Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
   خورشيدي

 
5 نوامبر
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 












   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 5 نوامبر
ايران
طغرل سلجوقي در بغداد و استقرار حاكميت اهل تسنن
طغرل سلجوقي که بسياري از نقاط ايران را در اشغال خود داشت پنجم نوامبر سال 1054 ميلادي به بهانه نجات خليفه عباسي از دست شيعيان و استقرار مجدد حاكميت اهل تسنن، اعلام كرد كه عازم بغداد مي شود. طولي نكشيد كه طغرل با سپاهي گران روانه بغداد شد و اوايل سال 1055 ميلادي اين شهر را تصرف كرد و از آن پس به نام خليفه كه در دست او آلتي بيش نبود زمام امور قلمرو عباسيان را به دست گرفت و خود را حامي خليفه اعلام داشت و قدرت را در بغداد به سني ها باز گردانيد يعني درست عكس كاري كه دهها سال پيش از او، ديلميان ايراني (شيعه مذهب) كرده و قدرت را در دست شيعيان قرار داده بودند. قدرت حكومتي در عراق كه اين كشور در نيمه اول قرن بيستم به دست انگليسي ها ساخته شد و بعدا با قيام شيعيان (به رهبري آيت الله شيرازي) استقلال يافت، پس از اشغال نظامي آن توسط آمريكا و انجام انتخابات عمومي عمدتا به شيعيان منتقل شده و درگيري شيعه و سني را يك بار ديگر شدت داده است. پس از سلطه سلجوقيان بر بغداد، بعدا هم چندبار اين شهر (درزمان صفويه و افشاريه) به دست ايران و شيعه افتاده بود. جنوب شيعه نشين بين النهرين (عراق امروز) تا دوران زنديه (كريم خان) وابسته به ايران بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ضعف دفاعي ايران در دوران جنگ جهاني اول - سربازان براي تامين معاش در خانه ها نوکري مي کردند!
پنجم نوامبر 1914 (14 آبان 1293) شوراي وزيران دولت وقت ايران كه براي بررسي چگونگي مقابله با نقض بي طرفي كشور از سوي دول متخاصم تشكيل جلسه داده بود به بن بست رسيد؛ زيرا كه نظاميان وطن به دليل ضعف تجهيزات و آموزش، و نداشتن آمادگي و حتي آذوقه قادر به دفاع از بي طرفي كشور نبودند. بيشتر سربازان براي امرار معاش خود كه دولت موظف به تامين آن بود، درمنازل تهران به كارهايي ازجمله آب حوض كشي و نوکري مشغول بودند!. دولت در آن شرايط مي توانست تنها روي نيروي ژاندارم حساب كند كه اين نيرو هم فاقد اسلحه سنگين (توپ) بود و نمي توانست از عهده واحدهاي تجاوزگر كه وارد ايران شده بودند برآيد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
کناره گيري دولت بازرگان در پي تصرف سفارت آمريکا در تهران - نگاهي به کارهاي برزينسکي
مهدي بازرگان
پنجم نوامبر 1979 نماينده گروهي كه عنوان «دانشجويان پيرو خط امام» بر خود گذارده بودند در دومين روز تصرف سفارت آمريكا در تهران (14 آبان 1358) اعلام داشتند كه كاركنان سفارت را تا استرداد شاه آزاد نخواهند كرد و اضافه كردند كه در ساختمان سفارت اسنادي را در رابطه با حوادث كردستان و خوزستان و اسامي برخي از جاسوسان و وابستگان به آمريكا را به دست آورده اند كه آنها را كتاب خواهند كرد تا تاریخ شوند و در یاد ایرانیان باقی بمانند.
     آخر وقت همين روز اعلام شد كه مهدي بازرگان پس از 268 روز نخست وزيري، كناره گيري کابینه خودرا تسليم و دليل آن را، رويدادهاي اخير (از جمله تصرف سفارت آمريكا)، مداخله خودسرانه افراد در امور دولتی [بگیر و ببندها، مصادره ها و ...] و نيز انتقاد افراد و گروهها از کابینه به ويژه اعتراض آنان به ملاقات او در خارج از كشور [در الجزایر] با برژينسكي Brzezinski مشاور امور امنيت ملي جیمی کارتر رئيس جمهوري وقت آمريكا قلمدادکرده بود. بازرگان كه از همكاران دكتر مصدق و از مؤسسان نهضت آزادي بود، نخستين کابينه نظام جمهوري اسلامي را تحت نام «دولت موقت» تشكيل داده بود. كميته هاي انقلاب و دسته هاي مختلف مرکّب از افرادی که در طول سال 1357 (1978 میلادی) در خیابانها شعار داده، با ماموران انتظامی نظام سابق درگیر شده و در راهپیمایی ها شرکت کرده بودند با اعمال خود مانع از اداره كامل امور توسط مقامات منصوب مهدی بازرگان بودند و کابینه بازرگان در طول زمامداري توان اجراي نظامات دولتي را نداشت. در انقلاب سال 1357 گروههای مختلف از مصدقی تا کمونیست، ناسیونالیست تا اسلامیون شرکت داشتند و تا آخرین ماه روشن نبود که چه دسته ای برتری خواهد یافت.
    آيت الله خميني تسخير ساختمان سفارت آمريکا در تهران را انقلابي بزرگتر از انقلاب اول (حذف نظام سلطنتي) و انقلاب دوم خواند. مورخان گروگان بودن 52 آمريكايي به مدت 444 روز را يك تحقير و شكست سياسي براي دولت آمريكا، ضعف دولت كارتر (كم تجربگي او) و درگيري برزينسكي مشاور ويژه وي با سايروس وَنس وزير امور خارجه وقت نوشته و افزوده بودند كه كارتر توجه بيشتري به برزينسكي (با اين كه متولد آمريكا نبود) داشت و برزينسكي با برخي مقامات تهران يك كانال مذاكراتي جداگانه داشت كه كارتر هم از آن بي خبر بود و همين تعدّد كانال باعث شد كه كاخ سفيد نتواند براي رهايي گروگانها اقدام قاطع و موثر به عمل آورد و ادامه اين وضعيت باعث شكست كارتر در انتخابات بعدي شد و .... وَنس در اپريل 1980 به علت مداخلات برزينسكي Brzezinski در وظايف او (در ظاهر به خاطر شكست ماموريت كماندوها در صحراي طبس) كناره گيري کرد.
    شاه كه به بيماري سرطان دچار بود در پي فشار و اصرار هنري كيسينجر، ديويد راكفلر، جان مك كلوي و گردانندگان گروه مالي «چِيس» اجازه ورود به آمريكا را از كارتر گرفته بود كه ورود او، دردسري طولاني براي دولت كارتر فراهم ساخت كه به روي كار آمدن مجدد حزب جمهوريخواه انجاميد.
    
يک تصوير رسانه اي در رابطه با تصرف سفارت آمريكا در تهران


    
    ×××
    × Zbigniew K. Brzezinski زبيگنو برزينسكي 28 مارس 1928 در شهر ورشو (پايتخت لهستان) به دنيا آمده است. پدر وي يك ناسيوناليست لهستاني بود كه در جواني با سلطه روسيه بر لهستان مبارزه مسلحانه مي كرد. وي پس از جنگ جهاني اول و خروج روس ها از اداره امور لهستان وارد دستگاه ديپلماسي وطن خود شد و در سال 1939 سفير لهستان در كانادا بود كه هيتلر و استالين ميهن اورا ميان آلمان و شوروي قسمت كردند. بنابراين، برزينسكي (پدر) و اعضاي خانواده اش در كانادا ماندگار شدند. زبيگنو در كانادا وارد دانشگاه مكگيل شد ولي چون نتوانست وارد وزارت امور خارجه كانادا شود به ايالات متحده نقل مکان کرد و از دانشگاه هاروارد در رشته علوم سياسي دكترا گرفت.
    زبيگنو در سال 1958 به تابعيت غير بومي (نچرالايزد) آمريكا درآمد و در چارچوپ حزب دمكرات در امور سياسي اين كشور به فعاليت پرداخت و چون با مسكو ذاتا دشمني خوني و آشتي ناپذير داشت و سياست روز آمريكا آن را مي پذيرفت مورد توجه قرار گرفت. پيشنهاد و اندرزهاي برزينسكي به جان اف كندي در قضيه بحران موشكي كوبا باعث شد كه فعالانه تر وارد بازي هاي سياسي شود و در مسائل شوروي و اروپاي شرقي به اظهار نظر بپردازد. وي باز بر مدار دشمني خود با شوروي، در جريان جنگ ويتنام به ليندن جانسون رئيس جمهور وقت اندرزهاي متعدد داد. پيشرفت سياسي او از زمان جيمي كارتر آغاز شد. چون كارتر آشنايي كامل به مسائل خارجي و بين المللي نداشت، برزينسكي كه فردي وقت شناس و باهوش است در حقيقت كار آموزش اورا در آن زمينه ها برعهده گرفت و سپس مشاور ارشد امنيت ملي در كاخ سفيد شد و رشته كار را از دست «سايرس ونس» وزير امور خارجه وقت عملا خارج ساخت. ازكارهاي برزينسكي در اين زمان، دور ساختن مصر از شوروي با ترتيب دادن قرارداد كمپ ديويد و آشتي مصر و اسرائيل بود. باز به دليل دشمني با مسكو، مناسبات آمريكا با پكن (رقيب شوروي در دنياي كمونيستها) را به حالت عادي درآورد و كارتر را به چين فرستاد. سپس تحت تاثير همان دشمني با مسكو، با كمك عربستان سعودي و پاكستان مجاهدان مسلمان را در افغانستان بر ضد شوروي مجهز ساخت كه طالبان و القاعده از درون آنها بيرون آمده اند. برزينسكي، هنگامي كه دوگليست هاي فرانسه دم از جدايي اروپا از آمريكا و «استقلال» زدند با نطق و نوشته به جنگشان رفت. برزينسكي در يك مورد شكست خورد و آن «ايران» بود كه با سياست هاي خود باعث خروج ايران از حوزه و دايره غرب شد كه در تاريخ معاصر آمريكا The Loss of Iran (ذ لاس آو ايران = از دست دادن ايران) عنوان گرفته است. خروج كامل ايران از حوزه نفوذ طولاني آمريكا را تصرف سفارت آمريكا در تهران به دست داد، رويدادي كه تا آن زمان سابقه نداشت و قابل پيش بيني نبود.
    برزينسكي كه دختر و دو پسرش را هم وارد كار سياست و رسانه ها كرده است، با اين كه شوروي فروپاشيده، هنوز دست از دشمني با مسکو برنداشته و کار سياست و اعمال نظر را با عضويت در انجمن هاي مطالعات سياسي، تدريس در دانشگاه جانز هاپكينز و نوشتن مقاله و مصاحبه هاي تلويزيوني دنبال مي كند. با وجود اين، اعضاي برجسته حزب دمكرات آمريكا اورا به طور كامل از آن خود نمي دانند زيرا كه بارها از خشونت و راستگرايي حمايت كرده است.
    
Zbigniew K. Brzezinski

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
شماری از دانشجویانی که در تصرف سفارت آمریکا شرکت داشتند به مقام و شهرت داست یافتند
به گزارش مجله مِهر، شماری از دانشجویانی که در چهارم نوامبر 1979 (13 آبان 1358) سفارت آمریکا در تهران را تصرف کردند، اینک (سال 1392 = 2013) در پست های مدیریتی جمهوری اسلامی قرار دارند ازجمله معصومه ابتکار و حسین دهقان که درکابینه روحانی هستند و حسین شیخ الاسلام مشاور امور بین الملل علی لاریجانی رئیس مجلس است. شیخ الاسلام مدتی هم سفیر جمهوری اسلامی در سوریه بود. برخی از آنان هم راه سیاست در پیش گرفته و به مجلس راه یافتند. محمد هاشمی اصفهانی از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر بود که از مدیران نفتی شد. وی با معصومه ابتکار ازدواج کرد. این بانو در دولت محمد خاتمی معاون رئیس جمهور شده بود. حسین دهقان اَمُردادماه 1392 از مجلس شورای اسلامی رای اعتماد گرفت و هم اکنون وزیر دفاع کابینه حسن روحانی است. حسین دهقان در دولت های هفتم و هشتم جانشین وزارت دفاع و در دولت های هشتم و نهم معاون رئیس جمهور و رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران بود و آنگاه مشاور رئیس مجلس شورای اسلامی.
    حبیب الله بیطرف در دولت اصلاحات سمت وزارت گرفت. او در کابینه های اول و دوم محمد خاتمی وزیر نیرو بود. پس از پیروزی حسن روحانی در انتخابات، نام بیطرف بار دیگر به عنوان یکی از گزینه های وزارت نیرو به میان آمده بود. رحمان دادمان هم به وزارت رسید. دادمان پس از رویداد سفارت آمریکا در تهران وارد سپاه شد و بعدا نخستین مدیرعامل شرکت شیلات جمهوری اسلامی. او در دی ماه سال 1379 با 223 رای از مجلس به عنوان وزیر راه و ترابری انتخاب شده بود.
    رضا سیف‌الهی یکی دیگر از دانشجویانی که در تصرف سفارت آمریکا و گروگانگیری کارکنان آمریکایی سفارت شرکت داشت بعدا به سمت فرماندهی نیروی انتظامی منصوب شد و سپس معاون هماهنگ کننده مجمع تشخیص مصلحت نظام.
    محمدرضا خاتمی که در تصرف سفارت آمریکا شرکت داشت بعدا به سپاه پاسداران پیوست و در عملیات بیت المقدس که منجر به آزادشدن خرمشهر شد حضور داشت. محمدرضا خاتمی در دوره تقنینیه ششم نایب رئیس مجلس شده بود.
    ابراهیم اصغرزاده یکی دیگر از تصرف کنندگان سفارت آمریکا در چهارم نوامبر 1979، در دوره سوم تقنینیه نماینده مجلس شورای اسلامی شد. فروز رجایی فر رئیس ستاد پاسداشت شهدای نهضت جهانی اسلام است و کمال تبریزی وارد عرصه هنر شده است. عباس عبدی هم به روزنامه نگاری روی آورد و ....
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
گزارش تظاهرات گسترده به مناسبت سی و چهارمین سالروز تصرف سفارت آمریکا در رسانه ها (آبان 1392)
به رغم مکالمه تلفنی بارَک حسین اوباما رئیس جمهوری آمریکا با حسن روحانی رئیس دولت (قوه مجریه) در جمهوری اسلامی ایران و برخی تماس ها و لبخندها، طبق گزارش های متعدد رسانه ای ازجمله شبکه های «ای بی سی» و «سی بی اس» آمریکا، در تظاهرات و راهپیمایی چهارم نوامبر 2013 (13 آبان 1392) ـ به مناسبت سالروز تصرف این سفارت به دست دانشجویان پیرو خط امام (آیت الله خمینی) ـ در خیابان طالقانی و خیابانهای اطراف ساختمان پیشین سفارت آمریکا در تهران دهها هزار تن ازجمله نمایندگان مجلس، معاون اجرایی حسن روحانی و سه تن از وزیران کابینه او شرکت داشتند. این تظاهرات ـ به استثنای نخستین تظاهرات در آبان 1358 ـ به مراتب وسیع تر و گسترده تر از 32 سال دیگر بود. شعارها ازجمله مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل و آتش زدن پرچم آمریکا و آدمک «اوباما» مطابق روش هر سال انجام شد.
     روزنامه های تهران در شماره های پنجم نوامبر 2013 (سه شنبه 14 آبان 1392) گزارش تظاهرات روز چهارم نوامبر ـ سی و چهارمین سالروز تصرف سفارت آمریکا و لانه جاسوسی خواندن آن و گروگانگیری کارکنان آمریکایی اش و دست یافتن بر اسناد سفارت را درج کرده بودند. در زیر، صفحه اول شماره چهاردهم آبان 1392 روزنامه حکومتی کیهان که در آن زمینه است کُپی شده است:
    


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
شعار مرگ بر آل سعود، ماکت موشک عِماد و سرود «ای ایران» از تازه های تظاهرات سالانه (آبان 1394) به مناسبت تصرف ساختمان سفارت آمریکا
به گزارش 13 آبان 1394 (4 نوامبر 2015) خبرگزاری فارس زیر عنوان «نَه گفتن به آمریکا 37 ساله شد»، پیش از ظهر این روز (چهارشنبه 13 آبان 94) و برای سی و هفتمین سال متوالی؛ دانش‌آموزان، دانشجویان و گروهی چشمگیر از مردم و جمعی از مقامات در خیابان طالقانی (تخت جمشید سابق) مقابل ساختمان سفارت پیشین آمریکا و در جمهوری اسلامی، معروف به «لانه جاسوسی» جمع شدند و شعار مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل و شعارهای ضدِ نفوذ «سیاسی ـ اقتصادی ـ فرهنگي» و ضد سلطه سردادند و طبق معمول هرساله، پرچم های آن دو کشور را آتش زدند. از عکس های منتشره از این تظاهرات که چندتای آنها از خبرگزاری ها و روزنامه ها در زیر کُپی شده است چنین بر می آید که توافق وین تأثیری در برگزاری این مراسم (سالروز تصرف سفارت آمریکا و گروگانگیری کارکنان آن در 13 آبان 1358) نداشته است. تفاوت راهپیمایی و تظاهرات 13 آبان 94 با سال های دیگر در این بود که ماکت موشک عِماد ـ از آخرین موشک های ساخت جمهوری اسلامی ایران در این مراسم مشاهده شد و نیز شعار «مرگ بر آل سعود». به علاوه، سرود میهنی و بسیار پرهیجان «ای ایران» در جريان این مراسم پخش شد که احساسات ملی گرایانه هر ایرانی با شنیدن آن برانگیخته می شود و دیگر به اصطلاح؛ سر از پا نمی شناسد و آماده هرگونه جانفشانی برای وطن می گردد:


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
انعکاس تداوم راهپیمایی های 13 آبان‌، در سال 1395 بمانند 37 سال گذشته در روزنامه های تهران


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
انعکاس جهانی نمایش موشک دوربُرد و آتش زدن پیکَرَک ترامپ و پرچم آمریکا در مراسم 13آبان 1396 در ایران
موشک دوربُرد در مراسم راهپیمایی 13 آبان 1396 تهران و ...


    13 آبان 1396، سالروز تصرف سفارت آمریکا در تهران و به گروگان گرفته شدن کارکنان آن به مدت 444 روز در چنین روزی در سال 1358 (8 ماه و 21 روز پس از پیروزی انقلاب)، بمانند هرسال راهپیمایی های هزاران نفری و به نوشته روزنامه کیهان؛ میلیون ها نفری در تهران و سایر شهرهای ایران برگزارشد که عکس ها و شعارها و خلاصه ای از قطع نامهِ آن انعکاس جهانی داشت و همچنین اظهارات دریابان علی شمخانی دبیر شورای عالی امنیت‌ملّی در این مراسم. این روز در سال 1358، روز دانش آموز نامیده شده بود زیراکه در 13 آبان 1357 شماری دانش آموز و دانشجوی انقلابی در دانشگاه تهران به دست نظامیان نظام سلطنتی کشته شده بودند. بعدا، عنوان «روز ملّی مبارزه با استکبار جهانی» نیز بر آن اضافه شد که در تقویم های ایران درج می شود. شعارهای راهپیمایان در مراسم این روز از همان نخستین سال برگزاری، ضد آمریکایی و ضد اسرائیلی بوده است که از دو سال پیش، کم و بیش شعار ضد سعودی هم بر آن اضافه شده است و در آبان سال 1396(چهارم نوامبر 2017)، شعار ضد دانالد ترامپ با ذکر نام و افیجیeffigy (پیکَرَک ـ شِکلَک) او نیز دیده می شد.
    در مراسم 13 آبان 1396 و در هر شهری، مقام های ارشد اداری و برخی از روحانیون محلی سخنرانی کرده بودند. برای نمونه؛ استاندار استان مرکزی گفته بود: "مبارزه با آمریکا و استکبار، رمز ماندگاری انقلاب اسلامی ایران است و جوانان، جریان استمرار هر حرکت انقلابی هستند.".
     به گزارش خبرگزاری تَسنیم، راهپیمایان تهران از مسیرهای مشخص با حمل پلاکاردهایی که شعارهای ضد استکباری بر روی آن نگاشته شده بود از مناطق مختلف شهر به حرکت درآمده و در این مراسم شرکت کرده و به سر دادن شعارهای مرگ بر آمریکا، مرگ بر آل سعود و مرگ بر اسرائیل پرداخته بودند. در این مراسم بمانند گذشته، پرچم های آمریکا و اسرائیل آتش زده شد.
    به گزارش روزنامه کیهان، دریابان علی شمخانی دبیر شورای عالی امنیت ملی در این مراسم و مقابل ساختمان سفارت سابق آمریکا در خیابان طالقانی (تخت جمشید) گفته بود: "تا زمانی که ایرانی، انقلابی و حسینی(ع) است، آمریکایی‌ها دست از شرارت‌ها و دخالت‌ها برنخواهند داشت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ملّت ایران رکورددار ِ خوار و ذلیل‌سازی توطئه آمریکایی‌ها شده است. آمریکایی‌ها از هیچ کوششی علیه ایران از جمله براندازی، تلاش برای توقف پیشرفت‌های موشکی، فضایی و همچنین فضاسازی تبلیغی و تلاش برای ایجاد تنش بین ایران و همسایگان آن فروگذار نکرده‌اند ولی این ضدیت ها در طول تقریبا 4 دهه موجب اقتدار ملت ما شده است و به رغم همه این توطئه‌ها، ایران از گذشته قدرتمندتر و با عزت و اقتدار به راه خود ادامه می‌دهد و در مقابل، ذِلّت نصیب آمریکایی‌ها شده است. آمریکایی‌ها نه تنها به «مُصدِّق» بلکه به شاه، صدّام حسین و حُسنی‌مبارک هم وفادار نبودند و ملّت ایران این بدعهدی‌های آمریکا را در خاطره خود ثبت کرده است. رئیس جمهوری کنونی آمریکا کسی است که حتی سیاستمداران این کشور نیز به سلامت گزینش او شک دارند و ترامپ تاکنون در سیاست‌های داخلی و خارجی خود موفق نبوده است. دیگرانی نیز که علیه ملّت ایران در طول 4 دهه پس از انقلاب توطئه کردند، هم در کشورهای خود عاجز هستند و هم در منطقه، فاقد هویت.".
    در قطع نامه راهپیمایان تهران، بکار بردن واژه مجعول و غلط برای خلیج ِ همیشه فارس از سوی دانالد ترامپ محکوم و تقبیح شده است.
    در این قطع نامه همچنین ضمن حمایت از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و اینکه این سپاه سدِ مستحکم در برابر نفوذ دشمنان و برهم زننده توطئه‌های استکبار در منطقه است درخواست تقویّت و ارتقاء توانمندی‌های نظامی و دفاعی کشور و نیروهای مسلح شده است.
    در قطع نامه با هر نوع مذاکره درباره هر موضوعی با آمریکا، مخالفت شده است. قطع نامه همچنین اجرای «اقتصاد مقاومتی» را تنها راه حل مشکلات کشور و مقابله با توطئه‌های دشمنان و خواستار جدّی گرفتن آن از سوی مسئولان دولت [قوه اجرایی] شده است. در قطع نامه درخواست شده است که اسناد بدست آمده در سفارت آمریکا ـ اصطلاحا لانهِ جاسوسی ـ تنظیم و در دانشگاهها و مدارس تدریس شود تا جوانان کشور روشن باشند.
    مراسم 13 آبان 1396 انعکاس جهانی وسیع داشت بویژه در رسانه های آمریکا که بیشتر آنها در مسیر سیاست های ترامپ قرار ندارند.
    رسانه های جهان که عمدتا از عکس ها و گزارش های خبرگزاری داخلی تَسنیم نقل کرده اند دو مورد تازه را که در مراسم به چشم خورده بود برجسته تر کرده و تیتر بزرگ و لید خبر قرار داده بودند با درج و پخش عکس های آنها ـ یکی نمایش یک موشک رادارگریز با بُرد دو هزار کیلومتر و دیگری سوزاندن و لگدمال کردن اوراقی که کلمه «برجام» روی آن نوشته شده بود. این رسانه ها، نمایش موشک و آتش زدن برجام را نوعی دهن کجی به دانالد ترامپ و سیاست های او در قبال ایران خوانده بودند. دویچه وله (صدای جهانی آلمان) در این زمینه گفته بود: "راهپیمایان با الهام از بیان اخیر آیت الله خامنه ای که گفته بود اگر آمریکا تحریم را ازسر گیرد، ماهم برجام را ریز ـ ریز می کنیم، برجام را به صورت نمادین آتش زدند.".
    «دویچه وله» عکس های متعدد از مراسم 13 آبان 1396 را در وبسایت خود قرار داده بود که در آرشیو آن باقی خواهند ماند.
    
    روزنامه لس آنجلس تایمز، منتشره در ایالتی که صدها هزار ایرانی و همه، بلااستثناء تحصیلکرده، زندگی می کنند درباره مراسم 13 آبان 1396 یک گزارش مفصل انتشار داده بود که تیتر و پاراگراف های لید آن از این قرار بود:
    
    
Iran marks 1979 U.S. Embassy takeover with »Down with America« signs and a missile

    
    
Iran on Saturday held the heavily choreographed pageant of anti-Americanism that marks the anniversary of the 1979 takeover of the U.S. Embassy in Tehran amid worsening relations with the Trump administration and uncertainty about the fate of its nuclear agreement with world powers.
    This year,s anniversary was commemorated under cloudy, polluted skies in Tehran, where elderly enthusiasts of Iran took to the streets despite air quality that made it difficult for many to take deep breaths.
    Thousands gathered on the campus of the former U.S. Embassy, dubbed a "den of espionage", where a ballistic missile was displayed. News agencies described it as a Sejil surface-to-surface missile with a range of 1,200 miles.
    Iran has paraded its missile capability in recent months in a show of defiance to President Trump, whose administration has said Tehran,s development of ballistic missiles violates the spirit of the nuclear agreement it signed in 2015.

    
حمل نمادین تابوت ترامپ


    
    نقل تیتر و پاراگراف هایی از خبر تنظیمی صدای آمریکا (دولتی) در برنامه خود به زبان انگلیسی:
    
    
Iran Celebrates Anniversary of US Embassy Takeover with Missile Display

    

    Iran on Saturday celebrated the 1979 U.S. Embassy takeover and hostage crisis by displaying a surface-to-air missile
at the site of the former embassy in Tehran.
    Thousands of Iranians gathered for the annual celebration, where they engaged in anti-U.S. and anti-Israel chants and burned an effigy of U.S. President Donald Trump.
    Iran,s semiofficial Tasnim news agency reported the missile on display at the former embassy was a Qadr-F model, which has a range of about 2,000 kilometers.
.
    The former embassy now serves as a cultural center and a de facto symbol for anti-U.S. sentiment.
    Following the Islamic Revolution in 1979, hundreds of students stormed the embassy, where they took 52 Americans hostage for more than a year because the U.S. refused to hand over Shah Mohammad Reza Pahlavi. He was in the United States, purportedly for cancer treatment, and Iran wanted him back to stand trial for crimes he was accused of committing during his rule.
    The protest Saturday came amid heightened tensions between the two countries after Trump refused to recertify Iran,s compliance with a 2015 deal between Iran and world powers to limit the country,s nuclear ambitions.
    In refusing to recertify the deal, Trump forced the U.S. Congress to decide what to do about the deal moving forward.

    



    
تیتر خبر راشا تودی (روسیه ـ امروز):

    
    
Missile display & Trump,s effigies burning at Tehran marks US embassy takeover

    



    
    
و مطلب Pj mediaرسانه آمریکایی با روش محافظه کارانه:

    
    Iran celebrated the 38th anniversary of its takeover of the American embassy in 1979 in its usual fashion. There
were parades in most Iranian cities and the usual chants of "Death to America" and "Death to Israel."
    But in Tehran, there was another kind of celebration. The Iranians paraded an updated version of one of their most powerful ICBMs, flipping the finger to Donald Trump and putting the world on notice that nothing will stop them from developing the missiles.
    A news agency announced that the missile, a new version of the Qadr H, "can be launched from mobile platforms or silos in different positions and can escape missile defense shields due to their radar-evading capability." It has a range of at least 1300 miles, putting it in range of Israel and most U.S. bases in the region.
    CNN reports on a speech during the festivities given by Ali Shamkhani, secretary of Iran,s Supreme National Security Council. "The US has long been dealt blows by our country and our region and thus regularly bares its warmongering teeth," Shamkhani said.

    


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
13 آبان 1397، برگزاری سالروز تسخیر سفارت آمریکا ـ چند ساعت پیش از آغاز اجرای مرحله ثانوی تحریم ها، با نگاهی بر تصاویر منتشره در رسانه ها

    



    



    



    


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
طولاني ترين و موثرترين اعتصاب اهل قلم در طول تاريخ رسانه ها
از بعد از ظهر 14 آبان 1357 (پنجم نوامبر 1978) تا شانزدهم ديماه اين سال، ايران فاقد روزنامه بود. در اين مدت دو سه نشريه کوچک (داراي تحريريه دو ـ سه نفري) وابسته به دولت چند شماره منتشر کردند که آنها هم مجبور به قطع انتشار شدند. در خبرگزاری پارس تنها گروهی انگشت شمار حضور می یافتند و مجریان اخبار رادیو ـ تلویزیون از 4 ـ 5 نفر تجاوز نمی کرد. در آن زمان در ایران، قریب به اتفاق دست اندرکاران خبر و مقاله (نظر) عضو سندیکای روزنامه نگاران بودند و مي توان گفت که ايران تا 16 دي ماه كه دولت نظامي ژنرال ازهاري كنار رفت فاقد رسانه موثر بود و دولت وقت نتوانست پیام ها و وعده های خودرا به ایرانیان برساند و آنان را آرام کند. پس از انقلاب، به رغم مشارکت موثر سنديکاي روزنامه نگاران در آن، فعاليت اين سنديکا کمرنگ و کمرنگتر شده است. با وجود اين، محمد بلوري روزنامه نگار بنام و آخرين رئيس هيات مديره آن کوشيده است که چراغ سنديکا که بسياري از اعضاي آن مقيم کشورهاي ديگر شده اند خاموش نشود.
محمد بلوري


     در آن روز محمدعلي سفري دبير وقت سنديكاي روزنامه نگاران ايران تصميم هيات مديره سنديكا دائر بر اعتصاب عمومي رسانه ها را در پي يك رشته تظاهرات گسترده كه در چند نطقه از جمله دانشگاه تهران به تيراندازي ماموران و قتل شماري از تظاهركنندگان منجر شده بود، اعلام داشت و اين اعتصاب 62 روز ـ عملا 61 روز ـ ادامه يافت. در تاريخ عمومي مطبوعات (تاريخ جهاني رسانه ها)، از اين اعتصاب به عنوان طولاني ترين و موثرترين اعتصاب اهل قلم در طول تاريخ 350 ساله روزنامه نگاري ياد شده است. محمدعلي سفري پس از مصادره روزنامه اطلاعات (در تابستان سال 1378) كه در آنجا كار مي كرد چون تحصيل علم حقوق هم کرده بود به کار وكالت قضايي پرداخت و در دهه 1370 دچار مرگ ناگهاني شد. بهرام مسعودي آخرين مدير و ناشر روزنامه اطلاعات قبل از مصادره شدن اين موسسه بود. وي در تهران اقامت دارد.
    
تظاهرات 13 آبان 1357 نزديك دانشگاه تهران


    
     ـ ـ ـ ـ ـ
    
    ... و آخرين تفسير مؤلف اين تاريخ آنلاين پيش از اعتصاب 61 روزه روزنامه نگاران ايران که طبق معمول وقت در صفحه ششم شماره 14 آبان 1357 روزنامه اطلاعات درج شد. اين تفسير پيرامون مسئله بين المللي روز ـ شدت گرفتن مجدد اختلافات ترکيه و يونان بود:
    


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
رویدادهای پیش از اعتصاب 61 روزه ژورنالیست های ایران در سال انقلاب (آبان 1357) به روایت 6 روز صفحات اول روزنامه اطلاعات وقت و مطالب آنها
نهم آبان 1357 رضا پهلوی ولیعهد وقت که در آمریکا آموزش خلبانی نظامی می دید، در زادروز خود (و طبق گزارش ها، به اشاره پدرش و با پیام شفاهی او) در کاخ سفید با جیمی کارتر رئیس جمهوری آمریکا ملاقات کرد. در همان روز، کارکنان صنایع نفت ایران اعتصاب تمام عیار خودرا آغاز کرده بودند که به قطع صدور نفت ازجمله هر روز 900 هزار بشکه به آمریکا انجامیده بود. در پی این دیدار، سخنگوی کاخ سفید گفته بود: اعتصاب نفتی های ایران، برای ما فعلا جای نگرانی ندارد زیراکه ذخایر استراتژیک ما از نفت خام کافی است. به علاوه، در سایر کشورها ـ ازجمله در همین قاره خودمان ـ ونزوئلا نفت به حد کافی استخراج و صادر می شود. بنابراین، ما به این زودی با کمبود نفت رو به رو نخواهیم شد و اگر بهای نفت بالا برود، خودمان در داخله، استخراج نفت را از سر خواهیم گرفت. در مورد ناآرامی ها ایران، جناح ها باید با هم به توافق برسند. به نظر می آید که هر جناح در ایران سهم بیشتری می خواهد و اگر به سازش نرسند، مسائل حل شدنی نخواهد بود و ....
    در اثنای دیدار رضا پهلوی با جیمی کارتر، گروهی از ایرانیان مقیم آمریکا در برابر کاخ سفید واشنگتن دست به تظاهرات زده بودند که منجر به دستگیری کوتاه مدت دو تَن از آنان شده بود.
    به علت 8 ساعت و 30 دقیقه اختلاف ساعت تهران و واشنگتن، خبر این دیدار به شماره نهم آبان ماه روزنامه اطلاعات نرسید و روز بعد (دهم آبان) چپگرایان که تحریریه وقت روزنامه را عملا در کنترل داشتند مانع چاپ عکس دیدار رضا پهلوی با کارتر در صفحه اول شدند و متن خبر ـ بدون عکس در صفحه دوم (در میان اخبار خارجی) درج شد.
    در همین روز ـ نهم آبان 1357 (در آن سال مصادف با سه شنبه 31 اکتبر 1978) دولت آمریکا اعلام کرد که برای خارج ساختن 41 هزار آمریکایی ـ عمدتا مستشار نظامی و کنتراتور = پیمانکار ـ از ایران، برنامه و تصمیم ندارد و انتظار دولت آمریکا، تحقّق آزادی ها و دمکراسی در ایران است ـ دمکراسی مطابق اصول آن!. این سخنگو با تأکید گفته بود که در این وضعیت (ناآرامی ها) دولت آمریکا حمایتی بمانند آگوست 1953 (اَمُرداد 1332 که منجر به براندازی دولت ملّی مصدق شد) ازموضع شاه نخواهد کرد.
     انتشار این اعلامیه و اظهارات سخنگوی پنتاگون و درج آنها در روزنامه های تهران، بر دامنه اعتصابات و تظاهرات افزود و زندانیانِ سیاسی ِ آزاد شده (در روزهای پیش از آن و بر پایه سیاست نرمش نماي دولت جعفر شریف امامی) در اجتماع دهها هزار نفری محوطه دانشگاه تهران حضوریافتند و نطق های ضددولتی ایراد کردند که عکس و خبر آن در شماره پنجشنبه (11 آبان 1357) روزنامه ها انتشار یافت و کارکنان اتوبوسرانی شهر تهران هم به اعتصابیون پیوستند و اعضای تحریریه روزنامه آیندگان از سندیکای روزنامه نگاران خواستند که در اعلام اعتصاب عمومی شتاب کند. طبق تفسیرهای بعدی و باور مورّخان، فشار ایرانیان مقیم آمریکا و ملاقات های پی در پی آنان با مقامات کاخ سفید و نامه های آنان به کارتر باعث صدور آن اعلامیه ها و سلب حمایت از دولت شاه شده بود.
    در زمینه سیاست دولت کارتر نسبت به وضعیت ایران، هنری کیسینجر (وزیر امور خارجه دولت پیشین ـ جمهوریخواه) به آن دولت و در مقابل، سفیر وقت آمریکا در تهران به دولت شاه هشدار دادند که با جرّ و بحث هایی که در تحریریه روزنامه اطلاعات صورت گرفت، سرانجام، هر دو هشدار متضاد، در صفحه دوم شماره 13 آبان 1357 این روزنامه به چاپ رسید از این قرار:
    



    - - - - -
    
    صفحه اول شماره دهم آبان 1357:
    
    



    - - - - -
    
    صفحه اول شماره یازدهم آبان 1357:
    
    



    داریوش فروهر ـ ناسیونالیست بنام، که تیتر اظهارات او به عنوان سخنگوی جبهه ملّی ایران در صفحه اول شماره یازدهم آبان روزنامه اطلاعات آمده بود گفته بود که اگر حکومت (دولت شاه) راست می گوید که حمایت اکثریت ساکت جامعه را دارد رفراندم برگزار کند تا واقعیت را بیابد و بر پایه نتایج رفراندم، زمام امور را به نمایندگان اکثریت بدهد. شاه که خود را دوست و متحد آمریکا معرفی می کند چرا دو اصل از اصلاحیه قانون اساسی آمریکا ـ اصل آزادی انتشار نشریه و اصل آزادی تاسیس حزب با هر عقیده و مَرام و آزادی تشکیل اجتماعات را بر قانون اساسی ایران نیافزوده و قول چنین کاری را هم نداده است.
     فروهر افزوده بود که اصولا و طبق نظرات اصحاب فلسفه دمکراسی لازم است که رژیم ها ـ صرف نظر از کدام کشور ـ هر چند وقت یکبار رفراندم برگزار و نظر ملّت را در باره مقبولیّت خود استعلام کنند.

    در همین روز دکتر علی امینی ـ سیاستمدار میانه رو و نخست وزیر پیشین گفته بود که اگر بنیادهای کشور را برهم ریزیم (انقلاب کامل) نه تنها خیلی از مسائل ایران حل نخواهد شد بلکه مسائل دیگری هم به وجود خواهد آمد. آیت الله شریعتمداری نیز اعلام کرده بود که دولت باید در دست نمایندگان منتخب مردم باشد، دولت تهران به حرف هایش عمل نمی کند و .... همزمان دکتر منوچهر گنجی گفت که از سمت وزیر آموزش و پرورش (که در سه کابینه ـ از هویدا تا شریف امامی ـ آن را به دست داشت) کناره گیری خواهد کرد و افزود که نمی خواهد در کابینه ای که یک رئیس ضعیف دارد [نخست وزیر ـ شریف امامی] عضویت داشته و شاهد سقوط وطن باشد که خبر کناره گیری او در روزهای بعدا رسما اعلام و درج شد. دستگاه قضایی هم پرویز ثابتی ـ مقام ساواک را ممنوع الخروج از کشور کرد زیرا که روز پیش از آن، تنی چند از مردم علیه او به دادستان تهران اعلام جرم کرده بودند. این خبر هم در شماره های بعد روزنامه ها به چاپ رسید
    ـ ـ ـ ـ ـ
    
    12 آبان 1357 = سوم نوامبر 1978 جمعه بود و در تهران روزنامه منتشر نشده بود
    ـ ـ ـ ـ ـ
    صفحه اول شماره 13 آبان 1357 = شنبه چهارم نوامبر 1978:
    
    



    در این روز حجت الاسلام دکتر مفتح که راهپیمایی های دهها هزار نفری از مسجد قبا (قلهک) را راه اندازی می کرد از زندان آزاد شد. در این روز اخطار آیت الله خمینی به دکتر سنجابی و دکتر علی امینی که با شاه و مقامات دولت او مذاکره نکنند و نیز بخشی از جریانات پشت پرده انتشار یافت.
     در این میان، تایمز لندن در مقاله ای خبر از رو به سقوط بودن نظام حکومتی وقت ایران داده بود و افزوده بود که آیت الله خمینی در جامعه ایران بیش از هرکس دیگر محبوبیت دارد و پیش بینی کرده بود که پس از سقوط دولت شاه، روحانیون شیعه زمام امور ایران را به دست خواهند گرفت نه جبهه ملی. به رغم تذکّر مقامات دولتی مربوط وقت به سردبیران رسانه ها که «تایمز» ناشر افکار دولت لندن بوده و دولت لندن از دیرزمان نسبت به روحانیون شیعه ایران نظر مثبت داشته، مطبوعات تهران خلاصه مقاله تایمز را در شماره های 13 آبان خود چاپ کردند.
    در این روز مهندس مهدی بازرگان که به فرانسه رفته بود به تهران بازگشت و دکتر سنجابی که در پاریس بود بازگشت خودرا به تهران به تعویق انداخت و روزنامه ها تیتر زده بودند که جبهه ملی خواستار تشکیل دولت شده است.
    
    ـ ـ ـ ـ ـ
    صفحه اول شماره 14 آبان 1357:
    
    



    اعتصاب مطبوعات ساعتی پس از چاپ شماره 14 آبان (و در عمل از 15 آبان) آغاز شد زیراکه تشکیل کابینه با نخست وزیر و وزیران نظامی (نه، دولت نظامی و بودن قدرت در دست ارتش، چیزی شبیه حکومت نظامی) به جای کابینه شریف امامی قطعی شده بود و با پیوستن بسیاری از ژورنالیست های رادیوتلویزیون و خبرگزاری ملّی (خبرگزاری پارس) به این اعتصاب، دولت نظامی ِ پس از شریف امامی نتوانست صدای خودرا به گوش مردم برساند. مورّخان تشدید انقلاب و ورود به فاز نهایی را از همین زمان (نیمه آبان 1357) نوشته اند.
     در این روز آیت الله مکارم شیرازی (در آن زمان؛ حجت الاسلام) در مصاحبه اختصاصی روزنامه اطلاعات با او اخطار کرده بود که دولت نظامی با «جهاد» رو به رو خواهد شد و گفته بود تا آنجا که او می داند هیچ رهبر مذهبی انتظار ندارد که رهبری سیاسی مملکت را برعهده گیرد. رهبران مذهبی می خواهند که از جنبه مذهبی بر امور نظارت داشته باشند و در قوانین موضوعه، روحیه مذهبی وجود داشته باشد و این قوانین با همان روحیه هم اجرا شوند. حکومت [نظام] اسلامی بر اساس عدالت، آزادی، مبارزه با فساد طبقاتی و مبارزه با فساد در همه دستگاهها خواهد بود. در حکومت اسلامی باید دو عنصر را در نظر بگیریم. یکی قوانین اسلام (احکام) است و دوم عنصر اسلامی برای پیاده کردن آنها. اقتصاد اسلامی نقاط ضعف دو اقتصاد سوسیالیستی و کاپیتالیستی را ندارد ولی مزایای هر دو را دارد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو دموکراسي
تعاريف مختلف كنسرواتيسم
در فصل انتخابات آمريكا، به ويژه در سالهايي كه جمهوريخواهان مورد بحث باشند رسانه ها براي روش شدن مخاطبان، به تعريف «كنسرواتيسم» مي پردازند .
     كنسرواتيسم (اصطلاحا محافظه كاري) در هر جامعه تعريف خاص خودرا دارد و به سبب تفاوت مفهوم، تعبير و تعريف آن در جوامع مختلف؛ يافتن يك تعريف واحد براي آن دشوار است.
    در كشورهاي با تاريخي كهن و غني به ناسيوناليستها، در جوامع سوسياليستي به معتقدان انعطاف ناپذيري اصول سوسياليسم و دولتي بودن امور، در كشورهاي سلطنتي به هواداران اقتدار پادشاه «كنسرواتيست»، و در ممالك با نظام ديني به حاميان رعايت دقيق اصول و دستورهاي دين اطلاق مي شود.
     كنسرواتيسم در هر شكل خود عقيده به لايتغير ماندن اصول و قوانين اساسي دارد و با اصلاح پي در پي اصول آن مخالفت و حتي مبارزه مي كند و آن را منشاء بي ثباتي، تزلزل، فساد اداري و هرگونه سوء استفاده و بسط تباهي ها و نتيجتا تضعيف هماهنگي جامعه مي داند و به اين ترتيب با ليبراليسم عملا مخالفت مي كند و در سياست و روابط اجتماعي با آن در تضاد و خصومت دائمي بوده است. تا دهه ششم قرن 20 شنيدن واژه كنسرواتيست، در ذهن، فردي را تداعي مي كرد كه پايبند به اخلاقيات و وفادار به فرهنگ ملي و سنت ها باشد .
     در آمريكا، كنسرواتيسم فلسفه اي است كه از محدود كردن اختيارات داخلي دولت مركزي و دادن اين اختيارات به ايالات و شهرها و نيز كاپيتاليسم و اتكاي فرد به خودش، نه جامعه (دولت) براي تامين رفاه جانبداري مي كند و به كارآيي اين فرضيه ها كه توسعه موسسات دولتي و مالكيت دولت بر وسائل توليد و دولتي شدن امور تامين رفاه مردم باعث حل مسائل اجتماعي ـ اقتصادي مي شود عميقا ترديد دارد و با آن در تضاد و معارضه است.
     اعتماد و اعتقاد شديد كنسرواتيسم آمريكا به كاپيتاليسم مورد انتقاد جوامع با نظامهاي ديگر است. كنسرواتيسم آمريكا مي گويد كه اگر براي همه مردم فرصت برابر و آزادي تصميم و عمل وجود داشته باشد مي توانند بدون اتكاء به كمك دولت باعث ترقي و رفاه خود شوند و در نتيجه نيازي به تامين آن از سوي دولت نيست. اين روش از آزادي عمل فرد (استقلال فردي) حمايت مي كند و به دور از ايده آليسم و اتيوپيا سازي (ايجاد مدينه فاضله) و اميدهاي روشنفكرانه است و آنها را رد مي كند.
     در آمريكا حزب جمهوريخواه خود را پاسدار كنسرواتيسم اين كشور يعني هواداري از استقلال فرد و گسترش جهاني اقتصاد بازار آزاد (كاپيتاليسم) و به علاوه مسيحيت مي داند. به نظر مي رسد كه كنسرواتيست هاي آمريكايي از آغاز دهه 1980 (دوران حکومت رونالد ريگان) كار صدور فلسفه و روش خودرا به ميان ملل ديگر شدت داده اند كه عملا جهشي براي كنترل نسبي بر امور جهان است و اين جهش در چهار سال اول قرن 21 شتاب بيشتري توام با بي باكي به خود گرفته بود. در انتخابات دوم نوامبر2004 اكثريت آمريكايياني كه در انتخابات شركت كرده بودند (59 ميليون نفر در برابر 55 ميليون راي ليبرالها)، بدون توجه به مشكلاتي كه اين روش به وجود آورده و مخالفتهاي داخلي و خارجي، به ادامه كنسرواتيسم راي دادند و تاييدش كردند. كنسرواتيسم آمريكا به برخي آزادي ها روي خوش نشان نمي دهد از جمله كورتاژ و ازدواج همجنسها.
    در دو سال پس از انتخابات سال 2004 ، رسانه اي شدن سوء استفاده هاي مالي بويژه در رابطه با عراق، آشگار شدن ضعف اخلاقي برخي از روحانيون مسيحي هوادار حزب جمهوريخواه، گسترش فاصله کم درآمدها و ثروتمندان، بازي با بهاي نفت و افزايش درآمد شرکتهاي نفتي و ... باعث ريزش هواداري ازكنسرواتيست ها شده بود و عمدتا به همين سبب و نيز شعار «تغيير» اوباما در نوامبر 2008 آراء بيشتري به دست آورد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
زادروز روزنامه نگار معروف قرن20 و نگاهي به اندرزهاي او
James Reston

«جيمز رستونJames Reston» سردبير اجرايي وقت نيويورك تايمز كه روزگاري سران كشورها در نوبت قرار مي گرفتند تا وي با آنان مصاحبه كند سوم نوامبر (روزي چون ديروز) در سال 1909 به دنيا آمد، 86 سال عمر كرد و 63 سال خبر و مقاله نوشت. رستون كار روزنامه نگاري را از «ديلي نيوز» آغاز كرد، سپس خبرنگار اسوشيتدپرس شد و از اينجا به نيويورك تايمز رفت و دهها سال يعني تا پايان عمر در آنجا نوشت. رستون در اسكاتلند به دنيا آمده و به آمريكا مهاجرت كرده بود و چون به زادگاهش علاقه داشت «سكاتي» را نام خودماني خود (نيك نيم) انتخاب كرده بود و دوستان و همكارانش او را «سكاتي» خطاب مي كردند. وي در زمينه روزنامه نگاري كتاب هاي متعدد نوشت از جمله « توپخانه اي به نام روزنامه»، «ضرب الاجل = دد لاين»، «چه كسي در روزنامه نگاري موفق مي شود» و «ستايل در روزنامه نگاري». رستون نوشته است كه دهها سال تحت فشار «دد لاين (آخرين لحظه)» نوشت و دچار استرس و عوارض ناشي از آن نشد زيرا كه عاشق روزنامه نگاري بود و عاشق در برابر سختي ها، جور و جفا مقاوم تر و پابرجاتر و آسيب ناپذيرتر مي شود. در جاي ديگر نوشته است: روزنامه نگار واقعي فردي است كه اجازه ندهد آن چه را از خبر و نظر كه ارزش دانستن دارد از دست برود، بايد در ميان جامعه بگردد و خبر و نظر بيابد و منعكس كند تا مسائل و اصحاب نظر شناخته شوند. بنابراين، اين روزنامه نگار است كه افراد را به جامعه معرفي و بزرگ مي كند تا اگر شايستگي داشته باشند دولتمرد و سياستمدار شوند و مديريت هاي جامعه را به دست گيرند و در اين راه، روزنامه نگار نبايد تبعيض قائل شود و غرض ورزي كند كه تبعيض و غرض ورزي كار روزنامه نگار حرفه اي نيست. روزنامه نگار بمانند شمع است كه مي سوزد و در طول عمر خود راه ديگران را روشن مي سازد و تاريكي را مانع مي شود، و به همين دليل بايد همگان را دوست داشته باشد و كينه به دل نگيرد، بي طرف و دوست و دلسوز باشد، از صحنه (درون جامعه) خارج نشود و موازنه را در نوشتن از دست ندهد و متعادل باشد. يك روزنامه نگار در ربع قرن دوم عمر قلمزني خود بايد برپايه تجربه و معلوماتش، مقاله هم بنويسد و مقالات او بايد طوري نوشته شوند كه در سراسر جهان مخاطب داشته باشند. بايد توجه كند كه مقاله را عمدتا براي مطالعه دولتمردان و سياستمداران و مديران مي نويسد و آنان تا مطئمن نباشند كه درسي فرا مي گيرند و مطلبي از درون مقاله به دست مي آورند آن را نمي خوانند. بنابراين، مقاله را به خاطر نويسنده اش و معلومات و شخصيت او مي خوانند.
    روزنامه نگار نبايد از فرد و يا ضديت ها و زخم زبان ها برنجد، هدف او مردم هستند كه برايشان تلاش مي كند تا زندگاني بهتري داشته باشند و روشن و گوش بزنگ باشند، بنابراين بايد به راه خود ادامه دهد و به اصطلاح با يك نهيب از ميدان به در نرود كه به نظر او (رستون) پشت كردن به مردم و محروم ساختن آنان است. مردم بايد روزنامه نگار خود را به چشم وكيل مدافع و سرباز وطن (هر دو) ببينند و به او اتكاء كنند. روزنامه نگار خوب فردي است كه مي داند شمع وجود او دير و ياز زود پايان خواهد يافت لذا بايد تا روشن است و روشني مي دهد به ايجاد شمع جانشين همت بگمارد و تا مي تواند روزنامه نگار تازه به وجود آورد و به جامعه معرفي كند. روزنامه نگار بايد طوري رفتار كند كه در هر جامعه، مورد احترام هر دسته و جناح باشد. مانعي ندارد كه اگر روزگاري يك دولتمرد نظر مشورتي او را بخواهد وي را بي پاسخ بگذارد. بنا براين بايد اوقات فراغت خود را به مطالعه بپردازد تا گنجينه معلومات باشد و اين معلومات را بتواند منتقل كند و هر كتابي را كه مي خواند و هر تازه اي كه را ياد مي گيرد بداند كه براي مخاطبانش است و لذا تا آخرين روز عمر بايد به جامعه فايده برساند تا مردم مرگ او را از صميم قلب يك ضايعه بدانند و از رفتنش قلبا متاسف باشند و كتاب خاطراتش را در قفسه كتابخانه خود قرار دهند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
عليرضا ملکيان مقاله نگار ممتاز ايران و روزنامه نگار برجسته دهه 1990
ملکيان
امروز زادروز عليرضا ملكيان روزنامه نگار معاصر ايران است كه 14 آبان 1337 (پنجم نوامبر 1958) به دنيا آمده است. ملكيان كه بيش از يك ربع قرن تجربه روزنامه نگاري دارد سردبيري برخي از روزنامه هاي تهران را پشت سر گذاشته و سالها عضو شوراي سردبيري روزنامه كيهان و عملا سردبير اين روزنامه بود. وي در سال 1384 به دليل تبحر در امور رسانه ها و بي نظري در كار خود به سمت معاونت پارلماني وزارت ارشاد منصوب شد. معاون پارلماني در عرف بين المللي معاونت اول محسوب مي شود. ملکيان بعدا معاون امور مطبوعات در وزارت فرهنگ و ارشاد شد و تا آبان 1388 (نوامبر 2009) در اين سمت بود.
    ملكيان كه يك روزنامه نگار حرفه اي ايران است نه تنها در انتخاب و تنظيم مطالب مهارت کامل دارد بلكه يك مقاله نگار ممتاز است. بررسي حرفه اي سرمقاله هايي كه نوشته است نشان مي دهد كه ملكيان در نگارش مقاله اصول علمي مقاله نويسي را دقيقا بكار مي برد، و با آوردن شواهد از رويدادهاي گذشته (تاريخ) نظر خود را به اثبات مي رساند. او در هر چهار روش نوين مقاله نگاري مهارت ويژه دارد و از اين لحاظ، مي توان گفت که در مطبوعات معاصر مردي است بي جانشين.
     ملكيان در عين حال شخصيتي است معنوي، و بدور از دنياي ماديگران بسر مي برد، مردي است فروتن كه وسواسانه اخلاقيات را رعايت مي كند و عميقا وطندوست است. اصحاب حرفه روزنامه نگاري روزنامه نگاران برجسته تمام عيار ايران را در دهه 1960 (دهه 1340 هجري خورشيدي) ر. اعتمادي، در دهه 1970 (دهه 1350 هجري خورشيدي) غلامحسين صالحيار، در دهه 1990 (دهه 1370 هجري خورشيدي) عليرضا ملکيان و در دهه يکم قرن 21 (دهه 1380 هجري خورشيدي) محمد قوچاني رقم زده اند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
نخستين خبرگزاري اعلان و بازرگاني و موسس آن
Herbert Muschel
«هربرت موشل Herbert Muschel» بنيادگذار نخستين خبرگزاري اعلان مطبوعاتي (خبرپولي ـ توزيع مطالب کمپاني ها و ...) يکم نوامبر 2003 در 84 سالگي درگذشت . خبرگزاري او كه بسال 1954 تاسيس شده است «پي آر نيوز واير PR News Wire» نام داشته است. يک خبرگزاري از اين دست به نام «يونايتد بيزنس ميدياUnited Business Media» به وجود آمده است. اين نوع خبرگزاري اخبار خام موسسات تجاري و حتي سازمانهاي دولتي را دريافت و به صورت خبر ژورناليستي تنظيم و در اختيار رسانه ها مي گذارد و نرخ درج و پخش آن طبق ضابطه اي مشخص است و رسانه در صورت چاپ و يا بخش خبر، وجه را دريافت مي دارند. گاهي اهميت اين خبرهاي پولي براي مردم بيشتر از ساير اخبار است.
    خبرگزاري موشل از همان آغاز فعاليت مجهز به دستگاههاي الكترونيك اطلاع رساني ازجمله تله پرينتر بود و رسانه ها به همان سان گزارشهاي تبليغي اين خبرگزاري را دريافت مي دارند كه گزارش هاي خبرگزاري هاي عمومي را. خبرگزاري اعلان در 135 کشور مشتري دارد و به 27 زبان خبر تبليغي مي فرستد.
    موشل بود که نخستين نشريه حاوي برنامه هاي تلويزيونها را به شکل يک مجله جيبي کوچک منتشر ساخت به نام TV Guide که بسيار پُرفروش بود و در صفحات آن آگهي مصوّر نيز چاپ مي کرد ـ همان آگهي که همان ساعت معيّن از تلويزيون پخش مي شد.
    موشل که رشته روزنامه نگاري تحصيل کرده بود کار ژورنالستي را با خبرنگاري براي روزنامه هاي نيويورک آغاز کرده بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
درباره بانو "اولمپ دو گوژ" که در زمان روبسپير با گيوتين گردن زده شد!
Olymp de Gouges

در مطالب چهارم نوامبر درباره بانو «المپ دو گوژ = دوگوژه Olymp de Gouges» نويسنده انقلابي فرانسوي که سوم نوامبر سال 1793 و در زمان اقتدار روبسپير و انقلابيون راديکال در دادگاه انقلاب، عنصري خطرناك تشخيص داده شده و در ملاء عام با گيوتين گردن زده شده بود اشاره آمد و اينک شرح بيشتري درباره او که هنگام اعدام 45 ساله بود:
     بانو اولمپ با نوشتن چند داستان و نمايشنامه كمك بسيار به آماده ساختن مردم فرانسه براي انقلاب كرده بود از جمله نمايشنامه «بردگي»، «زندان زن و مرد»، «زندگي دو دشمن در زير يك سقف» و ... كه دو نمايشنامه اخير الذكر برضد ممنوعيت طلاق ميان كاتوليكها بود. وي بود كه در آستانه انقلاب شعارهاي آتشين و برانگيزاننده مي نوشت و به صورت شبنامه توزيع مي كرد كه بر نقاط پر رفت و آمد نصب مي شدند. انقلابيون فرانسوي بيشتر شعار هاي خود را از ميان همين جملات شعرگونه او بيرون كشيده بودند. اين بانوي انقلابي پس از پيروزي هاي اوليه انقلاب، همچنين كمك كرده بود تا دسته هاي مسلح زنان براي پاسداري از انقلاب تشكيل شود. او پس از برچيده شدن زنان مسلح از خيابانها به دستور راديكالها، دست به مبارزه تازه اي زد و از حقوق سياسي زنان (از جمله راي دادن و به مقام اداري رسيدن) به دفاع برخاست و سپس با اعدام افراد در پي محاكمات كوتاه مخالفت كرد و آن را تهي ساختن فرانسه از اتباعش خواند و اعلام داشت كه اين عمل نوعي ضديت با اراده ملي است كه اكثريت فرانسويان مايلند به جاي اعدام، مخالفاني كه به راه انقلاب باز نگردند تبعيد و خنثي شوند.
    شوراي انقلاب سه بار به او اخطار داده بود كه ساكت شود و براي مدتي به زادگاه خود در جنوب فرانسه برود كه نپذيرفته بود و پاسخ داده بود كه به اصول انقلاب همچنان وفادار است و اگر ضديتي تصور مي رود با روش هاي تازه و از جمله اعدامها، خشونت هاي غير ضروري و وارد آوردن اتهامات سياسي بي اساس به اين و آن است. شورا تحت فشار روبسپير سرانجام دستگيري و محاكمه وي را تصويب كرد و چند روز پس از اعدام 21 تن از ميانه روهاي انقلاب باهم، بانو اولمپ نيز گردن زده شد. وي در دادگاه انقلاب و پاي گيوتين نيز از شعار دادن بر ضد روش راديكالها دست برنداشته و خواهان بازگشت به اصول انقلاب شده بود. اعدام بانو «اولمپ دو گوژه» فرانسويان را از انقلاب دلسرد كرد و ....
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
... و بهانه آلمان برای تصرف گوشه ای از خاک چین!
تسلط بر ملل ديگر كه به نظر مي رسد همچنان ادامه داشته باشد، در طول تاريخ و در هر مقطع به مقتضاي زمان شكل خاصي داشته است. در زمان اقتدار روم به يك صورت و پس از كشف راههاي دريايي توسط اروپاييان به صورتي ديگر بود. در قرن 19 چهره ديگر داشت و در سده 20 با چهره تازه. به يك نمونه از اين سلطه گري در قرن 19 به مناسبت سالگرد آن اشاره مي شود:
    دولت آلمان كه در صدد ايجاد يگ پايگاه دريايي در خاك چين بود كه قدرتهاي بزرگ با سوء استفاده از ضعف مديريت اين كشور سرگرم قطعه ـ قطعه كردنش به مناطق نفوذ بودند پنجم نوامبرسال 1897 ميلادي قتل دو «مروّج» آلماني «مذهب كاتوليك» را در چين بهانه قرارداد و به ناوگان خود دستور تصرف منطقه خليج «كيائو شو» را صادر كرد. اين دو « مروّج » یکم نوامبر كشته شده بودند. دولت آلمان پروتستان مذهب بود، اما آلماني بودن اين دو مبلّغ فرصت مناسبي به دست آن دولت براي تصرف اراضي مورد نظرش را در خاك چين داد كه از مدتها پيش از آن در جستجويش بود و به نام خونخواهي دستور حمله نظامي داد!.
     ناوگان آلمان منطقه خليج «كيائو شو» را كه مطمح نظر آن دولت در خاك چين بود تصرف كرد؛ حال آنکه دولت وقت چين در قتل دو مروج آلماني مطلقا دست نداشت. پس از این پیروزی، دولت وقت آلمان دهكده ساحلي «كينگ داو» را در آن منطقه به صورت پايگاه دريايي اش در آورد و آنجا را مجهز و كشتي ها جنگي خود را مستقر ساخت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
زادروز سوسياليست آمريکايي كه نمي خواست آمريکا جايگاه مردم بي انگيزه که تنها به دست دولت چشم دوخته باشند درآيد
Debs
«يوجين دبز Eugene V. Debs » سوسياليست معرف آمريکا ک پنج بار نامزد انتخابات رياست جمهوري اين کشور شده بود پنجم نوامبر سال 1855 چشم به جهان گشود و بيستم اکتبر 1926 در 71 سالگي درگذشت. وي از سال 1900 تا روز درگذشت پنج بار خودرا نامزد انتخابات رياست جمهوري آمريکا کرده بود. در سال 1920 با اينکه هنگام راي گيري در زندان بود موفق شد 920 هزار راي بياورد که با توجه به جمعيت آن زمان آمريکا، رقم قابل ملاحظه اي بود. علت زنداني بودن او مخالفت با ورود آمريکا به جنگ جهاني اول در سال 1917 بود. وي اين مخالفت را به صورت برگزاري راهپيمايي ابراز کرده بود.
     يوجين که آرزو داشت روزگاري آمريکا سوسياليست شود در مبارزات انتخاباتي سال 1912 راه افراط در پيش گرفته بود و با يک قطار سرخ رنگ به شهرها مي رفت و شعار مي داد: هر کاپيتاليست دشمن مردم است.
    «دبز» از همان آغاز با روشي كه براي سوسياليستي كردن روسيه به كار گرفته شده بود، يعني «جهش» مخالف بود و مي گفت كه دولت بايد مزارع و كارخانه هاي بزرگ را به اجاره كاركنان آنها بدهد. براي مصارف داخلي، خود با بهاي عادله خريدار محصول باشد، ولي براي صادرات دست توليد كنندگان را آزاد بگذارد تا كشور به صورت تنبلخانه و جايگاه مردم بي انگيزه و مردمي كه تنها به دست دولت چشم دوخته اند در نيايد. كار دولت تامين آموزش و پرورش و درمان رايگان و بازنشستگي عمومي و ايجاد برابري نسبي ميان مردم و قطع فقر، فساد، استثمار و سوء استفاده است.
    دبز و حزب سوسياليست آمريکا بود که اتحاديه هاي کارگري را در اين کشور گسترش داد و عمومي ساخت. وي در يک مورد يک اعتصاب 250 هزار نفري سراسري ترتيب داد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تفسيرنگاران: چرا دبيرکل هاي سازمان ملل از مستعمرات سابق و کشورهاي مسئله دار انتخاب مي شوند؟ ـ قدرت اتمي کره شمالي
دولت جمهوري خلق كره (کره شمالي) مصوّبه مورّخ 5 نوامبر 2003 مجمع عمومي سازمان ملل مبني بر تأييد برنامه آژانس بين المللي انرژي اتمي را كه ضمانت اجرايي هم نداشته است رد كرد و سازمان ملل را ابزاري در دست قدرت هاي بزرگ و فاتحان جنگ جهاني دوم به منظور اجراي سياست ها و مقاصدشان ناميد. دولت كره شمالي در آن روز (پنجم نوامبر 2003) همچنين ژاپن را که نخستين قرباني سلاح اتمي است متهم كرد كه همدست بلوک غرب ازجمله بمباران اتمي کننده آن کشور شده است.
    همزمان با اين جريان، برخي از مقاله نگاران به تفسير چگونگي انتخاب دبيرکل براي سازمان ملل پرداخته و نوشته بودند درحالی که مسئله کره هنوز حل نشده و درگیری غرب با کره شمالی ادامه دارد نباید یک دیپلمات کره جنوبی دبیرکل سازمان ملل می شد که در این قضیه بی طرف نمي تواند باشد.
    پس از داگ هامرشولد دبير كل سازمان ملل (از كشور سوئد) که جانش را در آفريقا و در راه انجام وظیفه اش ازدست داد دبیرکل های بعدی از ديپلمات هاي كشورهاي كوچك و مستعمره سابق بوده اند؛ از برمه گرفته تا غنا و اینک کره جنوبی.
    کره شمالي در اکتبر سال 2006 دست به يک آزمايش اتمي زد و اینک دارای چندين بمب اتمی است و وسيله رساندن آنها به هدف (موشک دوربُرد). گفته شده است که کره شمالي اگر بخواهد مي تواند در اندک مدت ژاپن و کره جنوبي را از ميان بردارد و به آلاسکا و سه ايالت غربي آمريکا ازجمله کاليفرنيا و نيز هاواييِ آمريکا آسيب وارد سازد. روسيه و چين دو متحد کره شمالي هستند و گمان نمي رود که تعرض نظامي به آن را تحمل کنند. پس از مديترانه و آمريکاي لاتين، روسيه در پي بدست آوردن فرصت براي ورود به شرق آسيا و منطقه اقيانوس هند است. به گفته اصحاب نظر، براي روسيه بازگشت به صف قدرت هاي مَطرَح، قضيه مرگ و زندگي است و از آن دست نخواهد کشيد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
28 سال در صف نوبت براي اعدام شدن!
«جيمز براون» كه در 1975 متهم به قتل يك زن رقصنده به نام «بريندا واتسون» شده بود پس از گذشت 28 سال از زمان قتل، چهارم نوامبر 2003 در زندان شهر جكسون ايالت جورجياي آمريكا با تزريق زهر اعدام شد. تنها مدرك جرم، شام خوردن جيمز با «بريندا» در يك رستوان بود كه روز بعد جسد «بريندا» در بيشه مجاور شهر به دست آمد. بيست و هشت سال وكيل قضايي او اجراي حكم را به تاخير انداخته بود و در اين مدت دو بار محاكمه جيمز تجديد شده بود.
    در پي اعدام جيمز براون روزنامه ها نوشته بودند كه 28 سال زندگي در صف نوبت اعدام بودن سخت ترين مجازات بوده است - سخت تر از اعدام.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
صدور نخستين حكم اعدام صدام حسين و واكنش ها
Ramsey Clark
پنجم نوامبر 2006 و سه سال و هفت ماه پس از برافتادن دولت بعثي عراق به دست آمريكا، يك محكمه عراقي به رياست عبدالرحمن رئوف كه در زمان حكومت صدام زنداني شده و آسيب ديده بود وي را در اتهام قتل 148 عراقي (عمدتا شيعه) در سال 1982 مجرم شناخت و به اعدام محكوم ساخت. اين «حکم» كه از چند روز پيش انتظار آن مي رفت قطعي نبود و پژوهش پذير بود. قاضي كُردتبار محكمه بدوي همچنين بارزان برادر صدام و حامد البندر رئيس دادگاه انقلاب وقت عراق را به اعدام محكوم كرده بود.
     پيش از قرائت حكم كه پس از 39 جلسه محاكمه صادر شد، قاضي ارشد دادگاه «Ramsey Clark رمسي كلارك متولد دسامبر 1927» يكي از وكيلان قضايي صدام را كه اعتراض داشت از جلسه اخراج كرد و به زبان انگليسي خطاب به كلارك كه سالها پيش داستان كل آمريكا (وزير دادگستري) بود، از فعالان سياسي است و معروفيت ليبرال بودن و احقاق حق دارد «گِت اوت» گفت و بيرون انداخت. صدام دستور عبدالرحمن رئوف را كه بپاخيزد و هنگام قرائت متن حكم در حالت «ايستاده» باشد رد كرد كه دو مامور او را از جايش بلند كردند و ايستاندند.
    به گزارش اسوسييتدپرس (خبرگزاري رسانه هاي آمريكا)، صدام هنگام قرائت راي محكمه فرياد «زنده باد مردم، مرگ بر دشمنان مردم ـ زنده باد ملت سرفراز، مرگ بر دشمنان اين مردم» كشيده و محاكمه اش را يك نمايش مسخره خوانده بود.
    پخش اخبار مربوط به صدور اين حكم كه در مورد يك اتهام از اتهامات صدام صادرشده بود باعث تظاهرات سنّي هاي عراق ازجمله در منطقه تكريت به حمايت از وي و شيعيان به ويژه در بغداد برضد او شده بود.
     به گزارش اسوسييتدپرس، صالح مطلق از سني هاي معروف عراق در واكنش خود گفته بود كه حكم محكمه مسئله جاري عراق را حل نخواهد كرد؛ باعث تشديد جنگ داخلي، برادركُشي و نابودي هزاران، بلكه صدها هزار عراقي خواهد شد.
     برخي از كساني كه در گوشه و كنار جهان نظرشان درباره اين راي استعلام شده بود گفته بودند كه ماههاست كه در عراق هر روز بيش از 148 تن كشته مي شوند، آيا مسئولان اين تلفات هم محاكمه خواهند شد؟!. در ماه اكتبر 2006 (ماه قبل از صدور راي) 104 آمريكايي هم در عراق جان باخته بودند و در دومين روز نوامبر اين سال پنج تن ديگر از جمله دو سرهنگ آمريكايي.
    در اين ميان، خليلزاد سفير افغان تبار وقت آمريكا در بغداد حکم دادگاه بدوي درباره اعدام صدام حسين را «اراده ملت عراق» خوانده بود.
صدام در اثناي شنيدن راي محكمه نيز ساكت نبود و اعتراض مي كرد و شعار مي داد

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
«اوباما» برنده انتخابات 4 نوامبر 2008 آمريکا و نخستين رئيس سياهپوست اين فدراسيون داراي 50 عضو
«باراک حسين اوباما» با شعار « تغيير» برنده انتخابات چهارم نوامبر 2008


    
مک کين: قبول شکست

«باراك حسين اوباما» سناتور دور اول (جونيور) ايالت ايلي نوي و در آن زمان 47 ساله و به قولي فاقد تجربهِ كارِ اجرايي و ديپلماتيك از پنجم نوامبر 2008 عنوان رئيس جمهوري منتخب ايالات متحده را به دست آورد که از بيستم ژانويه 2009، چهل و چهارمين رئيس فدراسيون آمريكاي شمالي با 50 عضو شده است. انتخاب «اوباما» كه از يك پدر مسلمان كنيايي و يك مادر مسيحي و سفيدپوست آمريكايي به دنيا آمده، چند سال در خانه شوهر دوم مادرش در اندونزي و سپس توسط پدر بزرگ و مادربزرگش بزرگ شده (كه مادر بزرگش چهارم نوامبر 2008 و در اثناي راي گيري درگذشت). مشارکت راي دهندگان آمريكايي اين بار در انتخابات بيش از هر دوره ديگر (بيش از 130 ميليون) بود و سبب آن، شعار معروف اوباما بود؛ «تغيير».
     انتخابات 4 نوامبر 2008 در شرايطي برگزار شد، كه طبق نتايج نظر سنجي ها، جورج دبلیو بوش تنها از حمایت 28 درصد آمريكاييان برخوردار بود (پايين ترين درصد مقبوليّت يک رئيس جمهوري در طول تاريخ آمريکا تا آن زمان). رقيب اوباما در اين انتخابات سناتور مك كين و در آن زمان 72 ساله بود که شهرت عصبي و بدخلق و خوي بودن دارد.
    «اوباما»ي سياهپوست دو رگه در همان روزي به رياست جمهوري آمريكا انتخاب شد كه «نات ترنر» رهبر جنبش بردگان سياهپوست ويرجينيا در سال 1831 به مرگ محكوم و 11 نوامبر اعدام شده بود.
    به اظهار مفسران رسانه ها، يکي از دلايل پیروزی اوباما در انتخابات وقت کثزت مهاجرت غير اروپاييان به آن کشور از دهه 1950 (نيمه قرن بيستم) و حمايت شبكه هاي تلويزيوني آمريكا در طول ماهها مسابقه های انتخاباتی (کمپين) بود و حمايت مالي برخي از کمپاني هاي بزرگ. شبكه هاي بزرگ تلويزيوني آمريکا متعلق به كمپاني هايي همچنون جنرال الكتريك (سازنده موتور جت و ...) و وستيگهاوس هستند که تبليغ براي اوباما را تا آخرين لحظه قطع نكرده بودند.
     اصحاب نظر گفته بودند که اگر «اوباما» بخواهد كه به هريك از اتباع كشورش (طبق وعده هايي که داده) كمك رفاهي كند، آمريكا به صورت كشوري «وِلفِر» در مي آيد و به روزي خواهد افتاد كه شوروي افتاد، لذا به جاي كمك رايگان به اتباع بايد وسيله كسب درآمد خلق كند و معاملات و كسب و كار را بارديگر ضابطه مند سازد (که در سه دهه پيش از او به تدريج «دي رگيوليشن» شده اند) تا قيمتها پايين آيد.
    اوباما در انتخابات چهارم نوامبر، برنده الكتورها (اکثريت الکتورال کالج) شده بود ولي آراء «مك كين» در مجموع، تفاوتي چندان زياد با او نداشت (مک کين 56 ميليون و 500 هزار و اوباما 63 ميليون و 900 هزار راي به دست آورده بودند).
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزي که یک سرگرد فلسطینی تبار ارتش آمریکا 13 همقطار خودرا کشت و 31 نظامی دیگر را مجروح ساخت
Nidal Malik Hassan
قتل 13 نظامی در پایگاه ارتش آمریکا در «فورت هود» به دست یک سرگرد روانپزشک فلسطینی تبار که ساعت یک و 30 بعدازظهر پنجشنبه پنجم نوامبر 2009 به وقت تکزاس روی داد خبر اول آن روز جهان شده بود و مفسران گفته بودند که اين رويداد هشداری بود به ملت آمریکا.
     در آن روز سرگرد نضال مالک حسن 39 ساله بدون زن و فرزند که مامور خاورمیانه (افغانستان) شده بود و تمایل به این ماموریت نداشت در پایگاه «فورت هود» با دو سلاح کمری به سوی گروهی از نظامیان شلیک کرد که 13 تن از آنان کشته و 31 نفر دیگر مجروح شدند و خود او که چهار گلوله خورده بود مجروح و مدتها در بیمارستان بستری شده بود. سرگرد حسن در آمریکا ـ ایالت ویرجینیا به دنیا آمده و تحصیلات پزشکی را به هزینه ارتش آمریکا بپایان رسانده است. پدر و مادر او که هردو فوت شده اند از فلسطین به آمریکا مهاجرت کرده بودند. آن دو در یک دهکده نزدیک بیت المقدس به دنیا آمده بودند. سرگرد حسن که به اظهار پیشنماز مسجد «سیلور اسپرینگ» واقع در حاشيه شهر واشنگتن یک مسلمان بدون چون و چرا بوده است، بارها و ازجمله در وبسایت خود مخالفتش را با ادامه جنگ در افغانستان و استقرار در عراق ابراز داشته بود و گویا نام او در فهرست کسانی بود که باید «پاییده» می شدند.
    چند ساعت بعد از وقوع رويداد، شبكه هاي تلويزيوني آمريكا فيلم سرگرد حسن را با لباس سنتي مسلمانان عرب كه براي خريد به يك سوپرمارکت رفته بود پخش كردند تا علاقه مندي اورا به تبار عربي و ايمانش را به اسلام نشان دهند. اين فيلم توسط دوربين حفاظتي سوپرمارکت و چند روز پیش از حادثه پایگاه هود برداشته شده بود.
     این نخستین رویداد از این دست نیست؛ در دهه یکم قرن 21 و مخصوصا از آغاز عمليات نظامي در عراق چند مورد دیگر اتفاق افتاده است. تیراندازی به همقطاران در دهه يكم قرن 21 در ارتش آمریکا از زمانی آغاز شد که یک سرجوخه این ارتش به نام اکبر در زمان استقرار در کویت جهت رفتن به عراق همقطارانش را به گلوله بست.
     فورت هود (واقع در مرکز ایالت تکزاس، 60 مایلی شهر آستین حاکم نشین این ایالت) در تابستان 1942 تاسیس شده است. آزمایش سلاح تازه ضد تانک آمریکا از نوامبر 1942 در همین پایگاه آغاز شد. این سلاح برای جلوگیری از تاخت و تاز تانکهای آلمانی ساخته شده بود. در دو ـ سه سال اول جنگ جهانی دوم، نیروی زرهی آلمان عامل برتری این کشور بر کشورهای درگیر در جنگ بود. «فورت هود» که به اسم ژنرال «جان بل هود» فرمانده تیپ تکزاس در جنگ داخلی آمریکا و از افسران معروف کنفدراسیون (جنوبی ها) نامگذاری شده است بزرگترین پایگاه ارتش آمریکاست که در آن پنجاه هزار نظامی و 18 هزار تن اعضای خانواده آنان بسر می برند. این پایگاه که در نوامبر 2009خبرساز شده بود بیشترین افراد مستقر در عراق و افغانستان تامین کرده است.


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 5 نوامبر
  • 1492:   كريستوفر كلمبوس درپي آشناشدن با سيب زميني، گوجه فرنگي و توتون در كوبا، در اين روز با نوعي غله كه همانا ذرت بود و بوميان آن را به جاي گندم مصرف مي كردند رو به رو و با فوايد آن آشنا شد و يقين حاصل كرد كه با انتقال بذر آن به اروپا به قحطي كه هر چند سال يكبار بروز مي کرد پايان خواهد داد.
  • 1605:   نقشه انفجار پارلمان انگلستان، پيش از انجام كشف شد و بشكه هاي باروت از راهرو زير بناي ساختمان بيرون برده شدند. «گاي فاوكسGuy Fawkes» به اتهام طرح اين نقشه دستگير و پس از محاكمه اعدام شد.
        
        
  • 1811:   در جريان جنگ هاي استقلال طلبي لاتين هاي قاره آمريكا و رهايي از قيد استعمار اسپانيا، السالوادوري ها هم بپا خاستند.
  • 1907:   روزنامه روح القدس به اتهام تندنويسي برضد محمد عليشاه قاجار ــ شاه وقت ــ به محاق توقيف افتاد.
  • 1914:   در اين روز كه هنوز زماني طولاني از آغاز جنگ جهاني اول نگذشته بود انگلستان جزيره قبرس ازمستملكات عثماني را متصرف شد. با اين كه اين جزيره در نيمه دوم قرن 20 استقلال خود را به دست آورده انگلستان هنوز پايگاههاي نظامي اش را در انجا حفظ كرده است.
  • 1917:   شوراي كليسا هاي ارتدوكس روسيه از فرصت پيروزي انقلاب بلشويكي و طرد سلطنت استفاده كرد و پس از 217 سال دفتر اسقف اعظم ارتدوكس را بازكرد كه پتر اول (كبير) در سال 1700 ميلادي آن رابسته بود.
  • 1947:   (1326 هجري خورشيدي) دادستان شهرستان تهران براي رضا روستا رئيس شوراي متحده مركزي كارگران وابسته به حزب كمونيست توده كيفر خواست اعدام صادر كرد و پرونده را جهت محاكمه به دادگاه فرستاد.



  •  

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com