان و استقرار نظامي آمريكا در چند نقطه از شوروي سابق از جمله ازبكستان از خواب 13 ساله بيدار شده بودند و اصرار به بازرسي تسليحاتي كشورشان آنان را به حالت نيمخيز درآورده بود، از آغاز اوت 2004 با رو به رو شدن با حقايق تازه اي اصطلاحا به جوش آمدند. برخي از دلايل به نقطه جوش نزديك شدن روسها در اوت 2004 عبارت بودند از: دادن پناهندگي از جانب آمريكا به يك چچني كه مسكو او را تروريست مي خواند، مخالفت هاي تازه غرب با ورود روسيه به سازمانهاي تجارت بين المللي، انتقاد غرب از تجديد آزمايشهاي موشكي روسيه، ازدياد فشار براي بيرون بردن نچند صلحبان روس از گرجستان و تازه تر از همه استقرار رادارهاي تازه و پيشرفته در گرين لاند دانمارك به منظور پاييدن روسيه! بود!.
روزي که مديري تازه براي «سيا» پيشنهاد شده بود
Porter Goss

رسانه هاي آمريكا ،چهار شنبه11 اوت 2004، اخبار اول خود را به مدير پيشنهادي براي « سيا » اختصاص داده بودند و مقاله هاي آنها نيز عمدتا در همين زمينه و پر از علامت سئوال بود.
    جورج بوش رئيس جمهوري آمريكا در حالي كه همگان منتظر ايجاد يك پست وزارت براي « يكي كردن » مديريت سازمانهاي متفرق اطلاعاتي آمريكا بودند، « پورتر گاس » رئيس 65 ساله كميسيون اطلاعات مجلس نمايندگان آمريكا را به عنوان مدير آتي سازمان 57 ساله اطلاعات خارجي آمريكا، « سيا » ، پيشنهاد كرد.
    گاس كه در دهه 1960 از كاركنان اين سازمان جاسوسي بود از دهه 1970 نمايندگي ايالت فلوريدا در مجلس نمايندگان آمريكا را برعهده داشته است. وي از نمايندگان حزب جمهوريخواه آمريكاست و به همين جهت تعيين او با واكنش هاي منفي و بحث فراوان رو به رو شده است. انتصاب مدير « سيا » پس از جلسات متعدد ، طولاني و گاهي خشونت آميز پرسش و پاسخ ( هيرينگ ) و تصويب سناي آمريكا عملي مي شود كه با اين وضعيت گمان نمي رود اين كار پيش از انتخابات دوم نوامبر2004صورت گيرد.
     گاس در سال 1960 هنگامي كه در دانشگاه ييل در رشته تاريخ يونان باستان تحصيل مي كرد براي استخدام در « سيا » جذب شد. در آن زمان، « سيا » با پيروز شدن در كمك به براندازي اوت 1953 ايران (رويداد 28 مرداد) ، كودتاي 1954 گواتمالا، برگرداندن ورق در يونان و پيروز كردن حزب دمكرات مسيحي در ايتاليا شهرت و قدرت وسيع به دست آورده بود .
     بزرگترين كاري كه سيا در آن زمان پيش رو داشت مقابله با فيدل كاسترو بود كه در سال 1959 قدرت را دركوبا به دست گرفته بود. بنابراين، نخستين ماموريت گاس ( به جاي يونان ) استقرار در شهر ميامي ايالت فلوريدا و تجهيز فراريان كوبايي بر ضد حكومت كاسترو بود كه در حمله به خليج خوكها شكست خوردند.
     گاس كه در زمينه مبارزه با كاسترو تجربه به دست آورده بود، مامور در هائيتي، سپس دومينيكن و آنگاه در مكزيك شد. وي از اينجا مامور اروپا شد تا در جنگ سرد دو بلوك رقيب شركت جويد.
    او در سال 1970 به سبب ابتلاء ناگهاني به بيماري خون از ادامه كار در « سيا » بازنشسته شد و به فلوريدا بازگشت و در يكي از جزاير ساحلي به سمت شهردار انتخاب شد.
     وي در سال 1974 از همين منطقه به عنوان عضو حزب جمهوريخواه به مجلس نمايندگان آمريكا راه يافت و در سال 1997 در اين مجلس، رئيس كميسيون اطلاعات شد و اين سمت را تا كنون ( اوت 2004 ) حفظ كرده است. بايد توجه داشت كه بسياري سياستمداران آمريكايي پيشينه نظامي و يا پليسي و از اين قبيل دارند و داشتن چنين پيشينه اي در آمريكا ايجاد تعجب نمي كند و يك نقطه قوت بشمار مي رود. گاس سابقه تاسيس يك نشريه كوچك در فلوريدا را هم دارد.
    روزنامه هاي آمريكا درباره گاس نوشته بودند كه او از آن نسل ماموران اطلاعاتي است كه معتقد به خشونت و قاطعيت هستند و اگر سنا به او راي دهد، بازگشتي به چنين دوراني است. او از حاميان سرسخت جورج بوش است كه پدر او در سابق، رئيس سيا بود. گاس زماني در مصاحبه با واشنگتن پست، از عمل بكارگيري ماموران خارجي جهت جاسوسي براي آمريكا پشتيباني كرده بود.
    حزب دمكرات آمريكا و اعضاي پارلماني آن از اين اقدام جورج بوش شديدا انتقاد كرده و گفته اند كه قرار نبود مديران سازمانهاي اطلاعاتي « حزبي » باشند، بايد در خدمت كشور و منافع ملي باشند ، نه يك حزب. به همين سبب پيش بيني شده است كه اين انتصاب، يك بهانه مبارزه نامزد حزب دمكرات در انتخابات آمريكا و عامل انتقاد از جورج بوش قرار گيرد كه بگويد جورج بوش مي كوشد « سيا » را هم حزبي كند.
    سناتور دمكرات راكفلر نايب رئيس كميسيون اطلاعات سنا انتصاب گاس را « سياسي و خيلي هم سياسي » اعلام كرده و گفته است كه رئيس چنين سازماني بهتر است « هيچ حزبي » باشد تا در قبال دو حزب؛ بي طرف، و آلوده مبارزه و رقابت دو حزب نشود. سناتور راكفلر تاكيد كرده است كه با اين انتصاب مخالفت شديد و ديگر سناتورها را هم برضد اين انتصاب بسيج خواهد كرد.
     ستانفيلد ترنر مدير اسبق سيا انتصاب گاس را بدترين پيشنهاد براي اين سمت اعلام كرد و گفت كه اگر اين پيشنهاد در سنا تصويب شود؛ گاس در طول مديريت خود به طور لاينقطع هدف حمله و مخالفت حزب دمكرات خواهد بود و كاري از پيش نخواهد برد كه مآلا به زيان امريكا خواهد بود.
    
در قرن 21 صداي اعتراض حتي يك نفر هم به گوش جهانيان مي رسد.



    همزمان با آغاز مرخصي سالانه جورج بوش رئيس جمهوري آمريكا كه از يكم اوت 2005 آغاز شده و براي گذرانيدن آن به مزرعه شخصي خود در منطقه «كرافورد» ايالت تكزاس به اينجا رفته بود، بانو «سيندي شيهنCindy Sheehan» نيز از كاليفرنيا به كرافورد رفته و مقابل در ورودي مزرعه رئيس جمهور چادر زده و خواستار ملاقات با او شده و گفته بود كه تا اين ملاقات انجام نشود در همانجا خواهد ماند. مرخصي آن سال جورج بوش براي پنج هفته پيش بيني شده بود. سيندي مي گفت: مي خواهم كه بوش يك ساعت از 5 هفته مرخصي اش را اختصاص به شنيدن حرفهاي من بدهد و از مزرعه بيرون آيد و حرف مرا به عنوان يك مادر داغديده بشنود و پاسخ پرسش مرا بدهد كه سئوال ميليونها آمريكايي است.
    بانو سيندي يكي از چهار هزار و ... مادر آمريكايي است كه فرزندانشان در عراق كشته شده اند. او افزوده بود كه از جورج بوش مي خواهد سئوال كند كه چرا و به چه دليل فرزند او (كيسي 24 سالهCasey) و فرزندان ديگران را به عراق فرستاده است و پاسخ رئيس جمهور را در ملاقات رو به رو بشنود.
    از آغاز چادر نشيني بانو سيندي تا 12 اوت 2005، هر روز شمارياز مادران و پدران نظاميان مقتول (درجنگ عراق) از راه دور به محل چادر مي شتافتند و از وي ديدن مي کردند و همچنين گروهي از مخالفان جنگ عراق كه طبق آخرين نظر سنجي (آن زمان) شمار آنان به 62 درصد كل آمريكاييان رسيده بود.
    جلب توجه جهانيان نسبت به اين اعتراض ها را بايد مرهون گسترش وسائل خبررساني و در صدر آنها اينترنت دانست. اي بسا در قرون گذشته هم چنين اعتراضهايي شده بود ولي چون فعاليت رسانه ها محدود و دستگاه انتقال خبر، توسعه نيافته بود كسي از آن آگاه نمي شد و «تاريخ» نيز اشاره اي ندارد و آنها را ثبت نكرده است.
    عكس، شريف (كلانتر پليس) منطقه را در حال صحبت با بانو سيندي شيهن در كنار چادر او و مقابل در ورودي مزرعه شخصي رئيس جمهوري در كرفورد تكزاس نشان مي دهد.
برخي ديگر از رويدادهاي 12 اوت
  • 1332:   نبرد «داپلين مو» اتفاق افتاد.
  • 1553:   پاپ ژوليوس سوم دستور داد كه تلموذ يهوديان (قسمتي از تورات) مصادره و آتش زده شود.
  • 1944:   احداث لوله نفت زيردريايي انگلستان به فرانسه جهت انتقال سوخت براي مصارف جنگ به پايان رسيد.
  • 1955:   حداقل دستمزد ( براي كارگران غير ماهر ) در آمريكا يك دلار تعيين شد كه تا 47 سال بعد شش برابر شد.
  • 1961:   پي سي ــ داسPC – DOS ساخته شد.
  • 1964:   شورش نژادي ايالت نيوجرزي آمريكا را فراگرفت.
  • 1964:  


    «ايان فلمينگ» داستان نويس انگليسي و نگارنده داستان «جيمز باند» در 56 سالگي درگذشت.
  • 1972:   آخرين دسته نيروهاي رزمي آمريكا از ويتنام خارج شد.
  • 1985:   در يك سانحه هوايي در ژاپن 520 تن كشته شدند كه پرتلفات ترين سانحه هوايي بود و بر اثر برخورد يك جمبوجت در يك پرواز داخلي به كوه روي داده بود.
  • 1988:   تاييد شد كه سختي زندان با اعمال شاقه بدن نلسون ماندلانا آن چنان تضعيف ساخته كه در زندان دولت سپيد پوستان آفريقاي جنوبي به بيماري سل دچار شده است.
  • 1990:   صدام حسين در برابر اين درخواست معترضانه كه كويت را تخليه كند اعلام كرد هرزمان كه اسرائيل مناطق عربي را رها سازد وي نيز كويت را تخليه خواهد كرد ، اشغال هاي نظامي كه باهم فرق ندارند.



  •  

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.

     تماس با مولف: nhistorian@cox.net