Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
15 ژوئن
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 15 ژوئن
ایران
دستور احیاء صنعت فرش ایران با اصالت باستانی اش
احیای تصویر حیوانات روی فرش ایران در دوران صفویه
شاه اسماعیل صفوی كه در مارس 1502 میلادی شیعه اثنی عشری را مذهب رسمی ایرانیان اعلام كرد سه ماه بعد ، 15 ژوئن همین سال، دستوری برای احیای صنعت فرش ایران به همان گونه كه در عهد ساسانیان بود صادر كرد كه در آن تأكید بر بازگشت به اصالت قدیم فرش ایران و استفاده از نقش و تصویر گیاهان و حیوانات شده بود. در دوران سلطه ایلخانیان و پس از ورود ایلات ترك ماوراء النهر به ایران، بافت فرش در ایران تغییر یافته و فرشهای كوچك با اشكال هندسی ویژه مفروش كردن چادر و خیمه باب شده بود. شاه اسماعیل كه یك حكومت مركزی نیرومند در ایران به وجود آورده بود در سال 1508 بغداد را تصرف كرد و در سال 1510 میلادی ازبكها به ریاست محمدخان شیبانی را در هم شكست و حكومت سمرقند را به «بابر» از امیران تیموری سپرد، ولی در اوت 1514، نیروهای او به علت نداشتن اسلحه آتشین- توپ و تفنگ- از ارتش عثمانی در دشت چالدران شكست خوردند و این شكست مقدمه صدها سال جنگ میان ایران و عثمانی (تركیه) شد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
قالیچه پارسی 4 میلیون دلاری
فروش یك قالیچه پارسی 390 ساله در حرّاج سوم ژوئن 2008 اشیاء تاریخی و هنری در نیویورك به مبلغ چهار میلیون و 450 هزار دلار توجه مخاطبان رسانه ها را برای مدتی از گزارشهای سیاسی برگرفت و به هنر ایرانی معطوف ساخت. سایر اخبار آن بخش خبری رسانه های صوت و تصویری، مربوط به دیدار نخست وزیر عراق در تهران با رهبر ایران و دریافت این اخطار از او بود كه با آمریكا موافقتنامه ای مبنی برماندن نیروهای آن كشور بعد از سال جاری 2008 در عراق امضاء نكند؛ همچنین درخواست تكراری بوش از سران كشورهای مورد بازدید در اروپا كه بر تحریم ایران بیفزایند و ....
    قالیچه پارسی كه بفروش رفت بافت اصفهان (پایتخت وقت) در دوران پادشاهی شاه عباس یكم بود كه در بافت آن نخ ابریشم و هفده رنگ مختلف بكار رفته است. این قالیچه متعلق به بانو «دورس دیوك» بود كه در 1993 فوت شده است. پروفسور آرتر پوپ ایرانشناس بنام در تالیف خود «مروری بر هنرهای ایرانی» به چگونگی این قالیچه اشاره كرده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
لغو امتیاز نفتی دو کمپانی آمریكایی در ایران
25 خرداد سال 1317 (15 ژوئن 1938) و پنج سال پس از تصویب تمدید قرارداد امتیاز نفت انگلستان به مدت 60 سال در مجلس!، دولت وقت امتیاز نفت شمال را كه قبلا به دو شركت آمریكایی داده شده بود لغو و كان لم یكن اعلام داشت. در سال 1312 كه مذاكره برای تمدید قرارداد نفت انگلستان در جریان بود، نظر به ملاحظات روابط با مسکو، نفت شمال ایران (اصطلاحا، ازحوزه قرارداد) مستثنی شده بود. در آن زمان دولت مسکو با آمریکا معارضه نداشت و به باور تاریخنگاران، لغو قرارداد کمپانی های آمریکایی خواست دولت لندن بود زیراکه نمی خواست در ایران حتی رقیب انگلوساکسون داشته باشد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
دوران کوتاه نافرمانی های مسلحانه در ایران
سروان ساعد تنکابنی
برکناری سیّد ضیاء طباطبایی یزدی از نخست وزیری و دادن مقام او به قوام السلطنه و عیان شدن مداخلات خارجی در ایران (برغم کنار رفتن دولت مسکو از استعمارگری) سبب وقوع چند نافرمانی مسلحانه در ایران وقت شده بود. درحالی که سرهنگ محمدتقی خان پسیان در خراسان و میرزا کوچگ خان در گیلان با ضعف های حاکمیّت در تهران به مخالفت برخاسته بودند، 25 خرداد 1300 ساعد تنکابنی ـ افسر ارتش و پسر سپهسالار ـ تنکابن را تصرف و اعلام کرده بود که به تهران نیرو خواهد فرستاد تا وطن را نجات دهد. پنج روز بعد احسان الله مازندرانی با همین هدف چالوس و کلاردشت را تصرف کرد و در نقطه ای دیگر از مازندران، امیر مویّد سوادکوهی دست به نافرمانی مسلحانه زده بود. دولت تهران برای حل مسئله از امیر مویّد آغاز کرد و سرتیپ امیر احمدی (بعدا سپهبد) را با یک واحد قزاق به مازندران فرستاد و وی با خشونت تمام امیر موید را شکست داد و اردوگاه اورا به آتش کشید.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
آموزش اجباری بزرگسالان در ایران ـ اقدام دولت درسال 1936
وزارت فرهنگ ایران (آموزش و پروش، فرهنگ و علوم، ارشاد و هنر) 25 خرداد 1315 (15 ژوئن 1936) در سراسر کشور اقدام به ایجاد کلاس درس برای آموزش بزرگسالان کرد و شرکت در این کلاسهارا (درمناطقی که کلاس دایر می شد) برای اتباع 18 تا 40 ساله که خارج از مدارس بودند اجباری اعلام داشت. این کلاسها به مدارس اکابر (بزرگسالان) شهرت یافته بود. کار مدارس بزرگسالان که در آنها روزنامه رایگان هم توزیع می شد با یک وقفه کوتاه در اوایل اشغال نظامی ایران و بویژه به سبب شیوع بیماری تیفوس از سر گرفته شد و مطلقا رایگان بود. شمار دانش آموزان دبیرستانهای شبانه دولتی (بزرگسالان) در دهه 1350 (دهه 1970 میلادی) رقم چشمگیری را تشکیل می داد. در سال 1358 (1979 میلادی) مجلس تدوین کننده قانون اساسی جمهوری اسلامی رایگان بودن آموزش و پرورش در ایران را به صورت یک اصل ـ اصل سی ام ـ وارد این قانون کرده است. رایگان، یکنواخت و اجباری بودن تعلیمات عمومی در ایران قبلا در قانون موضوعه (پارلمانی) سال 1321 (1942 میلادی) و سپس آیین نامه های سال 1353 (1974 میلادی) آورده شده بود و اجرا می شد. باوجود رایگان بودن آموزش و پرورش در همه سطوح در ایران پیش از انقلاب و تاکید اصل 30 قانون اساسی جمهوری اسلامی بر این موضوع، از دهه 1990 (1370 هجری) تاسیس مدارس پولی در ایران ازسر گرفته شده است!.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
مهندس علوی قربانی اثبات حمایت ایران از غرب
بامداد 25 خرداد سال 1338 مهندس محمد علوی از اعضای كمیته مركزی حزب كمونیست توده اعدام شد. وی در یک محكمه نظامی تهران به اعدام محكوم شده بود. حزب توده از بهمن ماه 1327 كه در دانشگاه تهران به سوی شاه تیراندازی شد غیر قانونی اعلام شده بود، اما در دوران حكومت دكتر مصدق عملا فعالیت آزاد داشت که از سال 1333 پس از كشف سازمان نظامی گسترده آن و اعدام بسیاری از افسرانی که از اعضای این سازمان بودند، زیر زمینی شده بود. «تاریخ» از مهندس علوی به عنوان یکی از قربانیان جنگ سرد دو ابرقدرت وقت، سیاست ضدکمونیستی دولت واشنگتن و متابعت دولت وقت تهران از سیاست های آمریکا خوانده و نشان داده است که دولت تهران (دولت وقت) گمان می برد که در صورت قطع حمایت غرب، ساقط شود و بنابراین مرعوب و حرف شنو بود. مهندس علوی جز کمونیست بودن و پافشاری برعقیده خود جرمی مرتکب نشده بود. دولت وقت ایران با کودتای انگلیسی ـ آمریکایی آگوست 1953 (28 امرداد) برسر کار آمده بود و مشروعیّت خودرا ناشی از حمایت ایرانیان نمی دانست و چشم به واشنگتن و لندن داشت. با مرگ ناگهانی استالین، در آسیای غربی یک خلأ کوتاه مدت بوجود آمده بود زیرا که جانشینان وی نه تجربه لازم را داشتند و نه معلومات و تعصب انقلابی. همین خلأ وضعیت را در آسیای غربی تغییر داد و منطقه چهره دیگری به خود گرفت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
همكاری ایرانی تبارهای هند (پارسیان) به توسعه میهن نیاكان
«تاتا ستیل گروپ» 13 ژوئن 2005 در بمبئی اعلام كرد كه دو طرح پولادسازی بزرگ را در بندر عباس پیاده خواهد كرد؛ یكی با مشاركت یك كمپانی ایرانی وابسته به دولت و دیگری مستقلا، و جمع سرمایه گذاری از یك میلیارد و دویست میلیون دلار بیشتر خواهد بود. تاریخی بودن و اهمیت این خبر از آن جهت است كه آغازخوبی برای مشاركت پارسیان هند در توسعه میهن نیاكان است. گروه صنعتی تاتا یك قرن پیش توسط «جمشیدجی» پارسی معروف هند بنیادگذاری شد. جمشیدجی (تاتا) به پدر صنایع هند معروف و از پیشروان پولادسازی در جهان است. تاسیسات پولادسازی جمشیدجی در دهكده «ساكچی» هند بنا نهاده شد كه به جمشید پور ( شهر جمشید) تجدید نام شده است.
     این گروه همچنین به وجود آورنده تاسیسات متعدد در هند است از جمله شركت هواپیمایی هند (ارایندیا)، انستیتوی علوم هند (در بنگالور)، بنگاه هیدرو الكتریك هند، هتلهای زنجیره ای تاج و .... همین خانواده تاسیسات فرهنگی متعدد به ایران اهداء كرد از جمله دبیرستان انوشیروان دادگر را در تهران. قرار بود این گروه بانی تاسیسات صنعتی در ایران دهه 1930 شود و شركت هواپیمایی تاسیس كند كه رضا شاه (با نیت طرد نفوذ انگلیسی ها از ایران) به آلمان نزدیك شد و وطن ما به تحریك انگلستان به اشغال نظامی متفقین درآمد و پیشرفتهای 16 ساله متوقف ماند.
     با توجه به این كه بسیاری از مدیران و موسسان كمپانی های الكترونیك پیشرفته در بنگالور هند (پایتخت صنایع كامپیوتری) پارسیان هند هستند، مشاركت جاری فصل تازه ای را خواهد گشود كه ایرانی تبارها از سراسر گیتی به كمك یكدیگر بشتابند و میهن باستانی را تا سطحی كه سزاوار آن است بالا ببرند.
    همكاری های ایرانیان و هندیان تازگی ندارد و كاری چند هزار ساله است. تا آغاز دهه 1340 نزدیك به ربع بازرگانان تهران را هندیان تشكیل می دادند كه به تدریج فعالیت خود را از تهران به آمریكا و كانادا منتقل كردند. موضوع معامله بزرگ نفت و گاز از جمله داد و ستد های تازه ایران و هند است كه در محافل غرب به دقت مطالعه و دنبال می شود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
روزی که دکتر وردی نژاد درصدد احیاء روزنامه ایران برآمد ـ هدف او از این کار، ولی بعدا ...
دکتر وردی نژاد
15 ژوئن 1994 (25 خرداد سال 1373)، دکتر فریدون وردی نژاد که 11 روز پیش از آن درصدد احیاء روزنامه قدیمی ایران برآمده بود که از توقّف انتشار آن 5 دهه و اندی گذشته بود، با استفاده از تجربه روزنامه همشهری ـ نشریه شهرداری تهران، از آن دسته از روزنامه نگاران اخراجی سال های 1358 و 1359 که در ایران مانده بودند و جذب همشهری هم نشده بودند دعوت به همکاری کرد و خواست که به روزنامه نگاران ایرانی برون مرز هم اطلاع داده شود که چنانچه مایل باشند می توانند به صورت «فری لَنس» برای روزنامه در شرف تاسیس (احیاء) مطلب بفرستند. روزنامه ایران در آغاز کار (دوران قاجارها) و تا دهها سال، یک مؤسسه دولتی بود.
    کار دعوت از روزنامه نگاران قدیمی برعهده حسین الهامی همکار پیشین آنان نهاده شده که نامزد سردبیری اجرایی روزنامهِ در شرف احیاءِ «ایران» بود. [الهامی اخیرا فوت شده است]. مجید رضائیان نخستین سردبیر کل روزنامه ایران و الهامی سردبیر اجرایی آن بود.
    وردی نژاد مدیرعامل وقت خبرگزاری ملّی (ایرنا) در دو ملاقات عمومی با دعوت شدگان گفت که روزنامه ایران یک روزنامه ملّی خواهد بود و نه تنها به آموزش عمومی ایرانیان (با نشر اخبار علمی، بهداشتی، نقد کتاب، تاریخ ژورنالیستی و ...) کمک خواهد کرد که وظیفه هر رسانه همگانی است بلکه کارهای سه قوه حکومتی را بدون جهت گیری و تبعیض منتشر و درباره اقدامات و اظهارات، نظرسنجی خواهد کرد. یک صفحه آن هم اختصاص به «نامه به سردبیر» خواهد داشت ـ بدون سانسور، و مقالات روزنامه نگاران و اصحاب نظر با درج تیترِ مقاله و تصویر نویسنده در بالای صفحه اول.
    روزنامه نگاران قدیمی قول حرفه ای بودن این روزنامه و نبودن سانسور را خواسته بودند که دکتر وردی نژاد در دو ملاقات عمومی با آنان چنین وعده ای را داد و گفت که اگر تردید دارند اظهارات اورا روی نوار ضبط کنند و به عنوان سند نزد خود نگهدارند.
    در یکی از این جلسات، یکی از پرسش کنندگان، همان سئوالی را که دو سال پیش از آن از کرباسچی (بنیادگذار روزنامه همشهری) شده بود مطرح ساخت از این قرار: " این روزنامه یک موسسه دولتی ـ متعلق به هر سه قوه تشکیل دهنده دولت ـ است، اگر چند سال دیگر شما ـ دکتر وردی نژاد ـ را ارتقاء مقام دهند و بروید، آیا مدیر بعدی به این قول و وعده شما وفادار خواهد بود؟." دکتر وردی نژاد پاسخ داد که امیدوار است، گمان نمی کند که تا چند سال دیگر تغییر کند، ولی نمی تواند از جانب مدیر بعدی تعهد بسپارد، لکن اگر از ماهیّت ملّی و حرفه ای بودن خارج شود، هرکس و بویژه روزنامه نگاران و حتی مقامات می توانند انتقاد و اعتراض کنند.
    روزنامه ایران چند ماه بعد و پس از آماده شدن مقدمات، در یک ساختمان مصادره ای در خیابان خرمشهر (آپادانای پیشین) آغاز بکار کرد. دبیران میزهای تحریریه آن همان دبیران پیشین تحریریه های کیهان و اطلاعات و رادیو ـ تلویزیون ملّی بودند که از 14 سال پیش از آن خانه نشین شده بودند. یک ستون امروز در تاریخ، نخست تحت عنوان «دانایی ـ توانایی» و بعد زیرِ لگو «دانش و زندگی» در این روزنامه دایر شد.
    به گفته نویسنده این ستون، در آغاز کار هربار که اسم کوروش و داریوش و واژه «شاه» در مطلب تاریخ بکار می رفت تلفن های اعتراض آغاز می شد و نشریات مربوط انتقاد می نوشتند و ... و با ادامه این ستون بود که تابوی نوشتن واژه «شاه» و نوشتن نام سران ایران باستان ـ در دوران تنها اَبَرقدرت جهان بودن ـ شکست و ذکر این عناوین و نام ها به تدریج در رسانه های جمهوری اسلامی امری عادی شده است.
     وردی نژاد حدود هفت سال آنجا بود و به وعده خود که گفته بود روزنامه ایران باید برای ایران و همه ایرانیان باشد و خورشیدی باشد که بر همه یکسان بتابد ـ یک روزنامه ملّی ـ عمل کرد و جانب کسی را نگرفت. اگر یک مقام برنامه خودرا اعلام می کرد که بوی تبلیغ می داد، روز بعد اجازه می داد که اگر کسی ایراد و نظری دیگر دارد بنویسد و چاپ می کرد.
    پس از رفتن وردی نژاد، همان طور که در نخستین جلسه سئوال شده بود، روزنامه ایران که قرار بود یک خورشید برای ایران و ایرانیان باشد (روزنامه ملّی کشور) و بی طرف بماند، به تدریج دربَست در کنترل قوه مجریه قرارگرفت، قدیمی ها آنجا را ترک کردند و کار نقض بی طرفی به جایی رسید که قوه قضایی روزنامه دولت (موسسه دولتی) را توقیف کرد و این روزنامه متعلق به دولت ماهها در توقیف بود ـ کاری که در کشور دیگر دیده نشده است. پس از رفع توقیف، چون به راهی که وردی نژاد برایش بازکرده بود بازنگشت و در ضمیمه خود مطلبی در ارتباط با حجاب نوشت، این بار ماموران برای توقیف مدیرش به ساختمان روزنامه هجوم بردند و مدیر بعدا مدتی را در زندان بود. این هم درس نشد و چندی بعد یک دادگاه بَدوی دستور توقیف موقت آن را داد (توقیف موسسه دولتی!، نه توقیف فرد متهم). البته احکام دادگاههای بَدوی قطعی نیستند و تجدید نظر پذیرند. 22 خرداد 1392 هم برخی رسانه ها گزارش کرده بودند که در این روز دادسرای تهران مانع توزیع ضمیمهِ روزنامه ایران شده است. [ضمیمه جزوه ای است که جداگانه چاپ و در لای روزنامه و به رایگان توزیع می شود و در کشورهای انگلیسی زبان «پری پرینت» خوانده می شود یعنی جزوه ای که قبلا و جداگانه چاپ شده است.].
     اگر روزنامه ایران به راهی که دکتر وردی نژاد (استاد پیشین مدیریت در دانشگاه، موسس دانشکده خبر که خبرگزاری ملّی ـ ایرنا ـ را هم نوسازی کرد) برایش تعیین کرده بود ادامه داده بود دچار آن مشکلات نمی شد. پس از روی کارآمدن دولت یازدهم، به نظر می رسید که روزنامه ایران با مدیریت تازه دارد به دوران دهه 1370 خود ـ به کسوت یک روزنامه ملّی ـ باز می گردد.
    وردی نژاد چند سال هم سفیر ایران در پکن بود و چند بار تذکر داده بود که بازرگانی با پکن باید موازنه و پایه منطقی داشته باشد و منافع ایران و ایرانی در آن ملحوظ باشد. در بهار 1392 که سردار قالیباف نامزد انتخابات ریاست جمهور شده بود، اصحاب اطلاع گفته بودند که اگر انتخاب شود، دکتر وردی نژاد وزیر فرهنگ و ارشاد کابینه او خواهد بود و با توجه به نیّت و تجربه ای که دارد، ژورنالیسم ایران وارد دوران تازه ای خواهد شد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
23 خرداد 1397 دلار آمریکا 7200 و سکه طلا 2 میلیون و 400 هزار تومان ـ 2 سال بعد، دلار 18هزار و 180 وسکه 7 میلیون و 700 هزار تومان
چهارشنبه 23 خرداد 1397 (13 ژوئن 2018) نرخ فروش دلار آمریکا در بازار آزاد تهران رکورد 7 هزار و 200 تومان را شکست، حال آنکه نرخ رسمی آن که 4200 تومان بود، اندکی بالا رفته بود. این نخستین بار در ایران بود که ارزش برابری دلار در بازار آزاد از 7 هزار و دویست تومان بالاتر رفته بود. دلار آمریکا سال 1396 در چنین زمانی حدود نصف این بها معامله می شد. همزمان با رو به افزایش گذاشتن بهای دلار آمریکا در نیمه دوم خرداد 1397، بسیاری از اجناس و بعضا به همین نسبت گرانتر شده بودند که تأمل برانگیز است.
    پیش از انقلاب و تا چند سال پس از آن، ارزش برابری دلار آمریکا نسبت به ریال ایران 7 تومان بود که 23 خرداد 1397 هزار و سی برابر شده بود!.
    بهای سکه طلا نیز در 23 خرداد 1397 از مرز 2 میلیون و چهارصد هزار تومان عبور کرده بود.
     به گزارش خبرگزاری های تهران، 23 خرداد 1398 (یک سال بعد) بهای سکه طلا تقریبا دو برابر بهای 23 خرداد 1397 شده بود و 4 میلیون و 610 هزار تومان معامله می شد و در همین روز (23 خرداد 1398) نرخ دلار آمریکا در صرافی های بانک ها حدودا 13 هزار تومان بود.
    به گزارش خبرگزاری تسنیم، دلار آمریکا در بیست و ششم خرداد 1399 (مصادف با 15 ژوئن 2020) در بازار تهران 18 هزار و 180 تومان و سکه طلا 7 میلیون و 700 هزار تومان بود.
    
    کُپی تیتر صفحه اول شماره 25 خرداد 1399 روزنامه «صبح نو» چاپ تهران که نرخ دلار آمریکا در خرداد سال های 1392 و 1399 را با هم مقایسه کرده است:
    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
خبر روز از دیدگاه چند روزنامه چاپ تهران که آن را تیتر شماره های 25 خرداد 1399 خود کرده بودند

    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
... و زباله گردی 4 هزار کودک در تهران تیتر صفحات اول شماره های 26 خرداد 1399 دو روزنامه

    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو دموکراسی
مَگنا كارتا - فرمان آزادی ها و پیدایش حكومت پارلمانی
باقیمانده نسخه اصلی فرمان بزرگ آزادی ها
امروز سالروز امضای فرمان مگنا كارتا Magna Carta Libertatum (فرمان بزرگ آزادی ها) است. كینگ جان King John پادشاه وقت انگلستان زیر فشار بزرگان كشور و ژنرالهای ارتش این فرمان (اعلامیه) را 15 ژوئن سال 1215 میلادی امضاء و مُهر كرد كه آغاز پیدایش حكومت پارلمانی در جهان بشمار آورده شده است. حكومتی را پارلمانی گویند كه انتخاب رئیس قوه مجریه توسط پارلمان به عمل آید نه مستقیماً از سوی مردم و معمولا در این نوع دمكراسی، قوای اجرایی و مقننه كشور در دست حزب اكثریت و یا ائتلافی از احزاب همگون است. اگر دولت ائتلافی باشد دمكراتیك تر و چند صدایی است، زیرا حتی با خروج كوچكترین حزب از ائتلاف، دولت از هم می پاشد و بنابراین مجبور است به همه نظرات توجه داشته باشد. پیش از انگلستان، یك «كشور شهر» در ایتالیا دارای حكومت پارلمانی شده بود. در نیمه ژوئن 2015 به مناسبت 800 ساله شدن اعلامیه مگنا کارتا مراسم متعدد برگزار و مقالات بسیار نوشته شد که در آنها وضعیت دمکراسی در جهان معاصر و افتادن قدرت در بیشتر کشورها به دست اصحاب منافع و نفوذ ترسیم شده بود.
     «مگناكارتا» كه در آن زمان پیمان سازشی میان پادشاه و بزرگان انگلستان و شامل 63 عبارت بود در اصل به منظور جلوگیری از خودسری «كینگ» تنظیم شده بود، ولی در آن نبودِ (محو) فساد اداری تاکید و مجازات بدون محاكمه، محاكمه بدون حضور هیأت منصفه، مصادره غیرقانونی اموال و توقیف غیرقضایی افراد و وضع مالیات و عوارض بدون حضور و رأی نمایندگان مالیات دهندگان (پارلمان) منع شده بود كه پایه حاكمیّت ملّت، قانونمندی امور و تأمین عدالت قرار گرفت و آن را یكی از عوامل برتری یافتن اروپا خوانده اند، زیراکه مدنیّت عامل و وسیلهِ «بزرگی» است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو دانش
تعیین گروههای چهارگانه خون
J. B. Denys
15 ژوئن 1667 دکتر ژان باپتیست دنیس Jean-Baptiste Denys (پزشک ویژه لوئی چهاردهم پادشاه وقت فرانسه) اندیشه خود تزریق خون (ترانس فیوژن)را برای نجات زخمی ها و کسانی که مقدار زیادی خون از دست داده بودند با تزریق خون گوسفند به سه نفر و خون گاو به یک نفر به آزمایش گذارد که نیمی از آنان که خون بیشتری دریافت کرده بودند درگذشتند و دولت ادامه این تجربه را ممنوع کرد. 234 سال بعد (14 ژوئن 1901) دکتر «کارل لاندشتاینر» زیست شناس و پزشک اتریشی مسئله را حل کرد و اعلام داشت که خون انسانها چهار گروه هستند؛ آ، ب، آ ـ ب و اُ. که تنها خون گروه «اُ» قابل تزریق به همه است. خون گروه «آ» را تنها به دارندگان گروههای «آ» و «آ ـ ب»، خون گروه «ب» را به گروههای «ب» و «آ ـ ب» و خون گروه «آ ـ ب» را تنها به همین گروه می توان تزریق کرد. وی افزوده بود که گروه خونی یک فرد میراث او از پدر و مادر به یک نسبت و برپایه حضور و یا غیبت آنتی ژن است. وی که این کشف مهم خودرا به مناسبت زادروش اعلام کرده بود بعدا «آر ـ اج = اِر ـ هاش» خون را هم کشف کرد و برنده جایزه نوبل شد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در دنیای تاریخ‌نگاری
تو که می کنی اختر خویش را بد ... ـ تکلیف مورّخ و نویسنده از دیدگاه الیزابت کاستووا نویسنده و پژوهشگر آمریکایی ـ اندیشه و هنر جهانی اند نه ملّی
در این روز در سال 2005 بانو «الیزابت جانسون كاستووا» نویسنده و پژوهشگر آمریکایی كتاب 642 صفحه ای خود تحت عنوان «مورّخ The Historian» را به توزیع داد. الیزابت (تحصیلکرده دانشگاه ییل) در نوشته ها و سخنرانی های خود از مورّخان خواسته است كه كار خود را منحصر به یافتن اسناد گذشته نكنند و به وظیفه اصلی بازگردند كه دادن پند و اندرز است كه آنها را از بررسی ضعف ها و قوّت های گذشتگان و كارهای درست و یا نادرست آنان به دست آورده اند تا اشتباهات تكرار نشوند. کاستووا هم این واقعیّت را باور دارد که تاریخنگاری دنباله کار روزنامه نگاری است و این دو پیشه جدا ازهم نیستند و توصیه کرده است که ترجیحا لیسانسیه های تاریخ به رشته های روزنامه نگاری دانشگاهها پذیرفته شوند تا «انسان» که اطلاعات و معلومات خودرا از طریق آنان دریافت می کند متحوّل شود.
    ایجاد یک پُل رابط میان نویسندگان کشورهای اسلاوـ نشینِ اروپا بویژه بلغارستان و نویسندگان کشورهای انگلیسی زبان بویژه آمریکا و انگلستان از ابتکارهای بانو کاستووا است. وی برای تأمین این ارتباط، یک بنیاد فرهنگی ایجاد کرده است که این بنیاد تا کنون بسیاری از تألیفات آن دیدار را به انگلیسی ترجمه کرده است. بانو کاستووا عقیده دارد که نباید اندیشه و هنر در چهار دیواری یک زبان و ملیّت باقی بماند. بشر باید از اندیشه و هنر سود ببرد. وی «داستان نگاری» را بهترین روش برای انتقال اندیشه و انعکاس مسائل به دست داده است و داستان چون به زبان ساده و کوچه و خیابان نوشته می شود در خور درک همگان است و چون جالب و جاذب است تیراژ و مخاطبان بسیار دارد. یکی از داستان ها بانو کاستووا دزدان قو (Swan Thieves) عنوان دارد.
     اصحاب نظر و تفسیرنگاران گفته اند که اگر اندرزهای بانو کاستووا مورد توجه تاریخنگاران و روزنامه نگاران قرارگیرد بسیاری از مسائل فردی و جمعی پدید نخواهند آمد که یک اندرز ایرانی قرون وسطی از این قرار است: تو که می کنی اختر خویش را بَد؛ مَدار از فلَک چشم نیک اختری را*. به عبارت دیگر هر مسئله ای را فرد و یا افراد (گروه)، با گام گذاردن در مسیر نادرست، رأسا برای خود می سازند نه همه را دیگران برای آنان. اگر فرد و یا افراد، کل جامعه و نماینده آن «دولت» بدون مطالعه کافی و تفکّر قبلی و توجه به تجربه گذشتگان و پیش بینی آینده، کاری را انجام دهد خودرا وارد راهی پُراز دست انداز و درد سر خواهد کرد و در این وضعیت نباید ناله کند که مشکلات او از ستاره (اَختر) بد است، یا کار شیطان و یا در روز بدیُمن به دنیا آمده و کار را در ساعت سعد شروع نکرده و ... که انداختن مسئله به گردن دیگران و «فلَک» فرار از اشتباهِ خودش (تفکر و مطالعه نکردن قبلی خود او) و اعتراف به آن خواهد بود.
     بانو کاستووا بر لزوم ایجاد دفاتر متعدد مطالعه و مشورت، مرکب از اصحاب نظر در هررشته در جوار دفتر رئیس هردولت (در غرب معروف به اطاق فکر) و وجود کارشناسان بی طرف در جوار پارلمانها برای مطالعه و پالایش پیشنویس هرقانون قبل از طرح در جلسات عمومی تأکید کرده است.
    
    * می دانیم که مورّخانِ کارشناس در تاریخ ادبیات، نویسندگان و اندیشمندان ایرانی قرون وسطی را بزرگترین اندرزگویان در طول تاریخ بشر خوانده اند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
مطبوعات ایران و ادامه یك مسأله قدیمی
26 خرداد 1358 (چهار ماه پس از پیروزی انقلاب) در پی اعتراض مطبوعاتی ها و اتحادیه های مربوط به پیشنویس قانون مطبوعات، وزیر ارشاد وقت اعلام كرد كه طرح با توجه به نظراتی كه ابراز شده است مورد بررسی دوباره و تجدید نظر قرار خواهد گرفت. از بهمن 1286 (صد سال و چند ماه پیش) كه وطن ما دارای قانون مطبوعات شد تاكنون، این قوانین با كمی تغییر رونوشت هم بوده اند و چون انشاء كنندگان قانون نخست اطلاع كامل از حرفه روزنامه نگاری نداشتند؛ این قوانین كمكی به پیشرفت ژورنالیسم ایران نكرده است. ما در فاصله این یك قرن (صرف نظر از اصلاحیه ها) دارای پنج قانون مطبوعات بوده ایم كه آخرین آنها در سال 1364 از تصویب گذشته است. از آیین مطبوعات انتظار این است كه انواع نشریات و سازمان یك نشریه را تعریف كند و .... چون چنین تعریفی در دست نیست، مثلا یك روزنامه حزبی ما یك روز تمامی بالای صفحه اولش را به شرح یك مسابقه فوتبال! اختصاص می دهد و یك روز دیگر هنر و .... روزنامه های ما دارای ادیشن «آنلاین» هستند و در سراسر جهان می توان به آنها دسترسی داشت. روزنامه نگاران سایر كشورها وقتی كه خبر و عكس یك بازی فوتبال را به آن صورت در صفحه اول روزنامه حزبی ما ببینند دست ما را خواهند خواند.
    قانون اساسی در اصول خود، حقوق هر ایرانی را یك به یك روشن و مسلم ساخته، بنابراین دیگر لازم نیست كه قانون مطبوعات بگوید چه كسی این حق را دارد و آن حق را ندارد. قوانین كیفر همگانی، ماده و تبصره برای تعریف نشر اكاذیب و مجازات مرتكب آن و یا افترا و اهانت دارند و تكرار آنها با انشایی دیگر در قانون مطبوعات لازم نیست و تولید ابهام می كند و .... قانون مطبوعات به جای تكرار قوانین باید معیاری برای نرخ تكفروشی داشته باشد. اگر چنین ضابطه ای وجود می داشت كه روزنامه دولتی قادر به فروش هر نسخه مثلا 50 تومان نمی شد. قانون مطبوعات باید روشن كند كه آیا دولت می تواند ناشر روزنامه عمومی باشد و یا نه. آیا این كار مداخله یك قوه دمكراسی در قوه چهارم آن نیست؟. چرا ما پس از یك قرن هنوز «هوم دلیوری» نداریم و نمی توانیم مانند سایر كشورها پیش از ساعت شش بامداد روزنامه را روی میز ناشتایی مخاطب آن بگذاریم، و چرا های دیگر.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ورود ایرانی تبارها به عنوان صاحبنظر به رسانه های آمریکا
رویدادهای پس از انتخابات 22 خرداد 1388 ایران (12 ژوئن 2009) عنصر تازه ای را وارد رسانه ها آمریکا کرده است و آن ورود ایرانیان به عنوان صاحب نظر به این رسانه ها بویژه شبکه های تلویزیونی است که احتمالا در این رسانه ها که در به در درجستجوی تحلیلگر و مفسر هستند باقی خواهند ماند.
    صاحبنظران ایرانی که در هفت روز منتهی به 15 ژوئن در رسانه های صوت و تصویری آمریکا مشاهده شدند عمدتا ایرانی تبارهای آمریکایی در سنین 30 ـ 40 سالگی بودند و از مطالبی که بیان داشتند چنین بر می آمد که اطلاعات آنان عمدتا کتابی است تا عینی و تجربه در محل. در دهه نخست پس از انقلاب تلاش رسانه های آمریکایی برای جلب تحلیلگر و صاحبنظر ایرانی از میان مهاجران به جایی نرسیده بود و این ایرانیان جز دو سه نفر حاضر به اظهار نظر و شرکت در میزگردها و حضور در برنامه های خبری ـ سیاسی تلویزیون ها نشده بودند و در دهه های بعدی موردی پیش نیامده بود که کسب نظر آنان لازم باشد.
    فعالیت از این دست را هندیان در آمریکا آغاز کرده اند و رسانه ای در آمریکا نیست که روزنامه نگار و نویسنده هندی نداشته باشد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
پرداخت هدیه نقدی 400 هزارتومانی به خبرنگاران در سال 1392 در جمهوری اسلامی!، عملی خلاف رسالت روزنامه نگاری
تهران ـ 24 خرداد 1392 ـ خبرگزاری مهر: دیروز هدیه رئیس جمهور، مربوطِ به روز خبرنگار سال 1391 به حساب خبرنگاران جامانده (از قلم افتاده) واریز شد.
    مبلغ هدیه رئیس جمهور که به حساب این دسته از خبرنگاران واریز شده، هرکدام 400 هزار تومان بود.
    این هدیه همان زمان به حساب اکثر خبرنگاران واریز شده بود، اما شماری از قلم افتاده بودند که اینک دریافت کرده اند. این (ازقلم افتادگی) در حالی بود که برخی افراد شاغل در رسانه‌ها که عنوان خبرنگار نیز نداشتند و در مشاغل اداری و خدماتی مشغول به کار بودند، هدیه رئیس جمهور را دریافت کرده بودند!.
    .....
    جمهوری اسلامی ایران شاید تنها کشور در جهان باشد که به روزنامه کمک مالی و به خبرنگار هدیه نقدی می دهد که به زعم استادان روزنامه نگاری، عملی خلاف اصول این حرفه [رکن چهارم دمکراسی] است که باید منفک از دولت باشد. یکی از اتهامات غلامرضا کیانپور وزیر مربوط در نظام سابق که به حکم قاضی شرع دادگاه انقلاب تیرباران شد دادن کمک مالی به برخی روزنامه های وقت بود.
    چند ماه پس از انقلاب، فتوکپی گزارش های ساواک را که در هر وزارتخانه مامور داشت بر در و دیوار اطاق خبر روزنامه ها چسبانیدند و به استناد این گزارش های مبهم و ناقص، برخی روزنامه نگاران را متهم به گرفتن رشوه از وزارتخانه حوزه خبری خود کردند و تحت تعقیب قراردادند و بعضا اخراج کردند که بعدا ضمن رسیدگی معلوم شد این رشوه ها چیزی جز تهیه بلیت سفر و تامین اطاق هتل برای خبرنگارانی که وزیر مربوط از آنان و از طریق سردبیری روزنامه دعوت کرده بود که با او برای پوشش مراسم به شهرستان بروند نبود که در همه دنیا امری عادی است. روزنامه تنها هزینه پوشش حوادث نقاط دوردست مثلا وقوع زلزله را تامین می کند نه رفتن وزیر برای گشودن یک سد و یا کارخانه، دانشگاه و سمینار را.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
انقلاب كشاورزان انگلستان
اين تصوير توسط يك نقاش در همان زمان از انقلاب خونين كشاورزان ترسيم شده است


    15 ژوئن سال 1381 با قتل «وات تایلر» رهبر انقلاب كشاورزان انگلستان و نشان دادن جسد او به پیروانش این مهمترین انقلاب اروپا در قرون وسطا پایان یافت. وات تایلر 14 ژوئن برای مذاكره با ریچارد دوم پادشاه وقت به كاخ سلطنتی دعوت شده بود. این انقلاب دو رهبر دیگر به نام های «جان بال» و «جك استراو» داشت.
     انقلاب از منطقه «اسكس» انگلستان آغاز شده بود. كشاورزان این منطقه كه از تعدی ماموران جمع آوری مالیات، مالیات اضافی به نام «هزینه جنگ با فرانسه»، بهره مالكانه (درمورد مزارع بزرگ و غیر خرده مالك) و ظلم لردها به تنگ آمده بودند؛ وقتی كه تهدید شدند اگر فورا و بدون چون و چرا مالیات مقرر (مالیات اضافی برای تامین هزینه جنگ با فرانسه) را نپردازند از اراضی شان اخراج می شوند، به رهبری «وات تایلر» كه مردی سخنور بود دست به عصیان زدند.
     این انقلاب در اندك زمانی تبدیل به مبارزه مسلحانه شد و انقلابیون وارد لندن شدند؛ اسقف اعظم انگلستان را كه از آنان حمایت نكرده بود كشتند، به یك مجتمع قضایی حمله بردند و قضاتی را كه برضد كشاورزان و تهیدستان حكم داده بودند مقتول ساختند و به سوی زندان مركزی شهر هجوم بردند تا زندانیان را آزاد سازند كه ریچارد دوم پادشاه وقت در صدد حل مسئله بر آمد و از رهبر شماره یك انقلابیون خواست كه با او ملاقات كند و در خواست خود را مطرح سازد تا حضورا مذاكره شود.
     وات تایلر به ملاقات پادشاه شتافت كه در آنجا به ضرب شمشیر شهردار لندن كه حضور داشت كشته شد و چند ساعت بعد پس از تجهیز همه نیروهای دولت، چند ساعت بعد جسد او را به پیروانش نشان دادند و از یك تیر چوبی آویزان كردند تا انقلابیون مرعوب و متفرق شوند.
    بعدا درباریان پادشاه گفتند كه تایلر بیش از آن چه كه برایش انقلاب كرده بودند مطالبه كرد و با خشونت سخن گفت كه لرد شهردار به خشم آمد و او را كشت ! . درباریان اضافه كرده بودند كه تایلر از پادشاه خواسته بود كه القاب لرد ها را كه از آن برای ظلم كردن استفاده می كنند لغو كند . اظهارات یكجانبه همین شهود سند مورخان در توصیف این رویداد مهم قرار گرفته است.
    خبر بپاخیزی كشاورزان انگلستان به فرانسه رسید، ناراضیان از دولت را گوش بزنگ ساخت و هنگامی كه تحصیلداران مالیه سراغ دستفروشهای پاریس رفتند، كسبه این شهر نیز دست به انقلاب زدند.
     در پی این دو انقلاب، در كشورهای اروپایی تا چند سال از سختگیری در جمع آوری مالیاتها كاسته شد تا موارد مشابهی رخ ندهد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
روزی كه پاپ «مارتین لوتر» را مُرتَد خواند
Martin Luther


    15 ژوئن سال 1520 روزی است كه پاپ وقت «لئون دهم» مارتین لوتر كشیش آلمانی را كه تز تازه ای مطرح ساخته بود مرتد خواند، از كلیسای كاتولیك بیرون راند و تهدید به تكفیر كرد (كه مجازات تكفیر پاپ؛ آتش زده شدن بود). با وجود این، لوتر و روش او «مذهب تازه ــ پروتستان (معترض)» ــ باقی ماند و در سراسر جهان ششصد میلیون پیرو دارد.
    لوتر بسیاری از تشریفات و مقررات كلیساها از جمله منع ازدواج كشیشها، پاكسازی گناهان افراد با دریافت هدیه (پول) و 93 مورد دیگر را زائد و غیر لازم اعلام كرده بود و گفته بود که انجیل به چنین مواردی اشاره ندارد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
«منع جنگ بدون دادن اعلان قبلی» مصوّبهِ کنفرانس جهانی صلح
دومین كنفرانس جهانی صلح با حضور نمایندگان 44 كشور 15 ژوئن 1907 در شهر لاهه كار خود را آغاز كرد . این كنفرانس پس از جلسات متعدد تصویب كرد كه بدون دادن اعلان قبلی نباید یك كشور به كشور و یا كشورهای دیگر تعرض نظامی كند و وارد جنگ شود و این مصوبه به صورت یك میثاق جهانی باقی مانده است.
     در همین كنفرانس تصمیماتی هم در مورد كشورهای بی طرف و خودداری از حمله و ورود مسلحانه به كشتی های بازرگانی اتخاذ شد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
... و 318 سال پس از ورود انگلیسی ها به آمریکا، بومیان (صاحبان اصلی سرزمین) تبعه این فدراسیون شدند!
318 سال پس از استقرار مهاجران انگلیسی و 148 سال بعد از اعلام استقلال مهاجرنشینان 13 گانه انگلیسی (مستقر در شرق آمریکا) و 56 سال پس از تصویب اصلاحیه چهاردهم قانون اساسی آمریکا ـ The Fourteenth Amendment (که متولّدینِ در خاک آمریکا، تبعه این کشور هستند)، اجرای یك قانون که
    بومیان؛ Indigenous Americans ـ Aboriginal Americans (اصطلاحا؛ سرخپوستان، و نامیده شده از سوی کریستوفر کلمبوس: ایندیَن = هندی، زیراکه کلمبوس پس از رسیدن به قاره آمریکا در 1492 تصور می کرد که از مسیر دریاهای غرب به هندوستان رسیده است و بومیان را هندی می خواند) اتباع این فدراسیون بشمار آیند آغاز شد. این قانون که به نام پیشنهاد دهنده آن؛ Snyder Act نامیده می شود دوم ژوئن 1924 به تصویب کنگره (قوه قانونگزاری آمریکا) رسیده بود، پس از امضای Calvin Coolidge رئیس جمهوری وقت به اجرا درآمد و به صاحبان اصلی سرزمین آمریکا که از هزاران سال پیش (و طبق برخی محاسبات؛ از 15 هزار سال پیش) در آنجا بودند و مالک اراضی و منابع، تابعیت (شهروندی) این کشور داده شد!. بومیان دهها طایفه بودند که به تدریج از سیبری و شمال شرقی چین به آمریکا وارد شده بودند. اینان در مناطق شرقی و محل ورود و استقرار انگلیسی ها کشتار و یا تبعید شدند زیراکه انگلیسی های تازه وارد به اراضی و منابع آنان نیاز داشتند. در مناطق میانی آمریکا که به تصرف فرانسه در آمده بود، فرانسویان با بومیان روابط دوستانه و همزیستی داشتند که ناپلئون این منطقه بسیار وسیع و بزرگتر از خاک فرانسه را به دولت واشنگتن فروخت. در مناطق غربی و جنوبی هم که متعلق به مکزیک و اسپانیا بود، روابط با بومیان تقریبا مسالمت آمیز بود که دولت واشنگتن بعدها فلوریدا را از اسپانیا خریداری کرد و مناطق جنوبی و غربی از جمله کالیفرنیا،، آریزونا، نوادا، کلرادو، یوتا، نیومکزیکو، تکزاس جنوبی و ... را با جنگ از دست مکزیک خارج ساخت و با خریدن آلاسکا از تزار روسیه و تسلط بر هاوایی، دارای 50 استیت شده است، به علاوه چند تریتوری (وابسته، ازجمله پورتوریکو و گوام).
    
سنایدر نماینده جمهوریخواه استیت نیویورک و پیشنهاددهنده طرح تابعیت بومیان به مجلس نمایندگان که قانون شد

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
کتابی درباره روابط محرمانه دودمانهای بوش و آل سعود
پشت جلد کتاب تاليف کرگ آنگر

در پی انتشار كتاب 26 دلاری «دودمان های بوش و سعود ـ روابط محرمانه این دو خانواده حاكم» تالیف «كرگ آنگر» سردبیر «باستن مگزین»، تفسیرهای متعدد در این راستا انتشار یافته بود. بعضی از روزنامه های آمریکا در شماره 14 ژوئن 2004 خود به ضمیمه خلاصه ای از کتاب، عكسی از شاهزاده بندر بن سلطان آل سعود سفیر وقت كشور سعودی در آمریكا را كه سالهای سال این سمت را حفظ كرده بود با جورج بوش چاپ كرده بودند كه نشان می دهد این شاهزاده روی دسته مبل نشسته و در حال صحبت خودمانی با بوش است كه بر مبلی دیگر نشسته است.
    «كرگ آنگر» در كتاب 356 صفحه ای خود از همكاری دو دودمان در سرمایه گذاری دلارهای نفتی كشور سعودی تا پیدایش گروههای مسلح ضد آمریكایی در این كشور در واكنش به آن و رویدادهای یازده سپتامبر 2001 سخن گفته و سئوالهای متعدد مطرح ساخته از جمله: چرا اجازه داده شد كه 140 تبعه سعودی 13 سپتامبر ـ دو روز پس از برخورد هواپیما ها به ساختمانها در نیویورك و واشنگتن، در حالی كه همه فرودگاههای آمریكا بسته بودند از این كشور ـ بدون بازجویی ـ خارج شوند. مولف شروع روابط دو خانواده را از دهه 1970 نوشته و اضافه كرده است كه جیمز بیكر و دیك چنی ـ دو نفتی آمریكایی ـ در این روابط تنگاتنگ همكاری دارند و ....
بوش و بندر در ديدار خودماني


    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
خطر همین جاست، نه در عراق!
ژورنالیست Steve Kroft
«استیو كرافت» گزارشگر شبكه تلویزیونی «سی بی اس» آمریكا یكشنبه شب 14 ژوئن 2004 در یك گزارش مشروح و مصوّر نشان داد كه دهها كارخانه مواد شیمیائی آمریكا محافظت كافی ندارند و اگر خرابكاری در آنها صورت گیرد و یا دچار حادثه شوند جان میلیونها تن كه در نزدیكی هریك از این كارخانه ها زندگی می كنند در خطر خواهد بود.
    وی درگزارش خود صریحا گفت: خطر همین جاست، پشت حیاط خانه خود ما، نه در عراق كه ما به آنجا رفته ایم تا خطر اسلحه شیمیایی را از میان برداریم. وی ضمن اشاره به رویداد انفجار یك كارخانه كاربید (كارباید) در هند كه گرداننده آن یك كمپانی آمریكایی بود و ضمن آن بیش از 3 هزار و هشتصد تن كشته شدند گفت كه چنین خطری در كشور خودمان هم وجود دارد و در همسایگی مان؛ در نیویورك، شیكاگو، هوستون و كالیفرنیا و ....
     استیو كرافت برای اثبات ناكافی بودن حفاظ كارخانه های شیمیایی آمریكا، با یك بازرس دولتی مربوط مصاحبه كرد و این بازرس گفت كه روزی به عنوان ناشناس به یكی از این كارخانه ها رفت و از تانكر گاز عكس گرفت بدون این كه كسی مانع عكسبرداری شود!. كرافت سپس با سناتور كورازای از نیوجرزی مصاحبه كرد كه طرح تشدید حفاظت از كارخانه های شیمیایی آمریكا را به سنا داده بود. این سناتور گفت كه چون هزینه اجرای طرح، سنگین برآورد شده بود و كارخانه های شیمیایی از تامین آن ابراز عجز كردند، همه طرح مدفون شد!.
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
لینچینگ Lynching و پوزش سنای آمریكا
سنای آمریكا 13 ژوئن 2005 طی مصوبه ای كه رای مخالف نداشت ضمن اعتراف به یك كوتاهی دهها ساله خود، از این عمل و جرم فدرال شناختن لینچینگ Lynching پوزش خواست.
     در آمریكا و به ویژه در ایالتهای جنوبی، تا سال 1960 اعدام افراد به طریقه «لینچینگ» دیده شده بود كه طبق یك آمار، از 1880 تا 1960 با این روش، 4 هزار و 750 تن و عمدتا آفریقایی تبارها (سیاهپوستان) كشته شده بودند.
     این روش به این صورت بود كه جمعیت كه متوجه ارتكاب یك جرم می شد، مظنون و یا مرتكب را اگر سیاه و یا این كه بی یار و یاور بود با هیاهوی بسیار دستگیر می كرد و بدون اثبات جرم او در محکمه، در ملاء عام از درخت حلق آویز می كرد و ....
     مجلس نمایندگان آمریكا از سال 1920 تا سال 1940 سه بار این عمل را یك جرم فدرال (قابل طرح در دادگاه سراسری و خارج از حوزه اختیارات قضایی ایالتها) خوانده بود كه سنا آن را به بهانه مداخله در امور ایالتها كه استقلال داخلی دارند رد كرده بود.
يک نمونه لينچينگ (عکس از ويکيپديا)

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تاریخ از نگاهی به تصویر
یک رای دهنده ایرانی انتخابات 24 خرداد 1392 با تی شرت دارای نماد فَروَهَر



    عکس خبرگزاری مِهر از گروهی رای دهنده تهرانی در انتخابات 24 خرداد 1392 ریاست جمهور. یک رای دهنده با تی شرت دارای نماد فَروَهَر (مظهر نیکوکاری و طرد بدی کردن ازجمله دروغ گفتن و نیّت بد داشتن در ایران باستان) که گویای روانشناسی ایرانی و پایبندی او به فرهنگ ملّی در هر شرایط است. این عکس به همین صورت و زیرنویس در بسیاری از نشریات، در گوشه و کنار جهان انتشار یافته بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تیتر اول روزنامه «صدای اصلاحات» چاپ تهران شماره 25 خرداد 1399

    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 15 ژوئن
  • 763:   (763 پیش از میلاد مسیح) یك خورشید گرفتگی روی داد كه آشوری ها شرح آن را بر سفال نوشته اند و این سفالنبشته تا به امروز باقی مانده است.
        
        
  • 1389:   تُركان عثمانی در جنگ كوزوو بر صِرب ها پیروز شدند و سابقه مسلمان شدن بیشتر مردم كوزوو از همان زمان است.
        
        
  • 1752:   بنجامین فرانكلین با فرستاد یك بادبادك به آسمان فیلادلفیا در هوای توفانی و توأم با رعد و برق، و مشاهده سوختن بادبادك ـ رابطه الكتریسیته ساكن و صاعقه را اثبات كرد.
        
        
  • 1785:  


    نخستین سانحه هوایی تاریخ بشر در فرانسه روی داد و دو تَن كه با یك بالون هوای گرم تا ارتفاع 450 متری بالا رفته بودند كه از دریای مانش بگذرند و در انگلستان فرود آیند بر اثر آتش گرفتن بالُن سقوط كردند و جان سپردند. یكی از این دو، «ژان فرانسوا دو روزیه Jean Francios de Rozier» مدرّس فیزیك و شیمی و سازنده بالُن بود (عکس).
        
        
  • 1808:   ناپلئون بناپارت مرد نیرومند اروپای وقت، برادر بزرگتر خود ژوزف بناپارت را پادشاه اسپانیا کرد ـ کشوری که به تصرف ناپلئون درآمده بود. ناپلئون قبلا ژوزف را پادشاه ناپل و سیسیل (جنوب ایتالیا) کرده بود. پادشاهی ژوزف بر اسپانیا 5 سال طول کشید. دو قرن پیش از دوران ناپلئون، اسپانیا یک اَبَرقدرت جهان بود که به دوران برتری اسپانیا معروف است.
        
        
        
  • 1846:   پیمان اُرِگون Oregon امضا شد و مدار 49 درجه عرض جغرافیایی، مرز کانادا و فدراسیون آمریکا در بخش شمال غربی این فدراسیون و بخش جنوب غربی کانادا قرارگرفت. در این پیمان، وضعیت چند جزیره مجاور دقیقا روشن نشده بود که در سال 1859 بر سر تیراندازی به یک خوک در یکی از این مناطق، میان طرفین یک نبرد کوتاه مدت روی داد که به «جنگ خوک» معروف شده است.
        
        
  • 1860:   نخستین مهاجر سفید پوست در ایداهو ــ ایالت كوهستانی آمریكا ــ مستقر شد.
        
        
  • 1888:   شاهزاده ویلهلم ولیعهد آلمان شد و سپس قیصر (امپراتور این کشور فدرال). جنگ جهانی اول در زمان پادشاهی او به راه افتاد و چون آلمان در آن موفق نبود به هلند گریخت و پناهنده این دولت شد و تا پایان عُمر همانجا بود.
        
        
  • 1896:   یک سونامی (زلزله زیر دریایی) در ژاپن 22 هزار تن را کُشت.
        
        
  • 1920:   دولت آلمان که در جنگ جهانی اول شکست خورده بود، شلسویگ Schleswig شمالی را به دانمارک داد.
        
        
  • 1992:   پس از جنگ جهانی دوم، برای نخستین بار پارلمان ژاپن تصویب كرد كه نظامیان این كشور كه عنوان «نیروی دفاع از خود» را دارند به خارج از مرزهای ژاپن اعزام شوند!.
        
        
  • پیام‌های تازه
    بدون داشتن رسانه هاي حرفه اي و خوب هيچ مسئله اي در ايران حل نخواهد شد
  •  
        در پاسخ به چند پیام واصله در ماههای اپریل و می 2005 (اردیبهشت و خرداد 1384) كه ارسال کنندگان از مؤلف این سایت خواسته بودند راه حل مسائل را ارائه دهد؛ باید گفت كه راه حل هر مسئله را متخصّصان با تجربه (کارشناسان) كه حسن نیّت داشته و دلسوز باشند باید نشان دهند. ولی در رابطه با ایران، در اینجا دو نكته عمومی را می توان بیان داشت. یكی این كه بدون داشتن رسانه هایی كه اصول این حرفه را رعایت كنند و با هدف روزنامه نگاری به وجود آمده باشند، هیچ مسئله ای [در ایران] حل نخواهد شد، زیرا رسانه ها هستند كه مسائل را كشف و نظرات اصحاب نظر را اعلام می كنند و دنباله کار را تا یافتن راه حل رها نمی سازند و برای فكر و كار خوب نظرخواهی و تبلیغ می كنند. به علاوه باید در کشور دستگاهی هم باشد تا به مردم بگوید پشت یک نشریه به کجا تکیه دارد و هدف از انتشار آن چیست و چه وابستگی هایی دارد. باید یک رسانه ـ از هر دست، چاپی و یا گفتاری و دیداری ـ که مطالب سایر رسانه ها را نقد کند و خدمتی است به مخاطبان به وجود آید. نكته دیگر این است كه از دبستان باید به نوجوان آموخته شود كه برنامه ها، مسائل و حتی كار روزانه اش را بر پایه تقدّم و اولویت موارد، ردیف بندی و انجام آنها را از ضروری ترین موارد شروع كند كه متاسفانه ما به آن عادت نكرده ایم. برای مثال: دیروز (22 خرداد 1384) گزارش یك روزنامه تهران از طرح پرهزینه «كارت هوشمند بهداشتی» كه در آمریكا هم وجود ندارد حكایت داشت! که احتمالا یک پیمانکار پیگیر آن است. آیا در وضعیتی كه امر درمان! فعلا در آن قرار دارد؛ تهیه چنین كارتی در اولویت است؟. اگر مسائل درمانی را بر حسب اولوّیت طبقه بندی كنیم، كارت هوشمند (كامپیوتری و دارای بارکُد) در ردیف های آخر قرار می گیرد. كار روزنامه دنبال كردن چنین مسائل است و كشف كند كه چه كسی این طرح را داده و چرا؟ و با اتكاء به حمایت كدام مقام؟. همین داستان دنباله دار شماره ملی، صدور کارت مربوط و بوروکراسی های متعاقب آن ازجمله تغییر چند سال به چند سال آن، که یك روزنامه ننوشت كه چنین كاری را روزولت ـ رئیس جمهوری آمریکا در دوران رکود بزرگ و جنگ جهانی دوم ـ ابتكار كرد، تنها برای این منظور كه دارندگان شماره 9 رقمی آن كه نامش «شماره تامین اجتماعی ـ سوشل سکیوریتی: بازنشستگی و پرداخت مالیات و عوارض و ...» است مشخص باشند. در آمریکا، اداره ای به همین نام آن شماره را صادر می كند و در طول 7 دهه، کارت کاغذی (نه پلاستیکی و کامپیوتریزه و دارای بارکُد) حاوی آن شماره هم تغییر داده نشده است و به تدریج در بعضی ایالتها از همین شماره برای گواهینامه رانندگی و پرونده دانشجویی و ... استفاده می شود. در آمریكا، شناسنامه به آن گونه كه در ایران دیده می شود وجود ندارد. افراد دارای گواهی تولّد هستند كه نه دارای عكس است و نه كسی حق گرفتن فتو كپی از آن و ارائه اش به این و آن را دارد. بیمارستانِ محل تولّد آن را صادر می کند. روزنامه های تهران ننوشته بودند كه چرا اتباع ایران هم باید آن را داشته باشندو تنها به چاپ اطلاعیه های روابط عمومی وزارت كشور (اداره آمار) اكتفا كرده بودند كه از نظر روزنامه نگاری اصیل كافی نیست. سابقه و تاریخچه هم باید درج شود و نیز نظر مخاطبان. انتشار نظرات مردم و افشاء واقعیّت ها و نیز کژی ها است که به ژورنالیسم عنوان قوه چهارم دمکراسی ـ قوه ناظر بر اَعمال سه قوه دیگر و چشم، گوش و زبان مردم بودن را داده است که باید منفک از سه قوه دیگر باشد.

  • پیامهای وارده؛ راه حل مسائل ایران بازگشتِ صد درصد به تعالیم اسلامی است ـ یک نمونه از گرانی اتومبیل ـ خانه های رهاشده در شهرهای کوچک
  •  
        دیروز و دیشب (24 خرداد 1400 = 14 ژوئن 2021) در میان پیام های واصله از مخاطبان عزیز، در سه پیام اشاره شده است که بهتر است درج نظرات مربوط به انتخابات 28 خرداد را به بعد از برگزاری آن موکول کنیم. استدلال این سه مخاطب گرامی که از تهران ارسال شده بود قانع کننده است.
        
        ـ پیام های واصله در چند روز گذشته عمدتا مربوط به گرانی بویژه گرانی مسکن و اجاره خانه، کاهش ارزش ریال، بیکاری، گسترش شکاف طبقاتی، رانت، فامیل بازی در انتصابات و معاملات دولتی و مشکلات دیگر بود. این دسته از پیام ها که ارتباط چندان به انتخابات ندارند به تدریج درج خواهند شد. برای نمونه، یک مخاطب از رشت نوشته است که سه سال و چند ماه پیش اتومبیلش را به 26 میلیون تومان به برادرزاده اش فروخت و ماه گذشته [اردیبهشت 1400] همان اتومبیل را از برادرزاده اش که نیاز به پول داشت به 90 میلیون تومان خرید!.
        
        ـ یک دبیر 77 ساله بازنشسته دبیرستان از تهران نوشته است که راه حل مسائل ایران، بازگشتِ صد درصد به دستورها و تعالیم اسلامی است و مردم ما 43 سال پیش پس از 5 سال زندگی در وضعیت رفاهی نسبتا بهتر و سفر خارجی رفتن متوجه شدند راه رسیدن به سعادت تنها پول و مادیات نیست، زندگی در جامعه ای فاقد جرم و جنایت، فساد، دروغ، تزویر، بی انصافی و کلک است که در آن، عدالت و انسانیت تأمین باشد و راه رسیدن به آن بازگشت کامل به تعالیم اسلام است. عبور غُزها از سیحون و ورود به ایران درست هزار و پنجاه سال پیش و پس از آنان مغولان و ... و ادامه حکومت اعقاب ایشان تا آغاز قرن سیزدهم هجری بر ایران و بخشی دیگر از آسیای غربی، ایرانیان و ملل تحت سلطه را به لحاظ انسان شناسی به صورت دیگری درآورده است که «سِرجان ملکم» دویست سال پیش پس از دیدار از ایران این خصلت را در کتاب خود شرح داده است. ما که به این ضعف های رفتاری پی برده بودیم از برقراری نظام اسلامیِ نتیجه انقلاب سال 1357، شادمانه استقبال کردیم زیراکه تنها راه حل بود. ولی پس از چند سال .... هر روز خبر از جرم و جنایت، فساد و رانت و ... بوده و اخیرا بهانه تحریم. آیا تحریم شمال شهری و جنوب شهری به وجود می آورد و .... نمی خواهم جزئیات را بگویم. نامزدهای انتخاباتی اصولگرا بویژه آقای علیرضا زاکانی در این ماه همه چیز را گفتند. حالا به استناد این بیانات بیاییم و درست کنیم و آن بازگشت به دستورهای اسلامی و وضعیت چند ماه پس از پیروزی انقلاب است که همه الگوهای غربی را کنار گذاشتیم. باید یک حالت فوق العاده اعلام شود و با تعلیق موقت قوانین، اموال و پول هایِ ناحق بدست آمده پس گرفته شود و مرتکبین به جای زندان به اردوگاههای بازآموزی اخلاقیات و تعالیم اسلامی فرستاده شوند. ستون های اخبار اجتماعی خبرگزاری ها و صفحات حوادث روزنامه ها را ببینید. در یک کشور اسلامی نباید زورگیر، قاپ زن و ... وجود داشته باشد.
        مخاطب در پایان پیام خود از خدای متعال خواسته است که دولت بعدی راهی را نرود که دولت های 30 سال گذشته رفتند و این کار نیاز به یک انقلاب آرام دارد.
        
        ـ یک مخاطب مقیم اروپا که نمی خواهد نام کشور محل اقامت او درج شود نوشته است: هر یکی ـ دو سال یک بار به ایران می روم. دو سه سال است که سخن از کمبود مسکن به میان می آید و گرانی ده برابری آن. زادگاه من یک شهر 20 ـ 30 هزار نفری است. سال گذشته که دیداری هم از این شهر کردم، در کوچه ای که تا ده سالگی در آنجا بودم و خانه پدری من قرار دارد، از 18 خانهِ باغ مانند طرفین کوچه تنها یکی از آنها مسکونی بود و بقیه خالی و ساکنان قدیمی به تهران و شهرهای بزرگتر کوچ کرده اند. در کدام کشور چنین کوچ هایی وجود دارد؟. یافتن شغل علت اصلی نیست. خانه 6 اطاقهِ چند هزار متری را رها ساخته و زندگی در یک آپارتمان چهل متری در شهری بزرگتر را ترجیح داده اند!. باید جواب این چرا را پیدا کرد تا مسئله حل شود. قانون لازم است. شهری که من در اروپا در آن زندگی می کنم از 91 سال پیش محدوده دارد و حد و حساب.
        

  • برای اطلاع



     

    روزنامک


    اِدیشن(نسخه) آنلاین مجله جهانی «روزنامک» که به شماره ثبت 25178/92 ثبت شده است حاوی «دستچینِ رویدادهای روز و گذشته - تاریخ» و چشم انداز فردا از دیدگاه اصحاب نظر و شخص ناشراست.
     همچنین نظرات، تجربه، مشاهدات و خاطرات (کارنامک) نوشیروان کیهانی زاده ـ روزنامه نگار و تاریخ نویس 78 ساله ـ با هدف ارتقاء دانش مخاطبان، سطح آگاهی ها و مدنیّت برای داشتن دنیایی بهتر و کمک فرهنگی به کاهش مسائل جوامع، بشریّت و پیشگیری از اشتباه با این شعار: توانایی محصول دانایی است و «دانستن» حق انسان.
    «روزنامک» که از نوامبر 2003 (21 آبان 1982) به صورت یک وبسایت، با هدف آموزش عمومی و خبر و نظررسانی ایجاد شده بود. شماره یکم نسخه چاپی روزنامک نیز در اپریل 2014 (اردیبهشت 1393) در تهران منتشر شد و انتشار آن ادامه یافته است.

    نسخه آنلاین: www.rooznamak.com

    نسخه چاپی: www.rooznamak-magazine.com


     




     

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com