Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
   خورشيدي

 
18 مي
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 












   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 18 مي
ايران
زادروز عُمر خيّام نيشابوري - نگاهي به افکار و کارهاي او
تصوير خيام
مورخان تاريخ عمومي (جهان) با تطبيق تقويمها، هجدم ماه مي سال 1048 ميلادي (28 ارديبهشت) را روز تولّد حكيم عُمَر خيّام (غياث الدين ابوالفتح عمر ابن ابراهيم نيشابوري) رياضي دان، فيلسوف و اديب بزرگ ايراني نوشته اند كه از ديرزمان در ايران، روز بزرگداشت اين انديشمند ناميده شده و آيين هايي برگزار مي شود.
     تقويم هجري خورشيدي كه ايرانيان آن را بکار می برند، ششم مارس 1079 ميلادي توسط حكيم عمر خيام تكميل شد كه به تقويم جلالي معروف گرديده است، زيرا كه در زمان حكومت جلال الدين ملكشاه تنظيم شده بود. اين تقويم دقيق تر از تقويم ميلادي است، زيرا كه عدم دقت آن هر 3770 سال يك روز است و تقويم ميلادي هر3330 سال.
     عُمر خيّام كه به نوشته كتب تاريخ عمومي، چهارم دسامبر سال 1131 وفات يافت نه تنها يك رياضي دان و فضا شناس بزرگ بود بلكه در فلسفه، پزشكي و شعر نيز شهرت جهاني دارد و رباعيات او در سال 1839 توسط «ادوارد فيتزجرالد» به انگليسي ترجمه شده و انگليسي زبانان از همين طريق با مضامين رباعيات خيام آشنا شده اند. اين رباعيات با حاشيه نويسي فيتز جرالد هنوز هر سال به زبان انگليسي تجديد چاپ مي شود. آثار ديگر خيام از جمله «نوروزنامه» و «رساله در وجود» معروفند.
     وي در طول حيات خود چند سفر تحقيقاتي به اصفهان، سمرقند، بخارا و ري كرده بود. خيام بر خلاف همدوره اش خواجه نظام الملك، به كار ديواني (دولتي) علاقه زياد نداشت، باوجود اين، دعوت شاه وقت را براي ساختن رصدخانهِ ري پذيرفته بود. برخي از روزشمارنگاران فرنگي، ولادت خيّام را 18 مي سال 1044 ميلادي و وفات اورا در سال 1124 ذكر كرده اند كه ظاهرا ماخذ آنان تقويم هاي ميلادي قديم بوده است.
     پاره اي از مورّخان خيام را در عين حال يك ناسيوناليست ايراني خوانده اند كه برخي ويژگي هاي ايرانيان از جمله مهربان بودن و مهرباني كردن را به بهترين صورت توصيف كرده است از جمله درباره جشن مهرگان گفته است: "اين ماه را از آن جهت «مهرماه» گويند كه مهرباني بوَد مردمان را بر يكديگر، از هر چه رسيده باشد (داشته باشند)؛ از غلّه و ميوه نصيب باشد بدهند و بخورند با هم (همیاری و مهما ن نوازی).".
     نام خيّام همه جا با نيشابور همراه است. آرامگاه خيام در اين شهر قرار دارد و به همين سبب نيشابور در جهان به شهر «عُمر خيّام» معروف است. عمر خيام علاقه اي عجيب به زادگاهش، نيشابور، داشت كه يادگار دوران ساسانيان (شاپور يكم) است و يک بار هم براي مدتي كوتاه پايتخت ايران شده بود. اين شهر در رديف بلخ، بخارا، هرات و مَرو يکي از پنج شهر بزرگ خراسان بشمار مي رفت و طاهر ذواليمينين در همين شهر حاکمیت ملی و استقلال ایران را اعلام کرد و آن را از جهان عرب و حاکمیت خلیف عباسی مجزّا ساخت. 22 نوامبر سال 1267ميلادي (666 هجري قمري) يك زمين لرزه شديد اين شهر تاريخي خراسان را ويران كرد و هزاران تَن را مقتول و مجروح ساخت. نيشابور سه سال بعد به هزينه دولت وقت تجديد بنا شد. مردم اين شهر يک بارهم به تيغ مغول ها گرفتار آمده بودند.
    
آرامگاه خيام در نيشابور

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تخريب توس، زادگاه فردوسي بزرگ به دست پسر اميرتيمور
تصوير مجسمه تازه فردوسي
تخريب شهر توس به دست ميران شاه پسر اميرتيمور (تيمور لَنگ) را 18 مي سال 1389 ميلادي گزارش كرده اند. ميران شاه توس ـ زادگاه و مَدفَن فردوسي بزرگ را چنان ويران ساخت كه از آن جز ويرانه اي برجاي باقي نماند، و چون مسير رودخانه هارا هم به سوي مشهد تغيير داده بود، توس ديگر به آن صورت آباد نشد. لكن، نام اين شهر باستاني همه جا در كنار اسم فردوسي، ميهندوست بزرگ ايران كه 25 ارديبهشت، روز بزرگداشت اوست، زنده مانده است. نوشته اند که پس از انقلاب، گروهی از اسلامیون نیز در صدد تخریب آرامگاه فردوسی برآمده بودند که آیت الله خامنه ای (در آن زمان حجت الاسلام) متوجه قصد آنان شد و با ارسال پیام کتبی مانع از تخریب شد. این دستخط تا مدتی در آنجا قرار داده شده بود تا فرد و یا افراد درصدد تخریب آرامگاه و مجسمه فردوسی که گفت "چه ایران نباشد تَن من مباد" برنیایند.
     فردوسي که يک دهقان زاده بود در سال 977 ميلادي به دنيا آمد و بسال 1010 درگذشت. فردوسي با مشاهده تلاش هاي سامانيان به زنده کردن زبان پارسي و فرهنگ ايراني بود که به انديشه تدوين شاهنامه (تاريخ) افتاد که تاريخ منظوم ايران باستان است. اهميت کار او در اين است که بدون چشمداشت اين کار بزرگ را به انجام رسانيد.
    
تصوير يک مجسمه ديگر از فردوسي

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
آغاز فعاليت ثبت اسناد در ايران ؛ مخالفت هاي قبلي با آن و ضعف هايي که داشته است
اجراي قانون ثبت اسناد از 28 ارديبهشت سال 1300 (19 ماه می 1921) در ايران آغاز شد كه از همان آغاز موافقان و مخالفان فراوان داشته است. هنگام طرح لايحه ثبت اسناد در مجلس، برخي از روحانيون گفته بودند كه مالكيت زمين و منابع طبيعي و وسائل عمومي، در اسلام به صورتي كه در فرنگ است وجود ندارد و سوسياليستهاي ايراني آن زمان هم از نظر اين روحانيون حمايت مي كردند و اصولا معتقد بودند كه زمين بايد متساویا متعلق به همه اتباع يعني دولتي (ملّی) باشد و سند تنها براي اعياني آن (آن چه در زمين به وجود مي آيد) تنظيم شود و دولت اراضي را به افراد اجاره دهد كه درآمد ملّي قابل ملاحظه اي است. گروهي ديگر اين بدبيني را دامن مي زدند كه با تأسیس سازمان ثبت اسناد، «جعل» هم در جامعه ايران متولّد مي شود و مشكلات را افزون مي سازد و شاهد حق و ناحق هاي متعدد خواهيم بود و صداقت از ميان ما رخت برخواهد بست، مگر اينكه براي نظارت بر آن و جلوگيري از جعل و تقلب در اسناد و مالكيّت، محاكم و ضابطين اختصاصي ايجاد شود و .... این بدبینان می گفتند که برای مثال؛ یک مامور و مسّاح اداره ثبت می تواند بخشی از کشور (زمین بدون صاحب شخصی) را به نام فرد و افراد کند و مآلا ایجاد نفاق در جامعه، جمعیت در حال افزایش است ولی زمین خدا محدود و نمی شود واردات زمین داشت و .... زرنگ ها و آزمندانی پیدا خواهند شد که در یک بیابان، چند قطعه سنگ روی هم خواهند گذاشت و چهار شاهد خریداری خواهند کرد و مدعی خواهند شد که آن زمین متعلق به پدربزرگ های آنان بوده و با خریدن یک کارمند اداره ثبت اسنادِ در شرف تاسیس صاحب آن زمین ملّت و یا وقفی خواهند شد. حالا این زمین ها بایر اند فردا داخل شهر خواهند شد، افزایش جمعیت متوقّف نخواهد شد. نباید راه برای بسط فساد باز شود، فساد جامعه را ناراضی و آماده طغیان خواهد کرد، مشروطیّت درست نکرده ایم که به دست آن فساد را گسترش دهیم.
    باید دانست که در بسياري از كشورها كه فاقد ادارات و محاضر ثبت اسناد هستند ازجمله بسياري از ايالت ها در فدراسیون آمريكا، اين كار مشتركا توسط وكلاي دادگستري، شهرداري و دفتر دادگاه محل انجام مي شود و اسناد مالكيّت نيز از سوي شركتهاي بيمه در برابر هرگونه جعل و تزوير بيمه مي گردد و واگذاري اراضي ملّي (متعلق به دولت) جهت بهره برداری تنها از طريق انتشار آگهي در جرايد و به صورت مزايده صورت مي گيرد و پس از انجام مزايده، جزئيات آن در جرايد اعلان و در تابلوي عمومي مقابل دفتر دادگاه محل و در ورودی کتابخانه های عمومی نصب مي شود تا اگر كسي اعتراضي داشته باشد، اعتراضش را به دفتر دادگاه محل تسليم دارد. اعتراض به صحّت اسناد و درستي معاملات بعدا هم پذيرفته مي شود و محدود به زمان معيّن (اصطلاحا مرور زمان) نيست.
     در دهها سالي كه از ايجاد سازمان ثبت اسناد در ايران گذشته، جامعه ايران شاهد پرونده هاي پر سر و صداي جعل اسناد و ثبت اراضي دولت و غير بوده است كه مي توان با ورق زدن جرايد سابق شرح ما وقع را مطالعه كرد، ازجمله پرونده معروف به حاجیه ربابه در تهران قدیم. در پي يك جنجال جعل و تصرف اراضي به ناحق در نيمه دهه 1330 و نیز بلعیدن مسیل ها (مسیر سیلاب)، دولت وقت با هدف سرپوش گذاردن بر اعتراض مردم ـ به بهانه نوسازي اداره ثبت اسناد، در سال 1334 بر در اين اداره قفل زد و آن را براي مدتي تعطيل و تجدید سازمان كرد و ....
     از شنیده ها چنین بر می آید که با تغییر نظام حکومتی، آنطور که انتظار می رفت زمین خواری و در مواردی تصاحب املاک دیگران کاملا ریشه کن نشده و اخیرا انتقاد مقامات قضایی هم از این بابت علنی شده و دادستان تهران بیستم اردیبهشت 1394 (دهم می 2015) از ایجاد یک دادسرای مبارزه با زمین‌خواری و حفظ و حمایت از ثروت عمومی (اراضی بدون صاحب) خبرداد و گفت که این دادسرا پیش از آغاز تیرماه 1394 آغاز بکار خواهد کرد.
    در ایران، بسیاری هستند که خواهان بررسی مجدد اسناد مالکیّت هایی هستند که از 22 بهمن 1357 تا کنون صادر شده است و می گویند که این بررسی باید در شوراهای بی طرف مرکب از حقوق دانان و ایراندوستان به عمل آید.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
مخالفت دکتر مصدق با تمديد اختيارات وزير دادگستري وقت، چرا؟
دکتر مصدق
28 ارديبهشت 1306 دكتر مصدق نماينده مجلس با تمديد اختيارات وزير دادگستري وقت، كه خواست رضاشاه بود مخالفت و استدلال كرد كه چون در كشور حالت فوق العاده وجود ندارد، تمديد چنين اختياراتي وجاهت حقوقي نمي تواند داشته باشد.
     تاريخ نشان داده است كه سوء استفاده از «اختيارات»، آسان بوده و عملا بارها صورت گرفته است و نبايد تجربه گذشته را ناديده گرفت كه خيانت به ملت است.
     دکتر مصدق که خود دکتراي حقوق داشت در طول عمر هميشه نگران نظام قضايي کشور بود و عقيده داشت که اگر چرخهاي اين نظام به خوبي نچرخد، هيچ مسئله اي در ايران حل نخواهد شد. وي در طول نخست وزيري خود دست به اصلاحات وسيع در دادگستري زده بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
زمانی که در ایران مدرسه پولی وجود نداشت ـ اشاره به اصل 30 قانون اساسی
نواّب (محمدعلی) مدیرکل آموزش و پرورش وقت تهران به مناسبت پایان سال تحصیلی 1353 ـ 1354 به شورای مربوط ـ شوارای انتخابی ناظر بر امور آموزش و پرورش هر شهرستان و مصوّب بودجه آن و ... ـ اعلام کرد که تمامی کارکنان مدارس غیردولتی سابق استخدام رسمی دولت شده اند، اموال این مدارس به مالکیت دولت درآمده و دیگر در سطوح پیش دبستانی، دبستانی، راهنمایی تحصیلی و متوسطه مدرسه غیردولتی و پولی نداریم و تحصیلات در این دوره ها مطلقا رایگان و یکنواخت شده است و از نظر امر آموزش و پرورش، میان کودک «ورکینگ کلاس» و ثروتمند، جوادیه و شمال شهر فرقی نیست و همه در کنار هم در یک اطاق و روی نیکمت مشابه می نشینند و آموزگار و یا دبیر دولتی واجد شرایط مقرر به آنان تدریس می کند و تغذیه رایگان ایشان نیز تفاوت ندارد.
    دوره دبستان طبق قانون تعلیمات اجباری، از سال 1322 در ایران رایگان و یکنواخت شده بود که از شهریور 1353 این وضعیت دوره های پیش دبستانی، راهنمایی تحصیلی و متوسطه را هم شامل شد و بعدا دوره های عالی.
    آموزش و پرورش در ایران از سال 1353 و پس از انقلاب مطلقا رایگان بود. باوجوداین، در سال 1358 که قانون اساسی جمهوری اسلامی تدوین می شد و پیش از تکمیل و رفراندم مربوط، هر روز اصل به اصل در روزنامه ها جهت اظهار نظر انعکاس می یافت، ادامه رایگان بودن آموزش و پرورش به صورت یک اصل (اصل 30) وارد قانون اساسی شد به این قرار:
     اصل سی ام: دولت موظف است وسائل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسائل تحصیلات عالی را تا سرحد خودکفایی کشور بطور رایگان گسترش دهد.
    مدارس در زمان تدوین و تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی رایگان بود و برای اجرای این اصل تلاش تازه ای لازم نبود تنها باید مراقبت می شد که این رایگان بودن ادامه یابد. ملت برای رایگان شدن تحصیلات قبلا (چهارسال پیش از انقلاب) هزینه آن را که عبارت از استخدام رسمی هزاران تن کارکنان مدارس غیردولتی و خرید اموال آنها بود پرداخت کرده بود.
    در سال 1370 (زمان ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی) صدای انتقاد از تاسیس مدارس پولی زیر نام «غیرانتفاعی» بگوش رسید و اصحاب نظر اشاره کرده بودند که پول گرفتن برای تحصیلات عمومی نقض قانون اساسی است البته قوه قضایی باید اظهار نظر کند زیراکه رسیدگی به نقض قانون اساسی نیاز به اعلام آن (اعلام جرم) ندارد و دادستان کل راسا اقدام می کند. برخی از قوانین و اصول برای اجرا از زمان تصویب اند که ممکن است امکانات اجرایی موجود نباشد و عدم اجرای چنین قوانین کوتاهی و تاخیر بشمار می آید نه نقض آن و کوتاهی کردن خلافی است کوچک و نه جرم. مفاد اصل سی ام در حال اجرا بود که به تصویب رسید به عبارت دیگر؛ تحصیل حاصل بود و تنها باید مراقبت می شد که تداوم یابد.
    در دهه 1370 با احتیاط و در قالب مدرسه غیر انتفاعی از پولی شدن برخی مدارس سخن بمیان می آمد ولی در دهه جاری (1380) از مدارس غیر دولتی و افزایش شهریه ـ شهریه چند میلیونی صحبت می شود و خبرگزاری های دولتی از قول مسئول مدارس غیردولتی! خبر می فرستند و ... که نباید غافل از قضاوت قاضی «تاریخ» بود و انچه را که در تاریخ ثبت شود نمی توان پاک کرد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
نظری بر خبر رسانه ای سیزدهم ماه می 2010 درباره هواپیماهای توپولف ـ 154 و هشدار یک مخاطب این سایت (تاریخ آنلاین)
Tupolev-154

نامه زیر که 24 اردیبهشت 1389 (14 می 2010) دریافت شد، از آنجا که حاوی نکات قابل ملاحظه ای بوده است در درج آن درنگ نشد:
    
    "در تهران یک دانشجوی دانشگاه هستم. شبها، در فاصله مروری بر دروس روزانه سری هم به وبسایت روزنامه ها می زنم. نخست، اخبار دو روزنامه چاپ تهران از دو جناح مختلف را می خوانم و سپس خبرهای آنهارا در اینترنت دنبال می کنم تا ببینم منابع دیگر چه گفته اند و اصل قضیه را هم در منبع اصلی دنبال می کنم تا تفاوت هارا دریابم و سپس سراغ سابقه موضوع (و عمدتا به زبان انگلیسی) می روم و از آنها پرینت می گیرم و یادداشت برمی دارم تا بعدا استفاده کنم و احیانا کتاب بنویسم.
    در شماره 19644 (13 ماه مه 2010 = 23 اردیبهشت 1389) روزنامه کیهان خبری خواندم که پرسش های متعدد به ذهن من آورد. طرح این تردیدها سرنخ به مراجع دولتی مربوط خواهد داد تا مراقب باشند که دفعتا در برابر امری انجام شده و بازی های روابط عمومی [تبلیغات] قرارنگیرند و پولی که باید صرف عمران و آبادی و توسعه کشور شود؛ در «خدمات» هدر نرود.
    این خبر کیهان از قول رئیس انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرت هوایی تنظیم شده بود که گفته بود استفاده از توپولف ـ 154 Tupolev-154در جهان غیرقانونی شده است!. از آنجا که منبع خبر اشاره به ردیف اعتبار جداگانه و يارانه دولتی کرده بود؛ دچار شک و تردید و سوء ظن، و برای بیت المال متاسف و نگران شدم که سرچشمه عمده و ورودی آن پول نفت است ـ نفتی که خدا داند فردا باشد و یا نباشد و .... به نظرم رسید که در کشور ما، همه برای این پول کیسه دوخته اند. بالاخره روزی یک مرجع و یک فرد باید برود و ببیند که این پول نفت از سال 1358 تاکنون چه شده و در کجا به مصرف رسیده است؟!.
    بگذریم. سخن از خبر روزنامه کیهان بود که از قول رئیس انجمن یاد شده در بالا، از غیرقانونی شدن استفاده از توپولف ـ 154 نوشته بود. از آنجاکه که قانون تنها توسط پارلمان تصویب و پس از عبور از کانالهای متعدد و طی تشریفات گوناگون به اجرا در می آید سراغ منابع خبر در اینترنت رفتم، وبسایت یاتا، تاریخچه و «تایم تیبل» توپولف و هر منبعی را در این زمینه که سراغ داشتم جستجو کردم و اثری از غیرقانونی شدن! توپولف ندیدم. به سایت خود شما [تاریخ آنلاین ایرانیان] سرزدم و در چند قسمت ازجمله در نوشته مربوط به زادروز و سالمرگ مخترع آن [توپولف] مطالبی درباره آن هواپیما یافتم ازجمله اینکه تاکنون یکهزار و 15 فروند از این نوع (مدل 154) ساخته شده، سه موتوره [مشابه بوئینگ 727] و سریعترین هواپیمای مسافربر است با سرعت ساعتی 975 کیلومتر، در 17 شرکت هواپیمایی مورد استفاده است، از لحاظ حمل مسافر در رتبه ششم قراردارد، 70 میلیون مسافر جابجا می کند، عمر هر موتور آن 45 هزار ساعت است، قادر به فرودآمدن در فرودگاههای خاکی و مناطق یخبندان [مثلا قطب شمال] است، می تواند 5 هزار و 280 کیلومتر ـ بدون تجدید سوخت پرواز کند و دارای چندین مدل (A, B, AB, AB -1, AB-2, S, M) که مدل M-100 آن در سال 1994 وارد صحنه شده است. بعلاوه، شرکت سازنده آن، توپولف ـ 155 و توپولف ـ 156 و بمب افکنهای دور پرواز به همین نام را هم ساخته است. گرچه آئرو فلوت توپولف های 154 خودرا از ژانویه 2010 به شرکت های دیگر واگذار کرده ولی قرار است که این نوع هواپیما [نوع قدیمی تر یعنی توپولف ـ 154] تا سال 2016 (شش سال دیگر) بکار ادامه دهد. هر توپولف تازه ساز به 45 میلیون دلار فروخته شده است که در مقایسه با هواپیماهای مشابه ساخت غرب ارزانتر است. جمع سوانح توپولف ـ 154 از 1972 که وارد کار حمل مسافر شده تنها 37 مورد که به مراتب کمتر از بوئینگ 737 بوده است که این نوع هواپیمای ساخت آمریکا از سال 1972 تاکنون 67 سانحه داشته که آخرین آن مربوط به خط هوایی اتیوپی است که در سال 2010 در نزدیکی بیروت سقوط کرد. بوئینگ 727 که تقریبا از رده مسافربرها خارج شده تا سال 2003 چهل و هشت سانحه داشت. تازه نقص فنی ساختار توپولف ـ 154 هیچیک از آن 37 سانحه را بوجود نیاورده و علل ایجاد آنها اشتباه خلبان، هدایت نادرست برج مراقبت و یا وضعیت جوّی اعلام شده است. آخرین سانحه [دهم اپریل 2010] که منجر به مرگ رئیس جمهور لهستان و شماری از مقامات این کشور شد بدی هوا و اجبارکردن [دستور دولتی] خلبان به فرودآمدن در فرودگاه مورد نظر در ساعت معیّن بود، نه قدیمی بودن هواپیما و نقص فنی. اگر در کار این هواپیما نقصی بود که ارتش چین از آن استفاده نمی کرد. بنظر من نقص در این است که روسیه کارشناس تبلیغ و دفاع رسانه ای [روزنامه نگار] آنچنانی ندارد که تبلیغات منفی دیگران را رد کند و .... هماهنگی دستگاههای دیپلماسی یک کشور با ژورنالیسم آن اینک عامل بزرگی برای خنثی کردن تبلیغات منفی است. همین ارباس در عمر کوتاه خود سوانح متعدد داشته که دو مورد تازه آن سقوط در آبهای نزدیک برزیل (اقیانوس اطلس) و آبهای ساحلی کمور (اقیانوس هند) است. یک روز پیش از انتشار خبر کیهان که ذکر آن رفت یک جت مسافربر تازه ساز شرکت هواپیمایی لیبی از نوع «ارباس» هنگام فرودآمدن در طرابلس (تریپولی) سرنگون شد و 103 نفر ـ تمامی سرنشینان به استثنای یک کودک را به آن دنیا فرستاد.
    این سطور را نوشتم و فرستادم تا در تاریخ آنلاین بماند که دست کم در وطن ما، از نمد مرگ رئیس جمهور لهستان کلاه برندوزند. دولت و مجلس باید مراقبت کنند که از این بهانه برای استفاده مالی استفاده نشود. باید رسیدگی شود که توپولف های کرایه ای برای ایران در چه سالی ساخته شده اند، چگونه نگهداری شده اند و اگر قدیمی و ازکارافتاده هستند، چرا باید کرایه می شدند؟، صلاحیت خلبانان و ....
    از جناب عالی [مؤلف این تاریخ آنلاین] که این همه سنگ حفظ منافع ايرانيان و نیز حق انسانهارا به سینه می زنید می خواهم که این نامه را در زیر مطالب ایران و یا «سر نخ» درج کنید. این هم خدمت دیگری خواهد بود به ايران.".
    [این نامه وارده مختصر ادیت عبارتی شده است]
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
خبرها و نظرها درباره انتخابات: توجه قالیباف به اقتصاد، کشاورزی، مدیریت و دوری از سیاستبازی ـ توجه به سن نامزدها ـ اظهارات دبير شورای نگهبان
28 ارديبهشت 1392 انتشار خبر و نظر درباره انتخابات 24 خرداد 1392 رياست جمهور ايران و اظهارات داوطلبان نامزدی ادامه داشت. چند مورد از آنها که مربوط به 27 ارديبهشت 1392 بود و اینک تاریخ شده است در زير آمده است:
    
     ــ محمدباقر قالیباف (شهردار وقت تهران، رئیس پیشین پلیس و از سرداران جنگ با عراق) که برای نامزدی انتخابات نام نویسی کرده بود و از گیلان دیدن می کرد در اجتماعی در رشت گفت که اگر انتخاب شود توجه به امر کشاورزی را در سرلوحه برنامه های خود قرار خواهد داد که نابسامانی در آن زیاد است و حدود 40 درصد واردات محصولات کشاورزی داریم [که منطقی نیست و مارا نیازمند به خارج می کند]. حقوق مردم که در قانون اساسی منعکس است باید رعایت شود ازجمله تحصيل رايگان در دوره تعليمات عمومي [اصل 30]. آمار بیکاران بالاست و در میان طبقه تحصیلکرده حدود 30 درصد. وی قول داد که اگر انتخاب شود، قانون اساسی را دقیقا رعایت و خون تازه در رگهای دستگاه اجرایی و مدیریت کشور جاری سازد.
    وی با بیان اینکه اختلاف‌ها و سیاست‌زدگی و حاشیه‌ها ـ موضوعات اصلی در دولت‌ها بود، افزود که با این وضعیت دولت‌ها فرصت خدمت به مردم را نداشتند.
    قالیباف ایجاد فرصت‌های برابر را «عدالت اجتماعی» خوانده و گفته بود که در انتخاب مدیران، شایستگی را مورد توجه قرار خواهد داد نه سیاستبازی را.
    قالیباف وعده کرده بود که ظرف 2 سال، آرامش روانی و ثبات اقتصادی را به کشور بازخواهدگردانید و گفته بود که ساختار اداری و اجرایی کشور نیاز به اصلاح کامل دارد. وی همچنين گفته بود: ‌"به شما قول می دهم با کمک مردم به ویژه اندیشمندان و نخبگان جامعه، سیاست‌زدگی را از اقتصاد دور کنم. در حوزه اقتصادی کشور لجام گسیختگی وجود دارد و هر روز شاهد تغییر قیمت‌ها هستیم و رفع این مشکل که دغدغه اصلی مردم است، از اولویت های برنامه من است.". وی گفته بود: "ديديم که فروش نفت بشکه‌ای 12 دلار با بشکه‌ای 120 دلار برای مردم تفاوتی نداشت.".
    
    ــ در مشهد، آیت‌الله علم‌الهدی خواسته بود که شورای نگهبان در بررسي های خود، به شرایط سِنّی [توان جسمانی] داوطلبان نامزدی نيز توجه کند زیراکه برخی اوقات ایجاب می کند که رئیس جمهور روزانه 18 ساعت کار سنگین انجام دهد و باید جسما توانایی انجام این کاررا داشته باشد.
    
    ــ محمد دهقان ـ یک سیاستمدار ـ ضمن اشاره به داوطلب نامزدی شدن آیت الله هاشمی رفسنجانی گفته بود که به نظر او، کهولت آیت الله هاشمی یک مسئله است که امکان کشورداری درست و کامل و تکاپوی لازم را به او در این سن نمی دهد. یک انسان 80 ساله نیاز دارد که از او مراقبت شود. به علاوه، گمان نمی کند که ملت ایران بخواهد به 20 سال پیش و شعارها و برنامه های آن زمان بازگردد.
    
    ـــ آیت الله احمد جنتی که شورای زیر نظر او (شورای نگهبان) داشت صلاحیت داوطلبان نامزدی انتخابات رئیس جمهور را بررسی می کرد تا در پایان اردیبهشت 1392 اسامی واجدین شرایط را به وزارت کشور اعلام دارد 27 اردیبهشت این سال ضمن تاکید بر اهمیت انتخابات 24 خرداد 1392 گفته بود کسی که می‌خواهد امور اجرايي مملکت را اداره کند که با مشکلات اقتصادی، ‌تحریم‌ها، بیکاری و مسائلی از این دست رو به رو است باید مدیر و مُدبّر باشد و تقوا داشته باشد. آیا می شود به کسانی که دنبال اشرافی‌گری هستند اعتماد کرد؟. همچنین رئیس‌جمهور باید فسادستیز باشد و اگر فساد دید با آن مبارزه کند. عدالت خواهی از صفات دیگر رئیس‌جمهور است و این فرد نباید بین افراد تبعیض قائل شود. رئیس‌جمهور باید ساده‌زیست باشد، این نمی‌شود که با بنز برود و بیاید و خانه آنچنانی داشته باشد، باید دلش به حال محرومان بسوزد. رئیس جمهور باید به قانون عمل کند. رئیس جمهور باید اهل مشورت کردن باشد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
احمد توکلی: اگر رسانه ها آزاد به انتشار اظهار نظر مردم نباشند فساد پنهان می مانَد و به صورت دمَلِ چرکین سر باز می کند
دکتر توکّلی
دکتر احمد توکّلی اقتصاددان 27 اردیبهشت 1394 در پایان نخستین جلسه رسیدگی به پرونده قضایی رسانه «الف» آنلاین گفت که اگر بخواهیم آزادی مردم تأمین باشد باید امکان دهیم که اظهارنظر کنند، البته ممکن است که اظهار نظرها همیشه درست نباشند، اما اگر آزادی اظهار نظر در رسانه ها نباشد فساد پنهان می‌ماند و چون دمَل‌های چرکین، روزی سر باز می‌کند.
    توکلی ناشر رسانه «الف» است و طبق قانون مطبوعات مصوّب سال 1364، مدیر رسانه مسئول و پاسخگوی مطالب مندرج در آن است. در قوانین سابق، «نویسنده» مسئول نوشته اش بود. از اظهارات دکتر توکّلی چنین بر می آید که مواردی از شکایت ها علیه رسانه الف مربوط به اظهار نظر مخاطبان (کامِنت آنان) بوده است که معمولا در زیر هر مطلب و یا بیشتر مطالب آنلاین ها می آید و ای ـ میل است.
    توکلی گفت که سه شاکی این پرونده اعلام رضایت کردند و شاکی دیگر دادسرای تهران است کامِنت‌ مخاطبان «الف» را تبلیغ علیه نظام تلقی می کند.
    وی در پاسخ به سؤالی درباره کامِنت‌ها گفت که لازم است رسانه‌ها حرف هارا بنویسند و مسئولین احساس کنند که همواره در معرض دید و اظهار نظر مردم هستند.
    در زمان انتشار اظهارات دکتر توکلی، جلسات دادگاه که با حضور هیأت منصفه تشکیل می شدند ادامه داشت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو انديشه
روزي كه برتراند راسل به دنيا آمد
Bertrand Russell

هجدهم ماه مي سال 1872 برتراند راسل رياضي دان، فيلسوف و نويسنده بزرگ قرن 20 و مدافع معروف آزادي انديشه و بيان چشم به جهان گشود و 98 سال زندگي كرد. از كارهاي مهم او تفسير موضوههاي پيچيده فلسفي، و دوباره نويسي و عوام فهم كردن آنها است. تاليف او «حيات منطقي» معروف است.
    نظرات راسل در زمينه حكومت و دمكراسي به عقايد «ليبرتارين» ها نزديكتر بود. وي برضد بكار بردن اسلحه كشتار جمعي، بويژه سلاح اتمي و نيز حل مسائل از طريق توسل به نيروي نظامي و زور بود. وي مداخله آمريكا در جنگ ويتنام را عملي منطقي و پذيرفتني نمي دانست و به همين جهت برضد ادامه آن مبارزه مي كرد.
     اين فيلسوف در سال 1950 به خاطر تاليفاتش برنده جايزه نوبل شده بود. راسل دوم فوريه سال 1970 درگذشت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
زادروز دکتر هو شي مين - انديشه و کارهاي او
هوشي مين
19ماه مي (هجدهم ماه مي به وقت غرب جهان) زادروز دكتر هو شي مين رهبر شهير مردم ويتنام در قرن 20 است كه بسال 1890 به دنيا آمد و در 79 سالگي در دوم سپتامبر 1969 درگذشت. فوت اين مرد بزرگ در سالروز استقلال ويتنام كه خود او آن را در دوم سپتامبر 1945 اعلام داشت همزمان است.
     هوشي مين [تلفظ درست: هو ـ چي مين] از مردان بزرگ قرن 20 در 19 سالگي به فرانسه رفت و پس از انجام تحصيلات دانشگاهي، در سي سالگي كمونيست شد و يكي از اعضاي موسس حزب كمونيست فرانسه بشمار مي آيد. وي در سال 1925 به شوروي رفت تا به كار پياده كردن نظام سوسياليستي اين اتحاديه كمك كند و در سال 1930 در زماني كه در چين به سازماندهي كمونيستهاي اين كشور كمك مي كرد حزب كمونيست ويتنام را تاسيس كرد. آنگاه به فكر پايان دادن به استعمار فرانسه بر ويتنام، وطن خود، افتاد و به اين منظور سازمان «ويت مين» مركب از كمونيستها و ناسيوناليستهاي ويتنامي را تشكيل داد.
     در جريان جنگ جهاني دوم، شبه جزيره هندوچين از جمله ويتنام به تصرف ژاپن درآمده بود. پس از تسليم شدن ژاپن در پي بمباران اتمي توسط آمريكا، سازمان ويت مين به سلاحهاي نيروهاي ژاپني دست يافت و هوشي مين با تكيه بر اين سلاحها و نيروي ملت اعلام استقلال كرد و كوشيد كه فرانسه نتواند بار ديگر بر ويتنام مسلط شود و براي اين منظور «بائوداي» امپراتور دست نشانده و اسمي را وادار به كناره گيري كرد. جنگ ويت مين با فرانسه 9 سال طول كشيد و فرانسه پس شكست نيروهايش در «دين بين فو» حاضر به مذاكره شد و طبق قرارداد ژنو سال 1954 ويتنام موقتا به دو بخش شمالي و جنوبي تقسيم شد و مدار 17 درجه عرض جغرافيايي خط تقسيم قرار گرفت و قرار شد كه از طريق رفراندم، وحدت ويتنام تامين شود .
     دهم اكتبر سال 1954«هوشي مين» رهبر جبهه واحد استقلال طلبان، ملي گرايان و كمونيستهاي ويتنام همزمان با پايين كشيده شدن پرچم فرانسه پس از 70سال در شهر هانوي، بدون كوچكترين تشريفاتي و اين كه اجازه دهد از او استقبال شود وارد اين شهر شد و در نطقي از مردم خواست كه ضمن ادامه مبارزه، سازندگي را هم فراموش نكنند و تنها توليدات ويتنام است كه مي تواند پشتوانه مبارزات باشد. وي گفت كه دولتهاي بزرگ به منظور حفظ برتري خود نمي خواهند كشورهاي ديگر از نظر اقتصاد داخلي خودكفا و نيز داراي سلاحهاي پيشرفته باشند و ويتنامي ها بايد اين دو نكته را از نظر دور ندارند. كشور خودكفا در امور اقتصادي و دفاع براي خود يك قدرت است و كسي در صدد در آويختن با يك قدرت بر نمي آيد و بر اين دو مورد بايد ابزار هاي بالا بردن سطح آگاهي ها را اضافه كنيم كه عبارتند از نشر كتاب، رسانه ها و مدارس كه گردانندگان اين سه ابزار گرانبها، آموزگاران جامعه بشمار مي آيند كه بايد تشويق شوند، دلگرم باشند و رعايت احوال آنان لازم است. بايد بدانيم كه انسان آگاه را نمي توان اسثتمار كرد و تحت ستم قرارداد و به او زور گفت.
     چون تامين وحدت ويتنام از طريق رفراندم بارها به تعويق افتاد و هوشي مين پي به سوء نيت غرب در اين زمينه برد جنگهاي غير منظم را از سر گرفت كه اين بار آمريكا مداخله كرد. نخست، مستشار نظامي و سپس سرباز به ويتنام فرستاد و شمار نيروهايش يك زمان از رقم نيم ميليون تن بيشتر شد. هو شي مين كه رهبري مبارزه را بر عهده داشت سوم سپتامبر 1969 درگذشت. ولي آرزوي او در سال 1975 به تحقق پيوست و نيروهاي كمونيست شهر سايگون را تصرف و آن را به «هوشي مين سيتي» تغيير نام دادند و وحدت ويتنام تامين شد.
     هو شي مين همانند مائو و كاسترو معتقد به اين بود كه نخست كشور و ميهني بايد وجود داشته باشد تا سوسياليسم در آن پياده شود. بنابراين، نخست «وطن» بعد ايدئولوژي و يا هر دو به موازات هم (ناسيوناليسم + سوسياليسم). هو شي مين همچنين اعتقاد داشت كه يك فرضيه تا با فرهنگ و باور مردم يك سرزمين تطبيق داده نشود نمي شود به آساني آن را پياده كرد و استالين كه به اين حقيقت توجه نكرد مجبور شد با زور سوسياليسم را تحميل كند. «هو شي مين» مي گفت كه نمي توان يك فرضيه را به يك صورت و يك روش (فرمول واحد) ميان همه ملل به اجرا درآورد. اصحاب فلسفه بر كمونيسم ويتنام عنوان «سوسياليسم هوايسم» نهاده اند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در دنياي تاريخ‌نگاري
نظرات سال 2004 برخي تاريخدانان در باره اوضاع کلي جهان، با تجربه از مسئله عراق
پيچيده شدن مسئله عراق (يک سال پس از اشغال نظامي اين کشور) سبب شده بود كه رسانه ها بارديگر متوجه تاريخدانان شوند و به انتشار نظر آنان در باره اوضاع آتي جهان بپردازند. ماحصل نظر چند تاريخدان آمريكايي، اروپايي و عرب در اين زمينه كه از 15 تا 17 ماه مي 2004 انتشار يافته بود از اين قرار است:
    - تجربه اي كه از اشغال نظامي عراق به دست آمده مانع از اين خواهد بود كه دست كم در دهه جاري واقعه مشابهي روي دهد و فشار به دولت هاي مورد نظر (با هدف سرکوب شدن آنها)، از اين پس سياسي: ارعاب و شايعه پراکني با استفاده از ابزارهايي نظير رسانه ها و انجمن هاي مختلف، و اقتصادي: با استفاده از حربه هايي چون تحريم خواهد بود؛ تا حمله تمام عيار نظامي.
     - دولتهاي قدرتمدار با توجه به تجربه حاصل از وضعيت عراق، و با توجه به ارتقاء آگاهي هاي عمومي مردم از تحولات اوضاع و نيز نيات آنها از طريق دسترسي به تحليل اخبار و از اين رهگذر تقويت احساس همبستگي انساني ميان آنان (به همان گونه كه سعدي شيراز در توصيف «بني آدم» گفته است) ناچار به تغيير استراتژي هاي خود هستند.
    - چين فعلا خواهد کوشيد که حتي الامكان انرژي خود را صرف معارضه به خاطر کشورهاي ثالث نكند. لذا دولتها نمي توانند روي آن براي تاييد نظرشان و حمايت جدّي و عملي حساب کنند.
    - نظام جهاني كه وجود شوروي، آن را قبلا در جهان برقرار ساخته بود در اين دهه و دهه بعد بازگشت نخواهد داشت، مگر اين که غرب اشتباه کند و دست به تحريک روس ها بزند.
انفجار، مرگ و خوناب در خيابانهاي بغداد

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
نظرات کارشناسان امور رسانه ای در ماه می 2003 درباره گسترش رقابت وبلاگ ها و آنلاين ها با رسانه هاي سنتي و کتابهاي چاپي
مفسران كارشناس امور رسانه ها 17 ماه مي 2003 ابراز نظر كرده بودند كه گسترش وبلاگ نويسي حيات رسانه هاي معمولي (سنتي) را تهديد مي كند و اين وبلاگها و آنلاين ها كه از چندي پيش رقابت با اديشن اينترنتي رسانه هاي چاپي و صوت و تصوير را آغاز كرده اند تا نيمه دهه دوم قرن 21 (سال 2015) عملا جاي آنهارا خواهند گرفت. قبلا وبلاگها حاوي نظرات ناشران آنها و يا خبرهاي اختصاصي بودند كه اين ناشران شخصا به دست آورده بودند ولي اينك همه چيز منتشر مي كنند ـ از تصوير تا نوشته، و همه اخبار و نظرات را دوباره نويسي مي كنند و بعضا از زاويه ديگري منتشر مي سازند.
     اين اصحاب نظر گفته بودند كه پس از قرارگرفتن اخبار خبرگزاري هاي بين المللي و منابع خبر از جمله اطلاعيه هاي دفاتر روابط عمومي در اينترنت، رسانه هاي سنتي راهي جز رفتن از مسيري ديگري ندارند و گرنه تعطيل و ورشكسته خواهند شد. اينك هر دولتمرد و سياستمدار، حتي هنرمند و استاد ـ از خرد و كلان داراي وبلاگ شده و اخبار، نظرات و نطق هاي خودرا در آن قرار مي دهد و مخاطبان، ديگر منتظر انتشار آنها و بعضا ناقص و كوتاه شده در رسانه هاي سنتي نمي شوند و به اين وبلاگها (دست اول) رجوع مي كنند كه در عين حال براي پژوهشگران سند هستند و ....
     به اظهار اين صاحبنظران، از آنجا كه «طرز استفاده از اينترنت، ساخت فايل، فولدر و اي ـ ميل» به صورت يك درس اجباري دبيرستانها درآمده و بهاي لپ تاپ هرسال نسبت به سال پيش كاهش مي يابد؛ پيش بيني افزايش (دست كم) شش درصدي سالانه مخاطبان اينترنت قطعي است. اينترنت و كتابهاي «سي دي شده» و اي ـ بوک ها (کتابهاي ديجيتالي) به صنعت چاپ آسيب شديد وارد آورده، فروش كتاب شديدا كاهش يافته و تا سال 2010 خريدهاي تازه كتابخانه هاي عمومي ـ پژوهشي كتابهاي سي دي شده و «اي ـ بوک» خواهد بود تا چاپي. كتابخانه هاي عمومي به دليل افزايش تقاضا، مجبور به افزايش تعداد كامپيوترهاي عمومي خود شده اند كه متصل به اينترنت هستند ـ تا ميزان 12 درصد در هرسال. بعلاوه در همه كتابخانه هاي عمومي پريز متصل به اينترنت نصب خواهد شد تا مراجعان، لپ تاپ هاي خودرا به آنها متصل و استفاده كنند.
    مرور زمان نشان داده است كه همه اين پيش بيني ها تحقق يافته و رو به تکامل است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
يك روزنامه جهاني با روشي كاملا تازه
«مترو اينترنشنال» روزنامه اي كه با روش تازه و مطابق وقت و سليقه انسان قرن 21 منتشر مي شود 17 ماه مي2004 سي و ششمين شماره خود را در نيويورك منتشر كرد. اين روزنامه 14 ميليوني كه هر روز در 16 كشور و به 15 زبان منتشر مي شود متعلق به يك شركت سوئدي است كه بر پايه تجربه و انديشه «يان ستن بك» روزنامه نگار فقيد سوئدي كه سال 2002 فوت شد انتشار مي يابد. «يان» كه چند هيات جامعه شناس و روانشناس را مامور بررسي انسان قرن 21 از لحاظ روزنامه خواني و كسب خبر و نظر كرده بود و تجربه صدها ناشر در كشورهاي مختلف را به دست آورده بود به اين نتيجه رسيده بود كه انسان قرن 21 نمي تواند و نمي خواهد هر روز بيش از 15 دقيقه وقت خودرا صرف خواندن روزنامه کند ـ آن هم روزنامه اي که انشاي روان و زود فهم و ژورناليستي داشته باشد. مي خواهد كه خبر و تحليل كوتاه و ساده و با حذف زوائد باشد، حاشيه رفتن و درازنويسي و مطالب غير خبري را دوست ندارد. عكس خبري را ترجيح مي دهد. مانند انسان قرون 19 و 20 مطالب بلند و نوشته هايي را كه به او فايده نمي رسانند از روزنامه نمي خواهد و آنهارا كار مجله و كتاب مي داند. ديدن تيتر روزنامه را بر خواندن مطلب آن ترجيح مي دهد، لذا تيترها بايد كامل و گويا باشند. چنين روزنامه اي به جاي انبوه خبرنگار تازه كار نياز به چند روزنامه نگار مجرب دارد. روزنامه اي را كه صفحات زياد داشته باشد نمي خواهد و حوصله به دست گرفتن و ورق زدنش را ندارد و .... به علاوه روزنامه خوان قرن 21 صرف نظر از اين كه در كدام كشور زندگي مي كند نمي خواهد كه وقت صرف كند و برود و روزنامه بخرد. او ترجيح مي دهد كه روزنامه را در ايستگاه مترو و اتوبوس و يارستوران از «رك ـ سبد پايه دار» بردارد و پس از خواندن بگذارد و برود و اگر مايل به فايل كردن برخي مطالب براي استفاده بعدي باشد، هر چند وقت يك بار يك «سي دي» محتواي شماره پيشين روزنامه را خريداري و نگهداري كند.
    «يان» گفته است كه علت بي توجهي به روزنامه هاي حزبي و حاوي نطق هاي طولاني و جملات نامانوس و كلمات غامض همين بوده است كه انسان قرن 21 روانشناسي ديگري دارد. «يان» معتقد است كه درآمد اصلي روزنامه تنها از آگهي بايد تامين شود، زيرا كه توزيع سنتي پُرهزينه است. از يك طرف 30 درصد بهاي روزنامه سهم روزنامه فروش مي شود به علاوه توزيع، يزگشتي ها و حسابداري آن پُر از درد سر است.
    «يان» پيش بيني كرده بود كه اگر روزنامه هاي موجود اين واقعيت را درك نكنند و روش خودرا مخصوصا در ساده نويسي با نياز قرن تطبيق ندهند از ميان خواهند رفت.
    برپايه عقايد «يان» روزنامه مترو نخست در سوئد و سپس به ترتيب در جمهوري چك، لهستان، هنگ كنگ، ايتاليا، كانادا، فيليپين، شيلي، كره جنوبي، فرانسه، آمريكا و ... منتشر شده و موفق بوده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
شکستن ديوار صوت
ژاکلين

هجدهم ماه مي 1953 بانو «ژاکلين کوچران» خلبان نيروي هوايي آمريکاي با يک جت جنگنده از نوع اف - 86 ديوار صوت را شکست و با سرعت ساعتي 652 مايل و سه دهم مايل (1050 کيلومتر) پرواز کرد که در آن زمان رکورد تازه اي بود.
     اين پرواز در آسمان کاليفرنيا انجام شد.
     ژاکلين در آن زمان 43 ساله بود. وي که در 1910 به دنيا آمده بود در 70 سالگي در سال 1980 درگذشت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
اعلام کشف واکسن ضد سيگار، ولي بعدا ...
رسانه هاي آمريکا 18 ماه مي سال 2006 گزارش از کشف نوعي واكسن ضد اعتياد به دود كردن سيگار داده بودند.
    زيست شناسان و پزشكاني كه در اين باره با آنان مصاحبه شده بود گفته بودند كه اين واكسن بيش از داروهاي قبلي در افراد موثر واقع خواهد شد زيرا كه ورود نيكوتين را به رسپتورهاي آن در مغز مسدود مي كند و پس از مدتي، فرد معتاد احساس نياز به سيگار را از دست مي دهد و كساني كه بخواهند سيگار دود كنند به آن معتاد نخواهند شد. اين كشف در سالگرد درگذشت «بارب تار باكس» بزرگترين مبارز ضد دود سيگار كه هجدهم ماه مه 2003 فوت شد اعلام شده بود.
     (تا 18 مي 2012 اطلاع بيشتري درباره اين واکسن انتشار نيافته بود!)
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 18 مي
  • 1286:   «بيبر» سلطان مصر و سوريه شهر انتاكيه (در جنوب تركيه فعلي) را از چنگ صليبيون اروپايي خارج ساخت و تاسيسات آنان را ويران كرد. اين شهر باستاني که در قرن چهارم پيش از ميلاد توسط سلوکوس اول ژنرال اسکندر و جانشين او در متصرفات آسيايي اش ساخته شده بود پس از آن ويراني ديگر به آن صورت آباد نشد. صليبيون انتاکيه را به صورت يک ايالت مسيحي درآورده بودند. انتاکيه که در آن زمان متعلق به سوريه (شامات) بود تا درياي مديترانه 30 کيلومتر فاصله دارد.
  • 1783:   مهاجرت هواداران انگلستان از ايالات متحده به كانادا آغاز شد.
  • 1804:   سناي فرانسه ناپلئون را امپراتور فرانسه اعلام کرد.
  • 1897:   داستان معروف «دراکولا» نوشته برام ستوکر نويسنده ايرلندي انتشار يافت.
  • 1912:   والتر سيسولو مبارز برابري انسانها و مخالف هر گونه تبعيض در آفريقاي جنوبي به دنيا آمد.
  • 1927:   يك عضو خشمگين شوراي مدارس در يك مدرسه ايالت ميشيگان آمريكا بمبي منفجر كرد كه منجر به مرگ 45 نفر شد.
  • 1974:   هند نخستين بمب اتمي خود را آزمايش كرد و ششمين عضو باشگاه دارندگان اسلحه اتمي شد.
  • 1980:   كوه هلن مقدس (Mount St. Helens) در ايالت واشنگتن آمريكا دست به آتشفشاني زد، 57 نفر را كشت و سه ميليارد دلار زيان وارد ساخت.
    Mount St. Helens در حال آتشفشاني [عکس: از ويکيپديا]

  • کارنامک نوشيروان (خاطره ای از مولف)
    زمانی کوتاه که دفاع از متهمان در دادگاههای ایران رِتوریک Rhetoric (نطق) شده بود
    دکتر علي اميني
    سال 1340 هجری خورشیدی (1961 میلادی) بود و من در روزنامه اطلاعات، خبرنگار میز حوادث (میز پوشش رویدادهای در ارتباط با پلیس و دستگاه قضایی، حوادث شهر و از این قبیل). دکتر علی امینی نخست وزیر بود و کشور تماما شده بود نطق و خطابه زیراکه خود او هر روز چند سخنرانی طولانی و بعضا چندساعته ایراد می کرد و چون سانسور دولتی هم نبود نطق ها چاپ و پخش می شد ـ [خودسانسوری همچنان باقی مانده بود.].
        کار نطق کردن ها به دادگاهها هم رسیده بود. در آن زمان در ایران، وکیلان قضایی تنها می توانستند در دادگاهها فعالیت داشته باشند نه در دادسراها و پلیس. قبلا دفاع وکیلان قضایی محدود به ردّ اتهام و استدلال مربوط و یا درخواست تخفیف مجازات و تعلیق آن بود که از تابستان سال 1340 (معروف به عصر سخنرانی)، این مدافعات هم تبدیل به سخنرانی رتوریک Rhetoric و (Discourse) در دادگاهها شده بود و در این سخنرانی ها، ضعف های جامعه (دولت) ازجمله ضعف و نقص آموزش و پرورش، خرابی اوضاع اقتصادی، نبود بازنشستگی عمومی و انداختن انگیزه ارتکاب جرم به گردن این مسائل و جامعه به میان می آمد و اثبات می شد که متهم قربانی اوضاع روز و نارسایی های جامعه است و .... این نوع مدافعات (وکیل قضایی در نقش اوریتور Orator = اوراتور) تنها در مورد جرم مکرّر و مجرم پیشینه دار صورت نمی گرفت.
         این نوع مدافعات، همچنین کار خبرنگاران حوزه قضایی را دشوار کرده بود زیراکه انتشار متن دفاعیات (نطق وکیل قضایی) و حتی چند پاراگراف از آنها، دولت و جامعه را زیر سئوال می بُرد و نه تنها برای روزنامه درد سرساز بود بلکه اصل قضیه را (اصل ماجرا که مخاطب خواهان خواندن آن بود) به دست نمی داد و اصطلاحا «رِتوریک» بود.
        این مسئله روزنامه های وقت با چند روزنامه نگار «آمریکا ـ رفته» درمیان گذارده شد گفتند که چنین دفاعیات در دادگاههای آمریکا روال کار و امری عادی است و باید اعضای هیات منصفه و قاضی و نیز جامعه که از طریق رسانه ها در جریان قرار می گیرند تحت تاثیر واقعیات قرارگیرند و چاره جویی کنند.
        نظر چند استاد دانشکده حقوق دانشگاه تهران در این زمینه استعلام شد که اینان حواله به استاد درس تاریخ عقاید (رشته علوم انسانی دانشکده ادبیات) دادند (که گمان می کنم) نامش دکتر فاروقی بود.
        این استاد به روزنامه اطلاعات آمد. ما از خبرنگاران کیهان و چند روزنامه کوچکتر صبح هم دعوت کردیم که برای شنیدن حرف استاد به آنجا بیایند.
         این استاد گفت که این دفاعیات تازگی ندارد، از 23 ـ 24 قرن پیش رایج است و «لوگوگرافی Logography» گفته می شود و مبتکر آن یک «اریتور» یونانی به نام «دِموستینِز» است. استدلال این اندیشمند یونانی قرن چهارم پیش از میلاد این بوده است که همه مرتکبان جرائم ذاتا اینکاره نبوده اندّ بلکه ضعف ها و نقائص جامعه آنان را مجبور به ورود به جرم کرده است. مثلا اگر یک آدم به دلیل نبود کار و کمک های دولتی نتواند شکم خودرا از راه درست پُرکند، دو راه در پیش روی خواهد داشت: مرگ و یا دزدی و در جریان دزدی ممکن است که قتل هم روی دهد. در واقع، متهم باطنا خواهان ارتکاب جرم نبوده و اوضاع و احوال (شرایط وقت) اورا در جریان ارتکاب جرم قرار داده و لذا وکیل او که تحصیلات عالی و تجربه کافی دارد باید بتواند همه جانبه از وی دفاع کند نه فقط از لابلای کتاب قانون و التماس به قاضی. به عبارت دیگر؛ انسان مجرم متولد نمی شود و ارتکاب جرم و تجاوز به حق و قانون شکنی امری ذاتی نیست و اکتسابی است و تحت شرایط و وضعیت خاص انجام می شود.
        به رغم توضیحات این استاد، ناشران وقت روزنامه ها زیربار نقل متن مدافعات وکیلان نرفتند و قرار شد مطالب دفاعیه دادگاهها خلاصه و در حد سابق انتشار یابد.
         از یک مترجم اخبار خارجی که یک کمونیست سابق بود خواسته شد که مطالب دادگاههای کشورهای انگلیسی زبان را ترجمه کند تا با انتشار آنها، جامعه ایران عادت به چنین اخبار و مدافعات کند که زیر قبول درخواست نرفت و گفت که نمی خواهد به دولت کمک شود که بگوید: "ببینید چنین جرم هایی فرضا در آمریکا هم صورت می گیرد و منحصر به ایران نیست!.".
         با توضیح بالا، لازم می آید که ببینیم «دموستینز» چه می گفت و چه می کرد.
        «دموستينز» که در قرن چهارم پیش از میلاد می زیست معتقد به ادامه استقلال كشور ـ شهرهاي يوناني و نيز وجود كنفدراسيون (نه حکومت مرکزی) بود و از سال 354 پیش از میلاد شعار مي داد: "يك دولت مركزي که اختيارات وسيع داشته باشد، پس از اندك مدتي، تبديل به يك ماشين بوروكراتيك و چاهي ويل براي بلعيدن و اتلاف پول عمومي و وسيله اي براي تضييع حقوق مردم خواهد شد"، و با نطق هايش فیلیپ دوم و پسر او اسكندر مقدونی را درمانده و كلافه كرده بود. وی نخستین نطق از این دست را برضد تصمیم فیلیپ دوم پدر اسکندر مقدونی ایراد کرده بود که تصمیم به لغو استقلال کشور ـ شهرهای یونان و ازجمله آتن و ضمیمه ساختن آنها به مقدونیه گرفته بود. «دموستينز» با ایراد سخنرانی های عمومی بر ضد ایجاد یک دولت مرکزی از کشور ـ شهرها که دمکراسی را تضعیف و ظاهری می کند شماری از یونانیان را هم اندیش خود ساخته بود و جنبشی ایجاد کرده بود که دولت مقدونیه با توسل به زور تلاش های این جنبش را خنثی ساخته بود.
        دموستینز (تلفظ آمریکایی: دیموس ثی نیز) اصولی بر نطق کردن و سخنرانی عمومی نوشته است که «سیسرو» در کتاب خود ـ پابلیک سپیچ ـ آنهارا نقل و تفسیر و رعایتِ شان را توصیه کرده است.
        همچنین دموستینز را مبتکر «لوگوگرافی» نوشته اند. وی راه نوشتن خطابه دفاعیه برای متهمان در برابر قضات را به دست داده و خود او در طول حیات بارها به آن عمل کرده است. مشاوران و وکیلان قضایی اینک این روش را در دادگاههای کشور اروپایی و آمریکا برای دفاع از موکلان خود ـ متهمان ـ بکار می برند.
        به نوشته مولف دائرة المعارف دمكراسي، در سال 335 پيش از ميلاد (طبق محاسبات تقویمی تازه در ماه می)، اسكندر مقدوني كه سرگرم انحلال «كشور ـ شهرها»ي يونان و تأسيس يك حكومت مركزي نیرومند ـ با ختیارات زیاد بود «دموستينز» سخنور، دولتمرد وحقوقدان يوناني را متهم به طرح توطئه نسبت به جان خود كرد و از صحنه خارج ساخت. مورخان تاریخ قرون قدیم نوشته اند؛ دموستینز پس از اینکه آگاه شد که اسکندر مقدونی دستور دستگیری و مجازات اورا داده است خودکشی کرد تا تحقیر نشود.
        دوران حکومت دکتر امینی در تابستان سال 1341 پایان یافت و همچنین دفاعیات رتوریک مانند و لوگوگرافی وکیلان قضایی ایران. ولی حساسیّت نسبت به برخی عقاید دموستینز بویژه در آن قسمت که از وجود کنفدراسیون دفاع و آن را توجیه و تشویق می کند باقی مانده است و کسی نمی خواهد که وطن او تبدیل به کنفدراسیون و مآلا تجزیه شود.
        علي اميني متولد 12 دسامبر 1905 و متوفي در 12 دسامبر 1992 و دکتر در حقوق از فرانسه بارها وزير، سفير و يک بارهم نخست وزير بود. وي که مدتي نيز از اعضاي جبهه ملي بود در سال انقلاب دوباره يک فعال سياسي شده بود. به باور اميني، مادر مسائل ايران عبارتند از: بوروکراسي، فساد دولتي و خودخواهي ها و آزمندي ها.
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    نشست سال 1977 تاریخدانان در برکلی: فساد دولتی، ندانمکاری مقامات، گرایش اتباع به خوشگذرانی و خودنمایی و تضعیف وطندوستی از عوامل شکست
    «فلسفه تاریخ» بحث نشست تاریخدانان مربوط در ماه می 1977 در دانشگاه کالیفرنیا شعبه برکلی بود. در طول آن سال روزنامه نگار مؤسسه مطبوعاتی اطلاعات در آمریکای شمالی بودم و دفترمان در سانفرانسیسکو، اما محل سکونت من در شهر برکلی بود که با «بارت» به سانفرانسیسکو رفت و آمد می کردم. ساختمان دانشگاه کالیفرنیا در برکلی تا محل سکونت من بیش از چندصد متر فاصله نداشت. در کِسوَت روزنامه نگار و تماشاگر در این نشست تاریخدانان حضور می یافتم و از ماحصل گفته ها یادداشت برمی داشتم.
         در این نشست و در آن زمینه (تکرار رویدادها طبق قواعد و شرایط مشخّص)، یک پروفسور کارشناس تاریخ آسیای غربی و جنوبی (ایران و هند) برای اثبات فرضیه تکرار، چند مثال از تاریخ ایران آورد ازجمله اینکه امپراتوری ایران در نوامبر سال 333 پیش از میلاد در ایسوس (ناحیه ای در ترکیه امروز و نزدیک به مرز با سوریه ـ ساحل خلیج اسکندرون) از اسکندر مقدونی شکست خورد و دلیل این شکست درس نگرفتن از شکست قبلی در گرانیکوس بود که اسکندر نبرد را به داخل رودخانه کشانده بود و نیروهایش از نیزه های 5 متری استفاده کرده بودند. در نبرد ایسوس نیز اسکندر در داخل رودخانه و با همان نیزه های بلند با ایرانیان جنگید و آنان را شکست داد حال آنکه ایرانیان وقت کافی داشتند و در فاصله دو جنگ می توانستند نیزه بلند بسازند و میدان جنگ را خودشان انتخاب کنند و نه اسکندر. این شکست و شکست بعدی در گائوگاملا واقع در نزدیکی اربلا (اربیل ـ کردستان عراق) به عمر امپراتوری هخامنشی پایان داد. 955 سال بعد (نوامبر سال 622 میلادی) در همان محل (ایسوس) و درکنار همان رودخانه، ارتش ایران از ارتش روم شرقی بفرماندهی هراکلیوس شکست خورد و این شکست آنچنان ایران را تضعیفِ روحیه کرد که 15 سال بعد (و باز در ماه نوامبر) در قادسیه شکست نظامی خورد و عمر امپراتوری ساسانیان پایان یافت. افتادن ایران به دست اسکندر در زمان داریوش سوم صورت گرفت و به دست عرب در دوران یزدگر سوم! و چند مثال دیگر.
        یک استاد دیگر گفت که گسترش فساد دولتی، ندانمکاری مقامات به دلیل انتصاب ناشایستگان و گرایش اتباع به خوشگذرانی و خودنمایی و تضعیف وطندوستی اتباع از عوامل انحطاط و سقوط اند و یک قاعده و اصل در فلسفه تاریخ شده اند.
        مشاهده دو واقعیت خلاف انتظار و آن هم در ماه می 2015، بحث تاریخ نگاران در ماه می 1977 را و قواعد و شرایطی که بیان کرده بودند و مثال هایشان در ذهن من زنده کرد. یکی خواندن وبسایت «دویچه وله» در روزهای ششم و هفتم ماه می و درباره تسلیم ارتش آلمان دوران حکومت ناسیونال سوسیالیست ها (نازی ها) با عکس های بسیار بود. در این مطلبِ وبسایتِ صدای آلمان، آن چنان آلمان و آلمانی تحقیر و تقبیح شده بود که برایم باورکردنی نبود!. آلمان همان آلمان است و آلمانی های امروز فرزندان و نوه های همان آلمانی های دوران زمامداری هیتلر که در دهه 1930 اورا با دادن رأی به پیشوایی خود انتخاب کرده بودند. وی اشتباهات متعدد مرتکب شد، ولی دیگران باید به آن مناسبت آلمان و آلمانی را بکوبند نه دویچه وله. تملّق از کی، تا چه حدّ و چرا؟.
        موضوع دیگر برگزاری بسیار پُر طمطراق مراسم هفتادمین سالروز پیروزی ارتش سرخ بر ارتش هیتلر و تصرف برلین ـ در مسکو و دیگر شهرهای روسیه در نهم می 2015 بود. این مراسم در حالی برگزار شده بود که جماهیریه شوروی که برای بقاء آن، روس ها (فقط روس ها، نه اعضای دیگر جماهیریه) 27 میلیون کشته تحمل کرده بودند به آسانی نوشیدن آب فروپاشی شده و اوکراین ِ آن که بخش اصلی امپراتوری روسیه بود دارد حتی آثار گذشته مشترک را از میان می برَد ـ اسامی خیابانها را و پایگاه دشمنان مسکو می شود. ولی، پوتین که یک دهه مامور پلیس امنیت شوروی (کا گِ بِ) در آلمان شرقی و شاهد ندانمکاری و به قولی خیانت های گورباچف بود در اظهارات خود حتی یک کلمه نگفت که اوکراین از صدها سال پیش و گرجستان از 207 سال قبل پاره هایی از روسیه بودند و انحلال جماهیریه شوروی خلاف ضوابط و استانداردها بود و تصمیم به آن در یک جلسه سه نفری عَرَق خوری گرفته شده بود. بلشویک ها روسیهِ واحد را جماهیریه کردند تا الگویی برای جماهیریه کردن جهان به مرکزیت مسکو شود که به قضاوت تاریخ، یک اشتباه بود. پوتین که در لباس مامور امنیت و حفظ بقاء و یکپارچگی شوروی سالها در آلمان شرقی ـ خط قرمز تمامیّت شوروی و اقمار آن فعالیّت داشت و قطعا از تاریخ آلمان آگاه بود و می دانست که بیسمارک با سه جنگ محدود ـ در «نیمه دوم قرن نوزدهم» آن را که ملوک الطوایفی بود به صورت واحد در آورد حق ندارد بگوید که روس ها باید از روسیه جدا باشند. دولت واشنگتن در دهه 1860 وارد یک جنگ خونین برادرکُشی شد تا از کنفدراسیون شدن بخشی از فدراسیون آمریکا جلوگیری کند. ویتنامی ها جان دادند تا یکپارچه شوند حال آنکه در جنوب ویتنام یک اقلیت چینی زندگی می کند و .... پوتین در آن مراسم با رعایت کامل نزاکت و ادب فقط گفت که می بینیم تلاش می شود یک جهان یک قطبی بسازند و بلوک ناتو در فکر توسعه و اِعمال قدرت است. ملل جهان در وضعیت غیر متعهد بودن بهتر می توانند امنیت داشته و تاثیر گذار باشند. مشابه این اظهارات را در انشاء بسیاری از دانش آموزان دبیرستانی می توان یافت. جهان غیر غرب انتظار صراحت بیشتر و قاطعانه سخن گفتن از وی داشت. او حتی نگفت که تضعیف اهمیت و احساس وطندوستی در طول حکومت کمونیست ها (اسما کمونیست) و انتصاب ناآگاهان و ناشایستگان باعث فروپاشی شد تا روس ها به خود آیند و گذشته وطن را درنظر آورند و خطراتی را که اینک متوجه آن است. همچنین پوشش ناکافی این مراسم، بیش از پیش ضعف ژورنالیسم روس را نشان داد. این ژورنالیسم باید عکس ها و مطلب رژه دهها هزار روس به نام «هنگ های جاویدان» در حالی که عکس های بستگانشان را که در جنگ با آلمان کشته شده اند به دست داشتند آنقدر دنبال و بزرگ می کردند تا احساسات میهنی روس ها دوباره زنده شود. روزنامه نگاران روس این فرصت کمیاب را از دست دادند و ....
        
    یک حرکت تازه روس ها در مراسم نهم ماه می 2015 که اگر ادامه داشته باشد به زنده شدن احساس میهندوستی آنان خواهد انجامید ـ ایجاد هنگ های جاویدان

     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    نامه به مولف
    پیامی در اردیبهشت 1392 خطاب به آیت الله هاشمی رفسنجانی: شکست در این سن و سال ضربه روانی دارد ـ راه حل مسائل امروز ايران ...
  •   پیامی که در زیر آمده است 16 ماه می 2013 (26 اردیبهشت 1392) از طریق فاکس واصل شد و از آنجا که تا انتخابات 24 خرداد 1392 فاصله چندانی نیست به لحاظ رعایت اصل ابراز آزادی بیان و نظر، در اینجا درج می شود. این پیام صِرفا نظر فرستنده آن است که مشخصات کامل خودرا ـ تنها جهت اطلاع این تاریخ آنلاین ذکر کرده است:
        
        از اروپا [لازم نیست نام کشوررا ذکر کنید] می فرستم. به نظر من انتخابات این دوره، سرنوشت ساز است زیراکه جمهوری اسلامی ایران در شرایط خاصی قراردارد. تحریم اقتصادی باعث شده که سوء مدیریت ها و چند مورد فساد اداری ـ اقتصادی رو شود و زبان به افشاء و انتقاد نيزباز شده است.
        از 1377 و پس از بازخرید کردن سنوات خدمت، به اروپا آمده ام تا آنچه را که در دانشگاه آزاد یاد نگرفته بودم ولی مدرک کارشناسی (لیسانس) آن را دارم فراگیرم و دکترا گرفتم و مشغول کارشده ام.
        سال انقلاب 18 ساله بودم و دارای دیپلم متوسطه. در انقلاب شرکت کردم، از دانشگاه آزاد کاغذی به نام لیسانس (کارشناسی!) گرفتم، به جبهه رفتم و چون نزدیک بین بودم در قسمت حمل و نقل خدمت کردم. در بازگشت، به استخدام دولت درآمدم و در دوره دوم ریاست جمهور آیت الله هاشمی رفسنجانی شغل مدیریت گرفتم و پس از مدتی چون خودرا لایق این مدیریت ندیدم، در دوره ریاست جمهور حجت الاسلام خاتمی درخواست بازخرید دادم، خانه ام را که به ارزان خریده بود به گرانی فروختم و پولش را برداشتم و به اروپا آمدم و چون عقده دکترای اروپایی گرفتن داشتم و چیزی هم در دانشگاه آزاد یاد نگرفته بودم، تحصیل را از ابتدای آن آغازکردم تا دکترا. کارت اقامت آمریکا، کانادا و اینجا [کشور محل اقامت در اروپا] را در جیب دارم. این توضیحات اضافی را نوشتم که تجربه و تحصیلاتم را بدانید و حرفم جای شنیدن داشته باشد.
        1 ـ از ورود آیت الله هاشمی به میدان انتخابات در 79 سالگی پس از 35 سال در کانون قدرت بودن و یک بار گلوله خوردن و چند سال زیر شلیک انتقاد بودن و درباره فرزندان، بستگان و همکارانشان حرف زدن و شایعه ساختن تعجب کردم. مردم ایران همه این شایعات را شنیده اند و به دل گرفته اند و کمک قاطع نخواهند کرد. به ایشان بی علاقه نیستم. نمی خواهم چیزهایی را که از مقامات دوره ایشان دیدم و یا شنیدم در ذهن زنده کنم ولی طرح این سئوال ها لازم است: آیا پیش بینی کرده اند که اگر انتخاب نشوند، در این سن و سال چه ضربه روانی به ایشان وارد خواهد شد ـ ضربه ای که آثار آن تا پایان عمر باقی خواهد ماند و احتمال بیماری ناشی از آن و زمینگیر شدن وجود دارد. چرا می خواهند به مقامی بازگردند که تا 16 سال پیش در آن بودند. در آن زمان، کشور این همه مشکلات نداشت، فعالیت ها به این صورت دیجیتالی نشده بود و هرکس موبایل و اتومبیل نداشت. هر شرایط و اوضاع راه حل ویژه خودرا دارد و عامل لازم و خاص. شرایط امروز کشور با 16 سال و 24 سال پیش تفاوت دارد. شما چه راه حلی دارید که دیگران ندارند؟. قذافی، میلوشویچ، گورباچف و ... هم با غرب سازش کردند. آن نوع سازش ها کارآیی ندارد، باید داخله را بی نیاز و عاری از مشکل کرد که نیاز به بنیه زیاد دارد که یک 79 ساله آن بنیه را ندارد. هرکس را که در این چند روز دیدم و یا تلفنی و ای ـ میلی تماس داشتم گفتند مگر آن کشور کسی دیگر را ندارد که یک 79 ساله خسته و زیر انتقاد، داوطلب حل مسائل آن شده و می خواهد با خزانه خالی و تورّم 30 درصدی، عادت داده شدن مردم به دریافت پول بی زحمت، خروج اهل تجربه و تحصیل از کشور و هزار و ـ و ـ و دیگر بویژه تحریم که حالا ـ حالا برداشته شدنی نخواهد بود، همان طور که در مورد کوبا نشده است سکان کشتی را در این اقیانوس توفانی به دست گیرد. این داوطلب شدن شما؛ انتقادها، افشاگری ها و دشمنی ها را تشدید خواهد کرد و برای فامیل و فرزندان که دهها سال در قید حیات خواهند بود مشکلات و تضییقات به وجود خواهد آورد. یکی از دوستان گفت که آیت الله هاشمی با طناب پوسیده «بی بی سی» دارد به چاه ویل می رود. انگلیس که آن همه از ایران سود بُرد، شاهِ برکنار شده را به لندن راه نداد. باید به روزی اندیشید که قدرت و احترام وجود نداشته باشد. غم شکست در انتخابات دوره قبل را فراموش کرده اید که با اشک در چشم، نفرین کردید و به خداوند حواله دادید. من در همینجا به شما رای خواهم داد، آیا مجسم کرده اید که در روز رای چه کسانی به شما رای خواهند داد و چرا؟. قطعا که اصل 115 قانون اساسی را خوانده اید. اگر شورای نگهبان روی مدیر و مدبّر بودن و یا حسن سابقه انگشت بگذارد و بگوید فلانی اگر مدیر و مدبّر بود که تورم 40 ـ 50 درصدی نداشت و دخترش از نظام انتقاد نمی کرد و به زندان نمی افتاد و اگر هوادار داشت که دوره قبل رای می آورد و یا اینکه دوباره رئیس خبرگان می شد و این حرف ها نبود. تاریخ دمکراسی کمتر به حافظه دارد که یک روحانی 79 ساله 16 سال پس از کنار گذاشتن کار اجرایی دوباره بخواهد به این کار بازگردد که در آن حلال و حرام و ... زیاد است. تشخیص شما هزاربار بهتر از من است و من در اینجا نظر خودم را گفتم. در سفری که اخیرا به آمریکا داشتم دهها مدیر کل دوران ریاست شمارا دیدم که هرکدام موجر چندین ساختمان و صاحب کسب و کار هستند و درآمد عالی. آیا سرمقاله حسین شریعتمداری تحت عنوان "حزب الله، ماشاءالله!" را خوانده اید. سران دولت ها به مقالات شریعتمداری به چشم مقالات پراودا در دوران قدرت مسکو نگاه می کنند.
        2 ـ اوضاع و احوال و شرایط در جمهوری اسلامی که نتیجه 24 سال مدیریت! سه رئیس جمهور است ایجاب می کند که فردی در ردیف نادر و ناپلئون رئیس قوه مجریه ایران شود. انگلیسی ها همینکه بوی جنگ جهانی دوم به مشام شان رسید چرچیل را انتخاب کردند و به محض پایان یافتن جنگ، اورا کنار گذاشتند و با نخست وزیر شدن مصدق، دوباره اورا به کرسی ریاست دولت بازگردانیدند. باید تحولات تاریخ و مخصوصا قواعد فلسفه تاریخ را از یاد نبرد.
        
    آرزومند سلامتی شما ـ ...





  •  

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com