Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
      خورشيدي

 
24 نوامبر
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 



 


   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 24 نوامبر
ايران
عصيان سراسري هواداران بابك خرمدين در سال 842 ميلادي
هواداران «بابك خرم دين» و پيروان عقايد اجتماعي ـ اقتصادي او از دهه سوم نوامبر 842 ميلادي (آذر ماه221 خورشيدي) درآذربايجان، اصفهان، فارس و كرمان بر ضد حكومت خليفه عباسي دست به يك عصيان گسترده زدند كه به نوشته مورخان، در بيداركردن ايرانيان موثر واقع شد.
     اين شورش پنج سال پس از قتل فجيع بابك به دست المعتصم (خليفه وقت) كه در سامرا صورت گرفته بود، روي داده بود. المعتصم مازيار و افشين دو سردار ايراني ديگر را هم كه در دست او گرفتار بودند، متعاقب قتل بابك كشته بود. معتصم به افشين هم كه با او از در مسالمت وارد شده بود رحم نكرده بود.
واژه يابي پارسي - واژه «آذر»
به گزارش نشريات وقت، ادبيان و زبان شناسان كشور كه سرگرم يافتن واژه هاي پارسي و ريشه آنها براي قراردادن در جاي واژه هاي خارجي بودند در جلسه دوم آذر 1313 چند واژه ديگر را ريشه يابي كردند از جمله واژه «آذر» به معناي آتش.
    اين زبانشناسان گفته بودند كه آذر، « آدر» تلفظ مي شده و هنوز در روستاهاي كرمان و سيستان (ايران و افغانستان امروز) به بوته هاي مورد استفاده براي گيراندن آتش «آدورAdoor» مي گويند كه با آذر از يك ريشه اند. در آن زمان زبانشناسان ايران دسترسي به منطقه فرارود و تاجيکستان نداشتند تا واژه هاي پارسي را بيابند و جايگزين کنند زيرا که دولت شوروي چنين اجازه اي را به آساني نمي داد. مقامات شوروي که جهان وطني را تبليغ مي کردند مناسبات حسنه با ملي گراني نداشتند.
محبوبيت دو بانوي آواز - دلکش و شکيلا - ميان ايرانيان
دلكش در سال1328

خبر چشمگير اين زمان روزنامه هاي تهران در سال 1328 (1949 )، درمان كامل بيماري گلو و حنجره بانو دلكش خواننده وقت بود. اين روزنامه ها نوشته بودند كه دكتر منصور پرتوي بيماري خواننده "حنجره طلايي" را كه چيزي جز تورم لوزه ها نبود درمان و دوستداران صداي او را شاد و از نگراني خارج ساخته و به اين مناسبت چند مجلس جشن و سرور برپا شده است.
    بانو دلكش، خود نيز در اعلاميه اي كه در روزنامه اطلاعات چاپ شده بود از دكتر پرتوي سپاسگزاري كرده بود.
     محبوبيت بانو دلكش در ميان مردم تا آن اندازه بود كه در انتخابات اوايل دهه 1340 در حوزه راي گيري جنوب شرقي تهران (محله امامزاده حسن و خزانه) بيشترين آراء را به نام او به صندوق ريخته بودند، حال آن كه وي نامزد انتخابات نبود و در آن زمان زنان هنوز حق شركت در انتخابات را به دست نياورده بودند.
    اواخر دهه 1330 ، مجيد دوامي ( از روزنامه نگاران بزرگ وطن كه نگارنده اين سايت، روزنامه نگاري عملي را نزد وي فراگرفت و پس از انقلاب در كشور نروژ مقيم شد) در مطلبي در اطلاعات هفتگي بانو دلكش را با يك خواننده ديگر مقايسه كرده بود كه هواداران وي پس از انتشار مجله به ساختمان موسسه اطلاعات هجوم بردند و مي خواستند آن را ويران سازند.
    دلكش از جمله خوانندگاني بود كه پس از انقلاب از ايران خارج نشد.
    
شکيلا

همين محبوبيت را اينك شكيلا ـ مقيم لس آنجلس ـ به دست آورده است كه بانويي است خانه دار، داراي شوهر و فرزند، بسيار موقر و معروف به پاكدامني، عفت و ميهندوستي كه براي شادكردن هم ميهنان خود گهگاه مي خواند و آوازي دلنشين دارد. كارشناسان استعداد او را در هنر موسيقي «عالي» اعلام داشته اند. خودش گفته است كه در محله سرچشمه تهران به دنيا آمده و تا زمان اقامت در آمريكا هم قصد خواننده شدن نداشت.
دريافتي قاضي در پايه هاي يك تا پنج هر ماه 300 تومان
اشل تازه دريافتي ماهانه قضات ايران در اين روز در سال 1331 (دوران حکومت دکتر مصدق که خود استاد حقوق بود) از سوي دولت وقت اعلام شد. طبق اين اشل، دريافتي ماهانه دارنده پايه يك قضايي (ليسانس از دانشكده حقوق با يك تا سه سابقه كار) 300 تومان و دارنده پايه 11 قضايي (بالاترين پايه با تجربه حداكثر 35 سال) يك هزار و 650 تومان. توقف در پايه هاي يك تا 5 سه سال و پس از آن تا پايه 11 چهار سال بود.
ورود ديپلماتهاي انگلستان به تهران خشم ايرانيان برانگيخت و ...
دكتر مصدق
سوم آذر 1332 (24 نوامبر 1953) سه ماه و شش روز پس از براندازي 28 مرداد، «دنيس رايت» ديپلمات انگليسي براي باز گشودن سفارت اين كشور در تهران با 14 ديپلمات و كارمند وارد پايتخت ميهن ما شد و يازده روز بعد اعلاميه دو دولت مبني بر تجديد مناسبات سياسي انتشار يافت و همان روز ژنرال زاهدي، اصطلاحا نخست وزير دولت كودتا، در يك نطق راديويي تجديد مناسبات ايران و انگلستان را امري ضروري و لازم! اعلام كرد. اين، درحالي بود كه محاكمه دكتر مصدق در محكمه نظامي تهران ادامه داشت و همچنين اعلام شده بود كه 18 آذر ريچارد نيكسون معاون آيزنهاور رئيس جمهوري آمريكا براي مذاكره با شاه به تهران خواهد آمد. اين اخبار و به ويژه ورود هيات ديپلماتيك انگلستان به تهران خشم مردم را برانگيخته بود كه نطق زاهدي آن را به اوج خود رسانيد.
     آيت الله كاشاني نيز در همين روز تجديد مناسبات با انگلستان را يك ننگ تاريخي خواند و چنين روزي را روز عزاي ملي اعلام كرد.
     دانشجويان دانشگاه تهران كه از نكات تلخ روابط با انگلستان در طول 150 سال گذشته آگاه بودند به ورود ديپلماتهاي انگليسي و تجديد مناسبات اعتراض كردند و چون صداي اعتراضشان شنيده نشد 16 آذر ماه كلاسهاي درس را تعطيل و در دانشكده فني اجتماع كردند كه دولت وقت به دانشگاه سرباز فرستاد و اين نظاميان از داخل و خارج دانشگاه دانشجويان و ساختمان دانشكده فني را به گلوله بستند كه ضمن آن سه دانشجو كشته و شماري مجروح و گروهي هم دستگير و بازداشت شدند.
     دولت وقت سپس براي جلوگيري از طغيان عمومي مردم به خاطر اين كشتار، روزنامه هايي را در اين زمينه مطالبي نوشته بودند توقيف و نسخه هاي چاپ شده انها را جمع آوري كرد.
     روابط انگلستان با ايران پرونده اي سياه دارد؛ از دلالي در قراردادهاي پايان جنگهاي ايران و روسيه به سود روسيه تا مجبور كردن ايران به دست كشيدن از مناطق شرقي خود به ويژه شهر تاريخي هرات، از تصرف جزاير ايراني خليج فارس و سپس بذل و بخشش كردن آنها به اين و آن تا گرفتن امتيازات متعدد از جمله نفت، ازتشويق غير مستقيم ايرانيان به اعتياد و كشت ترياك تا بردن و آوردن دولتها در ايران، از تقسيم ايران ميان خود و روسيه تا قرار داد 1919(وثوق الدوله) و سپس اشغال نظامي ايران در جريان جنگ دوم و ترتيب دادن كودتاي 28 مرداد برضد دكتر مصدق و پيش از آن تحريم اقتصادي دولت وي و جلوگيري از صدور نفت و هزاران مداخله ديگر. گمان نمي رود كه توطئه هاي لندن برضد ايرانيان به پايان رسيده باشد.
در قلمرو انديشه
زادروز «باروخ اسپينوزا» پدر ليبرال دمكراسي (دمكراسي غرب)
Baruch

بيست و چهارم نوامبر زادروز باروخ اسپينوزا (Baruch Espinoza) فيلسوف هلندي است كه در سال 1632 به دنيا آمد و بسال 1677 از بيماري سل درگذشت. خانواده او از يهوديان اسپانيا ــ پرتغال بودند كه از آنجا اخراج و ساكن هلند شده بودند. اسپينوزا به دليل داشتن تفكر مستقل، در سال 1656 از سلك يهوديان اخراج شده بود.
     تاريخ فلسفه و علوم سياسي از اسپينوزا به عنوان پدر ليبرال دمكراسي (اصطلاحا دمكراسي غرب) نام مي برد. او مي گويد كه انسان اگر از چارچوب نظم ملكوتي بيرون نرود آزاد است. وي انسان را سزاوار آزاد بودن، آزاد انديشيدن و آزادانه ابراز عقيده
     كردن مي داند كه نبايد اين آزادي ها به هيچوجه محدود شوند. اسپينوزا تكامل انسان را در آزادي او مي بيند. وي شديدا با زندگي كردن انسان در سايه ترس مخالف است و ارعاب دولتي را بزرگترين دستگاه توليد ترس خوانده است.
     اسپينوزا كه از فلاسفه رشناليست بشمار مي رود مي گويد كه رشد يك جامعه و به كمال رسيدن آن و تامين آزاديهاي فرد و محافظت از انسان در برابر ترس و ارعاب و تامين رفاه و رعايت حقوق او نسبت مستقيم با كيفيت مديران آن جامعه دارد. وي در عين حال در يك جامعه، دولت را مقدم بر كليسا مي داند.
     مفسران نظرات اسپينوزا مي گويند كه از ديد وي، امر «انتخاب كردن» يك مسئوليت اجتماعي بزرگ است و بر اين پايه به مردم تاكيد مي كنند كه اگر هنگام انتخاب نماينده و مدير چشم و گوش خود را باز نكنند و انتخابشان دقيق نباشد كل جامعه آسيب خواهد ديد و بايد پاسخگو و احيانا آماده پرداخت بهاي اشتباه خود باشند.
در قلمرو دانش
پژوهشگري كه خوردن خوراك مديترانه اي از جمله روغن زيتون را توصيه كرد
تايم عکس دکتر کيز را پشت جلد شماره 13 ژانويه 1961 چاپ کرده و مطلب مفصلي درباره نظرات او درباره غذا و بهداشت نوشته بود


    پروفسور «آنسل كيز Ancel Keys » استاد دانشگاه مينه سوتا كه صد سال عمر و تا نود و هفت سالگي تدريس كرد و كتاب نوشت 20 نوامبر 2004 درگذشت. وي در طول عمر پژوهشهاي فيزيولوژيك متعدد انجام داد. دكتر كيز با توجه به پايين بودن در صد بيماري هاي قلب و عروق در كشورهاي منطقه مديترانه و ژاپن ثابت كرد كه مصرف روغن زيتون و خوردن ميوه ، سبزي ، ماهي، نان خالص و 8 تا 9 ساعت خواب خوب و عادت به پياده رفتن و فرار از استرس باعث مي شود كه يك فرد، كمتر دچار بيماريهاي قلبي و عروق شود و عمري طولاني داشته باشد. وي همچنين خواص متعدد حبوب را كشف و توصيه كرد كه در مواردي جايگزين گوشت شوند.
    دكتر كيز در پژوهشي ديگر تاثير گرسنگي بر جسم و مغز را كشف كرد. وي كه دهها سال « بهداشت عمومي » تدريس مي كرد و رئيس آزمايشگاه تحقيقات بهداشتي مينه سوتا بود اصرار فراوان داشت كه افراد در مصرف چربي حيواني امساك كنند و اعلام كرد مرگهاي زودرس فنلاندي ها در اين است كه بيش از حد كره و پنير چرب مي خورند و بيماري هاي قلبي و عروق ميان آنان بيش از ملل ديگر است. فنلانديها كره را بر پنير اضافه مي كنند و مي خورند. كشف ديگر دكتر آنسل يافتن رابطه «خوب باقي ماندن» با خوب (درست) خوردن و خوب خوابيدن و ناراحتي خيال نداشتن ( روش زندگاني ) بود. وي رابطه مستقيم طول عمر با انتخاب شغل مورد علاقه و متناسب با استعداد و همسر متناسب را هم كشف كرد، و ترافيك بد و مشكلات در شهرهاي بزرگ و كشورهاي صنعتي را هم از عوامل چند نوع بيماري صعب العلاج و كوتاهي عمر اعلام داشت. دكتر آنسل كه چندين كتاب بهداشتي نوشته است يك فيزيولوژلست بود.
در قلمرو رسانه‌ها
معماي كناره گيري يك روزنامه نگار تلويزيوني آمريكا - درگيري کاخ سفيد واشنگتن با اين روزنامه نگار
Dan Rather


    24 نوامبر2004 اعلام كناره گيري «دن راذرDan Rather» روزنامه نگار برادكستينگ معروف آمريكا از اجراي اخبار شبكه تلويزيوني سي بي اس، در ميان جامعه روزنامه نگاران تعجب فراوان ايجاد كرده بود. وي كه 24 سال اين سمت را برعهده داشته دو ماه پس از پخش گزارشي كه نشان مي داد جورج دبليو بوش در اوايل دهه 1970 با هدف گريز از جنگ ويتنام، با توصيه بازي پدرش، در گارد ملي تگزاس ثبت نام كرده بود اعلام كناره گيري كرد. حزب جمهوريخواه آمريكا و سخنگوي كاخ سفيد اين گزارش مصور را ضربه اي تعمدي به جورج بوش كه سرگرم مبارزات انتخاباتي بود تلقي كرده بودند. طبق معمول، يك هيات بي طرف حرفه اي از سوي فدراسيون اتحاديه هاي روزنامه نگاران آمريكا مامور رسيدگي به اين قضيه شده بود كه «راذر» ترجيح داد كناره گيري خود را اعلام دارد. وي گفته است كه به كار روزنامه نگاري اينوستيگيتيو ادامه خواهد داد، ولي گمان نمي رود كه تا پايان دوره جاري حكومت جورج بوش كار موثر و چشمگيري انجام دهد.
    در همان زمان هم مقاله نگاران روزنامه هاي آمريكا عموما نوشته بودند كه از زمان پيروز شدن جورج بوش در انتخابات دوم نوامبر2004، كناره گيري «دن راذر» دست كم در طول زمامداري وي قابل پيش بيني بود. اين مقاله نگاران «دن راذر» متولد 1931 را يك روزنامه نگار كه به اصول ژورناليسم وفاداري كامل دارد و از حقيقت نگاري و رعايت بي طرفي و انصاف عدول نمي كند توصيف كرده و تنها عيب او را احساساتي بودنش در امور ديگر (خارج از كار حرفه اي) ذكر كرده بودند.
     «راذر» سالها قبل گفته بود كه از اجراي برنامه اخبار از 9 مارس 2006 كه پايان ربع قرن حضور در اين سمت خواهد بود كناره گيري خواهد كرد كه اين تصميم را، و به احتمال زياد تحت فشار كاخ سفيد تغيير داد و يك سال جلو انداخت. با كنار رفتن «دن راذر» از رياست ميز خبر، شبكه سي بي اس بينندگان روشنفكر و طبقه متوسط خود را از دست داده و از ميزان آگهي هايش كاسته شده است. آمريكاييان بيش از ملل ديگر نسبت به روزنامه نگار حساسيت نشان مي دهند و اگر برايشان ثابت شود كه كناره گيري و يا بركناري يك روزنامه نگار بر اثر فشار بوده و يا منصفانه نبوده و دليل حرفه اي نداشته، خشمگين مي شوند و قيد آن رسانه را مي زنند و با اين عمل، آن را به شكست مي كشانند.
     «دن راذر» در 22 نوامبر 1963 با پخش مستقيم خبر قتل جان اف كندي از دالاس كه خود شاهد آن بود و دو روز بعد قتل قاتل او «لي هاروي اسوالد» در ساختمان پليس توسط «جك روبي» به شهرت رسيد. مشاجره او با ريچارد نيكسون بر سر ماجراي «واتر گيت» كه دمكراسي آمريكا را در افكار عمومي جهان زير سئوال برده بود و برخورد شديد او با جورج بوش پدر بر اين شهرت افزوده بود. وي جورج بوش (پدر) را متهم كرده بود كه آمريكا را در چشم جهانيان به صورت دولتي «دو رو» نشان داده و احترام آن را پايين آورده است.
    ولاديمير پوتين رئيس جمهوري روسيه در مصاحبه اي از كناره گيري «دن راذر» تحت فشار دولت، از مقامات آمريكايي علنا انتقاد كرد. به همين گونه بسياري از انجمن جهاني و روزنامه نگاران بزرگ.
    به گفته اهل اطلاع، در جريان مسابقه هاي انتخاباتي سال 2008 آمريکا، حمايت روزنامه نگاران و بويژه گزارشگران تلويزيوني آمريکا از باراک اوباما يک قسمت هم به خاطر کنار گذاشته شدن "دن راذر" بود.
مشوق روزنامه هاي تك موضوعي ـ نقص قانون مطبوعات ما
20 نوامبر 2004 «پيتر كاكس Peter W. COX » روزنامه نگار آمريكايي پس از دهها سال تلاش براي قبولاندن نظر خود كه برخي روزنامه ها بايد تك موضوعي شوند تا مردم تكليف خود را بدانند در 67 سالگي درگذشت.
     كاكس كه قبلا سردبير يك روزنامه بزرگ بود به اين نتيجه رسيده بود كه روزنامه هاي تك موضوعي (تخصصي) بهتر مي توانند در رشته خود به جامعه خدمت كنند، مثلا روزنامه هاي ورزشي به ورزش، روزنامه هاي آموزش و پرورشي به بهبود كيفيت مدارس و روزنامه هاي پزشكي به پيشبرد اين علم و آشنا كردن مردم با علائم امراض و پيشگيري از ابتلاء به بيماري، و مخاطبان ضمن خريد يك روزنامه عمومي (حرفه اي ـ جامع)، برحسب علاقه به موضوع خاص، روزنامه و يا نشريات مربوط را هم خريداري خواهند كرد كه وسيعا درباره يك موضوع مطلب مي نويسند. كاكس مي گفت كه روزنامه هاي تك موضوعي هم حق دارند مطالب ديگر را بنويسند، اما به اختصار. وي اعانات دولت و موسسات ديگر را تنها حق نشريات تخصصي و داراي موضوعهاي محدود و مشخص مي دانست كه كمك به آموزش عمومي و رفع نياز اعضاي جامعه مي كنند. كاكس در اجراي نظر خود از سردبيري روزنامه عمومي دست كشيد و يك روزنامه مختص به اخبار و مطالب محيط زيست تاسيس كرد. روزنامه او، «مين تايمز»، از سال 1978 منتشر شد و داراي مطالب فراوان درباره زندگي در محيط زيست از خانه و غذا تا آب و دارو و رانندگي و ... بوده است.
    
حسين انتظامي

نظريه كاكس در وطن ما تا حدي زياد به اثبات رسيده است. «همشهري» متعلق به شهرداري تهران که در اصل يك روزنامه تخصصي (غيرسياسي) و محلي است در مدتي کوتاه از نظر تيراژ در صدر روزنامه هاي ديگر قرارگرفت.
    در وطن ما، حسين انتظامي (مديركل اسبق مطبوعات داخلي، نماينده انتخابي مديران جرايد در هيات نظارت و روزنامه نگار) سالهاست كه تلاش مي كند متقاضيان نشريات، داشتن نشريه تخصصي را كه كمك بزرگي به ارتقاء معلومات عمومي است مد نظر بگيرند، ولي محصول اين تلاش تاكنون جزيي و محدود بوده است. در اين زمينه عيب از قانون مطبوعات است كه انواع نشريات را تعريف نكرده است (نه از مجريان قانون). روزنامه ارگان حزب، يك نشريه تخصصي است ولي در كشور ما، روزنامه هاي حزبي درست بمانند يك روزنامه حرفه اي و جامع عمل کرده اند، هرگونه مطلبي را نوشته اند ازجمله مطالب خانواده و كودك، سينما و تئاتر و جدول برنامه هاي تلويزيوني و .... چرا چنين است؟. براي اين كه قانون مطبوعات روزنامه حزب را تعريف نكرده است. اگر در سراسر جهان بگرديد، يك روزنامه حزبي بمانند روزنامه هاي حزبي ما نخواهيد يافت كه هر مطلبي را بنويسند. جاي هر مطلب در اين روزنامه ها نيست. اين روزنامه ها سخنگو و مبلّغ حزب خود هستند و اشتباهات دولت (هر سه قوه، به علاوه قوه چهارم كه مطبوعاتند) را بايد بنويسند و تذكر دهند. در قانون مطبوعات جديد (قانون جاري ـ مصوب 1364) همانند قوانين قديمي تر از جمله قانون مصوب سال 1334 از مطالب روزنامه ها به اجتماعي، سياسي، اقتصادي، فرهنگي و ... ياد كرده است. اين تعاريف خيلي قديمي شده است. امروز، وقتي صحبت از «اجتماعي» مي شود يعني آنچه كه مربوط به زندگاني افراد جامعه است كه اخبار (نظر و رويداد) از همه رقم ازجمله سياسي (حكومتي) در دل آن است، پس بايد عبارت «اجتماعي نويسي» را در اين قانون، دقيقا روشن ساخت. يك مورد ديگر، مطالب «فرهنگي»: اطلاع رساني و نشر انواع خبر از جمله اخبار و تفسيرهاي سياسي و اقتصادي در اين طبقه قرار مي گيرند. بنابراين، تا اين قانون توسط اصحاب حرفه و استادان مربوط تكميل نشود، تلاش حسين انتظامي و ديگران براي اصلاح مطبوعات ما به جايي نخواهد رسيد. اين قانون بايد شرايط متقاضي را هم تكميل كند. داشتن مدرك ليسانس، نصاب سن و نداشتن پيشينه بد كافي نيست، براي انتشار نشريه عمومي و حرفه اي (نه تخصصي و حزبي) تجربه و حرفه اي بودن لازم است و در اختيار داشتن همكار باتجربه و نيز سرمايه به ميزان معين. حرفه اي بودن يعني اينکه روزنامه نگاري را پيشه مادام العمر قرادادن و نداشتن شغلي ديگر جز تدريس و تاليف.
ساير ملل
نمونه يك ازدواج سياسي در اروپا
 «تاريخ» در 24 نوامبر سال 1615 رويداد يك ازدواج سياسي را ثبت كرده است كه نظاير بسيار داشته، اما اين ازدواج ميان دو 14كودك ساله صورت گرفت.
     سياستمداران فرانسوي مصلحت كشورشان را در آن ديده بودند كه شاه 14 ساله فرانسه ــ لوئي 13 ــ با شاهزاده خانم اتريشي «آن» 14 ساله دختر امپراتور اتريش ازدواج كند تا از آن پس نه تنها اتريش خطري براي فرانسه باشد بلكه تا به سن رشد رسيدن پادشاه، در قبال خطر ديگران هم از داماد خود دفاع كند و فرزندي كه از اين قرابت حاصل خواهد شد از خانواده امپراتوري اتريش هم به شمار خواهد رفت و اتحاد دو كشور ادامه خواهد يافت.
     در آن روز، پس از برگزاري مراسم مذهبي و تشريفات رسمي نكاح، داماد كه كودكي بيش نبود حاضر به رفتن به حجله نمي شد. سرانجام مادر او با زور و تشر پسرش را به حجله برد و در را از پشت قفل كرد و معلم ويژه اورا كه قبلا موضوع ازدواج و زناشويي را به پادشاه تعليم نداده بود به گوشه اي كشيد و كتك زد و بركنار كرد!. 
روزي كه تاسمان هلندي به جنوب استراليا رسيد - اشاره اي به بالا کشيدن استراليا و ...
Abel Tasman

بيست و چهارم نوامبر سال 1642 «آبل تاسمانAbel Tasman» دريانورد هلندي و مامور كمپاني هند شرقي هلند (اندونزي امروز) در منتها اليه استراليا به جزيره اي رسيد كه امروز به نام وي «تاسمانيا - تاز مي نيا» خوانده مي شود. تا آن زمان پاي هيچ اروپايي به اين جزيره نرسيده بود و اروپاييان تا به اين حد به قطب جنوب نزديك نشده بودند. هلندي ها قبلا غرب استراليا را ديدن كرده بودند و آن را قاره جنوبي خوانده بودند و با اعزام تاسمان در نظر داشتند كه سواحل ديگر و ابعاد كل استراليا را به دست آورند و آن را به نام «هلند نو» مستعمره خود سازند كه بعدا با رقباي فرانسوي و انگليسي رو به رو شدند و فاتح نهايي اين منطقه بزرگ، انگليسي ها بودند كه با فرستادند زندانيان و زنان خودفروش لندن، آنجا را به يک كلني انگليسي تبديل كردند و با نابود ساختن بيشتر بوميان، خود را از شر آنان رهانيدند!، همان كاري را كه در آمريكاي شمالي مرتكب شده بودند.
    تاسمان سپس در جهت شرق به دريا نوردي ادامه داد و به نيوزيلند رسيد. اين نام را هم وي بر جزاير مائوري ها گذارده كه باقي مانده است( زيلند منطقه اي در هلند است). در نيوزيلند، مائوري ها چهار تن از ملوانان تاسمان را كشتند كه وي سريعا اين جزاير را ترك كرد و با مشخص ساختن محل جزيره فيجي، از طريق آبهاي شمال استراليا به جاكارتاي امروز بازگشت و نقشه تقريبي استراليا را ترسيم كرد.
    امپراتوري ژاپن در دهه 1940 در صدد اخراج مهاجران اروپايي و استعمار غرب از منطقه اقيانوس آرام و شرق و جنوب آسيا برآمد و بسیاری ازمستعمرات غرب از جمله هندوچین، مالزیا، اندونزی، هنگ کنگ، برمه و ... را تصرف کرد و بمباران اتمي بود که آن را مجبور به تسليم کردد. اينك ترس غرب از اين است كه در آينده، چين همين فكر را از راههاي ديگر عملي سازد.
با قتل قاتل «جان اف كندي» معما پيچيده تر شد! - اشاره به نتيجه آخرين بررسيها در اين زمينه
صحنه قتل اسوالد قاتل جان اف كندي كه مستقيما از تلويزيونها پخش شد


     24 نوامبر 1963 و دو روز پس از قتل «جان اف كندي» رئيس جمهور وقت آمريكا در شهر دالاس تكزاس، قاتل او Lee Harvey Oswaldدر طبقه زيرين ساختمان پليس اين شهر بزرگ در حالي كه دستش به دست جيم ليويل كارآگاه پليس (عكس بالا با كلاه تكزاسي) دستبند شده بود و در حال انتقال به زندان عمومي شهر بود، به گونه اي كه در عكس ديده مي شود هدف گلوله قرار گرفت و كشته شد.
    
Jack Ruby

قاتل او «جك روبيJack Ruby » صاحب يك بار شبانه بود كه هماندم دستگير شد. جك روبي قبلا در شيكاگو با «ال كاپون» گانگستر معروف (يكي از سران مافياي آمريكا) كار مي كرد كه بعدا به دالاس نقل مكان كرده و بار شبانه تاسيس كرده بود. با وجود اين، وي درگير مافيابازي و فعاليت هاي زيرزميني بود و شهرت داشت كه با برخي از مقامات پليس نيز رفت و آمد دارد. والدين جک روبي که نام اصلي اش Jacob Leon Rubenstein بوده است از مهاجران يهودي بودند كه از لهستان به آمريكا آمده بودند. جريان قتل اسوالد مستقيما از شبكه تلويزيوني پخش شد و ميليونها آمريكايي اين رويداد را به چشم خود ديدند.
     اسوالدLee Harvey Oswald كه 22 نوامبر از داخل ساختمان يك مدرسه دولتي به سوي جان اف كندي شليک کرده بود كه با اتومبيل روباز از خيابانهاي شهر مي گذشت، پس از بازجويي مقدماتي قرار بود به زندان مركزي شهر منتقل شود تا تحقيقات قضايي ادامه يابد.
     جيم ليويل كارآگاه پليس به «فريتز» رئيس پليس گفته بود كه خبرنگاران را از جريان انتقال اسوالد آگاه نكند زيرا كه ممكن است در ميان آنان، فردي مخفي شود و اسوالد را بكشد كه فريتز موافقت نكرده بود و گفته بود علاوه براين كه به رسانه ها قول عكس گرفتن از اسوالد را داده است، قانونا هم نمي تواند مانع آزادي عمل روزنامه نگاران شود.
    ليويل كه با مخالفت رئيس پليس رو به رو شده بود دست خود را به دست اسوالد دستبند زد و او را از آسانسور پايين برد. دهها خبرنگار، عكاس و فيلمبرداران شبكه هاي تلويزيوني و دستگاههاي پخش مستقيم در قسمت تحتاني ساختمان حاضر بودند، ولي رئيس پليس نمي دانست كه شبكه هاي تلويزيوني به مخاطبان خود وعده پخش مستقيم داده بودند. در خارج از آسانسور و در چند قدمي اتومبيلي كه آماده انتقال اسوالد به زندان بود، ناگهان جك روبي كه در ميان خبرنگاران بود تپانچه خود را بيرون كشيد و اسوالد را كشت و با اين عمل، اسرار قتل كندي كه مي خواست با شوروي سازش كامل كند و تلاش كند تا در جهان يك خلع سلاح انجام شود و دست كارخانه هاي اسلحه سازي از سياست كوتاه و دمكراسي در سراسر جهان گسترش يابد به صورت يك معماي تاريخي در پرده ابهام باقي ماند.
    جك روبي كه بعدا محاكمه شد گفته بود اسوالد را كشت تا به دنيا نشان دهد يهوديان ترسو نيستند! و به علاوه ژاكلين همسر كندي را از اندوه خارج سازد! و لكه ننگ را از شهر دالاس پاك كند!، كه مفسران اين بيانات را «ساختگي و مسخره» تعبير كرده بودند. روبي در آستانه تجديد محاكمه درگذشت و علت مرگ او كه در دهه پنجم عمر خود بود ذات الريه! اعلام شده بود. با اين كه تا كنون سه دسته و از جمله «كميسيون وارن» به معماي قتل كندي رسيدگي كرده اند هنوز اين معماي بزرگ قرن بيستم حل نشده است، مخصوصا كه بعدا هم رابرت برادر جان اف كندي در جريان مبارزات انتخاباتي آمريكا در لس آنجلس كشته شد.
    در نوامبر سال 2008 و به مناسبت چهل و پنجمين سالگرد قتل جان اف. کندي نتيجه آخرين تحقيقات درباره قتل او و بازسازي صحنه قتل و مسير گلوله انتشار يافت و گفته شد گلوله اي که به جمجمه "جي. اف. ک" اصابت کرده بود از طبقه بالاي ساختمان مدرسه شليک نشده بود بلکه از سطح زمين و با زاويه اي کم شليک شده بود و بنابراين، اسوالد تنها فردي نبود که در آن لحظه شليک کرده بود.
... و به اين سان مردي که در انحلال بلوک شرق و شوروي نقش اساسي، و در غرب بيش از وطن خود دوستدار داشت مجبور به کناره گيري شد
شواردنادزه دارد از پارلمان به حالت فرار خارج مي شود
«ادوارد شواردنادزه» كه در اروپاي غربي و آمريكا بيش از كشور خود داراي هوادار است و غرب كمك او به انحلال بلوك شرق و فروپاشي شوروي و پايان يافتن جنگ سرد را فراموش نخواهد كرد که راه را بر توسعه اروژا و "ناتو" باز کرد 23 نوامبر2003 به طور غير منتظره از سمت رياست جمهوري گرجستان كناره گيري كرد. شواردنادزه سالها وزير امور خارجه گورباچف و مدت كوتاهي هم همكار يلتسين بود. گوشه نشيني گورباچف و شواردنادزه مشکل آنان را حل نکرده است زيرا گروهي در کمين نشسته و درانتظار روزي هستند که بتوانند آن دو را به محاكمه و مجازات بکشانند كه با نيرنگ و از راه فرصت طلبي وارد حزب كمونيست شدند و از طريق آن به رهبري راه يافتند و سپس آن را منحل ساختند.
    در پي اعلام كناره گيري شواردنادزه از رياست جمهوري گرجستان، بيش از پنجاه هزار گرجي در شهر تفليس به خيابانها ريختند و بدون اين كه مطمئن باشند كه آيا جانشينش «بهتر از او» خواهد بود به پايكوبي و آتشبازي پرداختند. افراد عادي که در تظاهرات شرکت کرده بودند در آن روزها نمي دانستند که پشت پرده چه مي گذرد و برنامه از چه قرار است. در این زمان، تاریخ مصرف شواردنادزه برای غرب پایان یافته بود و برایش جانشینی که بهتر از او نقشه هایشان را به اجرا درآورد یافته بودند و برنامه تظاهرات و عصيان مقدمه روي کارآوردن همين "جانشين" بود.
    
به اين سان در حال حركت به سوي ساختمان پارلمان گرجستان بودند

شواردنادزه روز پيش ازکناره گيري، از دست مردم معترض به جريان انتخابات اوايل نوامبر گرجستان كه به ساختمان پارلمان حمله برده بودند از اين ساختمان به حومه شهر گريخته بود و وضعيت فوق العاده اعلام كرده بود. معترضان پس از فرار او از ساختمان پارلمان، به تظاهرات خياباني ادامه دادند و خواستار كناره گيري فوري او و تجديد انتخابات شدند.
    شواردنادزه از ساختمان دولتي حومه شهر تلفني با پوتين رئيس جمهور وقت روسيه و نيز کولن پاول وزير امور خارجه وقت آمريكا تماس گرفت. اين آخرين مکالمه او با اين دو مقام پيش از کناره گيري اش بود. وي در طول اعتراض به جريان انتخابات كه نزديك به دو هفته طول كشيده بود چند بار با آن دو مقام تلفني صحبت كرده بود. پوتين در پي آخرين مكالمه، ايوانف وزير امور خارجه روسيه را روانه تفليس كرد.
     شواردنادزه هنگامي كه ديد ارتش از او در سركوب مخالفان فرمان نخواهد برد؛ از دست وزير امورخارجه روسيه كه به تفليس آمده بود براي ميانجيگري كاري بر نمي آيد و رهبر مخالفان به او اخطار كرده است كه اگر كناره گيري نكند، به اقامتگاهش حمله خواهد شد از تلويزيون اعلام داشت كه ديگر رئيس جمهوري نيست.
    در پي كناره گيري شواردنازه (در آن زمان 75 ساله) كه ده سال رئيس جمهوري گرجستان بود، طبق قانون بانو «نينو بوردژاندزه» رئيس پارلمان موقتا برجاي او نشست تا ظرف 45 روز انتخابات برگزار شود. اهميت گرجستان براي غرب فراوان است از جمله قرارداشتن آن بر سر راه لوله نفت آذربايجان، از کشورهاي حوزه درياي سياه بودن و مشرف بودنش بر خاورميانه است.
    شواردنادزه از جواني وارد حزب كمونيست شده بود كه در آن زمان تنها راه رسيدن به مقام و قدرت بود. وي در 1972 دبير اول حزب كمونيست گرجستان شد. سپس به عضويت دفتر سياسي حزب كمونيست شوروي تعيين شد و مدتي وزير داخله روسيه فدراتيو بود. درسال 1985 گورباچف وي را وزير امور خارجه خود كرد كه تا اواخر كار در اين سمت بود و سپس به يلتسين پيوست. شواردنازه در پي كودتاي 1992 گرجستان به رياست جمهوري اين كشور كه اينك دچار درگيري با روسيه است انتخاب گرديد.
     شواردنازه در انحلال ـ آسانتر از نوشيدن آب ـ بلوك شرق و شوروي و برهم زدن نظم جهان دوقطبي نقشي چشمگير داشت.
    
تظاهرات پس از اعلام كناره گيري شواردنادزه از تلويزيون

پس از گرجستان، تظاهرات مشابه در ليتواني
در پي گرجستان، 23 نوامبر 2003 در ليتواني يكي ديگر از 15 عضو سابق اتحاد جماهير شوروي بر ضد «پاكساس» رئيس جمهور وقت اين كشور تظاهرات مشابهي صورت گرفت و تظاهركنندگان "پاكساس" را متهم به داشتن ارتباط با يك بازرگان مرتبط با مافيا كرده و خواسته بودند كه كناره گيري كند.
     رسانه هاي آمريكا در دهه سوم نوامبر 2003 ضمن تفسير رويدادهاي ليتواني و گرجستان فاش كرده بودند كه اين دولت در طول ده سال گذشته نزديك به يك ميليارد دلار كمك مالي به دولت گرجستان کرده بود تا سياست نزديك بودن به آمريكا را از دست ندهد و گرجي هارا راضي نگهدارد، ولي بعضي از مقامات گرجستان از اين پول سوء استفاده كرده و در حالي كه آنان بر مرسدس سوار مي شوند درآمد متوسط گرجي ها از 50 دلار در ماه تجاوز نمي كند و بازنشستگان هرماه تنها معادل هفت دلار آمريكايي مستمري دريافت مي دارند.
جنگ سرد تازه از اوكراين آغاز شد - انقلاب مخملي در کشورهاي شوروي سابق!
پس از سه روز كه حمله رسانه هاي غرب به انتخابات اوكراين و تحريك اوكرايني هاي هوادار غرب به ادامه اعتراض و تظاهرات ادامه داشت، 24 نوامبر 2004 ولاديمير پوتين رئيس جمهور وقت روسيه و الكساندر لوكاشنكو رئيس جمهور بلاروس و برخي از مقامات قزاقستان دست به ضد حمله شديد زدند. پوتين 23 نوامبر 2004 و در جريان ديدار از پرتغال در واكنش خود گفت: ما مدرس دمكراسي نمي خواهيم. انتقاد غرب از انتخابات ما بوي سلطه گري مي دهد و براي ما قابل قبول نيست. ما زير بار تحميلات كسي نمي رويم. سخنگوي كاخ كرملين قبلا درباره انتخابات اوکراين گفته بود كه اين انتخابات عادي بود و ايرادي نداشت و اين سر و صداها در اجراي برنامه ديگران است. لوكاشنكو هم در مينسك گفته بود: ما نمي خواهيم كه غرب ارزشهاي خود را به ما تحميل كند. سران روسيه و بلاروس هر دو پيروزي يانوكوويچ را در انتخابات اوكراين به او تبريك گفته بودند. از سوي ديگر، رئيس پارلمان اوكراين خطاب به «لوگار» سناتور جمهوريخواه آمريكايي كه براي اعتراض به چگونگي انتخابات به «كي اف» رفته بود گفته بود: انتخابات ما دمكراتيك و به مراتب دقيقتر از انتخابات شما بود. ما كه به كشور شما نيامده بوديم تا وكيل آمريكاييان شويم و اعتراض كنيم.
    روزنامه هاي کشورهاي بي طرف عموما در تفسيرهاي خود نوشته بودند: با اين وضعيت ماه عسل 13 ساله پايان يافته و جنگ سرد شرق و غرب از اوكراين شروع شده و اين سرزمين امپراتوري سابق روسيه ميدان اين نبرد است. پوتين منتظر آغاز اين جنگ از سوي غرب بود كه اين فرصت را به دست آورد. اگر هم بعدا مصالحه اي صورت گيرد مناسبات مسکو با غرب بمانند 13 سال گذشته نخواهد بود و با يكديگر با زباني تند و تيز سخن خواهند گفت.
    اعتراض شديد غرب به چگونگي برگزاري انتخابات اوكراين و تحريك جماعتي از مردم اين كشور به تظاهرات از همان زمان "انقلاب مخملي" عنوان گرفته که گفته شده است طرح چنين انقلابهايي در واشنگتن تهيه شده است. انتخابات اوكراين و اعتراض غرب به آن، همچنين يک نقطه بازگشت تلقي شده است كه فصل تازه اي را در تاريخ باز كرده است.
     جهان سوم از برهم خوردن مناسبات روسيه با غرب ابراز خرسندي غير مستقيم كرده و اين موضوع از مقالات مطبوعات اين ملل و ترتيب عرضه خبرهاي آن به چشم مي خورد. روزنامه هاي ملل ديگر نوشته اند كه از دير باز انتظار آغاز معارضه اي تازه شبيه جنگ سرد سالهاي 1945 ـ 1991 را داشتند.
     اصحاب نظر گفته بودند كه با اعتراض روسها و غربي ها به يكديگر، صداي پاي تقسيم بندي ديگري در جهان مي آيد: اوراسيا ـ اروپاي غربي و آمريكا.
    اين صاحبنظران افزوده بودند که پس از برخورد كوتاه لفظي روسيه و غرب برسر بمباران يوگوسلاوي، برخورد تازه بزرگترين معارضه اي است كه ميان طرفين آغاز شده و كشورهاي ديگر كه ميدان را براي نفس كشيدن باز مي بينند در خفا سرگرم تشويق روسيه به ادامه معارضه هستند زيرا كه جهان، مخصوصا در چهار سال پيش از اين وضعيت، از يك قطبي بودن رنج فراوان برده است. اين اصحاب نظر گفته بودند كه تقسيم بندي جهان اجتناب ناپذير است.
    
ويکتور يانوکوويچ

جهان در سه روز منتهي به 24 نوامبر شاهد بزرگترين تعرض رسانه اي غرب بر ضد پيروزي «يانوكوويچ» در انتخابات اوكراين بود كه پس از جنگ سرد سابقه نداشت. در انتخابات يكشنبه 21 نوامبر 2004 اوكراين، «يانوكوويچ» كه از هواداران اتحاد تنگ تر با روسيه و بلاروس است 49 و 42 صدم درصد آراء را به دست آورد، حال آن كه رقيب هوادار غرب او 46 و هفت دهم درصد را.
    در پي اعلام اين نتايج بود که رسانه هاي غرب در قالب خبر و مصاحبه فرياد برآوردند كه اين انتخابات مطابق استاندارد بين المللي! نبوده است و در جريان آن اعمال نفوذ شده و .... اين رسانه ها اخبار خود را عمدتا از قول چند سازمان اروپايي و به علاوه ناظران "ناتو" تنظيم كرده بودند. رسانه هاي غرب تظاهرات شهر «كي اف» را با آن چه كه سال گذشته در همين تاريخ در تفليس (گرجستان) روي داده بود و منجر به كناره گيري شواردنادزه شد مقايسه كرده، مشابه دانسته و پيش بيني تشديد آن را در آينده كرده بودند. رسانه هاي طرف ديگر در پاسخ گفته بودند كه در هر انتخابات ما از جمله انتخابات اخير روسيه، قزاقستان و ... غرب فرياد برآورده كه مطابق استاندارد نبوده است و ... و استاندارد انتخابات هر كشور بر پايه قانون آن كشور است و قوانين ممالك در همه زمينه ها با هم فرق دارد.
اخراج مسافري ديگر از آسمان آمريكا - نتايج اين سختگيري ها
22 نوامبر 2004 يك هواپيماي مسافربر ديگر با 263 مسافر از مسيرش در آسمان آمريكا باز گردانده شد تا يك مسافر خود را كه نام او در فهرست «ممنوع پرواز ها» بود اخراج شود.
    هواپيما متعلق به ارفرانس بود كه از پاريس عازم شهر واشنگتن بود. وزارت امنيت ملي آمريكا به خلبان اين هواپيما كه به مقصد نزديك شده و آماده فرود آمدن بود دستود داد كه به فرودگاه «بان گور» در ايالت مين (آخرين گوشه شمال شرقي آمريكا) باز گردد و اين مسافر خود را پياده كند. پس از فرود آمدن هواپيما، مسافر مورد نظر كه به اين عمل اعتراض داشت با اولين هواپيما از آمريكا اخراج شد و فرد ديگري از مسافران كه معترض به چنين عملي بود، با او به پاريس بازگشت. روزنامه هايي كه اين خبر را نوشته بودند پرسيده بودند كه چرا قبلا و در مبدا چنين اطلاعي به خلبان و شركت هواپيمايي داده نشده بود و با باز گرداندن هواپيما از آسمان كه قبلا هم سابقه داشت به شهرت و اعتبار جهاني آمريكا لطمه وارد ساخته اند. يکي از دلايل روي برگردان شدن آمريکاييان از حزب جمهوريخواه که نتايج آن در انتخابات نوامبر 2008 مشاهده شد همين سختگيري هاي غير ضروري و نسبتا خشن دولت اين حزب بود.
    
آغاز رقابت سه قدرت بر سر آمريكا لاتين
ولاديمير پوتين 21 نوامبر 2004 هنگام ديدار از شيلي، لباس محلي شيليايي بر تن کرده بود

با ورود عميق چين به آمريكاي لاتين، روسيه و آمريكا هم توجه خود را به اين منطقه معطوف داشته اند. 22 نوامبر 2004 رئيس جمهوري چين در كوبا، رئيس جمهوري روسيه در برزيل و رئيس جمهوري آمريكا در كلمبيا بود.
    رهبر چين در زمينه گسترش مبادلات با كاسترو مذاكره كرد و پوتين در برزيل در همين زمينه با لولا دا سيلوا. چين و روسيه هر دو مي كوشند كه با برزيل همكاري وسيع نفتي و هواپيما سازي داشته باشند. چين تلاش مي كند كه از شريك سوم تجاري با كوبا به شريك درجه اول ارتقاء يابد. در سال 2004 ونزوئلا و اسپانيا شركاء تجاري اول و دوم كوبا بودند.
    
چرا سناتور مك كين به اعلام خطري که کرده بود توجه نکرد، نامزد شد و شکست خورد!
مك كين در حال امضاي کتابش

سناتور مك كين (جمهوريخواه) که نوامبر 2005 با استفاده از تعطيلات كنگره در شهرهاي مختلف در كتابفروشي ها حاضر مي شد و تاليف تازه خود را براي خريداران امضا مي کرد 23 نوامبر در ايالت كاروليناي جنوبي به حزب جمهوريخواه اخطار كرده بود كه اگر وضعيت بر همين منوال ادامه يابد، تا نوامبر آينده (2006) اکثريت قوه مقننه (کنگره) و در نوامبر 2008 قوه مجريه (رياست جمهوري) را از دست خواهد داد و آنها را به دمكراتها خواهد باخت. وي گفته بود كه ادامه وضعيت عراق، بالا بودن بهاي سوخت، تورم و افزايش قيمت ها و اخيرا هم اعلام زيان دهي كارخانه اتومبيل سازي جنرال موتور كه مي خواهد 13 واحد خود را تعطيل و 30 هزار كارگر را بيكار كند مردم آمريكا را از كارآيي دولت حزب جمهوريخواه مايوس ساخته است.
    در اين اخطار، سناتور كاروليناي جنوبي، ليندسي گرام (جمهوريخواه) با مك كين شريك شد و همان حرفها را تكرار كرد.
     مك كين باوجود اين اخطار، براي انتخابات عمومي سال 2008 خودرا نامزد مقام رياست جمهوري آمريکا کرد و شکست خورد و همانطور که در نوامبر 2005 پيش بيني کرده بود، هر دو قوه مجريه و تقنينيه در دست حزب دمکرات قرار گرفت. تعجب در اين است، مک کين که سه سال پيش از انتخابات نوامبر 2008 شکست حزب خودرا پيش بيني کرده بود، چرا خودرا نامزد کرد که اينک بايد درد شکست را تحمل کند!.
يك نمونه از ظلم و اجحاف كاپيتاليسم
«ويت» در دارو خانه اش

بيست و يکم نوامبر 2005 شبكه سي بي اس آمريكا با پخش يك گزارش مشروح و مصور پرده از اجحاف كارخانه هاي داروسازي آمريكا برداشت كه تعبير به يك «نمونه از ظلم و اجحاف كاپيتاليسم» شده است.
     در اين خبر يك بانوي سالخورده به نام "شرون" گفت كه داروهاي مصرفي او هر ماه به هشتصد دلار رسيده بود و استطاعت خريد نداشت. با پرس و جوي بسيار، يك داروخانه در ايالت مينه سوتا پيدا كرد كه همان داروها را به دويست دلار مي فروخت، و حالا مي خواهد بداند كه ساير داروخانه ها چرا گرانفروشي مي كنند؟.
    گزارشگر تلويزيون به سراغ «جيم ويت» صاحب داروخانه ارزانفروش رفته بود و اين دارو فروش گفته بود: داروهاي جنريك (بدل) كه همان خاصيت را دارند گاهي تا 25 برابر ارزانترند ولي كارخانه هاي سازنده داروهاي مارك اصلي به ما فشار مي آورند كه بدلي ها را هم گران بفروشيم تا براي داروهاي آنان مشتري باشد. من يكي اين كار نمي كنم حتي اگر سهميه ام را قطع كنند. من گرانفروشي و اجحاف به مردم را مغاير تعاليم مسيح مي دانم.
رابطه جنسي بانو دبير با شاگرد 14 ساله دبيرستان!
Debra Lafave

بيست و دوم نوامبر 2005 اعلام شد كه قاضي يك دادگاه ايالت فلوريدا در منطقه تمپا يك دبير 25 ساله به نام «دبرا لافاوهDebra Lafave» را به جرم داشتن ارتباط با يك دانش آموز 14 ساله (پسر و از شاگردان خود) به ده سال زندان و لغو پروانه تدريس محكوم ساخته، ولي چون اين بانو به عمل خود اعتراف و از اين عمل ابراز ندامت كرده ده سال زندان او به سه سال حبس خانگي و هفت سال زندان تعليقي تبديل شده است.
    بانو دبرا با داشتن شوهر با شاگرد 14 ساله اش ارتباط جنسي بر قرار كرده بود. ارتباط "دبرا" با شاگردش كه در دوره اول متوسطه تحصيل مي کرد در داخل اتومبيل، خانه و حتي در اطاق مدرسه (كلاس) صورت مي گرفت. در آمريكا، هرگونه رفت و آمد با افراد زير 18 سال تمام جز با اجازه والدين و يا قيم آنان ممنوع و جرم است، چه رسد به داشتن رابطه جنسي با آنان.
    اين تنها رابطه جنسي معلم و شاگرد در آمريکا نبوده است. هرچند وقت يکبار در رسانه هاي اين کشور از اين گزارشها مشاهده مي شود.
بوي نفت و دارفورDarfur
تاكنون سابقه نداشته است كه «اصحاب منافع» براي يك مسئله عمومي خارجي آگهي به رسانه ها و به ويژه تلويزيونها بدهند، ولي در اكتبر و نوامبر 2006 انتشار چنين اعلان هايي با عكس و تفصيلات در جهان غرب (اروپا و آمريكا) مشاهده شد. اعلان دهندگان كه از نظر مخاطبان، مجهول بوده اند آه و ناله راه انداخته بودند كه در دارفور (سودان) نسل كشي مي شود و دولت سودان مانع ورود نظاميان ملل ديگر جهت برقراري نظم، به آنجا است و ....
    بديهي است كه با اين اعلان ها، مخاطبان ناراحت و تحريك مي شوند. در اين ميان مفسراني هم بوده اند كه با اشاره به اين آگهي ها مي گويند: از «دارفور» بوي نفت مي آيد، كمپاني هاي نفتي غرب نمي خواهند چين و كشورهاي ديگر وارد امور نفتي شوند، مگر در جاهاي ديگر جهان از اين برخوردهاي محلي روي نمي دهد؟ و ....
دكتر «نرس» را كشت و سپس خودكشي كرد
لوري

دكتر مارك دانيل 50 ساله كه در ايالت انتاريو (كانادا) در يك بيمارستان كار مي كرد با داشتن همسر، عاشق يك نرس 37 ساله همان بيمارستان به نام «لوري دوپانت» شده بود. چون لوري حاضر به داشتن روابط آزاد با دكتر دانيل نشده بود، اين دكتر 19 نوامبر 2005 در اطاق ويژه بستري كردن بيماران پس از عمل جراحي (ريكاوري روم)، با چاقو به جان لوري افتاد، او را مجروح ساخت و از بيمارستان خارج شد.
     دانيل پس از اين كه از راديو شنيد كه لوري در بيماستان درگذشته است با وارد ساختن سم به بدنش خود را در اتومبيل كشت.
با اقامت پادشاه سعودي و پنج شاهزاده، اقتصاد يك شهر آمريكا رونق گرفت! ـ نظرها
ملک عبدالله
در ميان بحران اقتصادي جاري، شبكه هاي تلويزيوني آمريكا 21 نوامبر 2008 از رونق گرفتن شهر «روچستر» آمريكا واقع در ايالت مينه سوتا خبر داده و گفته بودند كه دليل اين رونق اقتصادي؛ اقامت پنج روزه عبدالله بن عبدالعزير پادشاه كشور سعودي در اين شهر بوده است. طبق اين گزارش ها، پادشاه سعودي، چهاردهم نوامبر براي يك معاينه پزشكي در كلينيك مايو (كه موسس آن يك پزشك انگليسي بوده است) وارد اين شهر شده بود و به همراه او پنج شاهزاده سعودي ديگر و صدها محافظ و خدمه. معاينات پزشگي پادشاه سعودي 19 نوامبر پايان يافت ولي تني چند از شاهزادگان و خيل همراهانشان براي چند روز و شايد چند هفته ديگر در روچستر مانده بودند. ملك عبدالله و همراهان در طول اقامت در روچستر ميليونها دلار هزينه كردند كه باعث رونق اقتصاد روچستر شده است.
    تني چند از مخاطبان اين شبكه هاي تلويزيوني كه درباره اخبار آنها نظر مي دهند و نظر (كامنت) خودرا با «اي ـ ميل» مي فرستند و درپايان خبرها خوانده مي شوند اظهارنظر كرده بودند كه بهتر است پادشاه سعودي با اين پول و مبلغي بيشتر، چند كلينيك از نوع «مايو Mayo» در كشور خود تاسيس كند تا مردم منطقه در آنجا معاينه و درمان شوند و عقده پول نفت در دلشان باقي نمي ماند و به خشم و انتقام تبديل نشود.
برخي ديگر از رويدادهاي 24 نوامبر
  • 1859:   چارلز داروين نخستين كتاب خود را در زمينه تحول موجودات را منتشر كرد.
  • 1888:   ديل كارنگي نويسنده آمريكايي به دنيا آمد و 73 سال عمر كرد.
  • 1903:   «استارتر» خودرو توسط «كلايد كلمن» اختراع شد. تا آن زمان با «هندل» خودرو ها را روشن مي كردند.
  • 1927:   دولت انگلستان شوروي را متهم به قصد راه انداختن يك انقلاب كمونيستي در آن كشور كرد و روابط خود را بامسكو قطع كرد.
  • 1944:   88 بمب افكن آمريكايي شهر توكيو را بمباران كردند.
  • 1947:   داستان «مرواريد» نوشته جان شتاين بك انتشار يافت.
  • 1947:   مجلس نمايندگان آمريكا با 346 راي موافق در برابر 17 راي مخالف تصويب كرد كه بيش از فيلمنامه نگار و توليد كننده فيلم در هاليوود را كه «كمونيست» تشخيص داده شده بودند، مي توان براي بازجويي و تحقيق احضار كرد. همين مصوبه باعث شد که اين عده تا مدتي عملا کار خود را از دست بدهند.
  • 1979:   دولت آمريكا اعتراف كرد كه هزاران نظامي آن كشور در زمان بمباران شيميايي جنگلهاي ويتنام جنوبي، به « ايجنت اورنج» آلوده شده اند.



  •  

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.

     تماس با مولف: nhistorian@cox.net