Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
16 جولای
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 16 جولای
ایران
تیتوس رومی اورشلیم را تصرف و معبد دوم را ویران ساخت ـ این معبد را «زروبابِل» فرماندار داریوش بزرگ تکمیل کرده بود
نیروی نظامی 60 هزارنفری امپراتوری روم به فرماندهی تیتوس Titus پسرِ وسپاسیان Vespasian پانزدهم جولای سال 70 میلادی پس از سه ماه و یک روز محاصره شهر اورشلیم، بر حصار شهر دست یافت، ولی تصرف شهر تا آخرین روز آگوست طول کشید و آخرین مقامت در هفتم (و طبق برخی نوشته ها؛ هشتم) سپتامبر آن سال پایان یافت. یهودیان از سال 66 میلادی برضد امپراتوری روم دست به شورش زده بودند ولی به علت گرفتاری های امپراتوری روم در اروپا، فرستادن چند لژیون دیگر به اورشلیم تا بهار سال 70 میلادی امکان نداشت. به علاوه، دولت روم نمی خواست که بهانه به شاه اشکانی بدهد.
    
تصوير مجسمه تيتوس

نیروهای رومی پس از تصرف اورشلیم (اینک شهری یک میلیونی) این شهر و معبد آن را که به معبد دوم (معبد ـ Templeیهودیان) معروف بود ویران ساختند. معبد یکم یهودیان را پادشاه بابِل در سال 586 پیش ار میلاد ویران ساخته بود.
    پادشاه بابِل پس از تصرف اورشلیم بر مناطق یهودی نشین مسلط شد، هزاران یهودی را در طول سلطهِ 47 ساله به شهر بابِلBabylon ـ هشتاد و پنج کیلومتری جنوب بغداد و کنار رود فرات (که خرابه های آن باقی است) منتقل و دراسارت خود قرارداده بود که کوروش بزرگ پس از تصرف بابِل (در سال539 پیش از میلاد)، یهودیان را آزاد کرد و به هزینه ایران به زادگاهِ شان بازگردانید و دستور داد که ویرانی هایِ Judea و مناطق یهودی نشین باز هم به هزینه ایران مرمّت شوند و داریوش بزرگ دنباله کار را گرفت، زروبابل Zerubbabel را که یک یهودی محلی (از اسیران آزادشده بابِل) بود از جانب خود فرماندار منطقه اورشلیم کرد و معبد دوم ساخته شد که تیتوس آن را ویران و یهودیان را پراکنده ساخت. مناطق یهودی نشین ازجمله اورشلیم تا سلطه اسکندر مقدونی به مدت 207 سال (از 539 تا 332 پیش از میلاد) وابسته به ایران بودند. در دوران اشکانیان نیز به صورت متناوب تا نیمه آخرین قرن پیش از میلاد وابسته به ایران و یا وابستگان به ایران بودند که مِهرداد پنجم در یک مصالحه، آنهارا به امپراتوری روم واگذار کرد.
     تیتوس که یک ژنرال بود و 23 ژوئن سال 79 میلادی با رای سنای روم امپراتور شد 19 سپتامبر سال 81 بر اثر ابتلا به طاعون درگذشت. امپراتوری او کمتر از دو سال دوام داشت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
روزِ درگذشت آناستاسیوس كه از ایرانیان شكست خورد
تصوير آناستاسيوس بر سکه

فلاویوس آناستاسیوس امپراتور روم شرقی كه در یك جنگ سه ساله از ایران شكست خورده بود 15 جولای سال 518 درگذشت. وی از بیم وقوع جنگی دیگر با ایران، به جای یكی از برادرزاده هایش، ژنرال ژوستین را به عنوان جانشین (ولیعهد) تعیین كرده بود. آناستاسیوس در طول حكومت خود گرفتار مسائل بالكان و هجوم طوایف مهاجر به آن منطقه، و جنگ سه ساله ایران و روم بود كه در سال 502 میلادی (در زمان پادشاهی قباد ساسانی) آغاز شد كه ضمن آن، ارتش ایران نیروهای امپراتور آناستاسیوس را از اطراف «آمیدا (آمد ـ دیار بكر)» بیرون راند و شهر تئودوسیوپولیس را تصرف كرد. انگیزه جنگ، تعلل روم از پرداخت باج مقرر به دولت ایران بود. جنگ دو امپراتوری با امضای یك قرارداد صلح هفت ساله پایان یافت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
روزی که مرداویز - قهرمان ملی ایرانیان همدان را آزاد ساخت
شانزدهم جولای 931 میلادی «مرداویز» قهرمان ملی ایرانیان كه برای احیاء استقلال، آزادی و حاکمیت ملی ایران كمر همت بسته بود شهر همدان را از عوامل خلیفه عباسی پس گرفت و آنجا را به نام «مردم ایران» متصرف شد. همدان كه از آن به عنوان نخستین پایتخت ایران در هزاره اول پیش از میلاد نام برده می شود در سال 642 میلادی (سال شكست ارتش ایران در نهاوند از عرب)، سقوط كرده بود.
     مردآویز که از شمال ایران بپاخاسته بود سپس مناطق مرکزی ازجمله كاشان و اصفهان را متصرف شد؛ اصفهان را پایتخت ایران اعلام كرد و نخستین جشن سده پس از اضمحلال امپراتوری ساسانیان را در بهمن ماه در سال 933 میلادی در آن شهر برگزار و تاکید کرد که مراسم «نوروز» و اعیاد ملی دیگر عینا مطابق عهد قدیم برگزار شود و کسی جز به فارسی سخن نگوید.
    ابوجعفر محمد ابن جریر طبری مورخ نامی ایران و صاحب تاریخ 16 جلدی طبری به سال 922 میلادی درگذشت و موفق نشد شرح قهرمانی های وطندوستانه هموطن خود، مرداویز، را برنگارد. در آن زمان در هر گوشه ای از ایران قهرمانانی بپاخاسته بودند تا به وطن عظمت گذشته و استقلال بخشند و زبان پارسی را زنده نگهدارند كه درمیان مازندرانی ها و گیلانی ها (دیلمانی ها) - اسفار (اسوار)، ماكان، مرداویز و پسران بویه بلند آوازه ترند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
غلامحسین كرباسچی در تیرماه 1386 بیان داشت: «رابطه مستقیم پیشرفت با فرهنگ جامعه»
GH. Karbaschi

غلامحسین كرباسچی شهردار پیشین تهران، بنیادگذار روزنامه همشهری، دبیركل وقت حزب كارگزاران و دارنده پروانه روزنامه هم میهن در نیمه جولای 2007 (تیرماه 1386) در یك مصاحبه طولانی با شبكه «بی بی سی» نكاتی ریشه ای بیان داشت كه بیانگر فلسفه توسعه نیافتگی و راه حل های آن است. از متن این مصاحبه كه در «بی بی سی آنلاین» منعكس شده و در آرشیو این شبكه نگهداری می شود در رسانه های متعدد نقل و در این رسانه ها مورد اظهار نظر و تفسیر قرار گرفته بود. آن قسمت از این مصاحبه را كه در رسانه های فارسی برون مرزی منعکس و از آن به عنوان یك نظریه مهم یاد شده بود نقل می كنیم ـ نظریه «رابطه مستقیم پیشرفت با فرهنگ جامعه». کرباسچی گفته بود:
    «به تهران و مشکلات آن نمی توان نگاه مطلق داشت، اگر بخواهیم مشکل تهران را در یک جمله خلاصه کنیم باید بگوییم مشکل تهران بمانند بسیاری از مشکلات کشور و مشکلات کشورهای اصطلاحا جهان سوم؛ مشکل عدم توسعه یافتگی است. توسعه نیافتگی عبارت است از اینکه بخشی از فیزیک، فرهنگ و مجموعه مشخصات شهر و کشور مطابق الگوی تازه ای غیر از الگوی گذشته تغییر می کند اما متناسب با آن الگو بقیه شرایط مهیّا نمی شود. برای نمونه، ممکن است در جایی تکنولوژی وارد شود اما فرهنگ استفاده از تکنولوژی وارد نشود. این مشکل را در کشاورزی، در صنعت و در شهر هم داریم. این تجربه مختص تهران نیست. در شهرهای ترکیه، در قاهره، اسلام آباد، بمبئی، کلکتّه و ... هم دیده شده است . قبلا این شرایط در شهرهایی مانند بانکوک، سئول و کوالالامپور هم دیده می شد و بنابراین، شهرهای کشورهای در حال توسعه از یک خصلت توسعه نیافتگی رنج می برند که عامل اصلی و زیربنای سایر مشکلات است. این توسعه نیافتگی نه تنها در فیزیک شهر، در اقتصاد شهری، و در اقتصاد کشور؛ بلكه در فرهنگ مردم و در نحوه مدیریت جامعه نیز وجود دارد. زمانی که من مدیر تهران بودم، این گلایه وجود داشت که چرا یک نفر برای گشایش ۱۰۰۰ دلار اعتبار باید به تهران مراجعه کند و حتی از شهری مانند اصفهان که نبض اقتصاد کشور در آنجا می زند برای انجام آن کار به تهران آید. از این نمونه زیاد است. برای مثال: مدیریت شیلات کشور (امور صید ماهی) که باید در بندرعباس و یا در شمال کشور قرار داشته باشد در تهران مستقر شده است. علاوه بر پرسنل مركزی که در تهران مستقر هستند، حساب کنید شمار افرادی را كه از نقاط دیگر كشور به مركز این سازمان مراجعه می كنند! چه رقمی است. به همین گونه است سازمان چای کشور و .... بنابراین؛ ریشه مشکلات در بی برنامه بودن و توسعه نیافتگی است.».
    اصحاب نظر از غلامحسین کرباسچی با مدیریتی که از خود نشان داده است به عنوان «امیر کبیر جوان» نام می برند و می گویند که او از یک هوش فوق العاده و سرعت انتقال زیاد برخوردار است. این صاحبنظران همچنین کرباسچی را مردی بیباک می دانند. وی در سیاست مردی میانه رو است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ادیان و روحانیون
مبدأ تقویم هجری قمری
عُمَرخلیفه دوم، هجرت پیامبر اسلام (ص) از مكه به مدینه را مبدأ تقویم قمری اسلامی اعلام كرد. قبلا سال شكست «اَبرهِه حبشی» در حمله به مكه كه در آن از فیل هم استفاده كرده بود به نام «سال فیل» مبدا تقویم بود.
    به حساب تنظیم كنندگان تقویم میلادی، 16 جولای سال 622 آغاز تقویم قمری اسلامی (هجری قمری) است. سال قمری دارای 354 روز و تقریبا 11 روز كمتر از سال خورشیدی است. سال قمری اسلامی از اول محرم آ‎غاز می شود. ایرانیان بعدا برای خود، تقویم هجری خورشیدی را تنظیم كردند. قدیمی ترین نامه به دست آمده با تقویم قمری اسلامی بر پاپیروس نوشته شده و در موزه محفوظ است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
حرف حق زد و به سخت ترین روش اعدام شد
ریچارد دوم
پانزدهم جولای 1381 یك كشیش انگلیسی به نام «جان بالJohn Ball» كه در موعظه ها و خطبه هایش از لزوم برقراری عدالت در جامعه سخن به میان می آورد و می گفت كه همه انسان ها از یك پدر و مادر (آدم و حوا) به وجود آمده اند و جز دانش و درستی نباید با شاخصی دیگر میان آنان تفاوت گذارد و عمل دولت ها بوده كه برابری مردم را برهم زده و میان آنان جدایی افكنده و یوغ شمار كمی را بر گردن اكثریت نهاده است، منابع طبیعی از جمله آب و زمین متعلق به خدا است و نباید به تملّك فرد درآید و این افراد (مالكان) انسان های دیگر را كه با آنان باید برابر باشند عملا بَرده خود قرارداده و استثمار می كنند؛ در یك میدان عمومی و با حضور ریچارد دوم پادشاه وقت انگلستان به سخت ترین روش (Hanged,Drawn and Quartered)، اعدام شد.
     ریچارد دوم «كشیش جان بال» را متهم كرده بود كه با گفتن سخن از برابری انسان ها، بپاخیزی خونین كشاورزان انگلیسی را دامن زده است. پادشاه انگلستان قبلا «جان بال» را محروم الموعظه ساخته و مردم را از حضور در مجالس سخنرانی او ممنوع كرده بود ولی گوش نكرده بودند.
     روش اعدام «جان بال» به این ترتیب بود که اورا روی یک چارچوب گذاردند و کشان - کشان به محل اعدام بردند، سپس طناب برگردنش بستند و گره را محکم کردند، آنگاه چند عضو بدنش را بریدند و جلوی چشمش به آتش افکندند و پس از آن چهار قطعه اش كرده و طناب دار را كه تنها سر و گردن و قسمت كمی از بدنش بر آن باقی مانده بود بالاکشیدند تا همگان ببینند و .... جان بال در 1338 میلادی به دنیا آمده بود.
    ریچارد دوم قبلا (و در 15 ژوئن همین سال) وات تایلر رهبر بپاخیری کشاورزان انگلیس را تا حدّی به همان ترتیب اعدام کرده بود و شخصا در مراسم اعدام حضور داشت. با وجود دستگیری و اعدام برخی از سران و مشوّقان بپاخیزی، این انقلاب کشاورزان تا نوامبر 1381 ادامه یافت، البته نه به شدت پیش از دستگیری ها و اعدام ها.
    
کشيش جان بال

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
660 میلیون دلار غرامت هوسبازی كشیش های كالیفرنیا!
کاردینال ماهونی
جنجالی ترین خبر 15 جولای 2007 (24 تیرماه 1386) رسانه های آمریكا، توافق كاردینال «راجری ماهونیRogery Mohany» سراسقف كلیساهای كاتولیك كالیفرنیا با شاكیان از كشیش های منطقه بود. طبق این سازش، كاردینال حاضر شده بود 660 میلیون دلار! به شاكیان بدهد تا از تعقیب شكایت در دادگاه كه باعث آبروریزی بیشتری می شد منصرف شوند. تا آن روز شمار این شاكنان حدود پانصد نفر بود كه از آن پول به هركدام یك میلیون و سیصد هزار دلار تعلق می گرفت. شاكیان مدعی شده بودند كه كشیشها در طول زمان آنان را آزار جنسی داده بودند. انتشار خبر شكایت یكی از آنان در روزنامه ها باعث مراجعه بقیه به دادگاه شده بود. كشیش های كاتولیك محروم از ازدواج هستند.
    به گزارش رسانه های آمریكا، این بزرگترین غرامتی بود كه تا آن زمان كلیسا بابت خطای جنسی كشیش های خود می پرداخت و این پول عمدتا از اعانات مومنان و مراجعین به كلیساها تامین شده بود. در سال 2004 (سه سال پیش از آن) سراسقف كلیساهای كاتولیك ماساچوست (بوستون) برای جلوگیری از طرح شكایات جنسی از كشیش های محلی در دادگاه و انتشار جزئیات در رسانه ها، یكصد میلیون دلار غرامت داده بود. با وجود این، پاپ حاضر نشده است كه با ازدواج كشیش های كاتولیك موافقت كند. روحانیون فرقه های مسیحی دیگر، حق ازدواج كردن را دارند. جنجال اتهام جنسی کشیش های کلیساهای کاتولیک در همه جا ادامه دارد و خبر بزرگ رسانه هاست.
سه تن از شاكيان، عكسهاي قربانيان كشيشها را در تابلو قرارداده و در پياده رو مقرّ کاردينال ماهوني در لس آنجلس به مردم نشان مي دادند

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو اندیشه
اصول 3 گانه دکتر سون یات ـ سن: ناسیونالیسم، دمكراسی و تامین «کار، رفاه و نیازمندی های زندگانی برای همه»


دكتر «سون یات ـ سن Dr. Sun Yat-sen» اندیشمند چین و رهبر انقلاب ملی گرایان و جمهوریخواهان این كشور 16 جولای سال 1911، سه ماه و 14 روز پیش از وارد مرحله نهایی شدن انقلاب ملّی چین، افكار خود را كه سالها به صورت پراكنده اعلام شده بود در اعلامیه ای گردآوری كرد كه به اصول سه گانه «سون یات ـ سن» معروف شده، در تاریخ عقاید درج و توجه مصلحین جهان بویژه از دهه 1990و پس از فروپاشی شوروی ـ بیش از هر وقت دیگر معطوف به این اصول شده است. در زمان انقلاب اكتبر سال 1911 چین معروف به انقلاب ملی گرایان، دكتر سون یات ـ سن در آمریكا سرگرم جمع آوری پول از چینیان مقیم این كشور برای ادامه مبارزه در وطن خود بود و در 29 دسامبر همین سال پس از پیروزی انقلاب، به ریاست موقت كشور چین تعیین شد [مشروح رویداد در زمان خود در این تاریخ آنلاین آمده است. برای یافتن آن به پنجره جستجو در بالا، سمت راست مراجعه شود].
    اصول سه گانه و مهم دكتر سون یات ـ سن كه در سال 1866 به دنیا آمد و در 1925 درگذشت و بنیادگذار جمهوری چین است از این قرار هستند:
    1 - ناسیونالیسم 2- دمكراسی 3- تامین معاش، رفاه و نیازمندی های زندگانی برای همه (Livelihood) كه به تعبیری نوعی سوسیال دمکراسی (سوسیالیسم محدود) است. به انگلیسی و حروف لاتین از این قرار:
    1- Nationalism = Minzu
     2- Democracy = Minquan
     3- The people,s livelihood & welfare = Minsheng
    تعریف این سه اصل را كه بسیاری از متفكران عصرحاضر (قرون 20 و 21) كلید حل مسائل هر ملت و رفاه آن می دانند می توان در قالب واژه های ساده تری درآورد به این صورت: حاكمیت ملی (به معنای استقلال ملی)، حكومت انتخابی، و بالاخره تامین رفاه همگانی كه همانا هدف سوسیال دمكراتهای اروپاست و در مواردی با فرضیه هوگو چاوس؛ «سوسیالیسم قرن 21» مطابقت دارد.
    در مورد ناسیونالیسم، «سون» گفته است كه عشق و وفاداری به میهن و حراست از هویت ملی و افتخار به آن و كارهای گذشته پدران و نیاكان مانع سلطه دیگران و استثمار می شود، دوستی و محبت ملی ایجاد و تقویت می کند و به ترقی صنعتی، علمی و ادبی و تقویت مبانی فرهنگی هر كشور می انجامد. به اعتقاد «سون»، ناسیونالیسم (ملی گرائی – میهن دوستی) یك عامل مشترك برای همبستگی همه اتباع یك كشور است و «سون» آن را به بشقابی تشبیه می كرد كه اگر در آن مقداری ریگ جدا از هم بریزند، این ریگها (ماسه ها) بر اثر هر تكانی و وزش هر بادی ریزش می كنند، ولی اگر به وسیله عاملی (در این مورد خاص عشق به میهن و هموطنان به عنوان میراث مشترك) به هم چسبیده باشند اگر بشقاب هم بشكند باز هم به هم چسبیده باقی خواهند ماند. به باور «سون یات ـ سن» تنها یك ناسیونالیسم واقعی تسلیم ناپذیر است.
     «سون» دمكراسی را به زبانی دیگر تعریف می كند كه مشابهت به فرضیه فارابی دارد و آن رفتن و یافتن مدیران خوب و انتخاب کردن آنان، نه آمدن قدرت طلبان و با تبلیغ و نفی دیگران خواستن رای برای انتخاب خود و بودن در قدرت برای مدتی طولانی و .... وی تمرین دمكراسی را كه «انتخاب مدیران و قانونگزاران» حق مسلم اتباع یك كشور است؛ گرفته شده از فرهنگ و روانشناسی ملی و شرایط خاص اجتماعی آن جامعه بیان کرده و در مورد لیبرالیسم گفته است كه آزادی ها ـ فردی و جمعی ـ در میان ملل مختلف برداشتهای یكسان ندارد. این درست است که در همه جا
    مردم خواهان آزادی در بیان نظر، در انتخاب شغل، تحصیل، كسب و كار، ازدواج، مسكن و زندگی خصوصی در چاردیواری خانه خود هستند ولی در شرق بی بند و باری ها و نقض اخلاقیات و فرهنگ ملی را «آزادی» به حساب نمی آورند، هر هوس و ارضای غریزه آزادی نیست.
    «سون» به انتخاب نمایندگان از میان افراد توانمند ـ کارآمد، آگاه و دلسوز تاكید داشت و می گفت كه یك پارلمان مركب از مردم عادی (منظور: عامی)، حتی اگر این افراد در یك انتخابات سالم و منصفانه برگزیده شده باشند ممكن است نه تنها كار مفید به حال جامعه انجام ندهد، بلكه از روی «ندانم كاری ـ نه با سوءنیت و تعمدی» با وضع قوانین و اخذ تصمیمات نا به هنگام، غیر ضروری، مغایر و معارض؛ یا كارهای دیگر، از جمله لجبازی ها و مخالفت های غیر لازم به كل جامعه صدمه بزند.
     «سون یات سن» شدیدا نگران بود كه مردم مشرق زمین به این زودی به اهمیت انتخابات و دمکراسی پی نبرند و هنگام انتخاب كردن نماینده برای شوراها از هر نوع و سطح دقت نكنند و یا فریب تبلیغات را بخورند و برای رفع آن «آموزش عمومی دمكراسی» را برای هر جامعه از آب و نان لازمتر می دانست. وی توصیه کرده است که بر دروس مدارس دوران تحصیلات عمومی، درس دمکراسی اضافه شود و بمانند غرب، گذرانیدن درس دمکراسی (حکومت) در دوران تحصیلات عالی و در همه دوره ها و دیسیپلین ها ـ از پزشگی تا مهندسی و ادبیات ـ اجباری باشد.
    پاره ای از مفسران عقاید «سون یات ـ سن» را عقیده بر این است كه وی همانند افلاتون نظر به حكومت كردن اهل فکر و عمل (نخبگان جامعه) داشت كه در پرتو توانائی های آنان؛ استقلال و تمامیت میهن محفوظ، رفاه عمومی تامین و به حقوق و آزادی های اساسی افراد نیز آسیب وارد نخواهد آمد.
    «سون» در زمینه تامین معاش و رفاه منصفانه همگانی عقیده داشت كه دولت مكلّف به فراهم ساختن آموزش حرفه و تامین وسیله کار و از این راه، ایجاد رفاه و معیشت منصفانه برای همه اتباع است به گونه ای كه هركس از حداقل رفاه برخوردار باشد و احساس نكند كه در یك جامعه شدیدا طبقاتی زندگانی می كند و به چشم دشمنی به طبقه ثروتمند تر نگاه كند و از سر خصومت و انتقام برای پیشرفت جامعه و ارتقاء آن گامی برندارد؛ به این تصور كه سودش عاید ثروتمندان می شود.
    به این ترتیب دكتر سون بمانند ماركس از برابری اقتصادی مطلق افراد در یك جامعه سخنی به میان نیاورد و به نوشته ی بیشتر مفسران عقاید او، سون به همان اندازه كه با وجود فقیر در یك جامعه مخالفت داشت با اجباری كردن برابری مطلق اقتصادی افراد یك جامعه، بدون این كه استحقاق آن را داشته باشند، موافقت نداشت و نتیجه آن را تنبلی و تن پروری عمومی، مرگ انگیزه و ابتکار و توقف پیشرفت و از میان رفتن رقابت مسالمت آمیز و سرانجام سقوط اقتصادی می دانست [تجربه شوروی].
    دكتر سون در عین حال كنترل سرمایه و سرمایه داری را اكیدا توصیه می كرد و این کاررا تکلیف دولت می دانست تا بر پایه اصل حفاظت از اموال مردم مانع استثمار و غارت آنان توسط سرمایه داران شود که هدفی جز انباشتن سرمایه و افزودن آن از هر طریق ندارند و دولتها باید کنترل کنند و مانع «هر طریق!» شوند.
    وی به انقلابیون ملی گرای چین (پیروان خود که حزب ناسیونالیستی کومین تانگ را تاسیس کردند) توصیه می كرد: اگر سرمایه یك فرد که با وضع مالیات باید محدود باشد از راههای انسانی و رعایت حقوق دیگران و رعایت انصاف حاصل آمده و در راه نیكبختی و پیشرفت جامعه بكار افتاده باشد نباید آن را از صاحبش گرفت (مصادره كرد) و مالكیت او بر چنین سرمایه ای كه در خدمت مردم قرار گرفته باشد باید محترم باشد و از آن محافظت شود كه این قسمت از عقاید سون نیز با نظرات سوسیالیست های مطلق گرا (كمونیست ها) همخوانی ندارد كه خواهان مالكیت عمومی (دولتی شدن) سرمایه و منابع تولید هستند. با وجود این «سون» همانند سوسیال دمكرات ها معتقد به مالكیت عمومی (دولت) بر موسسات مهم و عام المنفعه از قبیل راه آهن، برق و آب و کارخانه ها و تاسیسات بزرگ، معادن، جنگل ها و امثال آنها بود و اصرار بر آموزش و پرورش اجباری و رایگان، بهداشت و درمان عمومی و بازنشستگی همگانی و تامین هزینه ازكار افتادگان و تعدیل توزیع دستمزد و وضع مالیات سنگین بر ثروتمندان را داشت كه سهم بیشتری به جامعه كه از ثروت آنان حفاظت می كند برسد و صرف رفاه و عمران عمومی شود. وی می گفت كه اگر كشوری نتواند نظام مالیاتی درست و جمع آوری دقیق مالیات ها داشته باشد محكوم به ورشكستگی و افلاس است و چنانچه قوه قضایی مستقل و بی طرف و سریع العمل نداشته باشد محكوم به ورود به دوران هرج و مرج و نتیجتا دیكتاتوری و استبداد است.
    در سال 1358 هجری خورشیدی و در جریان بررسی طرح قانون اساسی جمهوری اسلامی، چند بار و بویژه هنگام بررسی اصول 30 و 44 این قانون (آموزش و پرورش رایگان، و دولتی بودن موسسات بزرگ و عام المنفعه از قبیل آب و برق و مخابرات و بانکها و هواپیمایی ها و بیمه ها و ...) عقاید دکتر سون مطرح شده بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
پُستمُدِرنیسم Postmodernism
Martin Heidegger
16 جولای 1946 «مارتین هایدگر» بر اصطلاح «پُستمدرنیسم Postmodernism» تعریف نوشت.
     با این تعریف، جنبش فلسفی ــ سیاسی «پُستمُدِرنیسم» كه قبلا شكل گرفته بود عمومیت بیشتری یافت. پیروان این تفكّر (مدرسه) معانی را مطلق نمی دانند و در مطلق بودن حقایق تردید دارند و خواهان بررسی اندیشه ها و فلسفه های modernism غرب و تكمیل آنها شده اند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در دنیای اقتصاد
16 جولای 1661 روزی که سوئدی ها پول کاغذی به جریان گذاشتند ـ اشاره ای کوتاه به تاریخچه اسکناس، بانک مرکزی و خطر تورّم نقدینگی
16 جولای 1661 سوئدی ها پول كاغذی (اسكناس Banknote) به جریان گذاردند. دولت مغول ها در چین سه قرن و اندی (نزدیک به چهار قرن) پیش از سوئد، پول کاغذی رایج کرده بود.
    فکر ساخت پول کاغذی از چین است که یک بار برای مدتی بسیار کوتاه در 118 سال پیش میلاد منتشر شد، این پول، کاغذی نبودّ پوستی بود و بار دیگر و باز برای چندماه در سال 149 میلادی در چین، که هر دوبار با اعتراض مردم رو به رو شد و لغو گردید.
     یک ایلخان مغول نیز در ایران پول کاغذی بیرون داد که با شورش مردم رو به رو شد و آن را لغو کرد. انگیزه انتشار پول کاغذی، ولخرجی دولت های مربوط و نداشتن طلا و نقره (مسکوک) به حد کافی بود.
    پس از انتشار پول کاغذی در سوئد، این ابتکار رفته ـ رفته جهانی شد و برای جلوگیری از اعتراض مردم، بر پایه ذخایر طلای هر کشور قرار گرفت و اصطلاحا «استاندارد طلا».
     چاپ اسکناس به تدریج ایجاد بانک مرکزی در هر کشور را باعث شد زیراکه باید سازمانی برای چاپ اسکناس و تضمین تبدیل آن به طلا در صورت مراجعه یک فرد و یا افراد دارنده اسکناس وجود می داشت. بانک های مرکزی در جریان تکامل، نه تنها ناشر اسکناس بلکه محل ذخیره طلای کشور و نیز سازنده سیاست های پولی کشور و کنترل کننده بانک ها شدند. این تکامل ادامه یافت و بعدا طبق قانون هر کشور، بانک های مرکزی دارای شورای انتخابی مرکب از کارشناسان امور مالی و اقتصادی و مستقل از سه قوه دولتی و مسئول امور بانکی ـ پولی و ملزم به تضمین سپرده های بانکی شدند و واضع مقررات ناظر بر این امور.
    عمدتا از قرن بیستم، برخی از پول ها جنبه بین المللی و معیار و وسیله مبادلاتِ بین کشورها شدند و دلار آمریکا پس از جنگ جهانی دوم در صدر آنها قرار گرفت و این کشور را ـ کشوری که پیش از جنگ جهانی دوم از لحاظ قدرت نظامی در ردیف هفدهم (پس از دانمارک) بود ابَر قدرت کرد.
    ریچاد نیکسون سی و هفتمین رئیس جمهوری آمریکا برای اینکه دست 12 بانک مرکزی این کشور برای چاپ اسکناس باز باشد، دلار را از 1971 از استاندارد طلا خارج کرد و متعاقب آن بسیاری از کشورهای دیگر ازجمله ایران و کار به تورّم پول در بعضی کشورها کشید، زیراکه چاپ اسکناس برای خرج کردن حدّی دارد و بیش از آن خطر است.
    دلار آمریکا عمدتا در خارج از این کشور در معاملات بکار می رود. با وجود این، این کشور مقروض بانک های مرکزی خویش است که اوراق قرضه می فروشند. این بانک ها حساب های بانکی مردم در بانک های کشور خودرا در برابر هر حادثه ای ازجمله جعل و سرقت دسته چک و ... و ورشکستگی بانک مربوط تضمین کرده اند و حرف ندارد. ت
    جربه تاریخ نشان داده است که چاپ اسکناس بیش از حد و تورّم پول (نقدینگی)، برای یک کشور نهایتا مسائل متعدد ببار آورده است.


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو ادبیات
سالگرد درگذشت «هنریك باول» و نگاهی به نظرات و روش نویسندگی او ـ در زمان قدرت، به دوران بازنشستگی بیاندیشید
Boll
16 جولای 1985 «هنریك باولHeinrich Boll» نویسنده آلمانی و برنده جایزه نوبل سال 1972 در 68 سالگی درگذشت. وی كه در طول جنگ جهانی دوم به عنوان یك سرباز ورماخت (ارتش آلمان) در جبهه های فرانسه، روسیه، رومانی و مجارستان شركت و چهار بار گلوله خورده و انگشتان پایش را بر اثر یخزدگی در برف های روسیه از دست داده بود در داستانهایش مقامات دولتی و كاسبكارها را در نقش آدمهای بد قرار می داد. باول كه مدتی نیز رئیس انجمن جهانی «Pen» بود در یك رساله خود كه مورخان عنوان «نتیجه گیری» به آن داده اند نوشته است كه اگر مقامات دولتی و كاسبكارها روراست و مردمدوست باشند، از وضعیت روز سوء استفاده نكنند، نخوت و خود بینی و طمع نداشته نداشند، پاكدامن بوده و از همه مهمتر بدانند كه پس از باز نشسته شدن، به زندگی در میان مردم باز می گردند و نیاز به لطف و محبت و كمك آنان دارند، دشواری های بشر و مسائل جامعه به مقدار زیاد از میان می رفت.
     «باول= بول» تا توانست قسمت تاریك و ظالمانه كاپیتالیسم را در نوشته هایش منعكس كرد. كتابهای او به 30 زبان ترجمه شده اند و چپگرایان، روسها، ملل آمریكای لاتین و اروپای شرقی بیشترین خوانندگان او را تشكیل می دهند. وی نخستین داستانش را در سی سالگی تحت عنوان «قطار سر وقت بود» به دست چاپ سپرد. دهها داستان و رساله و نیز كتاب درسی زبان آلمانی از «باول» باقی مانده است كه معروفترین داستانهایش؛ ارواح، بیلیارد در ساعت 5/9 ، دلقك، طبل نازك، احترام از دست رفته كاترینا بلوم و شبكه ایمنی عنوان دارند. داستانهای كوتاه او كه حقیقی ولی با نامهایی دیگر هستند خواندنی ترند. وی یک کاتولیک مذهب بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
دریافت شش پیام دیگر از مخاطبان این تاریخ آنلاین درباره ر. اعتمادی

    


چهاردهم و پانزدهم جولای 2023 (23 و 24 تیرماه 1402) شش پیام دیگر در رابطه با وفات ر. اعتمادی روزنامه نگار و داستان نویس بنام دریافت شد که در دو تای آن، فرستندگان از مؤلف این کرونیکل آنلاین به خاطر درج کارهایِ ژورنالیستی و داستان نویسی ر. اعتمادی ابراز قدردانی کرده بودند و در سومین پیام، فرستنده اش که مقیم آمریکاست از خبرگزاری ایسنا که بیش از رسانه های داخلی دیگر، جریان وفات و تشییع جنازه اعتمادی را گزارش کرده بود سپاسگزاری کرده است. در زیر، متون سه پیام دیگر نقل شده اند:
    
    
دعوت دکتر صدیقی از اعتمادی برای بیان نظرات خود در کلاس درس: با دقیق شدن، زیر ذّرّه بین بردن و بررسی کامل وقوع هرحادثه در جامعه و رفع علل، جامعه ای بدون جرم و جنایت و نگرانی اعضای آن خواهیم داشت

    فرستنده پیام:
    
    "سال 1346 بود و من دانشجوی فوق لیسانس رشته علوم اجتماعی دانشگاه تهران. دکتر غلامحسین صدیقی [وزیر کابینه دکتر مصدق] استاد دو درس از دروس ما بود. وی ر. اعتمادی را به یکی از جلسات درس دعوت کرده بود تا ضعف های اجتماعی را که در جریان تهیه اخبار و خبر نویسی یافته بود بیان کند. دکتر کاردان و دو استاد دیگر هم برای شنیدن اظهارات ر. اعتمادی در آن جلسه حضور یافته بودند (و شاید به دعوت دکتر صدیقی). می دانیم که دکتر صدیقی و اعتمادی ـ هر دو ملی گرا بودند.
    اعتمادی ضمن 24 دقیقه شرح آنچه را که دیده و احساس کرده بود، این نتیجه را بدست داد که اگر مقامات دولتی هر حادثه و جرم و خلاف را زیر ذرّه بین برند و علل و انگیزه ها را برطرف کنند جامعه بهتری خواهیم داشت ـ جامعه ای بدون جرم و جنایت و نگرانی اعضای آن.
    وی ضمن آوردن مثال، گفت که اگر مقامات مربوط علت و انگیزه یک سرقت، یک چاقوکشی، یک اختلاف زن و شوهری و حتی یک حادثه رانندگی را دقیقا و وسیعا دنبال کنند و علل را دریابند و از میان بردارند جامعه ای آرام و خوشبخت خواهیم داشت و این مسائل در صفحات حوادث روزنامه ها و دفاتر ثبت وقایع کلانتری های پلیس مندرج است. دولت باید تحقیقگر بفرستد و با این افراد (مرتکبین) مصاحبه کنند و راه حل بیابند. برای مثال: من از فردی که به اتهام دزدی دستگیر شده بود پرسیدم که چرا دزد شده بود، گفت به من کار بدهند با حداقل مزد، من دزدی نمی کنم. شکم من نان می خواهد و خودم در شب ها جایی برای خوابیدن. با چند زن و شوهر که با هم مشاجره داشتند صحبت کردم و پی بردم که پیش از ازدواج در انتخاب برای ازدواج و یک عمر زندگی مشترک دقت لازم نشده بود. یکی از این زنان 19 ساله بود و شوهرش 56 ساله! و قبلا هم دوبار ازدواج کرده بود و به زنش پیش از ازدواج نگفته زیرا که پیش از عقدِ نکاح، فقط دوبار و در جمع خانواده یکدیگر را دیده بودند. امر ازدواج که مهمترین اقدام یک انسان در طول حیات است باید به صورت یک واحد درسی دبیرستانها در آید. از یک راننده پرسیدم که چرا جلویت را ندیدی و تصادف کردی. گفت که سیگار آتش زدم که چشمم از خیابان و مسیر برگرفته شد. چه نتیجه ای از این حادثه اگر مشروحا منتشر شود بدست می آید، آموزش و یادآوری رانندگی درست از طریق رادیو تلویزیون ـ نه یکبار بلکه صدبار. در شهرِ نو و اصطلاحا؛ قلعه با چند زن تَن فروش مصاحبه کردم که چرا تن فروش شده اند، هرکدام یک ضعف جامعه را بدست داد، از طلاق داده شدن و بیکاری و بی پولی تا فریب خواستگار قلابی را خوردن که عامل قلعه بود و ... و وقتی پرسیدم چرا پس از انتقال به شهرنو و احساس خطرِ تن فروشی، فرار نکردید و خود را نجات ندادید گفتند که به محض ورود به شهرِ نو یک چاقوکش و باج خور را به نام «رفیق شخصی» برایِ مان تعیین می کنند که راه فرار بسته می شود. ببینید اگر یک مقام دولتی مربوط برود و با این زنان مصاحبه کند نجات دادنشان از آب خوردن آسان تر است. به علاوه، تاریخ نگاران معاصر نمی روند جنگ ها و خصوصیات مقامات را شرح دهند، همین صفحات حوادث روزنامه ها را آرشیو می کنند و در فرصت مناسب و بعضا دهها سال بعد تاریخ نویسی می کنند که ضعف های دولت وقت را بدست قضاوت مردم می دهند. جامعه باید عاری از ناهنجاری باشد و با مراقبت دولت و آموزش مردم این مسائل اجتماعی حل می شود.
    دانشجویان پس از شنیدن هر مورد با کف زدن، اعتمادی را تحسین کردند. اظهارات اعتمادی بهترین درسی بود که تا آن وقت از دبستان تا دانشگاه از آموزگار، دبیر و استاد شنیده بودم.".
    
    
جانم فدای وطن. من جز در هوای وطن، نمی توانم بیش از چند روز در جای دیگر نفس بکشم

    فرستنده پیام دیگر:
    
    "سالها است که در آمریکا ـ ویرجینیای شمالی (حدود پایتخت فدرال آمریکا) در یک بنگاه معاملات ملکی (ریِل اِستِیت) کار می کنم. هشت ـ نه سال پیش بود که برای دادن یک اعلان به دفتر روزنامه ایران تایمز که در خیابان ویسکانسینِ شهر واشنگتن قرار دارد رفته بودم، مدیر روزنامه مهمان داشت و مهمان او ر. اعتمادی بود که مطالب او را در مجلات و کتاب هایش خوانده بودم و خوش و بش کردیم. دو روز بعد برای دادن همان اعلان به دفتر مجله تهران پست رفتم که تا ایران تایمز سه چهار کیلومتر فاصله دارد و در آنجا هم اعتمادی را در دفتر ارونقی کرمانی مدیر آن مجله دیدم. با او به گفت و شنود نشستم گفت که فردا به سانفرانسیسکو و سپس لس آنجلس به دیدن بستگانش می رود و به وطن باز می گردد. گفتم شما که این همه دوست و فامیل در اینجا داری چرا همین جا نمی مانی گفت: جانم فدای وطن. من جز در هوای وطن، نمی توانم بیش از چند روز در جای دیگر نفس بکشم. من در وطن خواهم مُرد. این سخنان او همچنان در گوش من بود که مرا هم بیش از پیش عاشق وطن کرد به طوری در چند سال اخیر سه بار به وطن رفتم. دیروز در تاریخ آنلاین شما که بعضی روزها آن را نگاه می کنم، گزارش درگذشت او را دیدم و به قدری متاثر شدم که نتوانستم شام بخورم و درصدد برآمدم که قضیه دیدار دوگانه با اورا برایتان بنویسم.".
    
    
روزی که به کارکردن اعتمادی در مؤسسه مطبوعاتی اطلاعات پایان داده شد

    
    پیام ششم:
    
    "کارمند اداری موسسه اطلاعات بودم. در فروردین 1359 و دو سه روز پس از تعطیلی سیزده بدر بود که شنیدم چند نویسنده دیگر را جواب کرده اند. مدیریت روزنامه در آن وقت با بنیاد مستضعفین بود. به راهرو رفتم اعتمادی را که چند پوشه و پاکت بزرگ زیر بغل داشت دیدم و سلام کردم. گفت برای همیشه خدا حافظ. گفتم شما چرا؟ گفت معاف شدم، ولی کار ما با قلم است، قلم را که نمی شود گرفت و اخراج کرد، می روم خانه، می نشینم و به کار نوشتن ادامه می دهم، اطاق ها و میز و صندلی ها که باهم فرق ندارند، روزی فرا خواهد رسید که نوشته هایم چاپ شوند. هزینه زندگی کردن من زیاد نیست که نگران باشم. خدا نگهدار. رفت و پس از مدتی ممنوعیت، سی ـ چهل کتاب داستان منتشر کرد ـ کتاب های پرفروش. او را در همه گردهمایی های کارکنان سابق مؤسسه [مؤسسه مطبوعاتی اطلاعات] می دیدم، غمگین نبود و با همه احوال پرسی می کرد. خدا بیامرزد اورا.".
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
افتادن «جبل طارق» به دست انگلیسی ها
تنگه جبل طارق (مضيق جبل طارق) و پيرامون آن

در این روز در سال 1704 میلادی منطقه جبل طارق (Gibraltar) كه بر تنگه تلاقی مدیترانه و اقیانوس اطلس قراردارد و در عهد باستان به ستون هركول معروف بود به تصرف انگلستان درآمد.
    این تنگه 389ر14 تا 36 كیلومتر عرض دارد و در سال 711 میلادی به تصرف «طارق ابن زیاد» سردار یك سپاه اسلامی که قصد تصرف اسپانیا را داشت درآمد و از آن پس به اسم او نامیده می شود.
    این منطقه كه میان کشور مغرب (مراکش) و اسپانیا واقع شده است از اهمیت استراتژیک برخوردار است، از 1704 به بعد چند بار مورد حمله نظامی اسپانیا و فرانسه قرار گرفت، اما همچنان در تصرف انگلستان باقی مانده است. چند جزیره کوچک در این منطقه واقع شده است که بر سر مالکیت آنها میان اسپانیا و مراکش اختلاف است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
پادشاه اسپانیا از ترس پیشروی روس ها یک نظامی را فرماندار کالیفرنیا کرد
پادشاه اسپانیا که زمام امور بسیاری از سرزمین های قاره آمریکا از جمله مکزیک را به دست داشت یک افسر نیروهای نظامی این کشور در مکزیک (اسپانیای نو) به نام Gaspar de Portola را مأمور کرد که با دو کشتی توپدار و چند واحد نیروی زمینی به Alta California (کالیفرنیای شمالی) برود و در آنجا فرمانداری اسپانیا ایجاد کند و خود او فرماندار شود.
    این نظامی چهاردهم جولای 1769 وارد کالیفرنیای شمالی (از سال 1848 و پس از شکست نظامی مکزیک از دولت واشنگتن؛ کالیفرنیای آمریکا) شد و «مونتری» را مرکز حکومت خود قرارداد.
    ترس پادشاه اسپانیا تصرف مناطق ساحل غربی ازجمله کالیفرنیا توسط روس ها بود که وارد آلاسکا شده بودند و به سوی جنوب در حرکت (که بعدا در کالیفرنیای شمالی تا نزدیکی سانفرانسیسکو پیش آمدند و مهاجرنشین ساختند).
    اسپانیایی ها قبلا و در 1602 (پنج سال پیش از ورود انگلیسی ها به شرق آمریکای شمالی ـ ویرجینیا) وارد کالیفرنیای شمالی شده بودند.
تصویر مجسمه Portola که چند شهر و مدرسه و ... در کالیفرنیا به نام اوست

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ایجاد شهر واشنگتن پایتخت فدراسیون آمریکا
16 جولای 1790 كنگره آمریكا قطعه زمین محدودی میان دو ایالت مریلند و ویرجینیا (و قبلا متعلق به هر دو استیت) را برای ساختن یك پایتخت دائمی (مقر دولت فدرال ـ دولت مرکزی ـ دولت اتحادیه) برای ایالات متحده تعیین، نام آن را «ناحیه كلمبیا District of Columbia = D.C» گذارد كه جدا از همه ایالات است و قانون مربوط را تصویب كرد كه پس از ایجاد شهر در آنجا، به اسم واشینگتن نخستین رئیس جمهوری آمریكا نامیده شده است. پس از جنگ داخلی آمریکا (1861 - 1865) دولت فدرال، بخشی از شهر واشینگتن را که در اراضی استیت مشترک المنافع ویرجینیا ساخته شده بود به این استیت پس داد و به بخش دیگر که ار استیت مریلند گرفته شده بود اکتفا کرد. به این ترتیب الکساندریا و آرلینگتون از شهر واشنگتن جدا و به صورت دو شهر جداگانه در استیت ویرجینیا قرار گرفته اند.
    در آمریکا؛ ایالت ها ( استیت های 50 گانه) استقلال داخلی دارند و دارای مجلس و فرماندار انتخابی و قوانین متفاوت هستند، مالیات جداگانه می گیرند و State = کشور خوانده می شوند.
    شهرداران شهرها نیز در حکم رئیس دولت شهر هستند و هر شهر باید هزینه های خودرا با دریافت عوارض تامین کند و این هزینه ها عبارتند از: هزینه مدارس، پلیس، تمیز کردن شهر، جمع آوزی زباله، خیابان کشی، زندان و .... اگر درآمد یک شهر کم شود باید استقراض کند و اگر موفق به بازپرداخت دیون نشود ورشکستگی اعلام دارد. در هفت ماه اول سال 2012 سه شهر در ایالت کالیفرنیا اعلام ورشکستگی کردند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
پیمان لندن، ضدیّت با روسیه و تعیین وضعیت تنگه های ترکیه به زیان روسیه و جلوگیری از ورود کشتی های نظامی روسیه به مدیترانه
16 جولای 1841، پیمان لندن كه سه روز پیش از این (13 جولای) میان آلمان (پروس)، اتریش و روسیه، فرانسه و انگلستان در رابطه با تنگه های تركیه (بُسفُر و داردانِل) به امضا رسیده بود انتشار یافت. این پیمان به زیان روسیه ـ یكی از امضا كنندگان آن و ناقض عهدنامه سال 1833 روسیه و عثمانی معروف به پیمان «خونكار اسكله سی The Treaty of Hunkar Iskelesi» بود.
    طبق پیمان لندن، در زمانی كه عثمانی در حالت صلح باشد (می بود)، تنگه های یادشده كه میان دریاهای سیاه و اژه قرار دارند باید به روی كشتی های جنگی همه كشورها بسته باشند. این پیمان با تلاش هفت ساله وزیر امور خارجه وقت انگلستان كه نمی خواست روسیه از امتیاز ویژه استفاده از این تنگه ها برخوردار و به مدیترانه دسترسی داشته باشد به امضاء رسید.
    به موجب پیمان «خونكار اسكله سی» امضاء شده در هشتم جولای 1833، دولت عثمانی (ترکیه) موافقت كرده بود كه آن دو تنگه تنها به روی كشتی های جنگی روسیه باز باشد. روسیه قبلا به دولت عثمانی کمک نظامی کرده بود تا حکمران مصر را شکست بدهد. در سال 1936 قرارداد مونترو Montreux ثبت شده در جامعه ملل جای پیمان لندن را گرفت و عبور کشتی های جنگی کشورهای حوزه دریای سیاه از این تنگه ها آزاد شد، کنترل تنگه ها و تنظیم برنامه رفت و آمد از آنها در دست دولت ترکیه قرارگرفت و عبور کشتی های نظامی سایر کشورها محدود و منوط به تصمیم دولت ترکیه شد.
    سراسر قرن 19، قدرت های اروپایی هر كار كه می خواستند با ملل دیگر انجام می دادند و سرنوشت ملل ضعیف در اطاقهای دربسته در لندن، پاریس، برلین، وین و سن پترزبورگ تعیین می شد. این وضعیت پس از فروپاشی شوروی، به صورتی دیگر از سر گرفته شده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اعدام تزار نیکلای دوم، اعضای خانواده و نوكرانش!
9 ماه پس از پیروزی انقلاب بلشویكی روسیه، 16 جولای 1918 نیكلای دوم تزار مستعفی روسیه، همسر و فرزندانش كه در سیبری به حالت تبعید به سر می بردند اعدام شدند. تصمیم اعدام كه از سوی كمیته محلی انقلاب گرفته شده بود در مورد تزار، همسرش الكساندرا، پسرش (ولیعهد سابق) الكسیس، چهار دختر تزار، نوكران و پزشک آنان انجام شد و همانجا دفن شدند. كمیته محلی انقلاب بعدا اعلام كرد از آن بیم داشت كه به علت ادامه جنگ داخلی، مخالفان كمونیسم تزار مستعفی را بربایند و در برابر انقلاب قرار دهند.
    نیكلای دوم كه از سال 1894 بر روسیه حكومت كرده بود 16 مارس سال 1917 در پی شكست های پی در پی ارتش روسیه از آلمان در جبهه و از دست رفتن دو میلیون سرباز روس ـ تنها در یك نبرد، مورد انتقاد شدید قرارگرفته و تفویض اختیارات كرده بود. علاوه برتلفات جنگ، قحطی عمومی و گرانی مایحتاج زندگانی هم مزید بر علت شده بود. در پی کنار رفتن نیکلای دوم، قدرت به یك دولت موقت میانه رو سپرده شد كه شش ماه بعد، انقلاب بلشویكی این دولت را هم ساقط كرد.
    پس از فروپاشی شوروی، استخوانهای نیكلای دوم به سن پترز بورگ منتقل و در اینجا با تشریفات رسمی تدفین شده و بار دیگر قاب تصویر او در کاخ کرملین نصب شده و سران کنونی روسیه در کنار این تصویر عکس می گیرند!.
    
نيكلاي دوم، بانو و فرزندانش


    
ناموفق بودن ارتش روسيه در جنگ با آلمان و تحمل ميليون ها كشته تا سال 1917 و افزايش گراني مايحتاج زندگاني و کمبودها، يكي از علل فشار و اعتراض مردم و كناره گيري تزار نيكلاي دوم از سلطنت (تفويض اختيارات) در آن سال شد. اين عكس، اورا در اوايل جنگ جهاني اول در جبهه با آلمان نشان مي دهد كه با دوربين وضعيت يک جبهه را مي نگرد

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سالروز ایجاد حزب کمونیست ژاپن که در دهه 1970 کرملین نشینان را بی اعتقاد به سوسیالیسم اعلام کرده بود
15 جولای 1922 و پنج سال پس از انقلاب بلشویکی روسیه، ژاپن دارای حزب کمونیست شد.
    JCP که همچنان فعّال است در حال حاضر بیش از 300 هزار عضو دارد. این حزب از دهه 1970 با انتقاد از بی اعتقادی کرملین نشینان به سوسیالیسم و وجود فساد اداری و بوروکراسی در شوروی، روابط خودرا با حزب حاکم آن جماهیریه کاهش داد و پس از فروپاشی جماهیریه شوروی اعلام داشت: "راهی جز این نبود، مقامات مسکو این جماهیریه را سرطانی کرده بودند و «سرطان» درمان ندارد.".
    حزب کمونیست ژاپن اظهار امیدواری کرده بود که «سوسیالیسم» در پی شوروی مدفون نشود. قرار بود که حزب کمونیست شوروی، مقامات دولت مسکو را از میان پاکان و معتقدان به تأمین خوشبختی انسان انتخاب کند نَه زرنگ ها و خودپرستان و سوسیالیست های جعلی.
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
حمله ژاپن به «شبه جزیره هندوچین» با شعارِ «آزاد كردن آسیا از دست غربِ استعمارگر»
16 جولای سال 1941، نیروهای نظامی ژاپن تحت شعار «آزاد كردن آسیا از دست غرب استعمارگر» به شبه جزیره «هندوچین» حمله ور و در خاك ویتنام، تایلند و كامبوج پیاده شدند. در آن زمان جز قسمتی از تایلند امروز كه اسما استقلال داشت و مابقی «هندوچین» در تصرف انگلستان و فرانسه بود. شهر سایگون یازده روز بعد به دست نیروهای ژاپن افتاد.
     تایلند نه تنها در برابر ژاپن خصومت نشان نداد بلکه عملا متحد آن دولت شد.
    ژاپنی ها در تصرف برمه (میانمار) که هندوچین انگلستان خوانده می شد با مقاومت انگلیسی ها و عمدتا نظامیان هندی وابسته به دولت لندن رو به رو شده بودند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
دبیران کل سارمان ملل ـ نخستین دبیرکل که این سازمان را آن طور ندید که در ذهن داشت کناره گیری کرد
16جولای1898 تریگوِ لی Trygve Lieدیپلمات نروژی و نخستین دبیركل سازمان ملل (از 1946 تا 1952) به دنیا آمد. وی که سازمان ملل را آنطور ندید که قرار بود باشد دهم فوریه 1952 کناره گیری کرد.
Trygve Lie


     پس از او Dag Hammerskjold سوئدی دبیر کل شد که در جریان حل مسئله کنگو در سپتامبر 1961 بر اثر سقوط هواپیما در آفریقا کشته شد (احتمالا توطئه). دبیران كل بعدی سازمان ملل به ترتیب از این كشورها بودند: برمه، اتریش، پرو، مصر، غنا و کره جنوبی و سوئد ـ همگی به استثنای کورت والدهایم دبیرکل اتریشی (1972 ـ 1981) و دبیرکل کنونی که از پرتغال است، از کشورهای دست نشانده، قبلا مستعمره و تحت الحمایه بودند، و در نتیجه حرف شنو!. ولی نهمین دبیرکل سازمان ملل که از آغاز سال 2017 کار خودرا آغاز کرده است ـ Antonio Guterres متولّد 1949 نخست وزیر پیشین پرتغال ـ یک کشور کوچک اروپایی است. مجمع عمومی این سازمان، دبیران کل این سازمان را انتخاب می کند.
    پیش از انتخاب تریگوِ لی، سازمان ملل به مدت 3 ماه و شش روز (از 24 اکتبر 1945 تا یکم فوریه 1946) یک کفیل دبیرکلی از انگلستان داشت به نام Gladwyn Jebb.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
قیام «اوگوستو ساندینو» در نیكاراگوئه
Augusto Calderon Sandino
«اوگوستو ساندینو Augusto Calderon Sandino» كه قیام خودرا از سال 1926 بر ضد حكومت راستگرایان نیكاراگوئه آغاز كرده بود از 16 جولای 1927 جنگ با تفنگداران دریایی آمریكا را كه از سوی این دولت برای دفاع از منافع آمریكائیان و كمك به دولت راستگرایان به آن سرزمین فرستاده شده بودند آغاز كرد. در این زد و خوردها به تفنگداران آمریكا تلفات نسبتا سنگین وارد آمد.
    ساندینو به مبارزه مسلحانه خود تا 1934 ادامه داد كه در این سال ژنرال ساموزا رئیس راستگرای دولت نیگاراگونه به نیرنگ متوسل شد و اورا به مذاكره و حل اختلاف از راه مسالمت دعوت كرد. ساندینو پذیرفت و با پای خود به سوی دام شتافت و كشته شد.
    پیروان افكار ساندینو دنباله كارش را گرفتند و در سال 1978 آن را شدت دادند كه منجر به فرار آخرین ساموزا از نیكاراگوئه و قتل او در تبعید شد و حكومت به دست ساندینیست ها افتاد و .... اورتگا رئیس جمهوری کنونی نیکاراگوئه یک ساندینیست است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
نخستین عكسبرداری از گردش خون و نصب نخستین پاركومتر
نخستین عكسبرداری از دستگاه گردش خون و رگ ها با اشعه ایكس 16 جولای سال 1936 میلادی در شهر رچستر انجام گرفت كه رویداد پزشکی مهمی بشمار می رود.
    ـ همچنین 16 جولای سال 1935 با هدف دریافت پول به سود شهرداری از صاحبان خودروها كه در خیابانها و میدان های شهر پارک (توقف) می كنند، برای نخستین بار در جهان در اكلاهماسیتی (آمریكا) پاركومتر نصب شد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
قصد واقعی دیدار ریچارد نیکسون از رفتن به پکن؛ کاپیتالیست کردن چین
15 جولای 1971ریچارد نیکسون رئیس جمهوری وقت آمریکا اعلام کرد که تصمیم دارد بزودی به پکن برود و با مائو تسه دونگ و چوئن لای مذاکره کند. در آن زمان، دولت واشنگتن «تایوان» را به عنوان جمهوری چین و نماینده چینی ها می شناخت.
     همان وقت، تفسیرنگاران گفته بودند که دیدار نیکسون از پکن؛ همان و سرمایه گذاری و نفوذ اقتصادی آمریکا در چین؛ همان و در نتیجه کاپیتالیست شدن آن (که این پیش بینی تحقق یافت).
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
روزی که صدام حسین رئیس جمهوری عراق شد
صدام حسین در سال1978
16جولای 1979 ژنرال حسن البکر از ریاست جمهوری عراق کناره گیری کرد و معاون او صدام حسین تکریتی و در آن سال 42 ساله برجایش نشست. البکر از 17 جولای 1968 تا آن روز بر عراق حکومت کرده بود. البکر (بعثی) برجای عبدالرحمن عارف (هوادار ناسیونالیسم عربی) نشسته بود.
     درست یک سال پیش از کناره گیری البکر، صدام حسین 16 جولای 1978به مناسبت هفته سالروزهای بركناری سلطنت و نیز روی كار آمدن حزب بعث در عراق در مصاحبه ای گفته بود كه شوروی تا كمونیست شدن و آمریكا تا كاپیتالیست كردن همه جهان، از تلاش و نیز رقابت با یكدیگر دست برنخواهند داشت و دولتهای عربی حتی اگر یكی از این دو قدرت از سر راه دیگری كنار برود نبابد جانب هیچكدام را بگیرند؛ ما اعراب باید ایدئولوژی اسلامی خودمان را دنبال كنیم كه قدمتی بیش از 13 قرن دارد و با آن بزرگ شده ایم و بكوشیم كه رشته های وحدت مان سست و پاره نشود كه اگر این وحدت را از دست بدهیم نه از اتحادیه عرب رمقی باقی خواهد ماند و نه از استقلال و غرور عربی مان. «تاریخ» نشان داد که صدام بر این سخن خود باقی نماند، به آن عمل نکرد و ازمیان رفت.
گزارش روزنامه اطلاعات در صفحه اول شماره 26 تیرماه 1358 خود (5 ماه و 7 روز پس از پیروزی انقلاب) درباره انتصاب صدام

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
دو مسئله داخلی آمریکا در جولای 2005: قضیه «كارل رو» و مسئله «ویلیام رنكویست»
رنکويست در ولچر

در نیمه جولای 2005 دو خبر روز، مفسران رسانه های آمریكا را مشغول کرده بود: اتهام وارده به «کارل رو» و بیماری ویلیام رنکویست.
     رسانه های آمریکا از 12 جولای، قضیه «كارل روKarl Rove» از مشاوران وقت كاخ سفید را دنبال می کردند كه متهم شده بود به خاطر انتقام گیری از یك دیپلمات آمریکایی به نام جوزف ویلسون كه توجیه دولت آمریكا در حمله نظامی به عراق را رد كرده و اغراق آمیز خوانده بود، «والری پلیم ویلسون» زن این دیپلمات را كه از مقامات مدیریت عملیات محرمانه «سیا» بود افشاء كرده و لو داده بود که در آمریکا، جرم بشمار می رود.
     مطلب بزرگ دیگر، مسئله «ویلیام رنكویستWilliam Rehnquist» رئیس 81 ساله و سرطانی دیوان عالی آمریكا بود كه با عصا و ویلچر و به زحمت قدم بر می داشت و در دو روز 13 و 14 جولای در بیمارستان بستری بود. او به بیماری سرطان تیروئید مبتلا بود. با وجود این، اعلام كرده بود كه فعلا حاضر به بازنشسته شدن نیست!. وی بود كه در سال 2000 دیوان عالی را برای نخستین بار در تاریخ امریكا وارد مسئله انتخابات كرد و جورج بوش را برنده انتخابات ساخت. در این میان، بانو «اوكونور» یك قاضی این دیوان كه با «رنكویست» رای به نفع جورج بوش داده بود تصمیم به بازنشسته کردن خودرا اعلام داشته بود. از آنجا كه آمریكاییان نسبت به سمت های دائمی (مادام العمر) حساسیت دارند بر سر تعیین قضات دیوان عالی همیشه در سنای آمریكا اختلاف نظر وجود دارد.
    مرور زمان نشان داد که که ماجرای لو رفتن بانو والری پلیم به تدریج بزرگتر شد و منجر به محاکمه «سکوتر لیبی» رئیس دفتر چنی معاون وقت رئیس جمهور آمریکا و محکومیت او به زندان شد که جورج بوش عجولانه مجازات وی را کاهش داد و از این بابت مورد انتقاد قرار گرفت. لیبی متهم اصلی لو دادن والری شناخته شده بود.
    مسئله ریاست دیوان عالی با درگذشت رنکویست در سوم سپتامبر 2005 ظاهرا پایان یافت و جورج بوش یک قاضی جوانتر و محافظه کار (جان رابرتز و در آن زمان 50 ساله) را به جای او تعیین کرد که ماهیت محافظه کارانه دیوان عالی برای مدتها محفوظ خواهد ماند ولی کل این عمل (مادام العمر بودن سمت های قضات دیوان عالی و انتصاب آنان از سوی رئیس جمهور) به یک مسئله اساسی در جامعه آمریکا تبدیل شده است. از 9 قاضی دیوان عالی آمریکا، هفت نفرشان توسط روسای جمهور محافظه کار (از حزب جمهوریخواه) منصوب شده اند و چون عمدتا میانسال هستند سالها در این سمت باقی خواهند ماند و آراء شان محافظه کارانه خواهد بود!.
    
والري پليم ويلسون

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در مورد انفجارهای انتحاری «علّت» را باید جستجو كرد ـ با حذف «معلول» مسئله حل نمی شود
روزنامه های اروپا در ده روز پس از انفجارهای چهارگانه هفتم جولای 2005 لندن كه منجر به مرگ 54 تَن و جرح 700 تن دیگر شده بود، به گزارش کردن ظاهر قضیه این انفجارهای انتحاری و نشر اظهارات مقامات انگلیسی در این باره پرداخته بودند که اصحاب نظر اعلام داشتند، بدون این كه تحلیل شود، چرا فكر خودكشی انتحاری به وجود می آید و یك فرد حاضر می شود از جان شیرین بگذرد تا با تخریب و قتل، جلب توجه كند و یك نارضایی و مخالفت را منعكس سازد مسئله حل نخواهد شد. برای حل این مسائل باید «علّت» را جستجوكرد. با یافتن و حذف معلول، مسئله حل نخواهد شد.
    در این زمینه برخی از مفسران اروپایی هم نوشته بودند كه اگر این انفجارها پیش از انتخابات انگلستان صورت گرفته بود، حزب تونی بلر شكست می خورد، و چرا در آن زمان صورت نگرفت، خود یك معمّا است!. این مفسّران نوشته بودند که تکرار این قبیل رویدادها می رود که روال شود که مسئله بزرگی در آینده خواهد بود. دولت باید تا بتوانند نارضایتی ایجاد نکنند.
    از گزارشهای رسانه ای چنین بر می آمد كه مرتكبین انفجارهای لندن چند جوان تبعه انگلستان بودند.
تصویری از یک انفجار انتحاری با اتومبیل در عراق

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
باز گرداندن یك هواپیمای مسافربر دیگر از آسمان! - مسئله داشتن نام «عربی»!
در نخستین هفته ماه جولای 2005 به خواست وزارت امنیت ملی آمریكا، هواپیمای ارفرانس ـ پرواز شماره 050 كه از پاریس به مقصد شهر شیكاگو به پرواز درآمده بود از میان راه به پاریس بازگردانده شد تا افراد یك خانواده از مسافران خود را پیاده كند زیرا كه نام خانوادگی آنان مشابه فردی بود كه در لیست افراد مورد سوء ظن قرار داشت. اعلام شده بود که افراد بازگردانده شده تبعه آمریكا و دارای گذرنامه آمریكایی هستند!.
     این خانواده پس از بازگردانده شدن هواپیما به فرودگاه شارل دوگل، دقیقا مورد بازرسی پلیس فرانسه قرار گرفتند و از آنان بازجویی بعمل آمد كه منكر هرگونه آشنایی با تروریستها، حمایت از آنان و ضدیت با دولت آمریكا شدند.
    پلیس فرانسه اعلام كرد كه چیز غیر عادی كشف نكرده و مشكل این خانواده (زن و شوهر و دو فرزند) این بوده است كه نام خانوادگی عربی دارند كه مشابهت با نام یك مظنون اردنی داشته است!.
    وزارت امنیت آمریكا از زمان تاسیس خود (پس از رویدادهای 11 سپتامر 2001) چندین هواپیمای مسافربر به مقصد این كشوررا به همین صورت از نیمه راه باز گردانیده و یا در فرودگاه دور دست فرود آورده و مسافر و یا مسافران مشكوك را بازرسی و احیانا اخراج كرده است.
    اسامی مسافران هوایی عازم آمریکا قبلا به وزارت امنیت ملی گزارش می شود، همچنین مسافران خروجی که در فرودگاه و پیش از سوارشدن به هواپیما، دقیق تر بازرسی می شوند. از زمانی که بازرسی میانراهی و پرسش و پاسخ از مسافران عازم آمریکا در فرودگاه مبدأ و یا میانی تکامل یافته و دقیق تر شده و از طریق لپ تاپ میان ماموران مربوط مبادله می شود مسئله بازگردانیدن و نشانیدن هواپیما در میان راه آمریکا حل شده و به حد اقل ممکن کاهش یافته است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
یک بانوی چینی میلیاردر ـ از خرید كاغذ باطله در آمریكا تا میلیادر شدن در چین
Cheung Yan

مجله «فوربس Forbes» در جولای 2007 گزارش كرد كه بانو «چونگ یانCheung Yan» با 3 میلیارد و چهارصد میلیون دلار ثروت، در فهرست بانوان میلیاردر جهان قرارگرفته است. وی در عین حال در سال 2007 ثروتمند شماره یك «جمهوری خلق چین» شده بود. طبق ایدئولوژی سوسیالیسم، همه اتباع یک نظام سوسیالیستی باید از برابری اقتصادی، اجتماعی و سیاسی برخوردار باشند.
    بانو چونگ ـ یك زن 49 ساله در آن سال ـ در چین متولد و در آمریكا بزرگ شده بود. وی در لس آنجلس به خرید كاغذ باطله اشتغال داشت. چونگ پس از کاپیتالیست شدن چین و پولدارشدن شماری کم، اما زرنگ، در سال 1985 به زادگاه بازگشت و كارخانه كارتن و مقواسازیِ «9 اژدها =Nine Dragon Paper» را بازكرد و به ساخت «كانتینر بورد» و كارتن بسته بندی از كاغذ باطله پرداخت. او بزودی یک خریدار بزرگ كاغذ باطله های آمریكا و عمدتا آلوده جهت «ریسایكلینگ» شد كه در چین آنها را به كارتُن و «پِیپِر پَكِیج» تبدیل و دوباره به آمریكا و سایر كشورها باز می گردانید و می فروخت و از این راه ظرف 22 سال میلیاردر شد و ....
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تكرار مسئله پس از 76 سال ـ صف طولانی برای خارج کردن پول از بانک و ...


هشتم جولای 1932 بهای سهام در وال استریت به پایین ترین حدّ خود در تاریخ بورس تنزل كرد و نگرانی آمریکاییان از تشدید ركود اقتصاد و خرابتر شدن وضعیت بانك ها به اوج رسید كه روانشناسی مردم در شدت یافتنش موثر بود. نگرانی از وضعیت بانک ها از سه شنبه 29 اكتبر 1929 شروع شده بود که در این روز بورس نیویورک (وال استریت) اصطلاحا سقوط کرده بود و از آن پس آمریکاییان دچار ترس و نگرانی از ورشكست شدن بانكها و ... بودند. این وضعیت در جولای 76 سال بعد (14 جولای 2008)، دست كم در یك شهر آمریكا به چشم خورد. شبكه های تلویزیونی آمریكا در این روز در بخش اخبارشان صف طولانی مشتریان شعبه بانك «ایندیماك» در پاسادینای كالیفرنیا (چسبیده به لس آنجلس) را نشان دادند كه آن را برای خارج ساختن پس اندازهای خود مقابل این بانك تشكیل داده بودند. این صف بی شباهت به صفوفی نبود كه ركود بزرگ دهه 1930 (از 1929 تا 1939) را به دنبال داشت.
    
صف مقابل شعبه بانک اينديماک در پاسادينا


     14 جولای 2008 مصاحبه با افراد ایستاده در صف بانك «ایندیماك» كه هریك گفتند برای رسیدن به گیشه های بانك شش ساعت انتظار كشیده اند (کشیده بودند) حاكی از نگرانی آنان بود. مقامات دولتی برای رفع نگرانی این مردم پی درپی از تلویزیونها اعلام می كردند كه دهها سال است كه دولت (سازمان اف.دی. آی. سیFDIC) حسابهای بانكی تا صدهزار دلار را بیمه كرده و پول آنان اصطلاحا سوخت نخواهد شد ولی به رغم این اطمینان دادن ها، از طول صف كاسته نمی شد. سرانجام اعلام شد كه دولت رأسا اداره امور بانك «ایندیماك» را برعهده گرفته است. با وجود این، باز صف ایستادن ادامه داشت.
     به گزارش شبكه های تلویزیونی، تا آخر وقت آن روز (14 جولای 2008) مشتریان بانك مورد بحث یك میلیارد و سیصد میلیون دلار از پس اندازهای خودرا از حسابها بیرون كشیده بودند زیرا که اصحاب نظر پیش بینی كرده بودند كه ممكن است چند بانك دیگر هم دچار این وضعیت شوند و سپس اسامی بانكهای متزلزل را فاش ساخته بودند و .... قبلا یك بانك دیگر دچار همین وضعیت شده بود و دولت مدیریت آن را برعهده گرفته بود. شكست بانكها را باید مالیات دهندگان جبران كنند زیرا كه درآمد دولت آمریكا تنها از مالیات تامین می شود، در این كشور، منابع تولید غیر دولتی است، حتی چاههای نفت و معادن دیگر. بنابراین، دولت واشنگتن درآمد دیگری جز مالیات ندارد و در صورت ضعف اقتصاد، درآمدها كم و در نتیجه میزان مالیات دریافتی هم نقصان می یابد.
    به اظهار منابع آگاه، بازپرداخت نشدن اقساط بدهی ها به بانكها به ویژه بدهی خریداران خانه، از عوامل این مشكل بود. بهای خانه ها به پایین تر از میزان بدهی رسیده بود و لذا بدهكاران در پرداخت اقساط تعلل می كردند. رو به گرانی گذاشتن مایحتاج زندگانی به ویژه سوخت نیز پول اضافی برای افراد باقی نمی گذارد كه بتوانند بدهی های خودرا بپردازند.
    
يورو و دلار

روز بعد (15 جولای 2008) گزارش شد كه شاخص بورس نیویوك به همانجا كه دو سال پیش بود بازگشته و شاخص كل سهام از رقم یازده هزار پایین تر آمده است حال آنكه تا دو ماه پیش بالای 13 هزار بود. آخر وقت همین روز (15 جولای) اعلام شد كه نرخ برابری دلار در برابر «یورو» بازهم پایین رفته و هر یورو با یك دلار و 60 سنت و 38 ده هزارم (6038ر1دلار در برابر هر یورو) معامله شده كه پایین ترین نرخ دلار در برابر یورو از زمان پیدایش این پول اروپایی تا آن زمان بود.
    در همین روز رئیس شورای پول آمریكا در جلسه سنا به پرسش های سناتورها پاسخ گفت و اصحاب نظر عامل عمده این وضعیت را هزینه سنگین اشغال نظامی عراق و عملیات نظامی در افغانستان بیان داشتند.
    در این میان، جورج دبلیو بوش رئیس جمهور وقت آمریكا اعلام كرد كه با استخراج نفت «آف شور = ساحلی» آمریكا موافقت كرده است. اصحاب نظر این تصمیم را عملی به منظور كاستن از نگرانی اتباع تلقی كرده و گفته بودند كه اولا این تصمیم هنگامی عملی خواهد شد كه به تصویب كنگره برسد كه كنترل آن اینك (در آن سال) در دست دمكراتهاست و ثانیا نفت تولیدی آمریكا (نفت تولید داخلی) ارزانتر از نفت وارداتی نخواهد بود زیراکه در آمریکا، قیمت را کمپانی ها و بازار تعیین می کنند نه دولت.
    
يک رسانه آمريکايي اين تصوير را با خبر موافقت بوش با استخراج نفت «آف ـ شور» منتشر کرده بود


    برخی رسانه ها خبر و عكس پرنس بندر بن سلطان شاهزاده سعودی و سفیر سابق این دولت در واشنگتن و دوست خانوادگی بوش را كه به مسكو رفته بود با «دمیتری مدودف» رئیس جمهوری وقت روسیه منتشر كرده و نوشته بودند كه سعودی ها «وقت شناس» شده اند. این دیدار 12 جولای 2008 در كرملین صورت گرفته بود. این عكس كه در پایین آمده است، تصور پرنس بندر با جورج بوش در مزرعه او در تكزاس را كه باهم خیلی خودمانی به نظر می رسند در ذهن تداعی می كند. جورج بوش و معاون وی «چنی» هم سابقه فعالیت در معاملات نفتی داشتند.
پرنس بندر يک زمان با بوش و زماني ديگر با مدودف و هربار با لباسي متفاوت

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
کودتای نافرجام جولای 2016 ترکیه، یک فرصت بود برای تصفیه مخالفان دولت
15 جولای 2016 شماری از نظامیان ترکیه برضد دولت رجب طیّب اِردوغان که در مرخصی سالانه خود بود و دور از پایتخت، دست به کودتا زدند ولی به رغم بمباران چند ساختمان دولتی ازجمله عمارت پارلمان موفق نشدند. این Coup d, etat برای اردوغان این فرصت را پدید آورد تا از 16 جولای 2016 دست به تصفیه مخالفان خود بزند.
    کودتایِ شکست خورده حدود 300 کشته و صدها مجروح، تلفات داشت و هزاران تن نیز دستگیر، برکنار و محاکمه شدند. ترکیه در قرن بیستم چند کودتا به خود دیده بود.
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تاریخ از نگاهی به تصویر
نگاهی به تصاویر 3 صفحه از صفحات شماره 25 تیرماه 1358 روزنامه اطلاعات برای یادآوری گذشته

    



    
    



    
    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 16 جولای
  • 1212:   جنگ «لاس ناواس دو لوسا» به برتری و حكومت مسلمانان بر اسپانیای جنوبی (اندلس) عملا پایان داد.
        
        
  • 1439:   «بوسیدن» در ملاء عام در انگلستان ممنوع شد.
        
        
  • 1910:  


    در این روز Gordon Prange تاریخدان آمریکایی که تاریخ جنگ های قرن 20 را تحلیل و کتاب کرده است بدنیا آمد و 70 سال عُمر کر. وی 43 سال در دانشگاه مریلند، تاریخ تدریس می کرد، برای نشریات تفسیر و مقاله می نوشت و پیرامون مسائل جهانی روز با شبکه های تلویزیونی مصاحبه می کرد. او برای مشاهده عینی وضعیت جنگ جهانی دوم به جبهه های این جنگ رفته بود. وی در تألیفات خود (هرجنگ، یک کتاب جداگانه)، عمدتا روی علل وقوع جنگ ها تکیه کرده است و ضعف های قراردادهای پس از جنگ ها که ممکن است جنگ دیگری را باعث شوند. «ناگفته های شبیخون ژاپنی ها به پِرل هاربور» عنوان یکی از تألیفات اوست. مقامات ارشد دولتی در موارد متعدد و بحران های جهانی ـ منطقه ای از او نظرخواهی می کردند. وی 15 ماه می 1980 درگذشت.
        
        
  • 1942:   نظامیان آلمانی كه پاریس را در اشغال خود داشتند 14 هزار یهودی را در این شهر دستگیر و بازداشت كردند.
        
        
  • 1945:   آمریكا نخستین بمب اتمی خودرا در صحرای نیو مكزیكو آزمایش كرد.
        
        
  • 1965:   شارل دوگل رئیس جمهوری وقت فرانسه تونل هفت مایلی (11 كیلومتری) را كه میان فرانسه و ایتالیا ساخته شده بود گشود. این تونل در كوههای آلپ ساخته شده است.
        
        
  • 1999:   هواپیمای کوچک حامل «جان اف کندی جونیور» فرزند جان کِنِدی رئیس جمهوری پیشین و مقتول آمریکا، زنش و خواهرش در ساحل ماساچوسِتس به دریا افتاد و هر سه جان سپردند. خلبانی این هواپیما را «جان اف کندی جونیور» بدست داشت.
        
        
  • یادداشت روز
    سخنان محمد خاتمی در سعدآباد در آخرین ماه عمر دولت خود درباره رابطه اش با اهل مطبوعات، ولی ... ـ اشاره به یک مورد؛ دردِ دل
    از نیمه تیرماه 1384 (جولای 2005)، تیترهای بزرگتر روزنامه های تهران به سخنان دلچسب و زیبای محمد خاتمی رئیس جمهور وقت و برخی از وزیران كابینه او و شركت آنان در مراسم متعدد برای ایراد سخنرانی در آخرین ماه حكومتِ شان اختصاص یافته بود.
         می دانیم كه تاریخنگاران عَمَل ها (کارها) را بررسی می كنند و بر می نگارند، نه متن سخنان را و تنها آن قسمت از سخنان را نقل می كنند كه عملی نشده باشند، یعنی استناد برای نفی، و همچنین تحلیل می كنند كه منظور و هدف مقام از ایراد آن سخنان چه بوده است.
         نگاهی به رسانه های چاپی قرون بیستم و بیست و یکم كه در كتابخانه ها در دسترس هستند، نشان می دهد كه مقامات كشورهایی كه دولت انتخابی دارند در دو ـ سه ماه آخر دوره خود، با حفظ سكوت، تنها به امور روزمره می پردازند و كار تازه آغاز نمی كنند و انتصاب جدید انجام نمی دهند كه دولت بعدی مجبور شود رشته ها را پنبه كند و برای لغو هركدام دلیلی بیاورد كه این دلایل ضعف های دولت قبلی را آشگار می كند و به رسانه ها و اصحاب نظر سر نخ می دهد كه كار انتقاد را آغاز و یا دنبال كنند.
         محمد خاتمی همان وقت در سعدآباد در یك مراسم دیدار با اهل مطبوعات شركت كرده بود. به گزارش وقت ایسنا، خاتمی در آن مراسم گفته بود:
         "در این مدت (در طول دو دوره ریاست جمهوری اش) تلاش كردم كه به خصوص در میان اصحاب مطبوعات، هیچ احساسی به جز احساس خودمانی بودن ایجاد نكنم تا بدانند كه فرد كوچكی از جامعه هستم و اهل فرهنگ و اندیشه. یكی از دستاوردهایم از بین بردن فاصله بین خودم و مردم و هدف دیگرم اعتلای نام ایران و (شناساندن) جایگاه والای این ملت بوده است و ....".
         ولی یادداشت های شخصی نگارنده این تاریخ آنلاین چیز دیگری را نشان می دهد. این نگارنده ـ که تلاش او به اعتلای نام ایران و (شناساندن) جایگاه والای این ملت ـ بر همگان روشن است دوبار درباره علت تاخیر در رسیدگی به پرونده «روزنامه سپیده دم» به خاتمی نامه نوشت و یكی از نامه ها از طریق دفتر نمایندگی ایران در سازمان ملل ارسال شد (زیرا كه وی در آن ایام در نیویورك حضور داشت) ولی اقدامی مثبت صورت نگرفت و تنها، دفتر وی پاسخ وزارت ارشاد را «كه در نوبت رسیدگی قرار دارد!» برایش ارسال داشت، که از دریافت این پاسخ نزدیك به سه سال گذشت و تا تیرماه 1384 رسیدگیِ وعده داده شده صورت نگرفته بود و در آخرین هفته های عمر آن دولت که به پرونده های باقی مانده ـ به صورت دهها ـ دهها رسیدگی شده بود، درخواست تجدید پروانه سپیده دم بدون ذکر دلیل و دادن اطلاع به این نگارنده رد شده بود ـ رَدِّ درخواستِ تجدید مجوزّی که در تیرماه 1359 صادرشده بود و باید از لحاظ تطبیق با قانون مصوب سال 1364 بررسی مجدد می شد. طبق عرف و استاندارد اداری، باید نتیجه هر اقدام دولتی در مدتی کوتاه به اطلاع ذینفع برسد تا تکلیف خودرا بداند. مدت ها از ردّ درخواست خود بی اطلاع بودم تا اینکه دو سال بعد به وزیرارشاد دولت بعدی نامه نوشتم و پاسخ دریافت کردم که درخواست در همان رسیدگی های آخرین هفته های دوره دولت اصلاحات رد شده بود ـ درخواست یک روزنامه نگار با بیش از نیم قرن تجربه روزنامه نگاری که به رغم اخراج های سال های 1358 و 1359 روزنامه نگاران قدیمی کشور، در دهه 1370 به راه اندازی روزنامه های همشهری و ایران کمک کرد و مطالب و نام او در روزنامه های وقت انتشار می یافت و ....
         نگارنده از سال 1371 در انتظار و نوبت رسیدگی بود. نخستین وزیر ارشاد دولت محمد خاتمی (اینک ساکن لندن) كه مدتی هم مسئول گفتگوی تمدن ها! بود این نگارنده را به حضور نپذیرفت تا حرفش را دست کم بشنود و به همین گونه، دومین وزیر ارشاد آن دولت. ژورنالیسم ایران چند روزنامه نگار بمانند کیهانی زاده داشته است که دو وزیر ارشاد ـ وزیران دولت اصلاحات ـ اورا به حضور نپذیرفتند؟.
         محمد خاتمی در مراسم سعدآباد (تابستان 1384) از اعتلای نام ایران سخن گفت، ولی یك مقام دولت او در طول هشت سال دوران ریاست او بر قوه مجریه، به این نگارنده كه بزرگترین و جامع ترین تاریخ آنلاین برای ایرانیان را با هزینه خود به وجود آورده كه بزرگترین وبسایت فارسی از این دست در اینترنت است، یك دست مریزاد خشك و خالی هم نگفت. این نگارنده بود كه پس از انقلاب، دوباره تاریخ نگاری در مطبوعات ایران را زنده كرد و برای ایرانیان كه داشتند گذشته دور وطن خودرا را فراموش می كردند به زبان روزنامه نگاری، تاریخ نوشت.
         خاتمی نباید فراموش كند كه قانون مطبوعات مصوب سال 1364 با نقائص و ضعف های متعدد آن، در زمان وزارت او تدوین شده و تا ابدیت تدوین آن به نام او باقی خواهد ماند. تاریخ را نمی شود پاك كرد. اصحاب نظر، ضعف ژورنالیسم ایران را تا حدی به حساب همین قانون می گذارند که شرط روزنامه نگار بودن و حقوق بگیر دولت نبودنِ متقاضی مجوز نشر روزنامه در آن دیده نمی شود که در قوانین قبلی بود. درخت را از میوه اش مورد قضاوت قرار می دهند.
     نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
    کارنامک نوشیروان (خاطره ای از مولف)
    به مناسبت سالگرد ساخت سلاح اتمی، توقف جنگ های بزرگ امّا افزایش فساد دولتی، مقام سازی اصحاب منافع، ناخرسندی توده ها و واکنش ها
    عكس انفجار نخستین آزمایش اتمی جهان
    16 جولای 1968 بود که خبرگزاری ها به مناسبت 23 ساله شدن سلاح اتمی ـ خود و یا به نقل از روزنامه ها و مجله های خبری، و این نشریات از قول اصحاب نظر و دست اندرکاران مربوط، مطالبی درباره این سلاح و تغییر مسیر تاریخ مخابره کرده بودند. تصمیم گرفتم که در این زمینه، خبری که بیشتر از 3 ـ 4 دقیقه وقتِ پخش نگیرد تهیه کنم تا روز بعد (17 جولای) در اخبار ساعت 7 بامداد از رادیو سراسری ایران که من سردبیر اخبار آن بخش بودم پخش شود.
        یک تلاش چندین ساعته لازم بود. علاوه بر جمع آوری فرستاده های خبرگزاری ها، به سراغ کتاب های تاریخ جنگ جهانی دوم و دائرة المعارف ها رفتم و مطالب آرشیو شده خودمان ـ عمدتا بایگانی خبرهای رسیده در طول سالها ـ در آن زمینه را هم خواندم و یادداشت برداشتم. روز بعد هم بجای ساعت 5 بامداد، ساعت 4 به خبرگزاری پارس (واقع در میدان ارگ ـ میدان 15 خرداد) رفتم که آن سال ها، اخبار رادیو را هم تهیه و مستقیما به دست گویندگان می داد. در اینجا یادداشت ها را بر حسب تنظیم فیچری روی هم قرار دادم و به تایپیست دیکته کردم که عادت من شده بود، با اخبار دیگر. چون در آن ساعات، در آنجا جز سردبیر خبر، تایپیست و دو گوینده، یک خبرنگار و چند مترجم زبان های مختلف، فرد دیگری نبود باید تلفنی فهرست اخبار تنظیم شده و آمادهِ پخش به اطلاع مدیرعامل خبرگزاری و یا معاون خبری ـ رسانه ای وزارت مربوط (وزارت اطلاعات و جهانگردی، امروزه ارشاد) می رسید. در آن زمان، دکتر منوچهر آزمون، تحصیلکرده آلمان و نوه آیت الله شیخ فضل الله نوری این مقام را برعهده داشت (که به رغم نوه آیت الله بودن، پس از انقلاب اعدام شد و نبوی نوری نوه دیگر آیت الله که در کالیفرنیا بود با شنیدن خبر اعدام، به ایران بازنگشت. نبوی نوری قبلا مدیرکل آموزش و پرورش تهران بود و ساختمان های کاشی کاری مدارس پایتخت یادگار اوست).
        هنگام خواندن فهرست خبرها برای مقام مربوط، اگر او خبری را حسّاس می دید، خواندن تمامی سطور خبر را می خواست و چنانچه جملاتی از آن را اصطلاحا «بودار» تشخیص می داد، حذف آن جملات را توصیه می کرد. در آن روز، دکتر آزمون پخش خبر سالروز نخستین آزمایش اتمی در صحرای نیومکزیکو و تاریخچه کار را پس از اینکه برایش خواندم تأیید کرد، ولی وقتی به اظهار نظر ها رسید، گفت چه کسی آنهارا بیان داشته، باید نام او و یا آنان برده شود و گرنه شنونده (مخاطب) گمان خواهد کرد که نظر خودمان است. گفتم که اتفاقا نظر خود من است. گفت که آن قسمت بماند برای بولتن خبرگزاری که برای مشترکان ارسال می شود و در بولتن هم باید ذکر شود که به نظر مفسّر ما (مفسّر خبرگزاری پارس).
        من نظرات خود درباره سرانجام جهان اتمی را به بولتن خبرگزاری ندادم و در ژورنال (یادداشت های) خود باقی گذاشتم تا ببینم که مرور زمان درستی آن نظرات را تأیید می کند یا نه، که تأیید کرد.
        
        خبری که آن روز پخش شد و سابقه و تاریخچه اش را خود من یافته و نوشته بودم از این قرار است:
        
        "بمب اتمی، امروز (16 جولای 1968) 23 ساله شد. نخستین آزمایش اتمی 22 سال پس از پی بردن دانشمندان فیزیک و شیمی به امکان ساخت سلاح هسته ای، در ناحیه «ترینیتی سایت Trinity Site» ایالت نیومكزیكو (آمریکا) انجام شد و گزارش کار، روز بعد از آن (هفدهم جولای 1945) رسما اعلام گردید با اطلاعات بیشتری در باره این نخستین آزمایش. ساخت این بمب نتیجه تلاش هایی بود که از سال 1939 در آمریکا انجام شده بود. «لئو سیزلارد» فیزیکدان یهودی مجارستانی در سال 1933 پی به این نیروی هسته ای و فعل و انفعالات مربوط بُرده بود و جریان را به Albert Einstein اطلاع داده بود و این دانشمند پس از انجام بررسی، در سال 1939 موضوع را در نامه ای به روزولت رئیس جمهوری آمریکا اطلاع داده بود. پیش از ارسال این نامه، در سال 1938 یک دانشمند آلمانی به نام «اُتو هان» به چگونگی فعل و انفعالات هسته ای و قدرت انفجاری آن پی برده و کشف خودرا گزارش کرده بود. موضوع ِ فیزیک اتمی به 37 سال پیش از ارسال نامه به روزولت بازمی گردد. چهارم ماه می 1902 «پیِر» و «ماری» كوری ـ زن و شوهر فیزیكدان موفق شدند در آزمایشگاه خود در پاریس عنصر رادیواكتیو «رادیوم Radium» را ایزوله كنند. با این عمل، راه برای گسترش فیزیك اتمی و دستیابی به انرژی اتمی و نیز ساخت بمب آن باز شد و ....
         با این پیروزی، سال بعد جایزه نوبل فیزیك به پیر و ماری کوری Marie Curie تعلق گرفت.
         ماری کوری 32 سال پس از این كشف، در پنجم جولای (ژوئیه) 1934 درگذشت. ماری در سال 1867 در لهستان به دنیا آمده بود. شوهر او قبلا در یک حادثه رانندگی در پاریس کشته شده بود.
        در سال 1941، روزولت کمیته MAUD را که با مشارکت انگلستان ایجاد شده بود مأمور مطالعات اتمی کرد. در همین سال «گلنِ سیبورگ» پلوتونیوم را کشف کرد. در سال 1942 آلمانی ها به یک نتیجه مقدماتی ساخت سلاح اتمی رسیدند که هیتلر عمیقا به آن نیاز داشت. در همین سال، استالین توسط «فله روف» از این تلاش ها آگاه و او نیز دست بکار شد. از همین سالِ 1942 بود که با آغاز کار پروژه منهتن Manhattan Project و تمرکز مطالعات در دانشگاه کالیفرنیا (شاخه برکلی) به موازات فعالیت های انریکو فِرمی در دانشگاه شیکاگو، تلاش های اتمی وارد مرحله نهایی خود شد و روزولت و چرچیل در مذاکرات محرمانه سال 1943 خود در کبکِ کانادا به توافق رسیدند که انگلیسی ها هم به شکلی به پروژه منهتن بپیوندند. در همین مذاکرات، بر سر ایجاد یک اتحادیه نظامی غرب در پی شکست نظامی هیتلر و ... نیز توافق شده بود. در همین سال، روزولت اطلاع یافت که ژاپن تلاش اتمی خودرا متوقف ساخته است.
         تلاش پروژه منهتن در 1945 و تقریبا همزمان با تسلیم شدن آلمان و پایان جنگ جهانی دوم در جبهه اروپا به نتیجه رسید و نخستین آزمایش اتمی، 16 جولای آن سال در نیومکزیکو انجام شد. قدرت تخریب بمبی که آزمایش شد معادل بیست هزار تُن ماده منفجرهT.N.Tبود. دولت آمریكا تا انجام این آزمایش که محصول پروژه منهتن بود، برای داشتن سلاح اتمی، به پول آن زمان، دو میلیارد دلار هزینه كرده بود.
         متعاقب همین آزمایش، هَری ترومن رئیس جمهوری وقت آمریكا اخطار شدید خودرا برای دولت ژاپن فرستاد و 21 روز بعد (ششم آگوست 1945) دستور بمباران اتمی ژاپن را صادر كرد و همان روز نخستین بمب بر هیروشیما و سه روز بعد دومین بمب بر ناگاساکی فرو افکنده شد. بمب نخست، اورانیوم 235 و بمب دوم، اورانیوم 239 داشت. با این دو بمباران اتمی که تلفات آن 130 تا 250 هزار تن کشته گزارش شده بود، ژاپن تسلیم شدن خود را اعلام کرد و جنگ جهانی دوم در هر دو جبهه پایان یافت. گفته شده است که شتاب ترومن در بمباران اتمی ژاپن این بود که اطلاع یافته بود استالین که میلیون ها نظامی در اختیار داشت و برلین را تصرف کرده بود در پی فرصت و بهانه بود تا با آن نیرو سراسر اروپا را تصرف و با بازی های دیگر، ایران را در کنترل بگیرد که در مورد ایران، به ساخت مسئله آذربایجان روی آورد. همچنین در خاوردور، تمامی شبه جزیره کره و شماری از جزایر ژاپن را اِشغال کند زیراکه پس از تسلیم شدن آلمان، استالین متوجه خاوردور و جنگ با ژاپن شده بود.
        آمریکا تا آگوست 1949 که روسیه دارای بمب اتمی شد، تنها دولت دارنده سلاح هسته ای در جهان بود و در یارگیری، اتحادیه سازی و جهانی کردن «دلار» موفق شد.
        یک سال پس از اتمی شدن دولت مسکو و خروج این سلاح از انحصار یک دولت و احتمال اتمی شدن چند کشور دیگر، مذاکرات سیاسی برای کنترل و محدود کردن، در چارچوب جهانی آغاز شد که منجر به ایجاد آژانس بین المللی انرژی اتمی I.A.E.A در سال 1957 با هدف استفاده صلحجویانه از این انرژی شد که مقرّ آن در شهر وین است. در این میان، انگلستان در سال 1952 اتمی شد و مسکو در 1953 اعلام کرد که بمب هیدرژنی هم آزمایش کرده و آمریکا درصدد ساخت موشک برای حمل بمب اتمی به مقصد (هدف) برآمد. در سال 1958 آمریکا و انگلستان پیمان همکاری اتمی امضا کردند. در همین سال، انگلستان بمب هیدرژنی آزمایش کرد. در سال 1960 فرانسه نیز اتمی شد و سال بعد (سال 1961) دولت مسکو اعلام کرد که یک بمب 50 مگاتُنی (تا آن زمان بزرگترین بمب در جهان) آزمایش کرده است و اندکی بعد در همین سال شایعه اتمی شدن اسرائیل نیز انتشار یافت. چین در سال 1964 دست به آزمایش اتمی و در سال 1967 هیدرژنی زد و وارد باشگاه اتمی ها شد و گویا آفریقای جنوبی و برزیل هم چنین مطالعاتی را در دست دارند. ژاپن و آلمان هم گفته اند که هر آن که بخواهند می توانند بمب اتمی بسازند. پیمان منع گسترش سلاح اتمی Nuclear Non – Proliferation Treaty از اول جولای 1968 [ماه هفتم همان سال میلادی] آماده امضای دولت ها شده است [که 189 دولت تا جولای 2016 آن را امضاء کرده اند. تنها هند، پاکستان، اسرائیل و کره شمالی از امضای خودداری کرده اند.].".
        19 ژوئن 1953در نیویورك (زندان سینگ ــ سینگ) یك زن و شوهر کمونیست آمریكایی به نام ژولیوس و اثل روزنبرگJulius & Ethel Rosenberg به جرم همكاری اتمی با شوروی كه دادستانی آمریكا بر آن عنوان «جاسوسی اتمی» گذارده بود اعدام شدند.".
        
    Julius و Ethel نخستین جاسوسان اتمی


        این بود آن قسمت از مطلب تنظیم شده ـ پس از حذف تفسیر، که با پخش آن در آن روز (17 جولای 1968) موافقت شد. تنها دو جمله از تفسیرِ نوشته من اجازه پخش یافت.
         این دوجمله: "مرور زمان نشان داده است که سلاح اتمی یک سلاح بازدارنده از تهاجم به دارنده آن است. این سلاح همچنین عامل قدرت شدن و مطرح بودن دارنده آن است.".

        
        و امّا تحولّات پس از جولای 1968 تاکنون در این زمینه:
        
        ـ هند در سال 1974 اتمی شد. هند برای نشان دادن توان اتمی خود، در یک روز در سال 1998 پنج بمب اتمی منفجر کرد. دکتر جهانگیر بابا از پارسیان (ایرانی تباران) هند، این کشور را اتمی کرد. وی در حادثه سقوط هواپیما بر فراز آلپ (اروپا) کشته شد.
    دکتر جهانگیر بابا


        ـ بیست و هشتم ماه می 1998، پاکستان در نزدیکی مرز بلوچستان با افغانستان پنج آزمایش اتمی زیرزمینی انجام داد و وارد گروه اتمی های جهان شد. طبق گزارش های رسانه ای، این دولت بیش از دویست سلاح اتمی در زرّادخانه خود دارد. نخست وزیر وقت پاکستان همان روز در توجیه اتمی شدن پاکستان گفت که با اتمی شدن هند، اقدام ما اجتناب ناپذیر بود. هدف ما از اتمی شدن، بازداری از تعرّض و تصوّر حمله نظامی به پاکستان است. امروز روز بزرگی در تاریخ پاکستان است. ما، دیگر دیکته دیگران را نخواهیم نوشت. گزارش شده بود که دکتر عبدالقدیر خان ـ دانشمند این کشور، برای پاکستان بمب اتمی ساخته است، ولی شایعه کمک دیگران همچنان وجود دارد. غرب متحد پاکستان با چند خاطره از جنگ های هند و پاکستان و مداخله نظامی هند برای حذف پاکستان شرقی و ایجاد بنگلادش نمی خواست درگیری دیگری آغاز و پای آن هم به میان کشانده شود. چین نیز از دیرزمان میانه خوبی با هند بویژه بر سر منطقه لاداخ ندارد.
        ـ دولت آفریقای جنوبی در سال 1991 بمب های اتمی خود را از میان بُرد. یک مقام این کشور گفته بود که ما در این گوشه از دنیا قرارگرفته ایم، نه تهدید می شویم و نه می خواهیم تهدید کنیم ـ کدام دولت را و با چه هدف تهدید کنیم.
        ـ کره شمالی در سال 2003 اتمی شد و در سال 2016 هیدرژنی.
        ـ فعالیت اتمی ایران جز در مورد غنی سازی 3 و 67 درصد، با امضای یک موافقت نامه در 14 جولای 2015 در وین، برای مدت 15 سال عملا متوقف شده است.
        
        نظرات این نگارنده (مؤلف تاریخ آنلاین برای ایرانیان و ناشر مجله روزنامک با 60 سال تجربه روزنامه نگاری و تاریخ نویسی) در نوشته 17 جولای 1968 که پخش نشد و اینک تحقّق یافته اند با افزودن جملات تازه بر آنها و نوسازی، به شرح زیر:
        ـ عدم وقوع جنگ بزرگ دیگر از نوع دو جنگ جهانی قرن بیستم میان قدرت ها در آینده ای قابل پیش بینی و تبدیل انتقام گیری ها و معارضات قدرت ها با هدف تضعیف رقیب به نبردهای روانی و مغزشویی (جنگ رسانه ای ـ اصطلاحا؛ جنگ سرد)، انواع فریبکاری ازجمله در مذاکرات و کسب امتیاز، انواع جاسوسی، نفوذ در برخی از مقامات و جلب آنان و تخریب و تضعیف حریف از این راهها تا فروپاشی از درون [مثال: فروپاشی شوروی و بلوک شرق بدون جنگ]. ایجاد جنگ های منطقه ای و آشوب و ناامنی با هدف گرفتن ماهی از آب گل آلود و ... [امروزه و عمدتا از آغاز قرن 21، جنگ های نیابتی ـ درگیری دو و یا چند قدرت به صورت غیر مستقیم]. یافتن بهانه و استفاده از هر فرصت برای ازمیان بردن و یا قطع نفوذ معاندِ بالقوه و یا بالفعل که منافع منطقه ای اش را به مخاطره اندازد و یا اینکه موازنه را برهم زند زیراکه «اقتصاد» و منافع عامل هر رویداد در طول تاریخ بوده و درگیری ها انگیزه اقتصادی داشته اند. بنابراین، اصحاب منافع و آزمندان برضد اخلاقیات و اصحاب اندیشه بوده اند.
        ـ این اوضاع باعث افتادن تصمیگیری ها و اقدامات به دست افراد زرنگ، اصحاب منافع، خواص و ... (طبقات مشخّص) خواهد شد که نتیجه اش خارج شدن دمکراسی از اصول و افتادن اختیارات دولتی به دست منفعت طلبان، قدرت جویان و جاه طلبان و رواج بساط ساخت و پاخت، نقش بر کاغذ شدن عدالت اجتماعی، حق و انصاف و گسترش فساد بویژه فساد دولتی. خریداری شدن و افتادن رسانه ها در دست اصحاب منافع و نفوذ و دلّالان بورس ها و ... و گسترش هرچه بیشتر فاصله دارا و ندار و در نتیجه افزایش ناخرسندی و خشم سایرین و واکنش ها.
        ـ تلاش همه جانبه قدرت های اتمی برای جلوگیری از اتمی شدن کشورهای دیگر تا قدرت ها، متعدد نشوند، سهم خواهی نکنند و منافع آنها کاهش نیابد.
        ـ گسترش نارضایتی توده ها و خشم آنها و بازگشت آنارکیسم و پهن شدن بساط تخریب و ترور و فراگیرشدن سایه ترسِ ناشی از آن به همانگونه که در اواخر قرن 19 و اوایل قرن 20 بود [نمونه اش؛ ترورهای روزافزون اخیر در اروپا، آمریکا، خاورمیانه، آسیای جنوبی و ... که باید هشدار تلقی شوند.]، و سرانجام؛ یک انقلاب جهانی و دگرگونی های عمیق و وسیع.
        ـ همچنین با پیشرفت تکنولوژی و ارتباطات افراد با هم و تبادل اطلاعات، احتمال آسان شدن ساخت سلاحهای انفرادی اتمی، لیزری، روباتیک و ... و از دست رفتن آرامش و امنیت.
     نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
    نامه به مولف
    الکليسم و بي خبري و يا عوامل ديگر دارد روس ها را از ميان مي برد ، چرا؟
  •   پیامی از یك ایرانی مقیم استرالیا که 16 جولای 2005 واصل شده و با جزیی اصلاح عبارتی عینا درج می شود از این قرار:
        
        چون چندبار از روزنامه پراودا نام بردید، با زحمت زیاد اِدیشِن آنلاین آن به زبان انگلیسی را كه در اینترنت قرار می گیرد پیدا كردم و هر روز می خوانم.
         مطالب این روزنامه پرسشهای معمّا آمیز فراوان به ذهن من آورده است؛ تا این كه امروز (16 جولای2005) سیدنی هرالد (چاپ استرالیا) را خواندم و دیدم كه همه مشكلات روس ها «وُدكا و الكلیسم» است كه هر سال 40 هزار را در آن كشور می كشد. روس ها روزها كار می كنند و نگران تامین معیشت، و شبها را در حال مستی و بی خبری می گذرانند و در نتیجه نمی دانند كه كشورشان به كدام مقصد در حركت است، و تا مسئله الكل در روسیه حل نشود، این ملت به مقصد مطلوب نخواهد رسید.
        
    پوتين در لباس نظامي

    سئوالاتی كه قبلا در مغز من بود از این قرارند: آیا سران مسكو در زمانی كه شوروی حیات داشت بلوف می زدند و آن همه تسلیحات اتمی ـ موشكی و غیر اتمی كه می گفتند، نداشتند؟. اگر دارند پس چرا هر روز در جبهه های سیاسی عقب نشینی می كنند. لازم نیست كه این سلاحها را برای هدفهای تعرضی بكار برند، تنها كافی كه با آنها «قدرت نمایی كنند» و مانع شوند كه دیگران كشورشان را تحقیر كنند. اگر دولت مسكو می رفت و فرضا «استوانی» كوچولو را می گرفت كه مال خودش بود و 30 تا 40 درصد جمعیت آن روس هستند، و همچنین گرجستان را چه اتفاقی می افتاد؟. شورای امنیت كه نمی توانست كاری بكند زیرا كه روسیه در آن اختیار «وتو» كردن دارد. تحریم اقتصادی كشورهای غرب هم كه برای روسیه موثر نیست زیرا كه روسیه كشوری است از هر لحاظ مخصوصا مواد غذایی، مواد خام و نفت و صنایع؛ خودكفا. از نظر نظامی هم كه هیچ دولت و اتحادیه ای از دولت ها جرات درآویختن با یك قدرت اتمی را ندارد، چرا معطل است؟. همه می دانند كه این دنیا از همان آغاز پیدایش خط و تاریخ نویسی، بر پایه قدرت نمایی اداره و كنترل شده است.
        
    يلتسين با بطري ودکا

    چرا سران مسكو اجازه می دهند كه این چنین خوار شوند؟!. تكلیف یلتسین روشن بود كه به نوشته «سیدنی هرالد» یك الكلی تمام عیار بود، ولی به نظر من، پوتین هم كه جوانتر و از مخالفان افراط در مصرف الكل است و روزگاری افسر اطلاعاتی شوروی و مامور خنثی كردن توطئه های غرب بود كاری بیش از یلتسین برای روس ها نكرده است. نمی دانم این چه معمایی است. شاید روس ها نفرین شده تزار نیكلای دوم هستند كه به روزمرگی ادامه می دهند و دلخوش هستند كه شب را به روز می رسانند.

  • موضوع رسیدگی به درخواست های انتشار نشریه
  •  
        نامه ای که در زیر آمده است، 14 جولای 2013 (23 تیرماه 1392) واصل شد:
        
        دو سال پیش [سال 1390] در پی اصرار آشنایان و هموطنان که مرا می شناختند و از تخصّص من آگاه بودند درخواست یک نشریه غیر سیاسی ماهانه به وزارت ارشاد دادم. صلاحیت من توسط مراجع مندرج در قانون مطبوعاتِ مصوّب سال 1364 تایید شد ولی از مجوّز خبری نشد. به دفتر «امتیازات»، مستقر در ساختمان معاونت مطبوعاتی مراجعه کردم گفتند که باید 6 ـ 7 سال! صبر کنم تا نوبت رسیدگی به تقاضانامه ام در هیات نظارت برسد. از آنجاکه هدف من از انتشار این ماهنامهِ غیر سیاسی، صرفا خدمت به هم میهنان بوده است و درنظر داشتم که زمینی را که دارم بفروشم و هزینه انتشار آن کنم، نامه ای به وزیر ارشاد نوشتم و مشکل کُندی رسیدگی را توضیح دادم و درخواست حل مسئله را کردم زیرا که این کُندیِ کار، ناراضی ساز می شود و کسانی که درخواست نشریه می کنند دست به قلم و آشنا به نوشتن هستند و روزی ـ روزگاری، مسئله را که یک ضعف اداری است و شاید هم تعمّد، منعکس خواهند ساخت و «تاریخ» خواهد شد.
        از آن پس چند بار دیگر مراجعه کردم و همان جواب را شنیدم. کار من شده است مراجعه روزانه به بخش اخبار مربوط به رسانه ها در وبسایت خبرگزاری های داخلی تا ببینم که آیا خبری از سرعت عمل وزارت ارشاد در آن زمینه که نوعی اتلاف عُمر متقاضیان است می شود. دو روز پیش خبری در وبسایت خبرگزاری فارس خواندم که حسین یحیایی مدیر مسئول روزنامه تفاهم گفته بود: "... هم اکنون بررسی تقاضاها برای اخذ مجوز، در معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد به روز شده است و رشد کمّی مطبوعات را با پیشرفت قابل توجهی رو به رو کرده است ....".
        دیدن این خبر مرا شاد کرد و بلافاصله به تلفن 88741662 دفتر امتیازات زنگ زدم که گفتند که از مطلب آن روزنامه اطلاع ندارند، تا آنجا که می دانند تغییری حاصل نشده و نوبت ها همان است که بوده و ما پرونده ی در نوبت، از سال 1385 داریم!.
        گفتم در آخرین هفته های عُمر رئیس جمهور پیشین، وزارت ارشاد دهها پرونده متقاضی را به هر جلسه هیات می فرستاد تا کار ناتمام باقی نگذارد، آیا شما هم این کاررا خواهید کرد که گفت خبر ندارم.
        این مطلب را به این لحاظ برای شما [مؤلف تاریخ آنلاین ایرانیان] فرستادم تا درج کنید که مسئله و موضوع در «تاریخ» بماند و آیندگان از وضعیت آگاه شوند و اگر بخواهند، سوژهِ پژوهش قرار دهند و علل و ضعف را با مراجعه به متقاضیان و شنیدن اظهارات آنان، مطالعه پرونده های رسیدگی شده و رسیدگی نشده و مشاهده تاریخ ثبت تقاضاها، کشف تبعیض ـ اگر تبعیض بوده ـ به دست آورند و راه اصلاح نشان دهند.
        
        ـ ـ ـ ـ ـ
        
        در تیرماه 1393 (یک سال بعد از درج این نامه)، فرستنده آن در نامه دیگری که ارسال داشت نوشت که مسئله رسیدگی به تقاضاها از زمان تصدّی علی جنتی تا حدی زیاد حل شده و کار رسیدگی به تقاضاها سرعت گرفته است.




  •  

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com