Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
      خورشيدي

 
16 جولای
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 



 


   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 16 جولای
ايران
روزي که مرداويز - قهرمان ملي ايرانيان همدان را آزاد ساخت
16 ژوئيه سال 931 ميلادي "مرداويز" قهرمان ملي ايرانيان كه براي احياء كشور مستقل ايران كمر همت بسته بود شهر همدان را از عوامل خليفه عباسي پس گرفت و آنجا را به نام "ايران" متصرف شد. همدان كه از آن به عنوان نخستين پايتخت ايران در هزاره اول پيش از ميلاد نام برده مي شود در سال 642 ميلادي (سال شكست ارتش ايران از اعراب مسلمان در نهاوند)، سقوط كرده بود.
    مردآويز حکمران شمال ايران سپس كاشان و اصفهان را متصرف شد؛ اصفهان را پايتخت ايران اعلام كرد و نخستين جشن سده پس از اضمحلال امپراتوري ساسانيان را در بهمن ماه در سال 933 ميلادي در آن شهر برگزار كرد و قصد حمله به بغداد و پايان دادن به خلافت عباسيان را داشت كه به علت سختگيري نسبت به فراهم آوردن مراسم "نوروز" كه مي خواست عينا مطابق عهد قديم باشد به دست کارکنان غير ايراني اش كشته شد.
    ابوجعفر محمد ابن جرير طبري مورخ نامي ايران و صاحب تاريخ 16 جلدي طبري به سال 922 ميلادي درگذشت و موفق نشد شرح قهرماني هاي وطندوستانه هموطن خود، مرداويز، را برنگارد. در آن زمان در هر گوشه اي از ايران قهرماناني بپاخاسته بودند تا به وطن عظمت گذشته و استقلال بخشند و زبان پارسي را زنده نگهدارند كه درميان مازندراني ها و گيلاني ها (ديلمان) - اسفار (اسوار)، ماكان، مرداويز و پسران بويه بلند آوازه ترند.
سخنرايي هاي خاتمي در آخرين هفته هاي عمر حكومت ـ آيا مي شود تاريخ را پاك كرد؟
از اواسط تيرماه 1384 خورشيدي، مطالب بزرگتر روزنامه هاي تهران به سخنان دلچسب و زيباي خاتمي رئيس جمهور و برخي از وزيران كابينه او و شركت آنان در مراسم متعدد براي ايراد سخنراني در آخرين ماه حكومتشان اختصاص يافته است.
     مي دانيم كه تاريخنگاران عمل ها (رويداد ها) را بررسي مي كنند و بر مي نگارند، نه متن سخنان را و تنها آن قسمت از سخنان را نقل مي كنند كه عملي نشده باشند، يعني استناد براي نفي، و همچنين تحليل مي كنند كه منظور و هدف مقام از ايراد آن سخنان چه بوده است.
    نگاهي به رسانه هاي چاپي قرن بيستم كه در كتابخانه ها در دسترس هستند، نشان مي دهد كه مقامات كشورهاي ديگر كه حكومت انتخابي دارند در دو ـ سه ماه آخر حكومت، با حفظ سكوت، تنها به امور روزمره مي پردازند و كار تازه آغاز نمي كنند و انتصاب جديد انجام نمي دهند كه دولت بعدي مجبور شود رشته ها را پنبه كند و براي لغو هركدام دليلي بياورد كه اين دلايل ضعف هاي دولت قبلي را آشگار كند و به رسانه ها سر نخ دهد كه كار انتقاد را دنبال كنند.
    خاتمي اخيرا در سعدآباد در يك مراسم ديدار با اهل مطبوعات شركت كرده بود. به گزارش ايسنا، خاتمي در اين مراسم گفته بود:
    در اين مدت (در طول دو دوره رياست جمهوري اش) تلاش كردم كه به خصوص در ميان اصحاب مطبوعات، هيچ احساسي به جز احساس خودماني بودن ايجاد نكنم تا بدانند كه فرد كوچكي از جامعه هستم و اهل فرهنگ و انديشه. يكي از دستاوردهايم از بين بردن فاصله بين خودم و مردم و هدف ديگرم اعتلاي نام ايران و (شناساندن) جايگاه والاي اين ملت بوده است و ....
    تجربه شخصي نگارنده روزنامك نشان مي دهد كه اين نگارنده دوبار درباره علت تاخير در رسيدگي به پرونده «روزنامه سپيده دم» به وي نامه نوشت و يكي از نامه ها از طريق دفتر نمايندگي ايران در سازمان ملل ارسال شد (زيرا كه خاتمي در آن ايام در نيويورك حضور داشت) ولي اقدام مثبتي صورت نگرفت. تنها دفتر وي پاسخ وزارت ارشاد را «كه در نوبت رسيدگي قرار دارد!» برايش ارسال داشت كه از آن زمان نزديك به سه سال گذشته و پي گيري ديگري نشده است. وزير قبلي ارشاد آقاي خاتمي كه مدتي هم مسئول گفتگوي تمدن ها بود اين نگارنده را كه نيم قرن روزنامه نوشته است با همه اصرار به حضور نپذيرفت تا حرفش را گوش كند!!.
    خاتمي در مراسم سعدآباد از اعتلاي نام ايران سخن گفت، ولي يك مقام كوچك دولت او در طول هشت سال حكومت خاتمي به اين نگارنده كه بزرگترين و جامعترين سايت تاريخ را در اينترنت (با هزينه خود) به وجود آورده كه استفاده و نقل از آن آزاد و رايگان است يك دست مريزاد خشك و خالي هم نگفت. اين نگارنده بود كه پس از انقلاب، دوباره تاريخ نگاري در مطبوعات ايران را زنده كرد و براي ايرانيان كه داشتند گذشته دور وطن را فراموش مي كردند به زبان روزنامه نگاري، تاريخ نوشت.
    خاتمي در آخرين هفته هاي عمر دولت خود از موسسه ايران (روزنامه دولتي كشور) هم ديدن كرد تا از اين فرصت براي ايراد نطق استفاده كند، ولي اشاره اي به زحمات و مشقاتي كه ديگران (پيش از حكومت او) براي ايجاد اين موسسه كشيده بودند نكرد (يا اين كه كرد و در روزنامه هايي كه نگارنده ديد منعكس نشده بود). خاتمي با انتصاب يك مدير براي روزنامه ايران كه سابقه اي چندان در روزنامه نگاري نداشت، بيشتر روزنامه نگاران قديمي كشور را كه به ايجاد روزنامه ايران كمك كرده بودند از اين روزنامه پراكنده ساخت.
    خاتمي اهل فرهنگ و انديشه بايد بداند كه با پيدايش اينترنت و وب سايت، ديگر لزومي ندارد كه دولت يك روزنامه عمومي (فروشي و بازرگاني) داشته باشد. هرچه را كه خود و يا وزيران و مديران بخواهند بگويند مي توانند با كمترين هزينه در وب سايت خويش در اينترنت قرار دهند و علاقه مندان بخوانند و نقل كنند، به همان گونه كه پوتين و كاخ كرملين و جورج بوش و كاخ سفيد عمل مي كنند و حرفها و كارها و تصميماتشان را در وب سايت هايشان در اينترنت قرار مي دهند. دكتر احمدي نژاد رئيس جمهور منتخب هم (با اين كه هنوز مدير روزنامه همشهري است) داراي چنين وب سايتي است.
    خاتمي نبايد فراموش كند كه قانون مطبوعات مصوب سال 1364 در زمان وزارت او تدوين شده و با همه ضعف هايي كه اين قانون دارد تا ابديت به نام او باقي خواهد ماند. تاريخ را نمي شود پاك كرد. بر پايه همين قانون به هركس جز روزنامه نگاران قديمي با تجربه وطن، پروانه انتشار داده شده است و ....
حقيقت بزرگي كه غلامحسين كرباسچي بيان داشت: «رابطه مستقيم پيشرفت با فرهنگ جامعه»
GH. Karbaschi


    غلامحسين كرباسچي شهردار پيشين تهران، بنيادگذار روزنامه همشهري، دبيركل حزب كارگزاران و ناشر روزنامه هم ميهن در در نيمه ژوئيه 2007 در يك مصاحبه طولاني با شبكه «بي بي سي» نكاتي ريشه اي بيان داشت كه بيانگر فلسفه توسعه نيافتگي و راه حلهاي آن است. از متن اين مصاحبه مهم كه در «بي بي سي آنلاين» منعكس شده و در آرشيو اين شبكه نگهداري مي شود در رسانه هاي متعدد نقل و در اين رسانه ها مورد اظهار نظر و تفسير قرار گرفته بود. آن قسمت از اين مصاحبه كه رسانه هاي فارسي برون مرزي از آن به عنوان يك نظريه مهم كه بر زبان يكي از معروفترين و موفق ترين مديران در ايران پس از انقلاب جاري شده است نقل مي كنيم ـ نظريه «رابطه مستقيم پيشرفت با فرهنگ جامعه»:
    «به تهران و مشکلات آن نمی توان نگاه مطلق داشت، اگر بخواهيم مشکل تهران را در يک جمله خلاصه کنيم بايد بگوييم مشکل تهران مانند بسياری از مشکلات کشور و مشکلات کشورهای جهان سوم؛ مشکل عدم توسعه يافتگی است. توسعه نيافتگی عبارت است از اينکه بخشی از فيزيک، فرهنگ و مجموعه مشخصات شهر و کشور مطابق الگوی تازه اي غير از الگوی گذشته تغيير می کند اما متناسب با آن الگو بقيه شرايط مهيّا نمی شود. برای نمونه، ممکن است در جايي تکنولوژی وارد شود اما فرهنگ استفاده از تکنولوژی وارد نشود. اين مشکل را در کشاورزی، در صنعت و در شهر هم داريم . اين تجربه مختص تهران نيست. در ساير شهرهاي ترکيه، و در قاهره، اسلام آباد، بمبئی، کلکتّه و ... هم داريم . قبلا اين شرايط در شهرهايي مانند بانکوک، سئول و کوالالامپور هم ديده مي شد و بنابراين، شهرهای کشورهای در حال توسعه از يک خصلت توسعه نيافتگی رنج می برند که عامل اصلی و زيربناي ساير مشکلات است. اين توسعه نيافتگی نه تنها در فيزيک شهر، در اقتصاد شهری، و در اقتصاد کشور؛ بلكه در فرهنگ مردم و در نحوه مديريت جامعه نيز وجود دارد.زمانی که من مدير تهران بودم، اين گلايه وجود داشت که چرا يک نفر برای گشايش ۱۰۰۰ دلار اعتبار بايد به تهران مراجعه کند و حتی از شهری مانند اصفهان که نبض اقتصاد کشور در آنجا می زند به تهران سفر كند. از اين نمونه زياد است. برای مثال: مديريت شيلات کشور (امور صيد ماهي) که بايد در بندرعباس و يا در شمال کشور قرار داشته باشد در تهران مسقر شده است. علاوه بر پرسنل مركزي که در تهران مستقر هستند، حساب کنيد شمار افرادي را كه از نقاط ديگر كشور به مركز اين سازمان مراجعه مي كنند!. به همين گونه است سازمان چای کشور و .... بنابراين؛ ريشه مشکلات در بی برنامه بودن و توسعه نيافتگی است.».
اديان و روحانيون
مبدا تقويم هجري قمري
عمرخليفه دوم، هجرت پيامبر اسلام (ص) از مكه به مدينه را مبدا تقويم قمري اسلامي اعلام كرد. قبلا سال شكست «ابرهه حبشي» در حمله به مكه كه در آن از فيل هم استفاده كرده بود به نام «سال فيل» مبدا تقويم بود. به حساب تنظيم كنندگان تقويم ميلادي، 16 ژوئيه سال 622 آغاز تقويم قمري اسلامي است. سال قمري داراي 354 روز و تقريبا 11 روز كمتر از سال خورشيدي است. سال قمري اسلامي از اول محرم آ‎غاز مي شود. ايرانيان بعدا براي خود، تقويم هجري خورشيدي را تنظيم كردند. قديمي ترين نامه به دست آمده با تقويم قمري اسلامي بر پاپيروس نوشته شده و در موزه محفوظ است.
حرف حق زد و به سخت ترين روش اعدام شد
ريچارد دوم
پانزدهم ژوئيه 1381 يك كشيش انگليسي به نام «جان بالJohn Ball» كه در موعظه ها و خطبه هايش از لزوم برقراري عدالت در جامعه سخن به ميان مي آورد و مي گفت كه همه انسانها از يك پدر و مادر (آدم و حوا) به وجود آمده اند و جز دانش و درستي نبايد با شاخصي ديگر ميان آنان تفاوت گذارد و عمل دولتها بوده كه برابري مردم را برهم زده و ميان آنان جدايي افكنده و يوغ شمار كمي را بر گردن اكثريت نهاده است، منابع طبيعي از جمله آب و زمين متعلق به خدا است و نبايد به تملك فرد درآيد و اين افراد (مالكان) انسان هاي ديگر را كه با آنان بايد برابر باشند عملا برده خود قرارداده و استثمار مي كنند؛ در يك ميدان عمومي و با حضور ريچارد دوم پادشاه وقت انگلستان به سخت ترين روش(Hanged,Drawn and Quartered)، اعدام شد.
     ريچارد دوم «كشيش جان بال» را متهم كرده بود كه با گفتن سخن از برابري انسانها، شورش خونين كشاورزان انگليسي را دامن زده است. پادشاه انگلستان قبلا "جان بال" را محروم الموعظه ساخته و مردم را از حضور در مجالس سخنراني او ممنوع كرده بود ولي گوش نكرده بودند.
     روش اعدام "جان بال" به اين ترتيب بود که اورا روي يک چارچوب گذاردند و کشان - کشان به محل اعدام بردند، سپس طناب برگردنش بستند و گره را محکم کردند، آنگاه چند عضو بدنش را بريدند و جلوي چشمش به آتش افکندند و پس از آن چهار قطعه اش كرده و طناب دار را كه تنها سر و گردن و قسمت كمي از بدنش بر آن باقي مانده بود بالاکشيدند تا همگان ببينند و ....
660 ميليون دلار غرامت هوسبازي كشيش هاي كاليفرنيا!
کاردينال ماهوني
جنجالي ترين خبر 15 ژوئيه 2007 (24 تيرماه) رسانه هاي آمريكا، توافق كاردينال «راجري ماهونيRogery Mohany» سراسقف كليساهاي كاتوليك كاليفرنيا با شاكيان از كشيش هاي منطقه بود. طبق اين سازش، كاردينال حاضر شده است 660 ميليون دلار! به شاكيان بدهد تا از تعقيب شكايت در دادگاه كه باعث آبروريزي بيشتر خواهد بود منصرف شوند. شمار اين شاكنان حدود پانصد نفر است كه به هركدام يك ميليون و سيصد هزار دلار مي رسد. شاكيان مدعي شده اند كه كشيشها در طول زمان آنان را آزار جنسي داده بودند. انتشار خبر شكايت يكي از آنان در روزنامه ها باعث مراجعه بقيه به دادگاه شده بود. كشيش هاي كاتوليك محروم از ازدواج هستند. به گزارش رسانه هاي آمريكا، اين بزرگترين غرامتي است كه كليسا بابت خطاي جنسي كشيش هاي خود مي پردازد و اين پول عمدتا از اعانات مومنان و مراجعين به كليساها تامين شده است. در سال 2004 (سه سال پيش) سراسقف كليساهاي كاتوليك ماساچوست (بوستون) براي جلوگيري از طرح شكايات جنسي از كشيش هاي محلي در دادگاه و انتشار جزئيات در رسانه ها، يكصد ميليون دلار غرامت داده بود. با وجود اين، پاپ حاضر نشده است كه با ازدواج كشيش هاي كاتوليك موافقت كند. روحانيون فرقه هاي مسيحي ديگر، حق ازدواج كردن را دارند.
    
سه تن از شاكيان، عكسهاي قربانيان كشيشها را در تابلو قرارداده و در پياده رو مقر سراسقف در لس آنجلس به مردم نشان مي دهند

در قلمرو انديشه
اصول 3 گانه سون يات سن
Sun yat – Sen
دكتر "سون يات – سن Sun yat – Sen" انديشمند چين و رهبر انقلاب ملي گرايان و جمهوريخواهان اين كشور پهناور روز 16 ژوئيه سال 1911، سه ماه و 14 روز پيش از وارد مرحله نهايي شدن انقلاب ملي چين، افكار خود را كه سالها به صورت پراكنده اعلام شده بود در اعلاميه اي گردآوري كرد كه به اصول سه گا نه "سون يات – سن" معروف شده اند و توجه مصلحين جهان از دهه گذشته (1990) پس از فروپاشي شوروي بيش از هر وقت ديگر معطوف به اين اصول شده است. در زمان انقلاب اكتبر سال 1911 چين معروف به انقلاب ملي گرايان، دكتر سون يات – سن در آمريكا سرگرم جمع آوري پول از چينيان مقيم اين كشور براي ادامه مبارزه در وطن بود و در 29 دسامبر همين سال پس از پيروزي انقلاب به رياست موقت كشور چين تعيين شد [مشروح رويداد در زمان خود خواهد آمد]
    اصول سه گانه و مهم دكتر سون يات - سن كه در سال 1866 به دنيا آمد و در 1925 درگذشت و بنياد گذار جمهوري چين است از اين قرار است:
    1- ناسيوناليسم 2- دمكراسي 3- تامين معاش، رفاه و نيازمندي هاي زندگاني براي همه (Livelihood) كه به تعبيري نوعي سوسياليسم معتدل (ميانه – ملايم) است.
     تعريف اين سه اصل را كه بسياري از متفكران عصرحاضر (قرون 20 و 21) كليد حل مسائل هر ملت و رفاه آن مي دانند مي توان در قالب واژه هاي ساده تري درآورد به اين صورت: حاكميت ملي (به معناي استقلال ملي)، حكومت انتخابي، و بالاخره تامين رفاه همگاني كه سوسيال دمكراتهاي اروپا همواره آن را تاييد كرده اند.
    در مورد ناسيوناليسم، "سون" گفته است كه عشق و وفاداري به ميهن و حراست از هويت ملي و افتخار به آن و كارهاي گذشته پدران و نياكان مانع سلطه ديگران و استثمار مي شود و به ترقي صنعتي، علمي و ادبي و تقويت مباني فرهنگي هر كشور مي انجامد. به اعتقاد "سون" ناسيوناليسم (ملي گرائي – ميهن دوستي) يك عامل مشترك براي همبستگي همه اتباع يك كشور است و سون آن را به بشقابي تشبيه مي كرد كه اگر در آن مقداري ريگ جدا از هم بريزند، اين ريگها (ماسه ها) بر اثر هر تكاني و وزش هر بادي ريزش مي كنند، ولي اگر به وسيله عاملي (در اين مورد خاص عشق به ميهن به عنوان ميراث مشترك) به هم چسبيده باشند اگر بشقاب هم بشكند باز هم به هم چسبيده باقي خواهند ماند. به باور "سون يات- سن" تنها يك ناسيوناليسم واقعي تسليم ناپذير است "سون" دمكراسي را به زباني ديگر تعريف مي كند كه با تعبير غربي ها از آن متفاوت به نظر مي رسد. وي دمكراسي را كه حق مسلم اتباع يك كشور است؛ گرفته شده از فرهنگ ملي و شرايط خاص اجتماعي آن جامعه
    مي دانست و عقيده داشت كه آزادي – فردي و جمعي – در ميان ملل مختلف برداشتهاي يكسان ندارد و مثال
    مي زد كه در شرق، مردم خواهان آزادي در انتخاب شغل، تحصيل، كسب و كار، ازدواج، مسكن و زندگي خصوصي در چارديواري خانه خود هستند و بي بند و باري ها را "آزادي" به حساب نمي آورند.
     "سون" به انتخاب نمايندگان از ميان افراد توانمند و آگاه و دلسوز تاكيد داشت و مي گفت كه يك پارلمان مركب از مردم عادي (منظور: عامي) حتي اگر در يك انتخابات سالم و منصفانه برگزيده شده باشند ممكن است نه تنها كار مفيد به حال جامعه انجام ندهد، بلكه از روي "ندانم كاري" (نه با سوءنيت و تعمدي) با وضع قوانين و اخذ تصميمات نا به هنگام، غير ضروري، مغاير و معارض؛ يا كارهاي ديگر، از جمله لجبازي ها و مخالفت هاي غير لازم به كل جامعه صدمه بزند. سون يات سن شديدا نگران بود كه مردم مشرق زمين به اين زودي به اهميت انتخابات پي نبرند و هنگام انتخاب كردن نماينده براي شوراها از هر نوع و سطح دقت نكنند و يا فريب تبليغات را بخورند و به اين دليل "آموزش عمومي دمكراسي" را براي هر جامعه از آب و نان لازمتر مي دانست.
     پاره اي از مفسران عقايد "سون يات – سن" را عقيده بر اين است كه وي نظر به حكومت كردن نخبگان داشت كه در پرتو توانائي هاي آنان؛ استقلال و تماميت ميهن محفوظ، رفاه عمومي تامين و به حقوق و آزادي هاي اساسي افراد نيز آسيب وارد نخواهد آمد.
    "سون" در زمينه تامين معاش و رفاه منصفانه همگاني عقيده اي سواي "ماركس" داشت و مي گفت كه دولت مكلف به تامين رفاه و معيشت منصفانه براي همه اتباع است به گونه اي كه همه كس از حداقل رفاه برخوردار باشد و احساس نكنند كه در يك جامعه شديدا طبقاتي زندگاني مي كنند و به چشم دشمني به طبقه ثروتمند تر نگاه كنند و از سر خصومت و انتقام براي پيشرفت جامعه و ارتقاء آن گامي برندارند؛ به اين تصور كه سودش عايد ثروتمندان مي شود.
    به اين ترتيب دكتر سون بمانند ماركس از برابري اقتصاد افراد در يك جامعه سخني به ميان نياورد و به نوشته ي بيشتر مفسران عقايد او، سون به همان اندازه كه با وجود فقير در يك جامعه مخالفت داشت با اجباري كردن برابري مطلق اقتصادي افراد يك جامعه، بدون اين كه استحقاق آن را داشته باشند، موافقت نداشت و نتيجه آن را تنبلي و تن پروري عمومي و توقف پيشرفت و از ميان رفتن رقابت مسالمت آميز و سرانجام سقوط اقتصادي مي دانست.
    دكتر سون در عين حال كنترل سرمايه را اكيدا توصيه مي كرد. وي به انقلابيون ملي گراي چين (پيروان خود) توصيه مي كرد: اگر سرمايه يك فرد در راه نيكبختي و پيشرفت جامعه بكار افتاده باشد نبايد آن را از صاحبش گرفت (مصادره كرد) و مالكيت او بر چنين سرمايه اي كه در خدمت مردم قرار گرفته باشد بايد محترم باشد و از آن محافظت شود كه اين قسمت از عقايد سون نيز با نظرات سوسياليستهاي مطلق گرا (افراطي – كمونيستها) همخواني ندارد كه خواهان مالكيت عمومي (دولتي شدن) سرمايه هستند. با وجود اين "سون" همانند سوسيال دمكرات ها معتقد به مالكيت عمومي (دولت) بر موسسات مهم و عام المنفعه از قبيل راه آهن، برق و آب بود و اصرار بر آموزش و پرورش اجباري و رايگان، بهداشت و درمان عمومي و بازنشستگي همگاني و تامين هزينه از كار افتادگان و تعديل توزيع دستمزد و وضع ماليات سنگين بر ثروتمندان را داشت كه سهم بيشتري به جامعه كه از ثروت آنان حفاظت مي كند برسد و صرف رفاه و عمران عمومي شود. وي مي گفت كه اگر كشوري نتواند نظام مالياتي درست و جمع آوري دقيق مالياتها داشته باشد محكوم به ورشكستگي و افلاس است و چنانچه قوه قضايي مستقل و بي طرف و سريع العمل نداشته باشد محكوم به ورود به دوران هرج و مرج و نتيجتا ديكتاتوري و استبداد است.
پست مدرنيسم
Martin Heidegger
16 ژوئيه 1946 « مارتين هايدگر » براصطلاح « پست مدرنيسم » تعريف نوشت .با اين تعريف، جنبش فلسفي ــ سياسي « پست مدرنيسم » كه قبلا شكل گرفته بود عموميت بيشتري يافت .پيروان اين تفكر( مدرسه ) معاني را مطلق نمي دانند و درمطلق بودن حقايق ترديد دارند و خواهان بررسي انديشه ها و فلسفه هاي غرب و تكميل آنها شده اند.
در قلمرو ادبيات
سالگرد درگذشت «هنريك باول» و نگاهي به روش نويسندگي او
16 ژوئيه در سال 1985«هنريك باولHeinrich Boll» نويسنده آلماني و برنده جايزه نوبل سال 1972 در 68 سالگي درگذشت. وي كه در طول جنگ جهاني دوم به عنوان يك سرباز ورماخت (ارتش آلمان) در جبهه هاي فرانسه، روسيه، روماني و مجارستان شركت و چهار بار گلوله خورده و انگشتان پايش را بر اثر يخزدگي در برف هاي روسيه از دست داده بود در داستانهايش مقامات دولتي و كاسبكار ها را در نقش آدمهاي بد قرار مي داد. باول كه مدتي نيز رئيس انجمن جهاني «پن» بود در يك رساله خود كه مورخان عنوان «نتيجه گيري» به آن داده اند نوشته است كه اگر مقامات دولتي و كاسبكارها روراست و مردمدوست باشند، از وضعيت روز سوء استفاده نكنند، نخوت و خود بيني و طمع نداشته نداشند، پاكدامن بوده و از همه مهمتر بدانند كه پس از باز نشسته شدن، به زندگي در ميان مردم باز مي گردند و نياز به لطف و محبت و كمك آنان دارند، دشواري هاي بشر و مسائل جامعه به مقدار زياد از ميان مي رفت.
     «باول» تا توانست قسمت تاريك و ظالمانه كاپيتاليسم را در نوشته هايش منعكس كرد. كتابهاي او به 30 زبان ترجمه شده اند و چپگرايان، روسها، ملل آمريكاي لاتين و اروپاي شرقي بيشترين خوانندگان او را تشكيل مي دهند. وي نخستين داستانش را در سي سالگي تحت عنوان «قطار سر وقت بود» به دست چاپ سپرد. دهها داستان و رساله و نيز كتاب درسي زبان آلماني از «باول» باقي مانده است كه معروفترين داستانهايش؛ ارواح، بيليارد در ساعت 5/9 ، دلقك، طبل نازك، احترام از دست رفته كاترينا بلوم و شبكه ايمني عنوان دارند. داستانهاي كوتاه او كه حقيقي ولي با نامهايي ديگر هستند خواندني ترند.
ساير ملل
درگذشت آناستاسيوس كه از ايرانيان شكست خورد
تصوير آناستاسيوس بر سکه

فلاويوس آناستاسيوس امپراتور روم شرقي كه در يك جنگ سه ساله از ايران شكست خورده بود 15 ژوئيه سال 518 درگذشت. وي از بيم وقوع جنگي ديگر با ايران، به جاي يكي از برادرزاده هايش، ژنرال ژوستين را به عنوان جانشين (وليعهد) تعيين كرده بود. آناستاسيوس در طول حكومت خود گرفتار مسائل بالكان و هجوم طوايف مهاجر به آن منطقه، و جنگ سه ساله ايران و روم بود كه در سال 502 ميلادي (در زمان پادشاهي قباد ساساني) آغاز شد كه ضمن آن، ارتش ايران نيروهاي امپراتور آناستاسيوس را از اطراف «آميدا (آمد ـ ديار بكر)» بيرون راند و شهر تئودوسيوپوليس را تصرف كرد. انگيزه جنگ، تعلل روم از پرداخت باج مقرر به دولت ايران بود. جنگ دو امپراتوري با امضاي يك قرارداد صلح هفت ساله پايان يافت.
تصرف جبل طارق به دست انگليسي ها
در اين روز در سال 1704 ميلادي منطقه جبل طارق (Gibraltar) كه بر تنگه تلاقي مديترانه و اقيانوس اطلس قراردارد و در عهد باستان به ستون هركول معروف بود به تصرف انگلستان درآمد.
    اين تنگه 13 كيلومتر تا 36 كيلومتر عرض دارد و در سال 711 ميلادي به تصرف "طارق" سردار يك سپاه اسلامي درآمد و از آن پس به اسم او ناميده مي شود.
    اين منطقه كه از اهميت استراتژيک برخوردار است، از آن پس چند بار مورد حمله نظامي اسپانيا و فرانسه قرار گرفت، اما همچنان در تصرف انگلستان باقي مانده است.
پيمان لندن و تعيين سرنوشت ملل در غياب آنها
16 ژوئيه سال 1840، پيمان لندن كه سه روز پيش از اين (13 ژوئيه) ميان آلمان (پروس)، اتريش و روسيه، فرانسه و انگلستان در مورد تنگه هاي تركيه (بسفر و داردانل) به امضا رسيده بود انتشار يافت. اين پيمان به زيان روسيه يكي از امضا كنندگان آن و ناقض عهدنامه سال 1833 روسيه و عثماني معروف به پيمان "خونكار اسكله سي" بود.
    طبق پيمان لندن، در زماني كه عثماني در صلح بسر مي برد، تنگه هاي ياد شده كه ميان درياهاي سياه و اژه قرار دارند بايد به روي كشتي هاي جنگي همه كشورها بسته باشند. اين پيمان با تلاش هفت ساله وزيرخارجه وقت انگلستان كه نمي خواست روسيه از امتياز ويژه استفاده از اين تنگه ها برخوردار باشد به امضاء رسيد.
    به موجب پيمان " خونكار اسكله سي" عثماني موافقت كرده بود كه اين دو تنگه تنها به روي كشتي هاي جنگي روسيه باز باشد. در سراسر قرن 19، قدرتهاي اروپايي هر كار كه مي خواستند با ملل ديگر انجام مي دادند و سرنوشت ملل ضعيف در اطاقهاي در بسته در لندن، پاريس، برلن، وين و سن پترزبورگ تعيين مي شد.
اعدام گروهي تزار نيکلاي دوم ، اعضاي خانواده و نوكرانش
9 ماه پس از پيروزي انقلاب بلشويكي روسيه و 16 ماه پس از تفويض اختيارات، 16 ژوئيه سال 1918 نيكلاي دوم تزار مستعفي روسيه، همسر و فرزندانش كه در سيبري به حالت تبعيد به سر مي بردند اعدام شدند و با اعدام آنان به دودمان "رومانوف" بر روسيه پايان داده شد. تصميم اعدام كه از سوي كميته محلي انقلاب گرفته شده بود در مورد تزار، همسرش الكساندرا، پسرش (وليعهد سابق) الكسيس، چهار دختر تزار و نوكران آنان انجام شد و همانجا دفن شدند. كميته محلي انقلاب بعدا اعلام كرد از آن بيم داشت كه به علت ادامه جنگ داخلي، مخالفان كمونيسم او را بربايند و در برابر انقلاب قرار دهند.
    نيكلاي دوم كه از سال 1894 بر روسيه حكومت كرده بود 16 مارس سال 1917 در پي شكست هاي پي در پي ارتش روسيه از آلمان در جبهه و از دست رفتن دو ميليون سرباز روس ، تنها در يك نبرد، مورد انتقاد شديد مردم قرار گرفته بود و قحطي عمومي هم مزيد بر علت شده بود تفويض اختيار كرده بود و قدرت را به نخست يك دولت موقت ميانه رو سپرده بود كه شش ماه بعد انقلاب بلشويكي اين دولت را هم ساقط كرد.
    پس از فروپاشي شوروي، استخوانهاي نيكلاي دوم به سن پترز بورگ منتقل و در اينجا با تشريفات رسمي تدفين شده است.
    
نيكلاي دوم، همسر و فرزندانش در زمان سلطنت ـــــ فرزندان تزار در تبعيد و چند روز پيش از اعدام


    
شكست ارتش روسيه در جنگ با آلمان و تحمل دو ميليون كشته ، يكي از علل فشار و اعتراض مردم و كناره گيري تزار نيكلاي دوم از سلطنت در سال 1917 شد. اين عكس ، اورا در اوايل جنگ جهاني اول در جبهه با آلمان نشان مي دهد كه فرمانده نيروهاي روسيه وضعيت جبهه را از دور به او نشان مي دهد

حمله ژاپن به "شبه جزيره هندوچين"
16 ژوئيه سال 1941، نيروهاي ژاپني تحت شعار آزاد كردن آسيا از دست غرب استمعارگر به شبه جزيره "هندوچين" حمله ور و در خاك ويتنام، تايلند و كامبوج پياده شدند. در آن زمان جز قسمتي از تايلند امروز كه اسما استقلال داشت مابقي "هندوچين" در تصرف انگلستان و فرانسه بود. شهر سايگون يازده روز بعد به دست نيروهاي ژاپن افتاد.
قيام «اوگوستو ساندينو» در نيكاراگوئه
ساندينو
« اوگوستو ساندينو » كه قيام خود را از سال 1926 بر ضد حكومت راستگرايان نيكاراگوئه آغاز كرده بود از 16 ژوئيه 1927 جنگ با تفنگداران دريايي آمريكا را كه از سوي اين دولت براي دفاع از منافع آمريكائيان و كمك به دولت راستگرايان به آن سرزمين فرستاده شده بودند آغاز كرد . در اين زد و خوردها به تفنگداران آمريكا تلفات سنگين وارد آمد.
    ساندينو به مبارزه مسلحانه خود تا 1934 ادامه داد كه در اين سال ژنرال ساموزا رئيس راستگراي دولت نيگاراگونه به نيرنگ متوسل شد و او را به مذاكره و حل اختلاف از راه مسالمت دعوت كرد . ساندينو پذيرفت و با پاي خود به سوي دام شتافت و كشته شد.
    پيروان افكار او دنباله كارش را گرفتند و در سال 1978 آن را شدت دادند كه منجر به فرار آخرين ساموزا از نيكاراگوئه و قتل او در تبعيد شد و حكومت به دست ساندينيستها افتاد و....
نخستين عكسبرداري از گردش خون و اولين پاركومتر
نخستين عكسبرداري از دستگاه گردش خون و رگها با اشعه ايكس 16 ژوئيه سال 1936 ميلادي در شهر رچستر انجام گرفت كه رويداد پزشکي مهمي بشمار مي رود.
    براي نخستين بار "پاركومتر" براي دريافت پول به سود شهرداري از صاحبان خودروها كه در خيابانها و ميدانهاي شهر توقف مي كنند 16 ژوئيه سال 1935در اكلاهماسيتي (آمريكا ) نصب شد.
توصيه صدام حسين به اعراب در سال 1978
صدام حسين در سال1978
صدام حسين درنيمه ژوئيه 1978به مناسبت هفته سالروزهاي بركناري سلطنت و نيز روي كار آمدن حزب بعث در عراق در مصاحبه اي گفت كه شوروي تا كمونيست شدن و آمريكا تا كاپيتاليست كردن همه جهان ، از تلاش و نيز رقابت با يكديگر دست برنخواهند داشت و دولتهاي عربي حتي اگر يكي از اين دو قدرت از سر راه ديگري كنار برود نبابد جانب هيچكدام را بگيرند ؛ ما اعراب بايد ايدئولوژي اسلامي خودمان را دنبال كنيم كه قدمتي بيش از 13 قرن دارد و با آن بزرگ شده ايم و بكوشيم كه رشته هاي وحدت مان سست و پاره نشود كه اگر اين وحدت را از دست بدهيم نه از اتحاديه عرب رمقي باقي خواهد ماند و نه از استقلال و غرور عربي مان.
دو مسئله داخلي آمريکا در ژوئيه 2005: قضيه «كارل رو» و مسئله «ويليام رنكويست»
رنکويست در ولچر

در نيمه ژوئيه 2005 دو خبر روز، مفسران رسانه هاي آمريكا را مشغول کرده بود: اتهام وارده به کارل رو و بيماري ويليام رنکويست.
     رسانه هاي آمريکا از 12 ژوئيه، قضيه «كارل روKarl Rove» از مشاوران كاخ سفيد را دنبال مي کردند كه متهم شده بود به خاطر انتقام گيري از يك ديپلمات آمريکايي به نام جوزف ويلسون كه توجيه دولت آمريكا در حمله نظامي به عراق را رد كرده و اغراق آميز خوانده بود، والري پليم ويلسون همسر اين ديپلمات را كه از مقامات مديريت عمليات محرمانه «سيا» بود افشاء كرده و لو داده بود که در آمريکا، جرم بشمار مي رود.
     مطلب بزرگ ديگر، مسئله «ويليام رنكويستWilliam Rehnquist» رئيس 81 ساله و سرطاني ديوان عالي آمريكابود كه با عصا و ولچر و به زحمت قدم بر مي داشت و در دو روز 13 و 14 ژوئيه در بيمارستان بستري بود. او به بيماري سرطان تيروئيد مبتلا بود. با وجود اين اعلام كرده بود كه فعلا حاضر به بازنشسته شدن نيست!. وي بود كه در سال 2000 ديوان عالي را براي نخستين بار در تاريخ امريكا وارد مسئله انتخابات كرد و جورج بوش را برنده انتخابات ساخت. در اين ميان، بانو «اوكونور» يك قاضي اين ديوان كه با «رنكويست» راي به نفع جورج بوش داده بود تصميم به بازنشسته کردن خود را خود را اعلام داشته بود. از آنجا كه آمريكاييان نسبت به سمت هاي دائمي (مادام العمر) حساسيت دارند بر سر تعيين قضات ديوان عالي هميشه در سناي آمريكا اختلاف نظر وجود دارد.
    مرور زمان نشان داد که که ماجراي لو رفتن بانو والري پليم به تدريج بزرگتر شد و منجر به محاکمه «سکوتر ليبي» رئيس دفتر چني معاون رئيس جمهور آمريکا و محکوميت او به زندان شد که جورج بوش عجولانه مجازات او را کاهش داد و از اين بابت مورد انتقاد قرار گرفته است. ليبي متهم اصلي لو دادن والري شناخته شده بود. موضوع ديگر با درگذشت رنکويست در سوم سپتامبر 2005 ظاهرا پايان يافت و جورج بوش يک قاضي جوانتر و محافظه کار (جان رابرتز و در آن زمان 50 ساله) را به جاي او تعيين کرد و ماهيت محافظه کارانه ديوان عالي براي مدتها محفوظ ماند ولي کل اين عمل (مادام العمر بودن سمت هاي قضات ديوان عالي و انتصاب آنان از سوي رئيس جمهور) به يک مسئله اساسي در جامعه آمريکا تبديل شده است. از 9 قاضي ديوان عالي آمريکا، هفت نفرشان توسط روساي جمهور محافظه کار (از حزب جمهوريخواه) منصوب شده اند و چون عمدتا ميانسال هستند سالها در اين سمت باقي خواهند ماند و آرائشان محافظه کارانه خواهد بود!.
    
والري پليم ويلسون

در مورد انفجارهاي انتحاري «علت» را بايد جستجو كرد
روزنامه هاي اروپا در ده روز پس از انفجارهاي چهارگانه هفتم ژوئيه 2005 لندن كه طبق آخرين گزارش منجر به مرگ 54 تن و جرح 700 تن ديگر شده بود، به گزارش کردن ظاهر قضيه اين انفجارهاي انتحاري و نشر اظهارات مقامات انگليسي در اين باره پرداخته بودند که اصحاب نظر اعلام داشتند، بدون اين كه تحليل شود، چرا فكر خودكشي انتحاري به وجود مي آيد و يك فرد حاضر مي شود از جان شيرين بگذرد تا با تخريب و قتل، جلب توجه كند و يك نارضايي و مخالفت را منعكس سازد مسئله حل نخواهد شد. براي حل اين مسائل بايد «علت» را جستجوكرد. با يافتن تنها معلول، مسئله حل نخواهد شد.
    در اين زمينه برخي از مفسران اروپايي هم نوشته بودند كه اگر اين انفجارها پيش از انتخابات انگلستان صورت گرفته بود، حزب توني بلر شكست مي خورد، و چرا در آن زمان صورت نگرفت، خود يك معما است!.
    از گزارشهاي رسانه اي چنين بر مي آيد كه مرتكبين انفجارهاي لندن چند جوان تبعه انگلستان بودند.
باز گرداندن يك هواپيماي مسافربر ديگر از آسمان! - مسئله داشتن نام «عربي»!
در نخستين هفته ماه ژوئيه 2005 به خواست وزارت امنيت ملي آمريكا، هواپيماي ارفرانس ـ پرواز شماره 050 كه از پاريس به مقصد شهر شيكاگو به پرواز درآمده بود از ميان راه به پاريس باز گردانده شد تا افراد يك خانواده از مسافران خود را پياده كند زيرا كه نام خانوادگي آنان مشابه فردي بود كه در ليست افراد مورد سوء ظن قرار دارد.
     افراد بازگردانده شده تبعه آمريكا و داراي گذرنامه آمريكايي هستند!.
     اين خانواده پس از بازگردانده شدن هواپيما به فرودگاه شارل دوگل، دقيقا مورد بازرسي پليس فرانسه قرار گرفتند و از آنان بازجويي بعمل آمد كه منكر هرگونه آشنايي با تروريستها، حمايت از آنان و ضديت با دولت آمريكا شدند.
    پليس فرانسه اعلام كرد كه چيز غير عادي كشف نكرده و مشكل اين خانواده (زن و شوهر و دو فرزند) اين بوده است كه نام خانوادگي عربي دارند كه مشابهت با نام يك مظنون اردني داشته است!.
    وزارت امنيت آمريكا از زمان تاسيس خود (پس از رويدادهاي 11 سپتامر 2001) چندين هواپيماي مسافربر به مقصد اين كشور را به همين صورت از نيمه راه باز گردانيده و يا در فرودگاه دور دست فرود آورده و مسافر مشكوك را بازرسي و اخراج كرده است.
    
    
برخي ديگر از رويدادهاي 16 جولای
  • 1212:   جنگ« لاس ناواس دو لوسا» به برتري و حكومت مسلمانان بر اسپانياي جنوبي( اندلس ) عملا پايان داد.
  • 1439:   « بوسيدن » در ملاء عام در انگلستان ممنوع شد.
  • 1661:   سوئدي ها پول كاغذي ( اسكناس Banknote ) به جريان گذاردند.
  • 1790:   كنگره آمريكا قطعه زمين محدودي ميان دو ايالت مريلند و ويرجينيا را براي ساختن يك پايتخت دائمي (مقر دولت فدرال ) براي ايالات متحده تعيين ، نام آن را « ناحيه كلمبيا District of Columbia (D.C.) » گذارد كه جدا از همه ايالات است و قانون مربوط را تصويب كرد كه پس از ايجاد شهر در آنجا ، به اسم واشينگتن نخستين رئيس جمهوري آمريكا ناميده شده است.
  • 1898:   تريگو ليTtrygve Lie ديپلمات نروژي و نخستين دبيركل سازمان ملل ( از 1946 تا 1952 ) به دنيا آمد . پس از او دبيران كل سازمان ملل به ترتيب از اين كشورها بودند: سوئد ، برمه ، اتريش ، پرو ، مصر و غنا.
  • 1942:   سربازان آلماني كه پاريس را در اشغال خود داشتند 14 هزار يهودي را در اين شهر دستگير و بازداشت كردند.
  • 1945:   آمريكا نخستين بمب اتمي خود را در صحراي نيو مكزيكو آزمايش كرد.
  • 1965:   شارل دوگل رئيس جمهوري فرانسه تونل هفت مايلي(11 كيلومتر) را كه ميان فرانسه و ايتاليا ساخته شده بود افتتاح كرد. اين تونل در كوههاي آلپ ساخته شده است.
  • روزنامک نوشيروان (تاريخ جاري)
    بانوي 49 ساله چيني: از خريد كاغذ باطله در آمريكا تا ميليادر شدن در چين
    Cheung Yan


         «فوربس»در ژوئيه 2007 گزارش كرد كه بانو «چونگ يانCheung Yan» با 3 ميليارد و چهارصد ميليون دلار ثروت، در فهرست بانوان ميلياردر جهان قرارگرفته است. وي در عين حال در سال 2007 ثروتمند شماره يك «جمهوري خلق چين» شده است. بانو چونگ كه يك زن 49 ساله است در چين متولد شده و در آمريكا زندگي كرده است. وي در لس آنجلس به خريد كاغذ باطله اشتغال داشت كه تحول اقتصادي در چين روي داد. چونگ سه سال پس از اجراي اين سياست، در سال 1985 به وطن بازگشت و كارخانه كارتن و مقواسازي «9 اژدها =Nine Dragon Paper » را بازكرد و به ساخت «كانتينر بورد» و كارتن بسته بندي از كاغذ باطله پرداخت. او به زودي خريدار بزرگ كاغذ باطله هاي آمريكا جهت ريسايكلينگ شد كه در چين آنها را به كارتن و «پيپر پكيج» تبديل و دوباره به آمريكا و ساير كشور باز مي گردانيد و مي فروخت و از اين راه ظرف 22 سال ميلياردر شد.
    تكرار مسئله پس از 76 سال ـ اقتصاد آمريكا در سراشيبي


    در پي سقوط بورس نيويورك در سه شنبه 29 اكتبر 1929و ترس مردم از ورشكست شدن بانكها و ... در آمريكاي آن زمان، هشتم ژوئيه 1932 بهاي سهام به پايين ترين حدّ خود در تاريخ بورس تنزل كرد و نگراني از تشديد ركود اقتصاد و خرابتر شدن وضعيت بانكها به اوج رسيد كه روانشناسي مردم در شدت يافتنش موثر بود.
         اين وضعيت در ژوئيه 76 سال بعد (14 ژوئيه 2008)، دست كم در يك شهر آمريكا به چشم خورد. شبكه هاي تلويزيوني آمريكا در اين روز در بخش اخبار خود صف طولاني مشتريان شعبه بانك «اينديماك» در پاساديناي كاليفرنيا (چسبيده به لس آنجلس) را نشان دادند كه براي خارج ساختن پس اندازهاي خود مقابل اين بانك تشكيل داده بودند. اين صف بي شباهت به صفوفي نبود كه ركود بزرگ دهه 1930 (از 1929 تا 1939) را به دنبال داشت.
        
    صف مقابل شعبه بانک اينديماک در پاسادينا


         14 ژوئيه 2008 مصاحبه با افراد ايستاده در صف بانك «اينديماك» كه هريك گفتند براي رسيدن به گيشه هاي بانك شش ساعت انتظار كشيده اند حاكي از نگراني آنان از اقتصاد كشور و نيز گراني بود. مقامات دولتي براي رفع نگراني اين مردم پي درپي از تلويزيونها اعلام مي كردند كه دهها سال است كه دولت (سازمان اف.دي. آي. سيFDIC) حسابهاي بانكي تا صدهزار دلار را بيمه كرده و سوخت نخواهند شد ولي از طول صف كاسته نمي شد. سرانجام اعلام شد كه دولت راسا اداره امور بانك «اينديماك» را برعهده گرفته است. با وجود اين، باز صف ادامه داشت.
         به گزارش شبكه هاي تلويزيوني، تا آخر وقت آن روز (14 ژوئيه 2008) مشتريان بانك مورد بحث يك ميليارد و سيصد ميليون دلار از پس اندازهاي خود را از حسابها بيرون كشيده بودند. اين شبكه ها پيش بيني كرده بودند كه ممكن است چند بانك ديگر هم دچار اين وضعيت شوند و سپس اسامي بانكهاي متزلزل را گزارش كردند و .... قبلا يك بانك ديگر دچار همين وضعيت شده و دولت مديريت آن را برعهده گرفته است. شكست بانكها را بايد ماليات دهندگان جبران كنند زيرا كه درآمد دولت آمريكا تنها از ماليات تامين مي شود، در اين كشور، منابع توليد غير دولتي است، حتي چاههاي نفت و معادن ديگر. بنابراين، دولت واشنگتن درآمد ديگري جز ماليات ندارد و با ضعف اقتصاد، درآمدها كم و در نتيجه ميزان ماليات دريافتي هم نقصان مي يابد.
        به اظهار منابع آگاه، بازپرداخت نشدن اقساط بدهي به بانكها به ويژه بدهي خريداران خانه، عامل عمده اين مشكل بوده است. بهاي خانه ها به پايين تر از ميزان بدهي رسيده و لذا بدهكاران در پرداخت اقساط تعلل مي كنند. گراني مايحتاج به ويژه سوخت نيز پول اضافي براي افراد باقي نمي گذارد كه بتوانند بدهي خود را بپردازند.
        
    يورو برتر از دلار

    روز بعد (15 ژوئيه 2008) گزارش شد كه بورس نيويوك به همانجا كه دو سال پيش بود بازگشته و شاخص كل سهام از رقم يازده هزار پايين تر آمده است حال آنكه تا دو ماه پيش بالاي 13 هزار بود. آخر وقت همين روز (15 ژوئيه) اعلام شد كه نرخ برابري دلار در برابر «يورو» بازهم پايين رفته و هر يورو با يك دلار و 60 سنت و 38 ده هزارم (6038ر1دلار) معامله شده كه پايين ترين نرخ دلار در برابر يورو از زمان پيدايش اين پول اروپايي است.
        در همين روز رئيس شوراي پول آمريكا در جلسه سنا اعتراف به ضعف وضعيت اقتصادي كرد و اصحاب نظر عامل عمده اين وضعيت را هزينه سنگين اشغال نظامي عراق و افزايش بي سابقه قروض دولت آمريكا از اين بابت بيان داشتند.
        در اين ميان، جورج دبليو بوش رئيس جمهور آمريكا اعلام كرد كه با استخراج نفت «آف شور = ساحلي» آمريكا موافقت كرده است. اصحاب نظر اين تصميم را عملي به منظور كاستن از نگراني اتباع تلقي كرده و گفتند كه اولا اين تصميم هنگامي عملي خواهد شد كه به تصويب كنگره برسد كه كنترل آن اينك در دست دمكراتهاست و بنظر مي رسد كه در انتخابات بعدي (نوامبر 2008) هم در دست آنان باقي خواهد ماند. ثانيا نفت «آفشور» آمريكا تا ده سال ديگر هم به بازار نخواهد رسيد. ثالثا نفت توليدي آمريكا (داخلي) ارزانتر از نفت وارداتي نيست.
        
    يک رسانه آمريکايي اين تصوير را با خبر موافقت بوش با استخراج نفت افشور منتشر کرده بود


        برخي رسانه ها خبر و عكس پرنس بندر بن سلطان شاهزاده سعودي و سفير سابق اين دولت در واشنگتن و دوست خانوادگي بوش را كه به مسكو رفته است با «دميتري مدودف» رئيس جمهور روسيه منتشر كرده و نوشته اند كه سعودي ها وقت شناس شده اند. اين ديدار 12 ژوئيه 2008 در كرملين صورت گرفته بود. اين عكس كه در پايين آمده است، تصور پرنس بندر با جورج بوش در مزرعه او در تكزاس را كه باهم خيلي خودماني بنظر مي رسند در ذهن تداعي مي كند. جورج بوش و معاون وي «چني» هم سابقه فعاليت در معاملات نفتي داشتند.
        
    پرنس بندر يک زمان با بوش و زماني ديگر با مدودف و هربار با لباسي متفاوت




     

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.

     تماس با مولف: nhistorian@cox.net