Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
   خورشيدي

 
19 مي
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 












   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 19 مي
ايران
شکست امويان از ابو مسلم خراساني در نبرد ماه می سال 749
تصويري از ابومسلم
19 ماه مي سال 749 و دو سال پس از آغاز بپاخيزي ابومسلم خراساني بر ضد امويان، ارتش مروان آخرين خليفه اموي شرق (دمشق) در جنگ از او شكست خورد و حكومت امويان (كه مورد تنفر شيعيان هستند) متزلزل و مناطق واقع در شرق شام (سوریه) از کنترل امویان خارج شدند.
    20 ماه بعد، ارتش مروان دوم در کنار رود زاب در بین النهرین بازهم از نیروهای ابومسلم شکست خورد که این، یک شکست نهایی بود و عباسيان با كمك ابومسلم بر جاي امویان نشستند و دارالخلافه را از دمشق به بغداد منتقل كردند. از آن پس، حكومت امويان تا مدتي منحصر به اندلس (اسپانيا) و گوشهِ دوردست آفريقاي شمال غربي بود.
    مروان دوم پس از شکست زاب در ژانویه 750 به مصر گریخت و در آنجا کشته شد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
زادروز دكتر محمد مصدق ناسيوناليست بنام ايران زمين و مَرد محبوب ایرانیان ـ نگاهی به برخی نظرات او
مصدق

بيست و نهم ارديبهشت زادروز دكتر محمد مصدق ناسيوناليست بنام ايرانى، بانى ملّى شدن نفت ايران و رهبر وطن در سال هاى ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲ است كه به سال ۱۲۵۸ (1879 ميلادي) در تهران به دنيا آمد و در ۱۴ اسفند ۱۳۴۵(مارس 1967) فوت شد.
     دولت مصدق با براندازي ۲۸ اَمُرداد ۱۳۳۲ ساقط و خود او پس از سه سال زندان تا پايان عمر به حالت تبعيد در روستاى احمدآباد ساوجبلاغ (نزديك كرج) تحت نظر بسر بُرد. دكتر مصدق تبعيد خود در احمد آباد را غير قانوني اعلام كرده بود زيرا حكم قضايي بر تبعيد او وجود نداشت.
     مصدق پيش از نخست وزيري، چند دوره نمايندگى تهران در مجلس را بر عهده داشت. مصدق براي نخستين بار از شهر اصفهان به نمايندگي مجلس انتخاب شده بود. او وزیر و استاندار هم شده بود. مصدق سالها در دانشگاه تهران حقوق تدريس مي كرد. مصدق معتقد به دمکراسی واقعی، تمرین آن و رعایت حقوق انسان و آزادی ها بود.
     جبهه ملی که فعالیت آن پس از نخست وزیر شدن علی امینی در 16 اردیبهشت 1340، آزاد شده بود 28 اردیبهشت این سال (زیرا که در آن سال، بیست و نهم ـ زادروز مصدق جمعه و تعطیل بود) تشکیل یک اجتماع 100 ـ 120 هزار نفری در میدان جلالیه تهران (امروزه: پارک لاله) برپا داشت که در آن الهیار صالح، سنجابی، شاپور بختیار و غلامحسین صدیقی سخنرانی کردند و خواستار برگزاری انتخابات آزاد طبق اصل 26 قانون اساسی وقت شدند. به مناسبت زادروز مصدق، آن جمعیت ضمن تجلیل از او، تبعید و حصر غیرقانونی اش را در احمدآباد محکوم کرد.
     ۲۹ ارديبهشت سال ۱۳۵۸ (سه ماه و چند روز پس از انقلاب و در دوران دولت موقت مهدي بازرگان)، ايرانيان صدمين زادروز مصدق را با شكوهى بى سابقه برگزار كردند و برای این منظور دهها هزار تَن از تهران به احمدآباد رفتند تا برگور او گُل بگذارند. دكتر مصدق عُمر خود را وقف مبارزه براى تحقق آزادى ها، دموكراسى، رعایت حقوق انسان، صلح و استقلال و حاکمیّت ملی به مفهوم کامل كرده بود.
     علاقه مندی ایرانیان به مصدق همچنان چشمگیر است. براي مثال؛ تیراژ روزنامه همشهری که شهرداری تهران آن را با تحمل هزینه ای سنگین و بکارگیری روزنامه نگاران قدیمی در آذرماه 1371 (دسامبر 1992) تاسیس کرده است در امُرداد 1372 (29 امردادماه) با انتشار عکسی از مصدق در صفحه ششم این روزنامه از مرز 120 هزار نسخه گذشت و این روند افزایش ادامه یافت، حال آنکه طبق تجربه جهانی، توجه به نشریات دولتی ـ به دليل واکنش منفي مخاطبان که ژورناليسم را قوه چهارم دمکراسي و جدا از قواي سه گانه دولت مي دانند ـ چندان زیاد نبوده است. روزنامه دولتی ایران که سال 1373 کار انتشار خودرا از سر گرفته است با اطلاع از این تجربه روزنامه همشهری، به مناسبتی عکسی از مصدق و نوه اش را در صفحه اول خود چاپ کرد که در آن روز پنج بار تجدید چاپ شد و توجه مخاطبان به آن تا سالها کاهش نیافت. این روزنامه نیز با بکارگیری روزنامه نگاران قدیمی (اخراجی های پس از انقلاب که سالها خانه نشین بودند) راه اندازی شده بود. کتابفروشي هاي تهران تا سالها پس از انقلاب عکسي از مصدق را در ويترين خود قرار مي دادند تا جلب مشتري کنند.
     از نظر دكتر مصدق، آزادى بيان [كه مطالب نشريات حرفه اي هم مشمول آن مى شوند و نبايد دولتي باشند و از دولت كمك مالي دريافت دارند]، آزادى اجتماعات، آزادى تاسيس حزب، سنديکا، اتحاديه و انجمن و هرگونه تشكُّل، انتشار نشريه، آزادى تعيين محل سكونت و داشتن آزادى و امنيت در آن، آزادى تحصيل و كسب علم و معرفت و آزادى انتخاب شغل (پيشه مشروع و قانوني)، روش زندگانى فردى (روش شرافتمندانه) از حقوق اساسى بشر هستند كه لاينفك از انسان بايد باشند. مصدق بارها گفته بود که دولت به وجود می آید تا از جان، حیثیت و اموال اتباع حفاظت کند. گرانفروشی و امثال آن نوعی تصاحب اموال است و دولت باید با تصویب قانون، نظارت دقیق و تعیین مجازات مانع از آن شود. حفظ جان تنها از طریق گماردن پلیس نیست باید مانع توزیع مواد غذایی زیان آور و هر ماده، عمل و اعتیاد بد شود. ارتش تنها برای دفاع از مرزها نیست باید مانع نقض قانون اساسی و نقض حقوق اتباع و دولت (نماینده اتباع) شود و قاچاق کالا (نپرداختن حقوق دولت ـ عوارض گمرک) و یا هدر دادن منابع ملّی (مثلا درآمد حاصل از فروش نفت و مواد معدنی که از دل خاک کشور خارج می شود) از موارد نقض حقوق ملت است که مشترکا مالک کشور اند.
     دكتر مصدق بارها گفته بود كه آزادى ها به هم ارتباط دارند و اگر آزادى در يك مورد سلب شود، موارد ديگر هم متزلزل و از ميان خواهند رفت و يا دست كم كمرنگ خواهند شد.
    طبق نظرسنجی اپریل 2012، ایرانیان مصدق را از لحاظ محبوبیّت و خدمت همردیف کوروش بزرگ، زرتشت، فردوسی، حافظ و ابوعلی سینا بیان کرده بودند.*
    *****
    *«بی بی سی» نتیجه نظرسنجی از مخاطبان خود برای تعیین بزرگان ایران در طول تاریخ [و ظاهرا تا پیش از انقلاب و تغییر نظام حکومتی] را که در اپریل 2012 انجام شده بود اعلام داشت و مصدق در میان شش بزرگی بود که مخاطبان آن موسسه نام برده بودند. در این نظرسنجی، بنی صدر نخستین رئیس جمهور ایران هم مصدق را یکی از چند بزرگ تاریخ ایران بشمار آورده بود و کارهای مهم ملي اورا برشمرده بود تا انتخاب خودرا مستدل کند. به رغم درگیری طولانی مصدق با دولت لندن، بی بی سی عکس اورا در ردیف بالای تصاویر بزرگان دیگر قرار داده بود (که در پایین از وبسایت آن بنگاه سخن پراکنی عینا کُپی ـ اِسکَن ـ شده است). مخاطبان بی بی سی همچنین زرتشت، کوروش بزرگ، فردوسی، حافظ و ابوعلی سینا را به عنوان بزرگان ایران در طول تاریخ معرفی کرده بودند.
این مجموعه عکس عینا از وبسایت «بی بی سی» کُپی(اسکن) شده است و به گزارش این بنگاه رسانه ای، مخاطبان آن این پنج نفررا انتخاب کرده بودند


    


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
اعلاميهِ 19 ماه مي سال 1951 دولت آمريكا در خودداري از معامله نفت با ايران
19 ماه مي سال 1951 (ارديبهشت 1330) دولت وقت آمريكا تحت فشار شديد انگلستان اعلام كرد كه شركتهاي نفتي آمريكا در شرايط موجود كه اختلاف ايران و انگلستان بر سر نفت ادامه دارد مايل به مشاركت در فعاليتهاي نفتي ايران ازجمله بستن قرارداد خريد نيستند و درصدد آن برنخواهند آمد. اين اعلاميه غير منتظره كه در پي ديدار يك هيات انگليسي از واشنگتن صادر شده بود دولت وقت ايران را متوجه فروش نفت خود به كشورهاي كوچكتر نظير ايتاليا ساخت كه عملي هم نشد. دولت انگلستان كه عامل بزرگي در بازارهاي بين المللي نفت بوده است اخطار كرده بود كه نمي گذارد نفت ايران صادر شود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخورد تاريخي دکتر ملکي در کنفرانس ژنو با انگلستان بر سر بحرين
دکتر ملکي
19 ماه مي 1953تيتر بزرگ روزنامه ها در سراسر جهان مربوط به اعتراض شديد دكتر محمدعلي ملكي وزير بهداري وقت ايران و پرخاش او به نماينده انگلستان در كنفرانس جهاني بهداشت در ژنو بود كه به برخورد لفظي طرفين انجاميده بود. صداي اعتراض فريادگونه دكتر ملكي هنگامي بلند شد و نطق نماينده انگلستان را در جلسه كنفرانس قطع كرد كه نماينده انگلستان از بحرين به عنوان جزيره تحت الحمايه آن كشور كه از لحاظ مناطق بهداشتي جهان بايد در عداد نواحي شرق مديترانه قرار گيرد نام مي برد. دكتر ملكي ضمن قطع اظهارات نماينده انگلستان گفت كه بحرين يك گوشه از خاك ايران است و اين ايران است كه در مجامع بين المللي بايد از طرف بحرين سخن بگويد نه انگلستان استثمارگر كه آن قطعه از خاك ميهن ما را اشغال نظامي كرده است و در اين كنفرانس او (دكتر ملكي) بايد پيشنهاد دهد كه بحرين در چه ناحيه بهداشتي جهان قرار گيرد، نه نماينده دولت اشغالگر. بحرين در منطقه اي قرار بايد بگيرد كه كشور مادر، ايران ، قرار گرفته است. چون برخورد لفظي طرفين شديد و طولاني بود جلسه كنفرانس به عنوان تنفس تعطيل شد و دكتر ملكي بقيه حرفهاي خود را در خارج از جلسه به خبرنگاران كه وي را احاطه كرده بودند زد و گفت كه جهان «روشن شده» امروز (نيم قرن پيش) نبايد از متجاوز حمايت كند و تنها، حرف زورگويان سلطه گر را بشنود. انگلستان قدرت دريايي داشت و جزاير ما از جمله بحرين را تصرف كرد و .... اعتراض بي سابقه و متن اظهارات دكتر ملكي در جلد دوم تاريخ مبارزات ملل عينا درج شده است. دكتر ملكي به خاطر همين اقدام، دربازگشت به تهران مورد استقبال باشكوه و دلگرم كننده مردم قرار گرفت كه يك قدرداني بزرگ از شجاعت او بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ميزان حقوق کارمندان دولت در سال 1332 خورشيدي
اشل ترميم شده حقوق پايه (بدون مزايا، از جمله دستمزد كار اضافي كردن) كارمندان دولت ايران در سال 1332 ( استخدام رسمي ها ) سي ام ارديبهشت اين سال جهت پرداخت به خزانه داري كل ابلاغ شد. در اين اشل، حقوق كارمند پايه يك (تازه استخدام) 150 تومان (1500 قران و به مراتب كمتر از يك پانصدم چنين دستمزدي در سال 1383 و يك هزارم در سال 1388) تعيين شده بود. طبق اين جدول، حقوق آخرين پايه آن زمان (پايه 9) ششصد و نود و دو تومان بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
نگاهي به گذشته

    کُپي صفحه اول روزنامه اطلاعات، شماره منتشره در 28 ارديبهشت 1359 (15 ماه و يک هفته پس از پيروزي انقلاب):
    



    
    و کُپي يک خبرِ ترجمه شده از آژانس فرانس پرس، از صفحه آخر (صفحه 12) اين شمارهِ روزنامه اطلاعات:
    
    


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
موافقت دولت هاي عضو بازار مشترک اروپا با تحريم اقتصادي جمهوري اسلامي ايران
هجدم ماه مي 1980 (28 ارديبهشت 1359) در پايان نشست وزيران جامعه اروپا (بازار مشترک) که در ناپل ايتاليا برگزار شده بود اعلام شد که دولت هاي عضو اين جامعه با تحريم اقتصادي ايران موافقت کرده اند. تصميم به برقراري اين تحريم به خواست دولت آمريکا به تصويب اجلاس وزيران دولت هاي عضو بازار مشترک رسيد. طبق اعلاميه صادره، تحريم اقتصادي ايران از سوي اعضاي بازار مشترک اروپا (اينک موسوم به اتحاديه اروپا) بايد از چهار روز بعد (يکم خرداد آن سال) آغاز مي شد.
    برخي از تفسيرنگاران در تفسيرهاي خود درباره اين تصميم نوشته بودند که اروپا يک بار ديگر تسليم فشار آمريکا شد.
    ـ ـ ـ ـ ـ
    
    ... و 38 سال بعد در همان ماه، تيترهاي بزرگ صفحات اول شماره هاي 29 ارديبهشت 1397 (19 ماه مي 2018) دو روزنامه تهران:
    


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
خبرها و نظرها درباره انتخابات خرداد 1392: بازهم سخن از سالخوردگی آیت الله هاشمی رفسنجانی بود و حمایت او از سرمایه داری و کمک به اشراف گري!
29 اردیبهشت 1392 ـ مرتضی حسینی (حجت الاسلام) نماینده قزوین در مجلس شوراي اسلامي درباره انتخابات 24 خرداد 1392 ضمن اشاره به داوطلبان نامزدی گفت که به نظر او و در این شرایط و اختلاف نظرها، هاشمی رفسنجانی اگر هم تایید شود و در انتخابات رای بیاورد نخواهد توانست کشور را به نحو مطلوب مدیریت کند. رئیس جمهور مخصوصا در دوره آینده و مشکلات، باید فردی باشد که از توان جسمی و فکری بالایی برخوردار باشد. ایشان تقریبا 80 ساله اند و جلسه‌های مجمع تشخیص مصلحت نظام را به سختی اداره می‌کنند. به نظر من، ایشان در این سن و با توجه به شرایط امروز؛ مشکلات اقتصادی و اجتماعی بعید است که بتواند کشوررا آن طور که باید و انتظار است مدیریت کند، صلاح بود که ایشان داوطلب نامزدي نمی شدند.
    حجت الاسلام حسینی گفت: (حدس بر این است) که نزدیکان هاشمی رفسنجانی ایشان را به حضور در یازدهمین دوره انتخابات ریاست‌ جمهور تشویق کرده اند و می‌خواهند از وجود او سوء استفاده کنند تا بتوانند به مقاصد خودشان دست یابند. فاصله طبقاتی مردم در دو دوره ریاست جمهور هاشمی افزایش یافت و مستمندان جامعه ضعیف‌تر و سرمایه‌داران پولدارتر شدند که این وضعیت در شأن نظام جمهوری اسلامی نیست. ایشان طرفدار سرمایه‌داران بودند و حمایت از آنان را از مهم‌ترین اولویت‌های اداره کشور قرار داده بودند که این نحوه اداره کشور به مصلحت نظام اسلامی نیست و با این ایده و روش ها نمی‌توان مشکلات امروز کشور را برطرف کرد، بویژه که امام خمینی و آیت الله خامنه ای مسئولان نظام را به ساده‌زیستی و پرهیز از اشراف‌گری سفارش اکید کرده اند.
    ــ 29 اردیبهشت 1392: مهدی طائب (حجت الاسلام) نیز در یک اجتماع در شیراز به انتخابات خردادماه 1392 و داوطلبان نامزدی اشاره کرد و گفت: رئیس جمهور پس از احمدی نژاد باید توان جسمانی کافی و لازم را داشته باشد زیراکه حجم کارهای ناتمام احمدی‌نژاد آنقدر زیاد خواهد بود که رئیس جمهور بعد از وی، ممکن است از شدت کار درمانده شود. وی استدلال ِ«توجه به سن نامزدان انتخابات» را در مورد «ریاست جمهور» صادق دانست و اشاره کرد که در سنین بالا احتمال بیماری آلزایمر (ضعف حافظه) هم وجود دارد که مسئله خواهد بود برای مدیریت کشور.
    وی در جای دیگری از سخنان خود ضمن اشاره به داوطلب نامزدی انتخابات شدن هاشمی رفسنجانی گفت که وی [در دوران ریاست جمهوری خود در دهه 1370] به دام کارگزاران افتاد و محصول کارش شد خاتمی و .... هاشمی اگرتایید شود و بماند، ممکن است به دور دوم برسد و در اینجا با یک اصولگرا رو به رو خواهد بود.
    ــ در همین روز (29 اردیبهشت 1392) مهدی موسوی‌نژاد (حجت الاسلام) نماینده مجلس از دشتستان گفت که انتخابات خردادماه 1392از مهم‌ترین و حساس‌ترین انتخابات در ایران است و مردم در انتخاب اصلح باید دقت کنند. رئیس جمهور باید دارای انرژی و توان کافی برای سرکشی از مناطق مختلف کشور و تصمیم گیری های مهم و حساس داشته باشد.
    وی ضمن اشاره به داوطلبان نامزدی گفت که هرکس حق دارد داوطلب شود ولی به گمان او، هاشمی رفسنجانی در این سن نمی‌تواند کارایی لازم را داشته باشد. به نظر او، هاشمی از شادابی لازم برای حضور در مسند تصمیم‌گیری برخوردار نیست.
    ــ 28 اردیبهشت 1392 رسول سنايی‌راد رئيس دفتر سياسی سپاه با اشاره «به تورم و گرانی در کشور» گفته بود: "اين فشارهای سنگين که در چند ماه گذشته به مردم وارد شده نيز می‌تواند در موفق شدن ادعای ناجی بودن برخی‌ افراد موثر باشد. کسانی که در سوابق شان در زمينه اقتصاد نکات منفی متعدد به چشم می‌خورد امروزه مدعی هستند که می‌توانند کشور را از شرايط کنونی نجات دهند!.".
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
19 ماه می 2013 وزیر دفاع فرانسه خواهان تحریم های قاطع تر برضد جمهوری اسلامی ایران شد
دویچه وله (بنیاد خبررسانی جهانی آلمان) ـ 19 می 2013: وزیر دفاع فرانسه گفت که آمریکا و اتحادیه اروپا باید «تحریم‌های قاطع و موثرتر» علیه جمهوری اسلامی ایران اِعمال کنند.
    ژان ایو لودریان Jean-Yves Le Drian وزیر دفاع فرانسه این نظر را در سخنرانی خود در موسسه کارنِگی Carnegie (آمریکا) بیان داشت. وی گفت: با توجه به انعطاف‌ناپذیر بودن موضع جمهوری اسلامی، قاطع و موثرتر ساختن تحریم‌ها و فشارها برضد این دولت در ماه‌های آینده ضروری است، زیراکه فعالیت‌های ایران در زمینه غنی‌سازی اورانیوم ـ از لحاظ کیفی و کمّی، در حال گسترش است.
    لودریان گفت: فرانسه و متحدین آن ـ آمریکا و شرکاء اروپایی اینک بیش از هر وقت دیگر مسؤلیت مقابله با استراتژی «امروز و فردا کردن و وقت کُشی» مقامات جمهوری اسلامی را دارند تا مانع پیشرفت فعالیت های اتمی این کشور و گسترش سلاحهای هسته ای شوند.
    لودریان همان روز با کارل لوین Carl Levin رئیس کمیسیون نیروهای مسلح سنای آمریکا دیدار و گفت و گو کرد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
اعدام دو تن در تهران که طبق پرونده قضایی، به آمریکا و اسرائیل اطلاعات می دادند
تهران ـ خبرگزاری فارس ـ 29 اردیبهشت 1392: دو جاسوس سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه سپیده دم یکشنبه (19 ماه می 2013) به دار آویخته شدند.
    یکی از این دو تن محمد حیدری نام داشت که اطلاعاتی در زمینه مسایل امنیتی و اسرار کشور را تهیه و در ملاقات‌های مکرر خود در خارج از کشور با عوامل موساد (سازمان اطلاعاتی اسرائیل) در اختیار آنان قرار داده بود و در این زمینه دستمزد نقدی دریافت کرده بود.
    اعدام شده دیگر کورش احمدی نام داشت که ضمن داشتن ارتباط با عوامل سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا)، اطلاعات کشور در زمینه های مختلف را جمع آوری و در اختیار آنان قرار داده بود.
    پرونده اتهامی این دو تن پس از تکمیل تحقیقات، با صدور کیفرخواست به دادگاه انقلاب اسلامی تهران ارسال و دادگاه پس از تشکیل جلسه با حضور نماینده دادستان و وکلای مدافع متهمان، اتهام آنان را در حد محارب تشخیص و آنان را به اعدام محکوم کرد. احکام صادره در دیوان عالی کشور نیز تایید شد و به اجرا درآمد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو انديشه
زادروز فیکته Fichte که فساد و تباهی و جرم دولتی را موانع رشد و مدنيّت جامعه می دانست
تصوير Fichte

امروز زادروز فیلسوف آلمانی یوهان گتلیب فیکته Johann Gottlieb Fichte است که 19 ماه می 1762 به دنیا آمد و 52 سال عمر کرد. عقاید فیکته (فیچته ـ فیشته) درچندین زمینه مطابق عقاید دکارت و کانت است. وی اصول تازه ای درباره احساس فردی (درونی) و آگاهی ها و تفاوت تفکر بر این پایه به دست داده و پرهیزگاری و درستکاری را ستون ساخت تمدن و پیشرفت دانسته است. بخشی از دوران او مصادف بود با برتری فرانسه در اروپا (زمان فتوحات ناپلئون) و سلطه فرانسه بر ایالت های آلمانی بود که فیکته در سال 1808 با چند سخنرانی در برلین، ناسیونالیسم آلمانی را جان داد و از این رو، از پدران این ناسیونالیسم بشمار آورده شده است. او خطاب به آلمانی های زیر اشغال نظامی فرانسه گفته بود: آلمانی(ژرمن) باشید، شخصیت و خصوصیات ارثی و خصلت های نژادی خودرا حفظ کنید تا باردیگر پیروزی را در آغوش کشید. خودرا نبازید و در برابر وضعیت تسلیم نشوید. این اصل که در جامعه شناسی آمده و از اصول این علم شده است از فیکته است: «جامعه ای که در آن فساد و تباهی و جرم ملی (دولتی) وجود داشته باشد رشد نخواهد کرد، متمدن محسوب نخواهد شد و دچار تفرقه خواهد بود و تحت سلطه.».
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزی که «سن سیمون» فرضیه پرداز سوسیالیسم به دنیا آمد ـ نسبت مستقيم شايستگي مدیریت با پیشرفت و سعادت جامعه
Saint Simon

سن سیمون H. Comte Saint Simon اشراف زاده فرانسوی که برای حل مسائل بشر فرضیه نوشت که به سوسیالیسم سن سیمونی معروف شده است 19 ماه می 1825 به دنیا آمد. وی استثمار در هر شکلی را عملی ضد انسانی می دانست و فئودال و بورژوا (سرمایه دار) را زائیده بی قاعدگی جامعه و ضعف فرهنگ و فقر تمدن و نبود نظم می دانست. سن سیمون که عقاید او توسط فرضیه پردازان سوسیالیست دیگر ازجمله «مارکس» اقتباس شده است گفته است که برای زدودن فقر و بدبختی از یک جامعه باید بسیج ملی برای تولید صورت گیرد و تولید همه را بی نیاز می کند و فقر ناپدید می شود. وی معتقد و مروج اقتصاد تعاونی و مالکیت عمومی ابزار و منابع تولید بود. او می گفت که در ذات بشر است که نسبت به فئودال و بورژوا بدبین و بدگمان باشد و همین بدبینی ایجاد دشمنی طبقاتی می کند که نتایج وخیم خواهد داشت. در یک جامعه طبقاتی، طبقه توانگر نمی تواند بر جان و مال خود ایمن باشد.
     سن سیمون را پدر فرضیه شایسته سالاری می دانند زیراکه اثبات کرده است که میان سعادت، رفاه و پیشرفت یک جامعه و شایستگی مدیریت آن نسبت مستقیم وجود دارد. مدیریت باید در دست شایستگان باشد و در هر جامعه شمار کمی هستند که همه شایستگی ها و شرایط را دارا هستند و اگر چنین فردی یافت نشود، امور جامعه باید به دست شورای شایستگان سپرده شود و مدیر خوب فردی است دانا، بی نظر و مثبت گرا و به دور از آزمندی و خودپرستی.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
از مارکسيسم به ناسيونال سوسياليسم
Verner Sombart
«ورنر زومبارتVerner Sombart» فيلسوف و اقتصاددان آلماني و مولف كتاب هاي «چرا سوسياليسم در ايالات متحده موفق نمي شود؟»، «زندگاني در محيط كاپيتالسم و در چارچوب سوسياليسم»، «چرا اديان الهي كاپيتاليسم را تاييد نكرده اند»، «اقتصاد ماركسيستي» و ... 19 ماه مي 1941 در 65 سالگي فوت شد. وي به همان گونه كه در خود ديده و تجربه كرده بود؛ عقيده داشت كه افراد چپگرا، نخست تمايل ماركسيستي دارند ولي به تدريج كه تجربه كسب مي كنند و پا به سن مي گذارند اين ايده به سوسياليستي، سپس سوسيال دمكراسي و از اين مرحله به ناسيونال سوسياليستي تحول پيدا مي كند. وي ثابت كرده است كه تمايلات يك چپگرا، در پايان تحول خود به ناسيونال سوسياليسم تا پايان عمر در او باقي خواهد ماند و سلب شدني نخواهد بود و به اين ترتيب همه راهها به ميهندوستي (ناسيوناليسم) ختم مي شود.
     گذشت زمان، درستي انديشه زومبارت را ثابت كرده است.
     پس از زومبارت، انديشمندان نظر او را به اصحاب ساير ايدئولوژي ها و نيز مسلك هاي حاكم تعميم داده اند.
     در ماه مي 2005 به مناسبت شصت و چهارمين سالگرد درگذشت «ورنر زومبارت»، برخي از اصحاب نظر كه درباره افكار او با رسانه ها مصاحبه كرده بودند ضمن اشاره به تحولات دو دهه آخر قرن بيستم و نگاهي به عملكرد رهبران تازه چند كشور داراي نظامهاي ايدئولوژيك گفته بودند كه پيش بيني اين فيلسوف تحقق يافته و ايدئولوژي هايي كه پايه جهاني داشته اند با ناسيوناليسم هر ملت درآميخته و صورت ملي به خود گرفته اند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
«هم ميهن» - انتشار و توقيف


تهران از 13 ماه مي 2007 (يكشنبه 23 ارديبهشت 1386) داراي دو روزنامه ديگر شده بود که عمري کوتاه داشتند. يكي از اين دو روزنامه به نام «هم ميهن» سيزدهم ماه مي كار انتشار خود را ازسرگرفته بود. اين دو روزنامه قبلا منتشر مي شدند كه يکي از آنها از چند سال پيش و دومي از سپتامبر 2006 در توقيف بودند كه بعدا از آنها رفع توقيف شده بود. اين دو روزنامه پس از چندي باز توقيف شدند!.
    
غلامحسين کرباسچي ناشر «هم ميهن»

«هم ميهن» به غلامحسين كرباسچي شهردار پيشين، مدير معروف، سياستمدار ميانه رو ـ اصلاح طلب و دبيركل حزب كارگزاران تعلق داشته است. وي در دهه پيش نماينده انتخابي مديران جرايد در هيات نظارت بر مطبوعات هم بود.
     كرباسچي در سال 1993 با انتشار يک روزنامه براي شهرداري تهران که نام «همشهري» برآن نهاده است گام به دنياي روزنامه نگاري گذارد. «همشهري» که در پروانه خود حق سياسي نويسي ندارد نخستين روزنامه اي بوده است كه در ايران به صورت تماما رنگي انتشار يافته است. همشهري با استفاده از روزنامه نگاران مجرّب و قديمي (كه از يكي دو سال پس از انقلاب خانه نشين شده بودند) از آذرماه سال 1371 هجري خورشيدي کار خودرا آغاز کرد و ديري نگذشت که روزنامه اول تهران شد. انتشار يک روزنامه از سوي شهرداري که قبلا چنين کاري سابقه نداشت مقدمه روزنامه نگار شدن سازمانهاي دولتي در ايران شده است. روزنامه دولتي «ايران» در سال 1373 و متعاقب آن «جام جم» متعلق به سازمان راديو تلويزيون و ....
     كرباسچي در مصاحبه اي تاکيد کرده بود كه «هم ميهن» يك روزنامه مستقل و حرفه اي خواهد بود. حزب کارگزاران به دبيرکلي كرباسچي داراي يک روزنامه ارگان بود که آن هم توقيف شد. توقيف روزنامه هاي حزبي در کشورهاي ديگر معمول نيست. در ايران روزنامه هاي حزبي، برخلاف كشورهاي ديگر فاقد ظاهر حزبي هستند و رنگ خبري و عمومي دارند. احتمالا، دليل آن اين است كه قانون مطبوعات مصوب سال 1364، روزنامه حزبي را تعريف و از روزنامه حرفه اي (جامع) تفكيك نكرده است.
    
محمد عطريانفر

محمد عطريانفر كه يك دهه سردبير و مدير «همشهري» بود و با مهارت و جدّیت خود اين روزنامه را در صدر روزنامه هاي ايران قرارداد از دست اندركاران انتشار «هم ميهن» و رئيس شوراي سردبيري اين روزنامه بود. عطريانفر، مهندس و از فعالان دوران انقلاب (سالهاي 1356 و 1357)، مردي است معتدل، ملايم، منطقي و پرگماتيست كه در پي پيروزي انقلاب در رو به راه سازي سازمان راديو تلويزيون ملي (صدا و سيما) كوشش بسيار كرد (از اعضاي شوراي مديره اين سازمان بود) و نيز در زمان مديريت محمد خاتمي بر موسسه كيهان از اعضاي شوراي سردبيري اين روزنامه بود. وي پس از رفتن از همشهري، روزنامه شرق را راه اندازي كرد و تا زمان نخستين توقيف اين روزنامه در شهريور 1385، رئيس شوراي سردبيري آن بود و سپس كار سازماندهي روزنامه حزب كارگزاران را برعهده گرفته بود و ....
    
محمد قوچاني

محمد قوچاني روزنامه نگار جوان و معروف سردبير اجرايي روزنامه «هم ميهن» بود. به گفته اصحاب نظر، قوچاني در حرفه روزنامه نگاري داراي استعدادي كم نظير و داراي توان خبر و مقاله نويسي بسيار است. با وجود اين، بسياري از نشرياتي که قوچاني در آنها قلم زده و يا آنهارا سردبيري کرده توقيف شده اند!.
    عطريانفر و قوچاني درپي رويدادهاي تابستان 1388 بازداشت، محاکمه و محکوم شدند که بعدا مشمول آزادي مشروط قرارگرفتند. عطريانفر مدتي نيز رئيس شوراي شهر تهران بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
زادروز مَلکُم ايکس
ملکم ايکس
مالك شباز (در افواه معروف به: ملكم ايكس) رهبر جنبش ناسيوناليستي سياهان آمريكا و بنيادگذار «ملت اسلام» در ايالات متحده 19 ماه مي 1925 به دنيا آمد و با مبارزات پيگير خود در سياهپوستان اين كشور كه بيش از سي ميليون نفرند غرور، هويت سياسي و تشخص اقتصادي ايجاد كرد كه آنان را به زندگاني بهتر و پيشرفت رهنمون شد.
    وي در 21 فوريه 1965 در نيويورك در مراسم نخستين روز هفته برادري ملي به قتل رسيد!.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
سالگرد مرگ سرهنگ لورنس (لورنس ِعربستان) كه اعراب را به دام استعمار انگلستان افكند
سرهنگ لورنس
19 ماه مي 1935 سرهنگ تي. اي. لورنس (شاو) معروف به لورنس عربستان در 46 سالگي جان سپرد. وي چند روز پيش از آن در «دورست» انگلستان بر اثر افتادن از موتوسيكلت دچار ضربه مغزي شده بود. وينستون چرچيل پس از آگاه شدن از مرگ سرهنگ لورنس گفته بود: از دست رفتن لورنس به امپراتوري انگلستان چنان آسيبي زده است كه تا سالها جبران نخواهد شد. من اميدوار بودم كه در روزهاي بحراني كه دارند دوباره در افق آشگار مي شوند، لورنس را در كنارمان مي ديدم. از مغز بزرگ او خيلي كارها بر مي آمد. او از چهره هاي بزرگ امپراتوري ما بود.
     چرچيل مي دانست كه لورنس در جريان جنگ جهاني اول با چه مهارتي اعراب را به دام استعمار انگلستان انداخت، دامي كه به نظر مي رسد هنوز كاملا برچيده نشده است و اعراب هنوز با همان آتشي كه لورنس برافروخته مي سوزند. در نيمه جنگ جهاني اول، پس از توافق 15 مي 1916 انگلستان و فرانسه (معروف به قرارداد محرمانه سايكس ـ پيكوت كه لنين پس از پيروزي انقلاب روسيه آن را فاش ساخت و باعث آبروريزي انگلستان و فرانسه شد) بر سر اداره سرزمين هاي عربي امپراتوري عثماني و تقسيم آنها ميان خود در صورت شكست عثماني در جنگ، لورنس كه در قاهره افسر اطلاعاتي انگلستان بود و درباره اعراب عربستان و سرزمين هاي آنان اطلاعات و مطالعات كافي داشت مامور برانگيختن شان برضد عثماني شد و به حجاز و نجد رفت، زيرا كه در توافق انگلستان و فرانسه، جز سوريه و لبنان بقيه سرزمين هاي عربي شرق سوئز سهم انگلستان شده بود و نيز تثبيت آقايي آن بر مناطق حوزه نيل.
     لورنس موفق شد اعراب جزيره العرب را ترغيب به قيام مسلحانه برضد عثماني كند و با كمك آنان عثماني را از آنجا براند. وي بعدا پيش نويس نقشه خاورميانه از جمله تاسيس كشور اردن و انتقال خانواده هاشمي به آنجا و نصب اميرفيصل (پسر شريف حسين) به حكومت سوريه و ... را تهيه كرد و در مذاكرات مارس 1921 قاهره به وينسون چرچيل وزير وقت مستعرات و «سر پرسي كاكس» معروف قبولاند از جمله انتصاب اميرفيصل كه سوري ها او را اخراج كرده بودند به پادشاهي كشور عراق كه اين كشور هم با نقشه كاكس و لورنس خلق شده بود. وقايع بعدي تا به امروز نتيجه همين تغييرات سياسي ـ جغرافيايي بوده است.
    لورنس با تحليل خيزهاي دولت واشنگتن از اواخر سال 1917 به بعد، مي دانست كه اين دولت به خاورميانه نظر دوخته و مي خواهد از كردستان عثماني (عمدتا كردستان عراق امروز) آغاز كند و در اين زمينه نظر خودرا به دولت لندن منعكس كرده بود [كه در دهه يكم قرن 21 با تصرف عراق تحقق يافت. آمريكا در دو دهه آخر قرن 20 با فرصتي كه تعرضات نظامي صدام حسين و ضعف روسيه فراهم ساخته بود در كشور سعودي و كويت استقرار يافته و بحرين را پايگاه ناوگان مركزي خود قرار داده و حضور در خليج فارس را دائمي ساخته است].
    لورنس پس از پيدايش هيتلر نگران بقاء امپراتوري استعماري انگلستان شده بود و اصرار داشت كه انگلستان براي حفظ قدرت خود تا مي تواند نيروي هوايي اش را تقويت كند و شخصا داوطلب كمك به انجام اين طرح شده و به نيروي هوايي منتقل گرديده بود. وي بود كه دولت انگلستان را تشويق به برسميت شناختن استقلال كشور سعودي (اعلاميه جده مورخ ماه مي 1927) كرده بود و ....
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
عذرخواهي کولن پاول از گزارش نادرستي که به شوراي امنيت در باره تسليحات عراق داده بود
ژنرال پاول
ژنرال كولن پاول وزير امور خارجه وقت امريكا 16 ماه مي 2004 در مصاحبه اي كه از شبكه تلويزيوني «ان بي سي» پخش شد در پاسخ به پرسشي از اينكه پيش از حمله نظامي به عراق، از تريبون شوراي امنيت سازمان ملل گفته بود كه عراق داراي سلاح كشتار جمعي است عذر خواهي كرد و گفت كه ماموران اطلاعاتي او را گمراه كرده بودند.
    در همين مصاحبه، کولن پاول به پرسش «تيم راسرت» مصاحبه گر شبكه درباره انتخابات و آينده عراق چنين پاسخ داده بود: برنامه انتخابات و تحويل امور عراق به يك دولت موقت عراقي تغيير نخواهد يافت ولي نيروهاي نظامي آمريکا براي حفظ نظم و تا زماني که لازم باشد در عراق باقي خواهند ماند.
    در جريان همين مصاحبه، شبكه ان بي سي فيلم سناتور ادوارد كندي را پخش کرد كه در سناي آمريكا ضمن اعتراض به شكنجه عراقي ها مي گفت: ما از همان شكنجه گاه كه صدام ساخته بود و بارها مورد اعتراضِ مان قرار گرفته بود، براي شكنجه عراقي ها استفاده كرديم، چه فرقي با هم داريم؟!.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
جو بايدن: احمد چلبي حقوق بگير آمريکا بود
Jo Biden
«جو بايدن» سناتور وقت در يك مصاحبه تلويزيوني كه 19 ماه مي سال 2004 از شبكه ان بي سي پخش شد گفت: با اينكه گزارش هاي احمد چلبي درباره اوضاع عراق همه اش نادرست از آب درآمد هنوز ماهانه چهارصد هزار دلار از دولت ما (آمريكا) حقوق مي گيرد. اين مصاحبه شانزدهم ماه مي صورت گرفته بود. بايدن در انتخابات نوامبر 2008 معاون رئيس جمهور آمريکا شد و اين مقام را در انتخابات دور بعد حفظ کرده است.
    بايدن در آن مصاحبه گفته بود: چلبي بود كه اصرار كرد نيروهاي نظامي آمريکا از جنوب وارد عراق شوند و به اين ترتيب اطرافيان صدام فرصت كافي به دست آوردند تا انبارهاي اسلحه را به روي سُني هاي عراق كه در مناطق مركزي و شمالي (مثلث سني ها) زندگي مي كنند بگشايند و مشكلات جاري (سال 2004) نتيجه همان اشتباه است. اگر آمريكا از شمال وارد خاك عراق شده بود چنين فرصتي به دست صدّامي ها داده نمي شد و اين همه آمريكايي، جان از دست نمي دادند. وي همچنين انحلال فوري ارتش صدام و برکناري مقامات درجه دوم عراقي توسط فرماندار آمريکايي عراق (برمر) را يک اشتباه بزرگ خواند که باعث گسترش هرج و مرج و روييدن بذر برخوردهاي مذهبي و نژادي شده است.
    بايدن در اين مصاحبه همچنين گفته بود كه به نظر او، مسائل عراق [در درازمدت] بدون همکاري روسيه حل نمي شود!.
احمد چلبي

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
اظهارات ضد آمريكايي «جورج گالووي» انگليسي در دفاع از خود
Galloway

«جورج گالووي» نماينده پارلمان انگلستان كه در جلسه هفدهم ماه مي 2005 سناي آمريكا حضور يافته بود تا اتهامات چند سناتور آمريكايي را رد كند گفت: متهم كردن اين و آن بر پايه اسناد ساختگي و مجعول دولت دست نشانده آمريكا در عراق [دولت وقت]، تنها نشانه آن است كه مي خواهيد حقايق اوضاع جاري عراق را از ديد جهانيان پنهان كنيد. شما مي خواهيد با اين كارها توجه جهانيان را از منازعات داخلي و حوادثي كه در عراق در پي تعرض نظامي و اشغال اين كشور اتفاق افتاد برگيريد. همين سناتورها بودند كه برنامه پرزيدنت جورج دبليو بوش داير بر حمله به عراق را تصويب كردند و در نتيجه شريك عواقب آن هستند. شما به دست دولت «عروسكي» خودتان در بغداد براي ديگران و مخصوصا منتقدين اشغال نظامي عراق پرونده سازي كرده ايد تا به اين وسيله آنان را از ميدان انتقاد كردن و مخالفت بيرون برانيد. كميسيون فرعي امنيت ملي سناي آمريكا رسيدگي به سوء استفاده از برنامه نفت در برابر غذا را كه تنها مربوط به ملت عراق و سازمان ملل است انجام داد تا مخالفان سياست آمريكا را متهم و بدنام كند.
    گالووي كه مصاحبه او با چارلي رُز، چهارشنبه شب (18 ماه مي 2005) از تلويزيون عمومي آمريكا پخش شد از جمله كساني است كه در کنار مقامات ديگري از جمله يك مشاور ولاديمير پوتين و يك رهبر ناسيوناليستهاي روسيه، وزير داخله سابق فرانسه و ... از سوي كميسيون فرعي امنيت ملي سناي آمريكا متهم به گرفتن رشوه از صدام حسين شده بودند و سند اتهام تنها گزارش دولت پس از صدام عراق (دولت موقت عراق) بوده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 19 مي
  • 1536:   هنري هشتم پادشاه انگلستان به جاي طلاق دادن كه منع مذهبي داشت، به همسر دوم خود «آن بولينAnne Boleyn» اتهام نقض وفاداري وارد ساخت و اورا به جلاد سپرد و گردن زده شد. هنري هشتم مي خواست که زن ديگر بگيرد.
  • 1649:   پارلمان انگلستان با تصويب يک قانون، اين کشور را يک كامان ولت Commonwealth (مشترك المنافع) مرکب از اينگلند، اسکاتلند و ايرلند اعلام کرد. اين قانون در دو دوره کوتاه (دوران جمهوري) به آن صورت رعايت مي شد. آن «کامان ولت» با جامعه مشترک المنافع کنوني تفاوت دارد.
  • 1828:   John Quinsy Adams رئیس جمهور وقت آمریکا قانون تعرفه گمرکی بر واردات پارچه را که دستگاه قانونگزاری این فدراسیون با هدف حمایت از کارخانه های پارچه بافی داخلی وضع کرده بود ابلاغ کرد. از زمان بحرانی شدن اوضاع اقتصادی (از سال 2008)، آمریکاییان خواهان افزایش تعرفه گمرکی بر کالای ساخت چین هستند که از مرغوبیت هم برخوردار نیستند و باعث افزایش بیکاری آنان نیز می شوند ولی مسئله در این است که کمپانی های آمریکایی با چینیان مشارکت دارند و این کمپانی ها در دولت آمریکا دارای نفوذ هستند.
    John Quinsy Adams

  • 1980:   در فلوريداي آمريکا و در جريان يک شورش سياهپوستان، شماري کشته و زخمي شدند و سه ساختمان در منطقه ميامي به آتش کشيده شد. شورش در پي قتل يک سياهپوست به دست پليس صورت گرفت.
  • کارنامک نوشيروان (خاطره ای از مولف)
    صد ساله شدن طرح تقسیم خاورمیانه و پیدایش کشورهای تازه و مسائل ِ ادامه دار بر پایه سازشنامه سایکس ـ پیکو، مسئله 3 هزار ساله سوریه و ...
    پس از براندازی اَمُرداد 1332 (آگوست 1953)، و شاید هم پیش از کوتاه شدن دست انگلیسی ها از نفت ایران که آن هم موقّت بود ـ در مطبوعات و حتی کلاس های درس، از تشریح سازش انگلستان و فرانسه در دهه دوم قرن 20 بر سر تقسیم سرزمین های عربی ـ میان خود، اکراه می شد!. این کار (تقسیم سرزمین ها) ارتباط به ایران نداشت زیراکه تفسیم ایران میان انگلستان و روسیه به دو منطقه نفوذ، ده سال پیش از آن سازش (سازش سایکس ـ پیکو Sykes-Picot Agreement) و طبق سازش سن پترزبورگ صورت گرفته بود و پیش از آن هم قفقاز، فرارود، افغانستان، حاشیه جنوب غربی شط العرب، چند جزیره در خلیج فارس و بخشی از مکران را از آن جدا کرده، و در گوشه و کنار ِ باقی مانده از ایرانزمین هم خان و سالار ِ خودمختار ساخته بودند و .... طرح «سایکس ـ پیکو» سرزمین های عرب زبان و اسلامی شمال آفریقا را هم شامل نمی شد زیرا که قبلا در کنترل اروپاییان قرار گرفته بودند (مصر و سودان و بخشی از سومالی در کنترل دولت لندن، مراکش، الجزایر، تونس و موریتانی در کنترل فرانسه و لیبی در کنترل ایتالیا).
         تا آنجا که به یاد دارم، تنها مورد مخالفت ضمنی با طرح این قضیه (سازش سایکس ـ پیکو) در رسانه های تهران مربوط به اوایل تابستان سال 1336 (1957 میلادی) است که دکتر مهدی بهره مند ـ اقتصاددان و یک دبیر ارشد در تحریریه روزنامه اطلاعات و قبلا چندماهی جانشین سردبیر، مقاله ای به امضای خود درباره تأثیر و نتایج اقتصادی طرح سایکس ـ پیکو نوشته بود که بگونه ای دوستانه و خصوصی از او خواسته شد که از چاپ آن صرف نظر کند. در آن زمان و تا مدت ها، صفحه مطالب اقتصادی روزنامه اطلاعات که بعدا هم همایون فروزان (ساکن کالیفرنیا) دبیر آن شد استقلال داشت [یعنی که مطالب آن از طریق میز سردبیری به حروفچینی و صفحه بندی ارسال نمی شد.]. دکتر بهره مند از این کار دلخور شده بود و تا چند روز به هرکس که می رسید قضیه این خود ـ سانسوری بزرگان روزنامه را می گفت و آنان را متهم به رعایت احتیاط در قبال دولت لندن می کرد. من در آن زمان خبرنگار میز اقتصادی آن روزنامه بودم. بهره مند در آن مقاله که نمونه حروفچینی شده اش را به میز اقتصادی (بیزنس دِسک) برای مشاهده او آورده بودند و ما هم آن را خواندیم بپاخیزی وقت دروزی های لبنان (Druze) به رهبری کمال جُنبلاطِ کُردتبار را که در سال 1958 (1337 خورشیدی) به اوج خود رسید نتیجه اجرای همان طرح سایکس ـ پیکو که دروزی ها را میان چند کشور تازه تأسیس تقسیم کرده است دانسته بود و پیش بینی کرده بود که این رشته سر دراز خواهد داشت [که امروز صحنه های آن در گوشه و کنار منطقه به چشم می خورد و دارد به مناطق دیگر جهان ازجمله اروپا منتقل می شود].
        با این تإثیر ذهنی، از سال 1338 که از دبیران اخبار بین الملل خبرگزاری پارس ـ میز تنظیم خبر برای رادیو ـ شدم، در سابقه اخبار مربوط به مسائل و تحولات مناطق عربی ازجمله جنگ داخلی لبنان، کودتاهای پی در پی ِ سوریه، منازعات عرب و اسرائیل و درگیری غیر مستقیم (پراکسی) دولت سعودی و دولت مصر در یمن ـ در یک عبارت کوتاه اشاره به سازش ماه می 1917 انگلستان و فرانسه به عنوان ریشه و منشأ مسئله می کردم. پس از آغاز «روزشمار» نویسی ام در رسانه ها و بویژه از زمانی که دبیر میز اخبار بین الملل روزنامه اطلاعات شدم، نه تنها آن «عبارت» به صورت «جمله کامل» بلکه «پاراگراف» در آمد و در ستون روزشمار تاریخ، هر سال چند بار ـ یک بار به مناسبت زادروزهای فرانسوا ژرژ پیکو Francois Georges Picot و سِر مارک سایکسSir Mark Sykes ، باردگر به مناسبت سالگرد درگذشت آن دو و نیز به مناسبت آغاز مذاکرات آنان در سال 1915 در لندن (دومین سال آغاز جنگ جهانی اول) و همچنین سالروز امضای سازشنامه ـ شانزدهم ماه می 1917 شرح ماجرا می دادم و نیز در سالروز افشای سازشنامه توسط لنین ـ 23 نوامبر 1917 (که تا آن زمان محرمانه مانده بود و در آن سهمی هم به روسیه و لیبی را به ایتالیا داده بودند) و درج متن آن در روزنامه حزب کمونیست روسیه، شیوع آنفلوآنزای پُرتلفات پیامد جنگ و مرگ مارک سایکس انگلیسی از آن بیماری در پاریس در 1919 (در جریان مذاکرات ورسای) و سپس تغییرات طرح و تأیید آن به نامی دیگر در مجمع ملل (پدر سازمان ملل امروز و در حقیقت سازمان بین دولتی، نه ملل). بنابراین، خون هایی که در طول یک قرن در منطقهِ مورد سازش ریخته شده و اموال برباد رفته را می توان به حساب این سازش استعماری گذارد. سران وقت آمریکا که این کشور از سال 1917 وارد جنگ جهانی اول شده بود از جمله پرزیدنت وودرو ویلسون (قبلا استاد دانشگاه) با طرح سایکس ـ پیکو موافقت نداشتند و تنها خواستار تحقّق آرزوی صدها ساله کُردهای امپراتوری عثمانی به داشتن کشوری از آن خود بودند که این خواست واشنگتن هنوز تغییر نیافته است. آلمان هم از زمان بیسمارک تا کنون همین سیاست را داشته است.
        و اما سایکس و پیکو و نگاهی کوتاه به طرح آنان:
        


    مارک سایکس از اشراف زادگان انگلیسی ـ متولد 16 مارس 1879 و متوفّی در 17 فوریه 1919 ـ به دلیل مطالعات و گشت و گذارهای طولانی در قلمرو عثمانی و بودن آتاشه افتخاری (داوطلب) در سفارت انگلستان در استانبول (پایتخت عثمانی وقت) و نوشتن چند کتاب درباره خلافت اسلامی، تاریخ امپراتوری عثمانی، شرح دیدارها و نظرات خود و ... و یک بار نماینده مجلس و همچنین سرهنگ واحد میلیشیا بودن و در جنگ بوئرها شرکت کردن مشاور دولت لندن در امور آسیای غربی و جنوب غربی شده بود و پس از آغاز جنگ جهانی اول، مشاور شورای جنگ که در سال 1915 مأموریت تهیه طرح تغییر شکل مناطق وابسته به امپراتوری عثمانی ـ در صورت شکست این امپراتوری در جنگ را یافته بود. عثمانی متحد آلمان بود. قرار بود این طرح با مشارکت نماینده فرانسه تهیه شود و سهمی هم برای روسیه که زیر آتش آلمانی ها قرار داشت در نظر گرفته شود. این طرح در 16 ماه می 1916 (دو سال و 6 ماه پیش از پایان جنگ) به نام «موافقت نامه» به امضاء دو دولت رسید. سایکس دولت لندن را تشویق به قبول ایجاد یک کشور یهودی نشین در فلسطین کرده بود که طبق طرح باید در کنترل انگلستان قرار می گرفت. در زمان امضای موافقت نامه، هنوز این مناطق در دست دولت عثمانی بودند که نه تنها با نیروهای انگلیسی بلکه با عرب های مسلح مخالف خود در جنگ بود. این عرب ها را مأموران انگلیسی ازجمله سرهنگ توماس ادوارد لورنس (معروف به لورنس عربیا) تحریک و مسلح کرده بودند. به تشویق مارک سایکس، بالفور وزیر امور خارجه وقت انگلیس در دوم نوامبر 1917 ـ درست یک سال پیش از پایان جنگ، اعلامیه معروف خود مبنی بر موافقت با ایجاد یک کشور یهودی نشین در فلسطین را منتشر ساخت.
        


    فرانسوا ژرژ پیکو حقوقدان ـ دیپلمات فرانسوی و پسر ژرژ پیکو تاریخدان بنام ـ متولد 21 دسامبر 1870 و متوفّی در 20 ژوئن 1951 که والری ژیسکار دِستَن رئیس جمهوری پیشین فرانسه (1974 ـ 1981 و زمان انقلاب ایران) از بستگان نزدیک اوست قبلا کنسول فرانسه در بیروت (قلمرو وقت امپراتوری عثمانی) بود و مطالعات وسیع در تاریخ عرب و اسلام داشت. وی از همان زمان خواهان ایجاد سوریه بزرگتر (شام) مرکب از سوریه امروز، منطقه اسکندرون (واقع در ترکیه امروز)، شمال عراق تا موصل و در غرب تا صحرای سینا داشت و در مذاکرات با سایکس بر قبول این نظریه خود اصرار می کرد.
        طرح پیکو ـ سایکس بر این پایه تنظیم و تأیید شد که مناطقی که سوریه و لبنان امروز را تشکیل می دهند با ابعادی بیشتر به فرانسه، بقیه به انگلستان داده شوند و مناطقی از شمال شرقی عثمانی از جمله ترابوزان، ارزروم و منطقه وان و قسمتی از کُردستان عثمانی هم به روسیه. این طرح پس از شکست و اضمحلال عثمانی به صورت «در قیمومت قرار گرفتن آن سرزمین ها» به انگلستان و فرانسه داده شد که انگلستان بر پایه سیاست هایش و عمدتا به دست کاکس ـ ژنرال خود، در منطقه تحت قیمومت خویش چند کشور ازجمله عراق (مرکب از سه ایالت مختلف المذهب و نژاد امپراتوری عثمانی که پایتخت باستانی ایران در آنجا واقع است)، اردن، کویت، فلسطین و ... را ساخت و به خاندان سعودی کمک کرد که از مناطق نَجد و حجاز و ... کشوری به نام خود به وجود آورند و به پاس کمک های فرزندان شریف حسین (شریف مکه)، پسران اورا سلطان عراق و اردن کرد و ....
        داعش در جولای 2014 اعلام کرد که این تقسیم بندی میراث استعمارگران را به رسمیت نمی شناسد و اینک در بخش هایی از سوریه و عراق فعالیت نظامی و انفجار ِ انتحاری دارد.
         مسئله سوریهِِ 185 هزار کیلومتریِ 18 میلیونی و گهواره یک تمدن باستانی، سایر رویدادهای منطقه را تحت الشعاع قرار داده است. غرب در تعقیب سیاستی که ریشه در سال 1944 [مذاکرات محرمانه در مونترآل کانادا] دارد، با فروپاشی آسان و کم هزینه بلوک شرق ـ رقیب خود در اواخر دهه 1980 و جماهیر شوروی در دسامبر 1991 فرصت نفوذ در اقمار آن بویژه درمیان اسلاوهای اروپای مرکزی را به دست آورد و به تجزیه کنفدراسیون یوگوسلاوی (اسلاوهای جنوبی) کمک کرد. روسیه از دیر زمان خودرا بزرگ اسلاوهای همنژاد می خواند که به خاطر آنان و عمدتا در قرن نوزدهم با عثمانی جنگها کرد و برای دفاع از صربستان، در 1914 وارد نبرد با اتریش و آلمان شد و درنتیجه، جنگ جهانی اول به راه افتاد و در جریان جنگ جهانی دوم با تحمل 27 میلیون روس و 8 میلیون غیر روس کشته، سرزمین های خود و مناطق اسلاونشین اروپا را آزاد و کمک کرد تا کنفدراسیون یوگوسلاوی ایجاد شود.
        روسیه قبلا با تنها گذاردن متحد خود ـ عراق ـ در جریان لشکرکشی مؤتلفین به کویت سکوت کرده بود. دولت وارث روسیه تزاری (امپراتوری) و جماهیریه سوسیالیستی به انهدام دولت دکتر نجیب در کابل و سپس ورود نظامی غرب (ناتو) به افغانستان اعتراض نکرد و در ماجرای لیبی ـ متحد دیگر خود ـ با غرب سازش کرد و در سراسر جهان مورد تحقیر قرار گرفت. ولی، به نظر می رسد که مسکو با پیدایش مسئله سوریه ـ مطابق الگوی لیبی، به خود آمده و سیاست (بازی) دیگری در پیش گرفته است!. سوریه از سال 1963 و هفده سال پس از گرفتن استقلال از فرانسه که به دست حزب سوسیالیستی بعث افتاد عملا متحد مسکو شد و تسهیلات بندری به ناوگان روسیه داد. روسیه برای ورود و استقرار در مدیترانه، دو قرن با عثمانی جنگید و پس از ورود به مدیترانه (طبق قرارداد خونکار اسکله سی ِ منعقد در جولای 1833) خشم غرب را برانگیخیت که 7 سال بعد در کنفرانس لندن آن را تعدیل کردند و «قرارداد سال 1936 مونترو» آزادی عبور کشتی های نظامی کشورهای منطقه دریای سیاه را در زمان صلح از تنگه های ترکیه تضمین کرده است.
         روسیه پس از فروپاشی جماهیریه شوروی، به حضور نظامی خود در مدیترانه پایان داد که مسئله جاری سوریه بهانه بازگشت آن شده و اعلام کرده است که در این دریا باقی خواهد ماند و در اینجا ناو جنگی خواهد داشت. مخالفت مسکو (پوتین) با ورود نظامی علنی تر غرب به مسئله سوریه به انگیزه بکار رفتن سلاح شیمیایی در 21 آگوست 2013، در آغاز کار آرام و با بکاربردن افعال غیر مستقیم و مجهول در جملات بود که رفته رفته، صریح و خشن شده است. روسیه ماههاست که مداخله علنی در جنگ داخلی سوریه دارد ولی تاریخ 4 دهه اخیر نشان داده است که نمی توان به مسکو اعتماد قطعی کرد.
        نگاهی به تاریخ سوریه نشان می دهد که این سرزمین کهن همواره صحنه رقابت قدرت های وقت بوده است. زمانی میدان قدرت نمایی آشور، سپس و به مدت دو قرن و اندی وابسته به امپراتوری ایرانیان، آنگاه در دست مقدونی ها و پس از آن نزدیک به هشت قرن صحنه نبرد دو ابرقدرت وقت ـ ایران و روم، سپس مرکز یک امپراتوری اسلامی (بنی امیه) و مدتی صحنه مبارزه صلیبیون با حاکمان مسلمان فلسطین (زادگاه مسیح) و از قرن پانزدهم تا سال 1918 در دست دولت عثمانی. چهل روز مانده به پایان جنگ جهانی اول، نيروهاي نظامی دولت لندن يکم اكتبر 1918 شهر دمشق را هم متصرف شدند و در اينجا هفت هزار نظامي عثماني را به اسارت گرفتند. دولت لندن يازدهم دسامبر 1918 اورشلیم را هم بر متصرفات خود افزود که از اين شهر به مدت 30 سال بر فلسطين حکومت کرد. تا آن زمان، فلسطين بخشي از قلمرو وسيع عثماني بود و نظاميان عثماني معروف به «عساکر» در آنجا مستقر بودند. امپراتوری عثماني از زمان تأسیس در 1453 تا نوامبر سال 1918 خودرا جانشين امپراتوري (خلافت) عباسيان مي دانست که پس از 465 سال از ميان رفت.
        
    دیدن این عکس ها، بیننده را نسبت به پایدار بودن رفتار دوستانه روس ها دچار تردید می کند

     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    اگر نظام حکومتی پیشین قانون شورای دولتی را اجرا کرده بود ... ـ اشاره ای به این قانون ـ معمّای اجرا نشدن ـ تلاش این روزنامه نگار
    روزنامه نگاری در صحنه ـ نه بمانند امروز، نشستن پشت میز و وررفتن به لپ تاپ، این فرصت را فراهم می کند که فرد مشکلات جامعه را لمس و چاره جویی کند و راه حل به دست آورد و چون وسیله (رسانه از هر قبیل؛ روزنامه، مجله، کتاب، رادیوتلویزیون و امروزه وبسایت، ای میل و انواع نِت ورک) در دست دارد می تواند که مسائل را مستقیم و یا غیر مستقیم مطرح و بگوش برساند و راه حل از زبان خود و دیگران (از طریق مصاحبه با آنان) به دست دهد و احساس پیروزی و شادمانی کند.
        تا اردیبهشت 1348 ( ماه می 1969) سیزده سال بود که روزنامه نگاری می کردم و عمدتا در صحنه و خبرنگار بودم. در طول سال هایی هم که دبیر میز بودم ـ در ساعات فراغت، خودم خبرها را دنبال می کردم. با خودم دستیار می بُردم تا او هم یاد بگیرد و خبرنگار شود. در این سال مرا معاون سردبیر روزنامه کردند که از قَبل دو معاون داشت. به این شرط این سمت را پذیرفتم که مطالب صفحه 7 (گزارش روز ـ فیچر) را هم خودم تهیه کنم و بنویسم. از اواخر دهه 1330 یکی از سردبیران خبرگزاری و اخبار رادیو بودم ولی جز سه سال تهیه مطالب برنامه در گوشه و کنار شهر، بقیه کار عبارت بود از تنظیم و دوباره نویسی ترجمه اخبار چهار خبرگزاری اصطلاحا بزرگ ولی عامل و روابط عمومی دولت های متبوع و نیز تنظیم اعلامیه های دولتی و مطالب پیاده شده از نوارهای ضبط صوت. بنابراین، کار تولید و اصطلاحا؛ خلاقیّت نداشت.
        در طول خبرنگاری و بویژه حادثه نویسی و تماس مستقیم با مشکلات جامعه در صدد انعکاس این مشکلات در قالب خبر و ارائه راه حل برآمدم. صفحه 7 که صد درصد در دست خودم بود وسیله مناسبی برای این کار. مسائل جامعه عمدتا ناشی از نارسایی ادارات، تصمیمات و رفتار خلاف قانون، اصول و منطق دولتی ها بود. اجرای «قانون شورای دولتی» را راه حل این مسائل یافتم. در سال 1348، 9 سال از تصویب این قانون جامع و مهم گذشته بود ولی نه تنها اجرا نشده بود، بلکه اشاره ای به وجود آن نمی شد زیراکه مانع فساد اداری و بوروکراسی می شد و به سود اصحاب منافع نبود. مردم از تصمیمات و اقدامات مؤسسات دولتی و وابسته به دولت می نالیدند و اجرای این قانون حلّال مشکلات بود.
         موضوع را با تنی چند از اصحاب نظر در میان نهادم و به این نتیجه رسیدم که دولتی ها ـ از پایین تا بالا ـ نمی خواهند که آن قانون اجرا شود و زیر کنترل قرار گیرند. بالاخره تصمیم به طرح قضیه در روزنامه و اینکه چرا قانون شورای دولتی که در سال 1339 تصویب شده به اجرا درنیامده و انتشار نظرات در باره مسائل و آن قانون به عنوان کلید حل آنها. می دانستم که جامعه فرانسه در نیمه دوم قرن 19 دچار چنین مشکلاتی بود و با اجرای یک قانون مشابه قانون «بایگانی شده» شورای دولتی ایران از سال 1879، به بوروکراسی و مسائل دولتی آن کشور پایان داده شده بود. تصویب و اجرای این قانون فصلی از تاریخ فرانسه شده بود و در دانشگاهها تدریس می شد.
        کار بازگشایی مسائل اداری جامعه و بیرون آوردن این قانون از بایگانی را از 14 اردیبهشت 1348 آغاز کردم و نخستین مطلب که شامل رونویسی قانون 32 ماده ای شورای دولتی و مصاحبه با دکتر احمد هومن استاد دانشکده حقوق و رئیس وقت کانون وکلای دادگستری بود در صفحه 7 شماره 15 اردیبهشت 1348 روزنامه اطلاعات چاپ شد.
        قانون بسیار مهم شورای دولتی تشکیل این شورا را در تهران و در آغاز کار با 5 شعبه و هر شعبه مرکب از دفتردار، رئیس و دو مستشار در نظر گرفته بود. رئیس و مستشاران باید 40 ساله و بالاتر بودند و دارای شهرت خوب در جامعه، دلسوز و دارای دست کم ده سال سابقه کار قضاوت و وکالت. باید درس حقوق خوانده و در این رشته، دست کم مدرک لیسانس گرفته بودند.
         وظیفه شورا رسیدگی به شکایات از تصمیمات و اقدامات همه مراجع و مؤسسات دولتی و شهرداری ها و تشکیلات وابسته به آنها و همچنین رسیدگی به اعتراض بر مَدلول تصویب نامه ها، آیین نامه ها، بخشنامه ها و سایر نظامات دولتی و شهرداری ها بود در مواردی که این تصمیمات و اقدامات به علت برخلاف قانون بودن آنها، یا عدم صلاحیت مرجع مربوط، یا تجاوز و سوء استفاده از اختیارات، یا تخلف اداری در اجرای قوانین و مقررات و یا خودداری از انجام وظایف که موجب تضییع حقوق اداری شود. همچنین رسیدگی به شکایت کارمند از موسسه مربوط در زمینه نقض مقررات و حقوق عمومی و استخدامی.
        شورای دولتی در چارچوپ قوه قضایی تشکیل می شد و وزیر دادگستری بر کار آن (نه مداخله در آراء و تصمیمات) نظارت داشت. رسیدگی به شکایات باید در طول یک ماه صورت می گرفت. رسیدگی علنی بود (حضور خبرنگار) و آراء شعب تجدید نظر پذیر.
        به رغم دنبال کردن قضیه و به سبب مطرح شدن در روزنامه و آگاه شدن مردم از چنین قانونی، طرح موضوع در مجلسین به صورت نطق پیش از دستور، این شورا تشکیل نشد و قانون همچنان معطل ماند و بر نارضایی اتباع از تصمیمات و اقدامات اداری افزوده شد و در سال انقلاب به صورت انفجار درآمد. به باور اصحاب نظر که در سال 1357 مطرح شد، اگر قانون شورای دولتی پس از تصویب به اجرا درآمده بود بسیاری از مسائل که مردم ناراضی را در سال 1357 (1978 میلادی) به خیابانها کشانید پدید نمی آمد. تا آخرین روز عمر نظام پیشین درباره لغو این قانون خبری انتشار نیافته بود.
        
    نخستین مطلب درباره قانون شورای دولتی به قلم کیهانی زاده در صفحه 7 شماره 15 اردیبهشت 1348 روزنامه اطلاعات

     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    پيام‌هاي تازه
    پاسخ به پرسش مربوط به نقائص روزنامه هاي ايران
  •   در پيامي توسط اي ميل که در 17 ماه مه 2005 دريافت شد از نگارنده اين تاريخ آنلاين و وبسايت روزنامك سئوال شده بود كه چند نمونه از نقائص كار روزنامه هاي فعلي ايران را ذكر كند.
        
        پاسخ اين است كه ايرانيان، هيچگاه روزنامه کامل به مفهوم واقعي کلمه نداشته اند. تا شهريور 1320 كه روزنامه هاي ايران دولتي نگار بودند و از اصول و روشهاي درست روزنامه نگاري هم آگاهي نداشتند. بعد از شهريور 1320 تا پايان جنگ دوم كه ايران تحت اشغال نظامي و مقررات زمان جنگ بود و سپس كشمكش جناحهاي سياسي آغاز شد و در دوران حكومت دكتر مصدق هم كه مطبوعات آزادي عمل داشتند مسئله نفت آنها را به خود مشغول كرده بود. پس از براندازي 28 امرداد وضعيت تازه اي حكمفرما شد و سختگيري تا نيمه دوم سال 1356 كه شاه در ديدار از واشنگتن تحقير شد هر روز بيشتر مي شد. در اين دوره، ايران روزنامه نگار خوب داشت ولي دستشان بسته بود. لذا حادثه نويسي، ورزشي نويسي، هنري نويسي و ترجمه از منابع خارجي به ويژه از زبان انگليسي در اين زمينه ها رونق يافت. از اواخر سال 1356 روزنامه هاي ايران با اينكه به چند خانواده و افرادي معيّن تعلق داشتند كه به خاطر حفظ سرمايه خود احتياط را از دست نمي دادند به تدريج آزادي عمل به دست آوردند و همين آزادي به پيروزي انقلاب كمك بسيار كرد. اگر اين روزنامه ها تظاهرات قم را در صفحات اول خود منتشر نكرده بودند كه تبريزي ها بپا نمي خاستند و انتشار تظاهرات تبريز باعث تشويق اصفهاني ها، شيرازي ها، كرماني ها و مشهدي به بپاخيزي شد و ... و محدويت اين آزادي از ارديبهشت ماه 1358 (سه ماه پس از انقلاب) با مداخله گروههاي مختلف (نه دولت موقت به رياست مهدي بازرگان) آغاز شد و به اخراج تدريجي دسته ـ دسته روزنامه نگاران منجر و به مصادره و تعطيل شدن برخي از روزنامه ها انجاميد. آغاز جنگ عراق و ايران در شهريور 1359 جّو تازه اي را به وجود آورد و قانون سال 1364 مطبوعات كه در چنين جّوي تدوين شده بود اين وضعيت را تثبيت كرد و عملا عده اي از اتباع ايران از داشتن نشريه محروم شدند. در دهه 1370 دولت هم روزنامه نگار شد و دولتي نويسي بار ديگر از سر گرفته شد و از آن پس، دولتي نويسي (اخبار فعاليت هاي سه قوه حکومتي و اظهارات مقامات آنها) به صورت يك عادت درآمده است.
        براي مثال: اگر خبرنگاران كه هر روز نرخ ارز و سكه را بدون سابقه نويسي و کسب نظر آگاهان منتشر مي كنند در زير آن مقايسه اين نرخ با 10 سال، 20 سال و 50 سال پيش را هم بنويسند، و اضافه كنند كه درآمد نفت كمتر نشده جمعيت كشور هم كه نسبت به سال 1357 بيش از دو برابر نشده و بسياري هم مهاجرت کرده اند، پس چرا بايد بهاي دلار كه در سراسر جهان پايين مي رود در ايران (سال 2005 = 1384) 130 برابر آن سال (1357 = 1978) شده باشد كمك به حل مسئله مي كند. يا اينكه اگر هنگام ثبت نام مدارس به جاي نقل خشک و خالي اطلاعيه هاي وزارت مربوط، در كنار آن بنويسند كه پولي شدن مدارس خلاف قانون اساسي و قانون تعليمات اجباري و تصميمات سال 1353 است، كار خرابتر نمي شود. يا چنانچه در زير خبر خصوصي شدن اداره امور بيمارستانهاي صد ساله دولتي که به نقل از منابع رسمي درج مي کنند اشاره به قول هايي كه پس از انقلاب درباره درمان رايگان داده شده و در روزنامه هاي سالهاي 1358 و 1359 به چاپ رسيده بود اشاره كنند مسائل درمان پيچيده تر نمي شود. يا اينكه اگر بروند ببينند بر سر اراضي دولتي كه دولت موقت به ديپلمه هاي بيكار بخشيد چه آمده است؛ بذل و بخشش اراضي ملي (متعلق به جامعه) پايان خواهد يافت، و همين طور مسئله گمركات، سيگار فروش بودن دولت (انحصار دخانيات) و .... اينها را «سابقه خبر» مي گويند و نوشتنشان در روزنامه نگاري حرفه اي اجباري است و به يادآوري و به حل مسائل كشور كمك مي كند. تا مسائل علني و شكافته نشود، تأملي در كار نخواهد بود و راه حلي به دست نخواهد آمد. چرا روزنامه هاي ايران بمانند جرايد ساير كشورهاي داراي صفحات مقالات و نظرات ديگران (مخاطبان) نيستند؟. چرا روزنامه ها به مانند سابق (پيش از انقلاب) نمي روند هر ماه از محاضر ازدواج بپرسند که بالاترين مَهر زنان در آن ماه چه ميزان بوده است تا جامعه متوجه شود و کنترل کند که اين همه زنداني ناشي از به اجراي ثبت سپردن مَهر نداشته باشد و صدها چراي ديگر. كار خبرنگار نشستن در تحريريه و تلفن كردن به منابع رسمي و گرفتن خبرهاي قرار داده شده در اينترنت و دريافت «اي ميل» هاي خبري و فاكس نيست، بايد در خيابانها و در ميان مردم باشد، به همان گونه كه ما بوديم. اينها اشاره كوچكي است به چند مورد كمبودهاي حرفه اي روزنامه هاي ايران ـ کشوري که هنوز يک نظام روزنامه نگاري جامع ندارد، آيين نامه اي که بگويد روزنامه نگار کدام است و چه شرايطي بايد داشته باشد، روزنامه حزبي و حرفه اي چيست و چه فرقي بايد باهم داشته باشند و ... و مانع کمک مالي دولت به روزنامه و روزنامه نگار شود و ....




  •  

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com